اولین تجربه ی کلاس رفتنم.

اولین تجربه ی کلاس رفتنم خیلی خوب و پر خاطره  بود.کلاس سوم رو انتخاب کردم و رفتم سر کلاس فرشته های کوچولوم. وارد کلاس ک شدم همه دانش اموز میگفتن خانوم اجازه بیا پیش ما بشین.ولی خب ترجیح دادم جدا بشینم ک تفاوت نذارم بینشون.
حرف های در گوشیشون:
بنظرت خانم عروسی کرده یا ن؟
کفششو پاشنه داره..
ارایش داره یا نه؟
کوچولوهای فضول من..
.زنگ تفریح ک خورد همشون اومدن و بغلم کردن نتونستم ب حرف استادم توجه کنم ک گفته بود ب بچه ها رو ندین نازن خوو
چند باری ک ازم اسممو پرسیدن و فقط فامیلمو گفتم این دفعه فرشته های کوچولوم نامه نوشتن بمن بازم اول فامیلمو گفتم ولی دلم نیومد اذیتشون کنم و اخر موفق شدن.
همشون املاهاشونو دستشون گرفتن ک من واسشون صحیح کنم.. ایدا:خانم اجازه چقد ناخوناتون گشنگه و بزرگ چیکار کردی اینقد,بزرگ شده و من در حال قایم کردن ناخنام.
زینب:گوشیمو برداشت و گفت خانم اجازه میشه شمارتو بمن بدی و همه صف کشیدن شماره بگیرن ولی خب دیگه گفتم بشینن سرجاهاشون و این مورد جدی بودم
مهلا:خانم اجازه هر روز شما بیایید بما درس بدین چقد خوبه ک شما اسممون رو بلدین معلم خودمون همش میگه دخترم دخترم
خیلی عالی بودن فرشته های ناز و قشنگم.
95/7/25
تنها دلخوشی این روزهای من شماهستین..

اولین تجربه ی کلاس رفتنم خیلی خوب و پر خاطره  بود.کلاس سوم رو انتخاب کردم و رفتم سر کلاس فرشته های کوچولوم. وارد کلاس ک شدم همه دانش اموز میگفتن خانوم اجازه بیا پیش ما بشین.ولی خب ترجیح دادم جدا بشینم ک تفاوت نذارم بینشون.
حرف های در گوشیشون:
بنظرت خانم عروسی کرده یا ن؟
کفششو پاشنه داره..
ارایش داره یا نه؟
کوچولوهای فضول من..
.زنگ تفریح ک خورد همشون اومدن و بغلم کردن نتونستم ب حرف استادم توجه کنم ک گفته بود ب بچه ها رو ندین نازن خوو
چند باری ک ازم اسممو پرسیدن و فقط فامیلمو گفتم این دفعه فرشته های کوچولوم نامه نوشتن بمن بازم اول فامیلمو گفتم ولی دلم نیومد اذیتشون کنم و اخر موفق شدن.
همشون املاهاشونو دستشون گرفتن ک من واسشون صحیح کنم.. ایدا:خانم اجازه چقد ناخوناتون گشنگه و بزرگ چیکار کردی اینقد,بزرگ شده و من در حال قایم کردن ناخنام.
زینب:گوشیمو برداشت و گفت خانم اجازه میشه شمارتو بمن بدی و همه صف کشیدن شماره بگیرن ولی خب دیگه گفتم بشینن سرجاهاشون و این مورد جدی بودم
مهلا:خانم اجازه هر روز شما بیایید بما درس بدین چقد خوبه ک شما اسممون رو بلدین معلم خودمون همش میگه دخترم دخترم
خیلی عالی بودن فرشته های ناز و قشنگم.
95/7/25
تنها دلخوشی این روزهای من شماهستین
..

پنج خان انتقالی!

تو این روز ها بیشتر طلبه ها دغدغه شون اینه که تو کلاس کجا بشینن اونوقت ما هنوز حوزه نداریم!! واقعا تعجب داره به شدت…اخه امروز دوم مهره و از شنبه دیگه رسما کلاس هس، ولی ما هنوز گیر تعصب یه سری افراد هستیم…خلاصه بهتون بگم که اگه بخوان به ما انتقالی بدن حوزه شون تعطیل میشه 🙂 اخه تعداد زیاد نیس، اول که گیر استاد بودن اونو درست کردن که بعد از یه روز، استاده جا زد و باز مشکل حل شده، حاصل شد!!! خلاصه اینکه مرکز هم تعصبش اینه که ما انتقالی نگیریم و یا حداقل برای خراسان رضوی نگیریم…ما هم که از اوناشیم، پامونو کردیم تو یه کفش که ما میخوایم بریم 🙂 حق هم داریم چون اصلا مدریت ندارن! حالا هم که گفتن شنبه دیگه صدر در صد براتون روشن میکنیم!!

راستی عید قربان مبارک…گوشت های قربونیتون رو بیارید تو وبلاگ من…وبلاگم جزء فقراس…🙂

ما که درخواستمون رو تو سیستم دادیم…فقط مونده این پنج خان انتقالی مارو تایید کنن:))

پنج خان انتقالی

.

.

.

.

+ میگذره، اینام خاطره میشه!  سال دیگه این موقع میگم یادش بخیر…رو هوا بودیم و بی حوزه 🙂

تو این روز ها بیشتر طلبه ها دغدغه شون اینه که تو کلاس کجا بشینن اونوقت ما هنوز حوزه نداریم!! واقعا تعجب داره به شدت...اخه امروز دوم مهره و از شنبه دیگه رسما کلاس هس، ولی ما هنوز گیر تعصب یه سری افراد هستیم...خلاصه بهتون بگم که اگه بخوان به ما انتقالی بدن حوزه شون تعطیل میشه :) اخه تعداد زیاد نیس، اول که گیر استاد بودن اونو درست کردن که بعد از یه روز، استاده جا زد و باز مشکل حل شده، حاصل شد!!! خلاصه اینکه مرکز هم تعصبش اینه که ما انتقالی نگیریم و یا حداقل برای خراسان رضوی نگیریم...ما هم که از اوناشیم، پامونو کردیم تو یه کفش که ما میخوایم بریم :) حق هم داریم چون اصلا مدریت ندارن! حالا هم که گفتن شنبه دیگه صدر در صد براتون روشن میکنیم!!

راستی عید قربان مبارک...گوشت های قربونیتون رو بیارید تو وبلاگ من...وبلاگم جزء فقراس...:)

ما که درخواستمون رو تو سیستم دادیم...فقط مونده این پنج خان انتقالی مارو تایید کنن:))

پنج خان انتقالی

.

.

.

.

+ میگذره، اینام خاطره میشه!  سال دیگه این موقع میگم یادش بخیر...رو هوا بودیم و بی حوزه :)