شب هیجان‌انگیز گروه «گره» برای طرفدارانش

شب هیجان‌انگیز گروه «گره» برای طرفدارانش         گروه گره به خوانندگی شهروز گودرزی و هادی کیانی شب گذشته …

نوشته شب هیجان‌انگیز گروه «گره» برای طرفدارانش اولین بار در پدیدار شد.

شب هیجان‌انگیز گروه «گره» برای طرفدارانش

 

 

 

 

گروه گره به خوانندگی شهروز گودرزی و هادی کیانی شب گذشته در حالی در سالن برج آزادی روی صحنه رفت که بلیت‌فروشی این اجرا با استقبال خوبی از سوی مخاطبان موسیقی راک مواجه شده و ظرف کمتر از ۴۰ دقیقه تمامی بلیت‌های آن به فروش رسیده بود.

کنسرت گروه گره ۵ اردیبهشت‌ماه سال جاری در سالن برج آزادی در یک سانس برگزار شد و اعضای این گروه با اجرایشان توانستند شب هیجان‌انگیزی را برای مخاطبانشان رقم بزنند.

اعضای گروه در این کنسرت به اجرای دو قطعه از ساخته‌های گروه به همراه قطعات پرمخاطب خارجی پرداختند و Are you lost? ، staring into space ، pull me under ، revolution is my name ، the sound of silence ، deliver us ، the pretender ، highway to hall ، creeping death ، rock you like a hurricane ، symphony of destruction ، lift me up ، Erotomania ، medley و … ازجمله قطعات اجرایی شب گذشته گروه گره بود که قطعاتی از گروه‌ها و هنرمندانی چون Dream Theater، Andy Timmons، AC/DC، Metallica، Scorpions، Megadeth و… را به سبک خودشان کاور کرده بودند.

اعضای گروه گره به خوانندگی شهروز گودرزی و هادی کیانی را سهیل زرین کلک (گیتار)، آندره خاچیکیان (گیتار الکتریک)، محمد نیک (بیس)، نوید رهبر (کیبورد) و بهزاد اشعاریی (درامز) تشکیل می‌دادند.

گفتنی است؛ کنسرت گروه گره به خوانندگی هادی کیانی و شهروز گودرزی برای یک‌شب دیگر تمدیدشده است و این گروه ۸ اردیبهشت‌ماه نیز در یک سانس ۲۰:۳۰ در سالن برج آزادی روی صحنه خواهد رفت که بلیت‌فروشی تمدیدی کنسرت اردیبهشت‌ماه گروه پس از شروع بلیت‌فروشی ظرف کمتر از یک ساعت به فروش رسید.

منبع: ریتم نو

نوشته شب هیجان‌انگیز گروه «گره» برای طرفدارانش اولین بار در پدیدار شد.

محمدرضا درویشی: شما هر کاری کنید، عده‌ای مخالفند

محمدرضا درویشی: شما هر کاری کنید، عده‌ای مخالفند         دیده‌اید بعضی آدم‌ها زندگی‌شان یک خط صاف است. به …

نوشته محمدرضا درویشی: شما هر کاری کنید، عده‌ای مخالفند اولین بار در پدیدار شد.

محمدرضا درویشی: شما هر کاری کنید، عده‌ای مخالفند

 

 

 

 

دیده‌اید بعضی آدم‌ها زندگی‌شان یک خط صاف است. به دنیا می‌آیند، بزرگ می‌شوند، درس می‌خوانند، سر کار می‌روند و کارمندانی فعال و مرتب می‌شوند، ازدواج می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند، ارتقای شغلی می‌گیرند و بعد هم پیر می‌شوند و خلاص! از بیرون که به زندگی‌شان نگاه می‌کنی، به خانه‌ای که هر چند سال یک بار از عدد منطقه‌‌اش کم می‌شود، به ماشین‌شان که هر سال مدلش بالا می‌رود، به بچه‌هایی که می‌روند دانشگاه‌های معتبر یا کالج‌های خارج از کشور… غبطه‌آمیز به نظر می‌رسند؛ اما همین آدم‌ها، وقتی در ۶۰ سالگی یک روز جلوی آینه به خودشان نگاه می‌کنند، از چشم‌هایی که به‌شان خیره شده، می‌ترسند.

با خودشان فکر می‌کنند این آدم، چه‌قدر با رویای بیست‌سالگی‌شان فرق دارد. بعد احساس می‌کنند، شرمنده‌ی خودشان شده‌اند. چند دقیقه‌ای، چند ساعتی و شاید هم چند روزی به این ماجرا فکر می‌کنند و بعد دوباره زندگی با همه‌ی دغدغه‌هایش چنان به سرشان هجوم می‌آورد که همه‌چیز را فراموش می‌کنند و فقط یادشان می‌آید که نباید در آینه به خودشان دقیق شوند.

بعضی آدم‌های ۶۰ ساله اما هستند که تنها لحظات خوش‌شان، فکر کردن به خود و زندگی‌ای است که از سر گذرانده‌اند. می‌توانند به تمام آن شب‌‌بیداری‌ها، ‌رنج‌ها و گاهی بی‌پولی‌ها و سختی‌ها نگاه ‌کنند و دل‌شان غنج برود و بنشینند گوشه‌ی کتاب‌خانه‌شان، کارگاه‌شان یا اتاقکی کوچک و به خودشان دست‌مریزاد بگویند. اینها آدم‌های خوشبختی هستند؛ چون بدهی‌ای به خودشان ندارند، طلبی هم ندارند. حساب‌شان با خودشان صاف صاف است.

«محمدرضا درویشی» لابد از این ۶۰ ساله‌ها است. می‌تواند ساعت‌ها بنشیند کنج‌ زیرزمین خانه‌اش در آن فرعی خلوت جردن و به خودش خوب فکر کند. به موسیقی فیلم‌هایش، به آثار مستقلش، به آن همه کتابی که نوشته، به پژوهش‌هایی که کرده، به آن هنرمندان فقیر و گمنام روستایی که اگر او نبود، مثل خیلی‌های دیگر ناشناخته مرده بودند… حالا اینکه بزرگ شدن بچه‌هایش را ندیده، مثل هر هنرمند دیگری رنج‌ها و ناملایمات بسیاری کشیده، اگر هر کار دیگری می‌کرد حالا سرمایه‌ی بیشتری داشت، چندان مهم نیست. مهم این است که می‌تواند برود جلوی آینه، خوب به خودش دقیق شود و به خاطر تمام کارهایی که کرده و آنهایی که نکرده -چه خوب که نکرده- فکر کند و به چشم‌هایش خیره شود. خیره شدن به چشم‌های خود آدم، خوشبختی بزرگی است که نصیب هر کسی نمی‌شود.

***

* شما در شیراز به دنیا آمدید، در همان شهر ساز نواختید و بعدها به دانشکده موسیقی رفتید. از همین‌جا شروع کنیم؛ در آن سال‌ها موسیقی در شهرستآنها آن‌قدر متداول نبود که یک نوجوان پیانو و ویولون بنوازد، اما شما نواختید؛ در دانشگاه موسیقی خواندید و به امروز رسیدید که یکی از چهره‌های مطرح آهنگسازی ایران هستید.

بله، سطح موسیقی در شیراز آن زمان بسیار پایین بود. چند گروه پاپ در هتل‌ها ساز می‌زدند و چند گروه روحوضی هم در عروسی‌ها. من در آن محیط نوازندگی ویولون و پیانو را یاد گرفتم و در دسته موزیک دانش‌آموزان ترومپت نواختم. زمانی که می‌خواستم در دانشگاه کنکور بدهم، دیدم نمی‌توانم در نواختن ویولون و پیانو با داوطلبان دیگر رقابت کنم، برای همین ترومپت زدم و قبول شدم. در کنکور هنرهای زیبا بچه‌های هنرستان موسیقی همیشه قبول می‌شدند و بچه‌های شهرستان باز می‌ماندند. آقای احمد پژمان آن زمان به من کمک زیادی کردند و به استادان دیگر گفتند: «این از جایی آمده که اصلاً نمی‌دانند موسیقی چیست؛ اما سه ساز می‌زند؛ این‌قدر هنرستانی نگیرید.» موسیقی هم تقدیر من بود دیگر.

* از این تقدیر خوشحالید؟

به زبان امروز خوشحالم که کارم موسیقی است.

* خب شما در شیراز متولد شدید و بعد به تهران آمدید. در این سال‌ها تلاش کردید تا سازها و نغمه‌های مهجور و گمشده را پیدا کنید. حال از زندگی در شهر راضی هستید؟

راضی نیستم؛ اما مجبورم.

* چرا؟

به خاطر نوع ارتباطات و امکاناتی که همه ما ناگزیر به استفاده آن هستیم. برای مثال، من برای کار کردن یک سیستم صوتی بزرگ می‌خواهم. یک پیانو نیاز دارم و حجم قابل توجهی منابع مرجع برای نوشتن مقاله‌ها و کتاب‌های پژوهشی‌ام می‌خواهم. گاهی ذهن از خستگی، روی بدیهیات هم شک می‌کند و نیاز به منابعی دارد که باید در دسترس‌اش باشند. با این اوصاف کجا زندگی کنم؟‌ همسرم این‌جا است. شغلش این‌جا است. «آفتاب» (دخترم) آهنگساز است و میان تهران و اروپا در رفت و آمد. دختر دیگرم بازیگر سینما و تئاتر است و کارش همین‌‌جا است.

* شما یک مدت هم قزوین زندگی می‌کردید. درست است؟

رفتم تا یک پژوهشکده هنر و موسیقی راه بیاندازم؛ اما متوجه شدم چنین همتی در آنجا وجود ندارد. دفتر کار من زیرزمین خانه‌مان است که من بیشتر ساعات شبانه‌روز را آن‌جا هستم. برای من چه فرقی می‌کند این زیرزمین کجای جهان باشد؟‌ اما این امکان را دارم که به راحتی با کسانی که لازم دارم، ارتباط بگیرم. اینها اجبارهای زندگی است؛ وگرنه تمام هستی‌ من با طبیعت است. می‌توانم از دیدن یک پروانه‌ که روی گل نشسته، ساعت‌ها شادمان باشم. ضمن اینکه من سال‌های زیادی در روستاهای دورافتاده بوده‌ام؛ آن هم بخشی از کار بود که اقتضایش گذران زندگی در آن روستاهای دورافتاده بود. برای آن پژوهش‌ها، بزرگ‌شدن دخترانم را ندیدم و مادرشان به تنهایی بزرگ‌شان کرد. من مدام سفر بودم. ساعت یک شب، ماشین من را پیاده می‌کرد، ۶ صبح بوق می‌زد و دوباره می‌رفتم. متأسفانه روزهای زیادی نبودم.

* با این اوصاف دختران‌تان در کودکی شما را می‌شناختند؟‌

کودک که بودند، غریبگی می‌کردند.

* اما حاصلش شد چند جلد کتاب مفصل درباره سازهای ایرانی و کشف سازهای جدید.

من تمام این سال‌ها دنبال صداهای بکر بودم.

* حالا که از هیچ‌‌کدام از این سازها در ارکسترها استفاده نمی‌شود، احساس ضرر نمی‌کنید؟ اصلاً به بازسازی این سازها فکر کرده‌اید؟

نه! رسالت این کتاب،‌ بازسازی سازهایی که در آن معرفی شده‌اند، نیست. این رسالت دیگران است تا اگر دوست دارند این کار را انجام دهند. من این سازها را معرفی کرده‌ام تا اگر سازسازان تمایل داشته باشند با الگوی سازهای محلی و تکنیک‌های امروزی آنها را بازسازی کنند. آرزوی من در این کتاب‌ها این است که سازهای فراموش شده بازسازی شوند؛ چون بسیاری از این سازها را در هیچ‌کجای دنیا نمی‌توانید ببینید؛ اما کار من نیست، کار سازنده ساز است. آقای «فرهاد صفری» تلاش‌هایی در این زمینه کرده است. ما سازی به نام «مرواس» در هرمزگان داریم که کوچک‌ترین دهل ایران است و آقای صفری در ده تا پانزده اندازه مختلف آن را ساخته است. برای من آهنگساز، مرواس به درد نمی‌خورد؛ اما این سازهای جدید قابل کوک را می‌توانم استفاده کنم.

آقای دهلوی هم طرحی برای تنبک کوکی داشتند و تنبک زورخانه‌ای را احیا کردند؛ یعنی آقای دهلوی طراحی‌اش را انجام داد و شخص دیگری آن را ساخت. استاد دهلوی -که یادشان به خیر باشد- با کمک استاد قنبری‌مهر، همچنین از قیچک بلوچی، قیچک‌هایی طراحی کردند که می‌توانند کاربرد زیادی داشته باشند.

* نقش استاد قنبری‌مهر در سازسازی ایران بسیار مهم است.

بله، ایشان چند دهه‌ قبل بر اساس سازهای بادی‌ای که در مینیاتورها وجود داشت، برای یک ارکستر صد و خرده‌ای نفره سازهای مختلف طراحی کرد. اگر این اتفاق تداوم پیدا می‌کرد، ما الان شاهد سازهای تغییر یافته بسیار زیادی بودیم.

* آقای «رضا ژاله» هم در این میان کارهای مهمی کرده‌اند.

آقای رضا ژاله سازساز بسیار متبحری است و در این سال‌ها سازهای ابتکاری زیادی ساخته که تعدادی از آنها واقعاً صدای درخشانی می‌دهند و خب بعضی‌هایشان هم موفق نشده‌اند. من سه تا از سازهای او را دارم و در چندین موسیقی فیلم آقای بیضایی و همچنین تئاتر «افرا» از این ساز استفاده کرده‌ام. چون نه قیچک جواب می‌داد و نه کمانچه. در تئاتر «شب هزار و یکم» از ساز دیگر آقای ژاله استفاده کردم که «تهمورس پورناظری» آن را نواخت. به‌قدری این سازها را دوست دارم که حتی حاضر نیستم به کسی امانت‌شان دهم!

* شما آهنگساز سمفونیک هستید و با این وجود، از لزوم صداهای جدید حرف می‌زنید؛ اصلاً ارکستر سمفونیک به صداهای جدید نیاز دارد؟

ارکستر سمفونیک امروز با دوران موسیقی رومانتیک و کلاسیک فرق می‌کند. در قرن بیستم یک‌سری سازها به ارکستر سمفونیک اضافه شد که اصلاً تا پیش از آن وجود خارجی نداشتند. شما می‌توانید تصور کنید که ماندولین یا گیتار و ساکسوفون هم‌اکنون وارد ارکستر سمفونیک شده است؟ من در «موسم گل» از ساکسوفون آلتو استفاده کرده‌ام.

* حتی پیانو هم ساز جدیدی است که در ارکسترها استفاده می‌شود.

بله، اما پیانو زمان بتهوون و هایدن هم وجود داشته؛ ولی تنها در کنسرتو پیانو از آن استفاده می‌شده، نه به عنوان یک ساز ارکستر. از آثار مالر و اشتراوس به بعد، استفاده از هیچ سازی در ارکستر سمفونیک حد و مرزی ندارد. شما دوست دارید یک طبل آفریقایی بیاورید؟ مختارید. مرزهای کلاسیک و سازبندی‌ای که تا پایان قرن نوزدهم وجود داشته، دیگر امروز وجود ندارد.

* در بخش سازسازی، غربی‌ها با تکیه بیشتر به علم توانستند سازهایی جدید و در عین حال کاربردی بسازند؛ اما ما سازهای گذشته‌مان را هم فراموش کردیم.

البته هم‌اکنون در اروپا ارکسترهایی وجود دارد که آثار موتسارت یا باخ را با همان سازهای دوران خودشان می‌نوازند؛ اما موسیقی غرب چندصدایی و ارکسترنوازی دارد و همین، نیاز به ابتکار و ابداع را ایجاد کرد. در این سال‌ها هم بسیاری از آهنگسازان به صداهای جدید نیاز پیدا کردند؛ من خودم برای نوشتن یک موسیقی به پنج صدا احتیاج پیدا کردم که دیدم روی ساز ایرانی جواب نمی‌دهد؛ اما سازهای ابداعی آقای صفری این نیاز را برطرف کرد. آقای «شهرام ناظری» هم در برخی کنسرت‌هایش از تعدادی از سازهای ایشان استفاده می‌کند. مسأله سازسازی هم بسیار پیچیده است؛ اما در ایران خیلی ساده گرفته شده. مثلاً برای انگشت چهارم نی، کلیدی درست می‌کنند و فکر می‌‌کنند کار بزرگی انجام داده‌اند. آن‌قدر در این سال‌ها، سازهای ابتکاری پیش من ‌آورده‌اند که من دیگر حالم بد می‌شود! ساز ابتکاری باید در دست نوازنده بنشیند، یک منطق آکوستیک و صداشناسی می‌خواهد که استاد آن، آقای قنبری‌مهر است.

* نظرتان درباره‌ی شورانگیز و سلانه‌ که آقای علیزاده می‌نوازند، چیست؟‌

آقای علیزاده ایده‌هایی برای ساز داشته‌اند که مطرح کرده‌اند و دیگری آن را ساخته و آقای علیزاده هم با آن نواخته‌اند.

* آقای شجریان هم چندین ساز ابداعی ساختند که در کنسرت‌های سال‌های اخیرشان از آنها استفاده شد.

سازهای آقای شجریان سازهای بسیار خوبی هستند؛ اما همچنان در مرحله آزمون و خطا هستند. من جلسات متعددی با ایشان داشتم و در این میان، شاگردان و دوستان خودم را هم می‌بردم تا آنها را بنوازند. پیش از رفتن هم به بچه‌ها سفارش می‌کردم وقتی آن‌جا رفتیم، تحت سیطره آقای شجریان قرار نگیرید. من شما را می‌برم تا اگر ایرادی هست، مطرح کنید؛ نه اینکه جلسه به تعارف بگذارد. می‌‌گفتم در این صورت تنها وقت من و آقای شجریان را گرفته‌اید. قرار بود من یک ارکستر از سازهای ایشان با حدود ۶۰ نوازنده تشکیل دهم؛ حتی با «مجید درخشانی» نشستیم و نوازنده‌هایش را هم انتخاب کردیم. با آقای شجریان می‌خواستیم ارکستری از سازهای او تشکیل دهیم و ایراداتی که در صدادهی‌شان وجود دارد را برطرف کنیم و به اصطلاح، کمی بزک‌شان کنیم که نشد.

* چرا؟

ایشان یک سال رفت امریکا و ما ماندیم و یک لیست از نوازندگان و بعد هم که مسأله بیماری ایشان پیش آمد.

* به نظر شما سازهای آقای شجریان در ذات‌شان توانایی فراگیر شدن دارند؟

بله، اما اصلاحیه می‌خواستند و می‌توانستند با رفع یک‌سری ایرادات کوچک، حرفه‌ای شوند.

* چه‌طور ایشان به عنوان یک خواننده توانسته‌اند سازهایی ابداع کنند که سازشناسی چون شما تا این اندازه به آنها امیدوار است؟

آقای شجریان از نوجوانی سنتور می‌ساخته و می‌نواخته. با ارّه و سوهان و بدون ابزار پیشرفته‌تری در مشهد این کار را می‌کرده است. ایشان سابقه این کار را داشت. ضمن اینکه به‌طور کلی، هنرمند خلاق، همیشه ایده و طراحی دارد. آقای شجریان خلاقیت دارد. او خوش‌نویس است، گل‌کار است، در نجاری تجربه دارد و… او باغ هشتگرد را که گرفت، کارگاه کوچکی زد و ایده‌های قدیمی‌اش را در سازسازی پیاده کرد. خیلی‌هایشان را هم دور انداخت. این سازها نمونه‌ی اولیه نیستند، نمونه‌های اصلاح شده‌اند. ایشان سعی و خطای بسیاری کرد تا به اینجا رسید. فراموش نکنید آقای شجریان آدم ثابت‌قدمی است.

* یعنی این سازها می‌تواند جایگزین تار یا کمانچه شوند؟

نه، اینها اصلاً صدای آنها را نمی‌دهند و قرار نیست جایگزین سازهای قدیمی شوند. صداهای جدیدی به خصوص در گستره بم دارند. صدایشان شبیه هیچ سازی نیست و همین هم مهم است. آقای شجریان یک همکار در کارگاه هشتگرد داشت و طی سال‌ها این کار را انجام داده‌اند.

* در آن زمان که ایشان از این سازها رونمایی کرد، با مخالفت‌های بسیاری روبه‌رو شد.

بله، خیلی‌‌ها می‌گفتند خواننده را چه به سازسازی؟ باید به آنها جواب داد: به شما چه ربطی دارد؟ من موسیقی‌دانم؛ اما فیزیک آکوستیک می‌خوانم و به علوم پزشکی علاقه‌مندم. اگر کسی بگوید به تو چه ربطی دارد که درباره پزشکی می‌خوانی، من هم باید بگویم به تو چه ربطی دارد که در کار من دخالت می‌کنی؟‌ شما هر کاری کنید، کسانی هستند که با آن مخالفت کنند. معمولاً هم کسانی ایراد می‌گیرند که خودشان هیچ کاری انجام نمی‌دهند.

* که تعدادشان هم خیلی زیاد است.

بله، بیشتر از خود موسیقی‌دآنها. اینها تنها ایستاده‌اند که بگویند این کار ایراد دارد و آن کار ایراد دارد. من اگر سالی ۶ موسیقی بسازم، می‌‌گویند کارهایش زیاد و بی‌مایه شده است. اگر کنج خلوتم بنشینم و چیزی نسازم، می‌گویند که دیگر توانایی ندارد! من سال‌ها است که دیگر به چیزی گوش نمی‌دهم. نه به حرف بد و نه به تشویق‌ها. گاهی که برخی از دانشجویانم، حرف‌هایی که پشت سرم زده می‌شود را می‌گویند، بلافاصله می‌گویم مغز من را خراب نکن. حرف همه‌جا هست. در همین نمایشگاه سازهای آقای شجریان در خانه هنرمندان، کسانی آمدند و درشت‌ترین سخنان را گفتند که معلوم نیست سر پیاز هستند یا ته پیاز. آقای شجریان یک «استاد- خواننده» است که کاریزما و توانایی خدادادی دارد. ضمن اینکه او سال‌ها تمرین کرده است. خودش تعریف می‌کرد سال‌ها قبل، همین‌طور که با شلنگ باغچه‌ها را آب می‌داده یا هر کار دیگری می‌کرده، واکمن در گوشش بوده و طاهرزاده و اقبال آذر گوش می‌کرده است. ممارست در زمان طولانی و داشتن پتانسیل، او را به این‌جا رسانده است.

* این مخالفت‌ها درباره فعالیت‌های «همایون شجریان» هم وجود دارد.

بله؛ اما «همایون» که یک‌باره همایون نشد. سال‌ها، پیشِ پدرش تنبک می‌زد و بعدها در خواندن تصنیف‌ها پدرش را همراهی می‌کرد. «همایون» در دامان پدر و با آموزه‌های او بزرگ شد. بسیار باهوش بود و ژنتیک صدا هم به او کمک کرد، خودش هم آدم بسیار بااخلاق و بامرامی است و احترام را رعایت می‌کند. او آدم «باصفتی» است و تمام اینها از او چنین شخصیتی ساخته است.

* شما با نوآوری‌های او موافق هستید یا فکر می‌کنید باید راه پدر را ادامه می‌داد؟

«همایون» از اول، راهش را از پدرش جدا کرد و فکر کرد قرار نیست مثل پدرش بخواند. او تکلیف همه را روشن کرد. حالا مدام دیگران بگویند که چرا این آلبوم را خواند یا چرا آن قطعه را خواند؟ بگذارید بگویند. یکی از اساتید معروف موسیقی در اظهار نظری گفت که «همایون خواننده پاپ است». همایون هم با هوشمندی زیاد در پاسخ‌شان گفت: ‌«ایشان حتماً استاد و نظرشان صائب است.» البته رسانه‌های ما هم به این مسأله دامن می‌زنند.

* گفتید که سازهای آقای شجریان، نیاز به اصلاحاتی کوچک داشتند. حالا با توجه به بیماری ایشان، تکلیف این سازها چه می‌شود؟

امیدوارم آقای شجریان هر چه زودتر خوب شود و این کار، مراحل نهایی خود را طی کند. چون تنها ریزه‌کاری‌هایی لازم دارد و بزک آخر مانده است. ضمن اینکه ایشان از سیم‌های ساخت خارج استفاده کرد که من به ایشان این مسأله را متذکر شدم. سیمی که برای یک ویولون در آخرین استاندارد ساخته شده، روی کمانچه جاب نمی‌دهد یا سیمی که برای ویولا است، اختصاصاً برای این ساز ساخته شده و این در سازهای ما جواب نمی‌دهد. با همه اینها، من سازهای او را تمجید می‌کنم و امیدوارم ایشان بهبودی کامل برایشان حاصل شود و این سازها را به مرحله استاندارد برسانند، چون این قابلیت را دارند. ساز وقتی در جامعه مطرح می‌شود که نوازندگان درجه‌یک از آن استفاده کنند و به خلوت نوازنده راه پیدا کند. اگر آقای علیزاده شورانگیز یا سلانه را نمی‌نواخت، کسی اسم این سازها را هم الان نشنیده بود.

* به نظر شما «شورانگیز» و «سلانه» الان سازهای شناخته شده‌ای هستند؟

این اتفاق خیلی سخت رخ می‌دهد. ساز جدید مثل واژه و زبان است که به مدت‌های زیادی نیاز دارد تا در فرهنگ بنشیند. ضمن اینکه این سازها را هیچ نوازنده قابل دیگری جز آقای علیزاده ننواخت. اگر دو استاد دیگر این سازها را می‌زدند، بیشتر شناخته می‌شدند. ضمن اینکه فراموش نکنید در جامعه موسیقی ما محافظه‌کاری وجود دارد. استاد قنبری‌مهر سرپنجه تار را عوض کردند و جز آقای کیوان ساکت هیچ‌کس دیگری از این تار استفاده نمی‌کند.

* اشاره کردید که به فیزیک علاقه‌مندید. در این باره توضیح می‌دهید؟

من موسیقی‌دانم؛ اما به فیزیک فضایی بسیار علاقه‌مندم و یک تفریح خوب برایم محسوب می‌شود.

* چند سال است که فیزیک را به‌طور جدی دنبال می‌کنید؟

زمان زیادی نیست.

* در نگرش‌تان به موسیقی هم تأثیر گذاشته است؟

نه، چون مشخصاً در حوزه‌ خاصی از فیزیک مطالعه می‌کنم. اما مطالعات فلسفی و عرفانی من روی موسیقی‌ام تأثیر گذاشته است.

* چرا در این چند دهه آهنگسازی، کمتر کار باکلام ساخته‌اید؟

در این سال‌ها کار باکلام هم ساخته‌ام؛ اما نه به اندازه کارهای بی‌کلامم. من ارکسترنویس هستم و کمتر به موسیقی آوازی گرایش دارم. البته همین حالا کار نیمه‌تمامی با آقای محمدرضا اصلانی بر اساس متن خودشان دارم که حجم شعر بسیار زیاد است و ارکستر بسیار بزرگی می‌خواهد.

* اصلاً نسبت شما با ادبیات چیست؟

عاشق ادبیاتم، هر چند در عمرم حتی یک رمان هم نخوانده‌ام.

* «کلیدر» را چه‌طور؟ آن را هم نخوانده‌اید؟

آقای محمد افتخاری این کتاب را خلاصه‌ کرد و خواندم. به شعر (کلاسیک و قدیم) بسیار علاقه‌مندم. حافظ و مولانا و بیدل و خیلی شعرای دیگر را هم دوست دارم.

* و کدام یک را بیشتر؟

حافظ.

* چه چیزی در حافظ وجود دارد که این همه دوستش دارید؟

حافظ تنها شعر نمی‌گوید، بلکه کد می‌دهد. کلماتی در اشعار او وجود دارد که اگر متوجه نشوید، کل شعر را نفهمیده‌اید. کدهای حافظ را باید فهمید. آن‌قدر جهان او گسترده است که هر کسی آن را می‌خواند، انگار این شعر برای او سروده شده است. شعر او چندوجهی است. حافظ یگانه شاعری است که یک کتاب دارد؛ من از گذشته‌‌های دور، به او التفات خاصی داشتم که به سعدی نداشتم. سعدی بسیار عقل‌‌گرا است؛ اما حافظ اصلاً عقل در کارش نیست، همه‌اش شهود است. البته همین سعدی عقل‌‌گرا، می‌گوید: «آنجا که عشق خیمه زند، جایگاه عقل نیست» من عاشق بیدل دهلوی هم هستم؛ به خصوص نثرهایش که آدم را دیوانه می‌‌کند.

* از شاعران جدید با کدام‌شان ارتباط برقرار می‌کنید؟

تمام شاعران، قدرت‌های ادبی و ذخیره‌های فرهنگی ما هستند. من عاشق همه‌شان هستم؛ اما «فروغ» را طور دیگری دوست دارم. در دفتر کارم عکس بزرگی از او هست. فروغ از هیچ‌کس تقلید نکرده و زبان خاص خودش را دارد؛ البته بعد از شعر «تولدی دیگر» که سرزنده‌ترین و شاداب‌ترین شعر فروغ است. اما بعد از آن در دست‌اندازهای روحی افتاد.

* همکاری طولانی‌مدتی هم با آقای بیضایی داشتید.

آقای بیضایی یک آدم معمولی نیست. یک کارگردان یا سناریست ساده نیست. به اعتقادم دو نفر در ایران معاصر هستند که صرف‌نظر از اینکه چه کاری انجام می‌دهند، روی نفس زبان تأثیر گذاشته‌اند. یکی بهرام بیضایی است و دیگری محمود دولت‌آبادی. ریشه همه‌چیز زبان است. موسیقی و لباس و غذا، همه در سیطره زبان است. وقتی زبان تغییر کند، سایر عناصر هم تغییر می‌کنند. آقای بیضایی واژه‌هایی را در آثارش استفاده کرده که در زبان ما فراموش شده است.

* یعنی در آینده از این واژه‌ها استفاده می‌شود؟‌

نمی‌دانم. مگر می‌دانم نسل آینده نسبت به سازهایی که من سعی در شناسایی‌شان داشتم، چه واکنشی نشان می‌دهد؟ نسل آینده مسئول خودش است و من نمی‌توانم به جای آنها تصمیم بگیرم. اینها را ثبت می‌کنم تا اگر نسل آینده خواست نگاهی بیندازد، اسناد در اختیارش باشد.

* شما کدام وجه‌تان را بیشتر دوست دارید؟ آهنگسازی یا پژوهش؟

آهنگسازی. من به اجبار کار تحقیقی کرده‌ام؛ چون کسی نبود که این کارها را انجام دهد. فکر می‌کنم آهنگسازی هستم که کارهایم شبیه هیچ‌کس نیست.

* شما اصولاً به کار جوانان علاقه‌مندید و برای آلبوم بسیاری از آنها هم مقدمه نوشته‌اید.

من کلاً به جوانان اعتقاد زیادی دارم. جوان‌هایی هستند که وقتی آنها را با جوانی خودم مقایسه می‌کنم، می‌بینم فاصله‌شان با ما بسیار زیاد است. درست است که تکنولوژی و دامنه دسترسی به دانش بیشتر شده، ولی سطح دانشگاه معکوس شده است. استادان ما با استادان کنونی قابل قیاس نیستند؛ اما نسل جدید امروز، نسل هوشیاری است و با وجود تمام مشکلاتی که وجود دارد، من به نسل جوان خیلی اعتقاد دارم. به همین خاطر هر وقت توانسته‌ام برای کارهایشان نوشته‌ام. مثلاً برای «میلاد درخشانی» نوشتم، چون جور دیگری فکر می‌کرد. او تار را مثل همه نمی‌نوازد. روحیه خودم هم بسیار جوان است.

* و این روزها چه می‌کنید؟

در حال حاضر مشغول نوشتن جلد سوم کتابی درباره سازهای بادی هستم. این کتاب بسیار مفصل و حدود ۲۵۰۰ صفحه است.

منبع: موسیقی ما

نوشته محمدرضا درویشی: شما هر کاری کنید، عده‌ای مخالفند اولین بار در پدیدار شد.

وقتی فضای جامعه محمد اصفهانی را افسرده و بی‌انگیزه می‌کند

وقتی فضای جامعه محمد اصفهانی را افسرده و بی‌انگیزه می‌کند         محمد اصفهانی بعد از گذشت چندین و …

نوشته وقتی فضای جامعه محمد اصفهانی را افسرده و بی‌انگیزه می‌کند اولین بار در پدیدار شد.

وقتی فضای جامعه محمد اصفهانی را افسرده و بی‌انگیزه می‌کند

 

 

 

 

محمد اصفهانی بعد از گذشت چندین و چند سال بار دیگر تصمیم گرفته بازگردد؛ آن‌هم نه یک بازگشت معمولی و همچون دیگر خواننده‌ها، آمده تا با ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان همکاری کند.

این گفت‌وگو درباره رفتن و آمدن اوست و محمد اصفهانی که به ۵٠ سالگی رسیده و سال‌های سکوت را سپری کرده است. او در بخشی از این گفت‌وگو درباره دلایل کم‌کاری خود سخن گفته است.

شما از ستون‌های اصلی موسیقی پاپ بعد از انقلاب هستید. دلیل اینکه این‌قدر کم‌کار شده‌اید چیست؟

به من لطف دارید، اما من هم یکی از علاقه‌مندان موسیقی‌ام که در حال کار هستم. فرقم با بقیه علاقه‌مندانی که در این زمینه مشغول به کار هستند این است که آنها هنوز شناخته نشده‌اند و هنوز در مراحل تحصیل یا تکمیل کار هنری‌شان هستند و من این شانس را داشته‌ام که با اقبال مردم روبه‌رو شوم. علت این کم‌کاری، حال غیرخوبم است. موسیقی برایم یک کار دلی است. انرژی لازم برای این کار را نداشتم. خدا را شکر الان حالم بهتر است و مشغول کار هستم.

دلیل اینکه حالتان بد بود چه بود؟

عوامل زیادی دخیل بود که طولانی است، اما مهم‌ترینشان دلایل اجتماعی است. سال‌ها در جامعه فضایی حاکم بود که به‌عنوان یک ایرانی مورد پسندم نبود. حتی اگر نجار بودم و این کار را دلی انجام می‌دادم، دستم به کار چوب هم نمی‌رفت. موسیقی با عوالم روحی آدم خیلی سروکار دارد و تأثیر بیشتری می‌پذیرد. من هم مثل خیلی از ایرانی‌هایی که در آن سال‌ها افسرده شدند، بی‌انگیزه شدم، اما حالا حالم بهتر است.

پس دلیل بازگشتتان، بهترشدن فعلی شرایط اجتماعی و فرهنگی است؟

بله. گرچه می‌دانم شاید بعضی‌ها با این حرف موافق نباشند.

بااین‌حال در زمینه انتشار آلبوم یا تک‌ترک که این سال‌ها خیلی مد شده فعالیتی نداشتید.

اعتقاد به تک‌ترک ندارم، گرچه خیلی از دوستان می‌گویند اشتباه می‌کنی، اما من با آن ارتباط برقرار نمی‌کنم. ترجیح می‌دهم یک مجموعه ارائه کنم تا این‌طور نباشد که برای سرعت بیشتر دانلود؛ حجمش و کیفیتش را کم کنند و در فضای مجازی له و مچاله شود. دوست دارم اگر این اتفاق هم افتاد بتوانم بگویم آلبوم در فلان کتاب‌فروشی یا سوپرمارکت فروخته می‌شود با کیفیت اورجینال. البته همه ما باید خودمان را با شرایط جدید وفق دهیم. تابه‌حال چندتا تک‌ترک داده‌ام، شاید بعد از این هم اعتقادم به این کار بیشتر شود و انجامش بدهم.

منبع: روزنامه شرق

نوشته وقتی فضای جامعه محمد اصفهانی را افسرده و بی‌انگیزه می‌کند اولین بار در پدیدار شد.

فریدون شهبازیان: موسیقی حوزه هنری رو به تعالی است

فریدون شهبازیان: موسیقی حوزه هنری رو به تعالی است         نخستین مراسم اتفاق ترانه در سال ۹۶ با …

نوشته فریدون شهبازیان: موسیقی حوزه هنری رو به تعالی است اولین بار در پدیدار شد.

فریدون شهبازیان: موسیقی حوزه هنری رو به تعالی است

 

 

 

 

نخستین مراسم اتفاق ترانه در سال ۹۶ با رونمایی از آلبوم موسیقایی «دوراهی» و گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرای کشور و با حضور جمع کثیری از اهالی ادبیات، موسیقی و هنر کشور در حوزه هنری برگزار شد.

به نقل از خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، در تازه‌ترین برنامه «اتفاق ترانه» جمعی از شاعران کشور به ذکر یاد و خاطره مرحوم افشین یداللهی شاعر و ترانه‌سرای کشور پرداختند. ناصر فیض مدیر دفتر طنز حوزه هنری بابیان این‌که عادت داریم وقتی کسی فوت می‌کند در تعریف و تمجید از او غلو و اغراق می‌کنیم، اظهار کرد: چه‌بسا وقتی این‌گونه افراد زنده هستند، نسبت به آن‌ها حسادت می‌کنیم و درباره افشین یداللهی هم همین‌گونه بود.

وی ادامه داد: مرحوم یداللهی دیده و شناخته شد و این موضوع تنها به خاطر اشعارش نبود، خیلی از شاعران هستند که ممکن است اشعاری در سطح و اندازه یداللهی داشته باشند، اما «آن» شاعرانگی را نداشته‌اند و همچنین ارتباط اشعار یداللهی با مخاطبان به‌قدری قوی بوده است که اگر اشکالی هم در اشعارش بود، به چشم نمی‌آمد. درواقع رفتار و منش شاعر، کنار شعرش هم هست و همین رفتار و منش باعث محبوبیت ایشان شد.

فیض بابیان این‌که یداللهی انسانی بود که سوار موج‌های ادبی، سیاسی نمی‌شد، عنوان کرد: بسیاری از شاعران به‌محض این‌که جایگاهی پیدا می‌کنند، اجازه می‌دهند که از این جایگاهشان سوءاستفاده شود. این‌گونه افراد هرلحظه به سمت یک جریان و گروه می‌روند و تلاش می‌کنند تا به هر قیمتی خود را نشان دهند. اما از افشین یداللهی چنین چیزی ندیده‌ایم.

این شاعر کشور با تأکید بر این‌که یداللهی نگاه ویژه‌ای به شعر کهن داشت، عنوان کرد: او با حفظ نگاهش به شعر کهن، اما متناسب با فضای روز، ترانه می‌گفت. ترانه‌سرایی و شعر مدرن، باعث نمی‌شد که از فضای شعر کهن دور شده باشد.

وی تصریح کرد: خیلی‌ از ما وقتی کتاب‌هایمان به چاپ دوم می‌رسد، دست و پای خود را گم می‌کنیم. اگر در کنار هنر، منش و انسانیت و وجدان بیدار را نداشته باشیم نمی‌توانیم به موفقیت برسیم. افشین یداللهی در اذهان ما خواهد ماند و بخشی از این ماندگاری به خاطر آثار و بخشی هم به دلیل منش و رفتار اوست.

سعید بیابانکی شاعر کشورمان نیز در این مراسم بابیان این‌که در ماه اردیبهشت یعنی «ماه شاعران» هستیم، اظهار کرد: فضای انتخاباتی این روزهای کشور باعث شده تا اخبار ادبی و فرهنگی دیده نشود و به‌طور مثال به سالروز درگذشت کیومرث منشی‌زاده در رسانه‌ها به‌خوبی پرداخته نشد.

وی درباره دیدارش با مرحوم افشین یداللهی نیز گفت: نخستین باری که با یداللهی دیدار کردم پس از مراسم هفت مرحوم قیصر امین پور بود. با ایشان درباره ترانه صحبت کردم و گفتم تعریفی که از ترانه ارائه می‌شود، شعری است که در قالب چهار پاره و با زبان محاوره و عموماً با اشتباهات فراوان دستوری و زبانی ارائه‌شده است. درحالی‌که من معتقدم ترانه کلامی است که برای موسیقی سروده می‌شود و یا قابلیت تبدیل به موسیقی را دارد. پس‌ازآن دیدارهای دیگری با مرحوم یداللهی داشتم، اما همیشه حسرت می‌خورم چرا نتوانستم آن‌طور که باید با ایشان رفاقت کنم.

این شاعر کشور با اشاره به این‌که چند سال است که به همراه محمدعلی بهمنی در شورای شعر و ترانه وزارت ارشاد حضور دارد، عنوان کرد: انبوه ترانه‌هایی که به دستمان می‌رسد دچار همین مشکل است که اشتباهات وزنی، دستوری و زبانی بسیاری دارند و به لحاظ مضمون نیز ضعیف هستند. در مواجه با این آثار نمی‌دانیم باید چه کنیم. اگر این‌گونه آثار را قبول نکنیم اعتراض می‌شود و گفته می‌شود که آثارمان دچار سانسور شده است و اگر هم تایید شود، آثار سخیفی را مجوز داده‌ایم.

کسی که شعر محاوره بگوید، نامش ترانه‌سرا نیست

بیابانکی خاطرنشان کرد: کسی که شعر محاوره بگوید، نامش ترانه‌سرا نیست. همچنین معتقدم اگر ترانه‌سرا به موسیقی اشراف داشته باشد و حتی بتواند ترانه‌های خود را بخواند، در سرایش آثارش موفق‌تر خواهد بود. بیژن ترقی به دلیل اشرافش بر موسیقی و شعر، فاصله زیادی با دیگر ترانه‌سرایان داشت. یداللهی نیز یکی از اتفاقات ترانه بود، او شاعر خوبی بود و اشعارش نیز دم‌دستی نبودند و بسیاری از ترانه‌هایش انسان را به فکر وا‌می‌داشت. به‌طور مثال یکی از ترانه‌های ماندگار او تیتراژ سریال میوه ممنوعه بود که خود این فیلم برگرفته از داستان منطق‌الطیر بود.

وی در ادامه شعر کوتاهی از احمد شاملو را تقدیم به یداللهی کرد.

خانواده یداللهی را دریابیم

محمدعلی بهمنی شاعر و ترانه‌سرای پیشکسوت کشورمان نیز با ذکر خاطره‌ای از دیدارش با خانواده یداللهی و دوستی و آشنایی‌اش با این خانواده، اظهار کرد: در این روزها، بیش از هر چیز، نیاز است که خانواده افشین یداللهی را دریابیم و این امر بسیار واجب است. پدر ایشان ۲ سال قبل همسرشان را از دست دادند و سال گذشته نیز فرزندشان به رحمت خداوند رفتند و شرایط سختی را پشت سر می‌گذارند.

فاضل نظری معاون هنری حوزه هنری و شاعر نیز بابیان این‌که این جلسه دو ویژگی دارد، عنوان کرد: این نشست از یک‌سو یادبود مرحوم افشین یداللهی و از سوی دیگر تولد آلبوم موسیقایی محمود آذش است، اظهار کرد: آقای بهمنی گفتند خانواده یداللهی را دریابیم و این سخن بسیار درست و به‌جا بود. از قدیم هم‌چنین رسمی وجود داشته و به دیدار خانواده غم‌زده می‌رفتند.

وی همچنین گفت: متأسفانه این روزها کسی حواسش به دیگران نیست و به عبارتی همه حواسمان به هم نیست. ممکن است روزی نوبت ما باشد که از اتوبانی گذر کنیم و به مقصد نرسیم. مرگ خبر نمی‌کند و خبرترین خبر روزگار همین بی‌خبری است. تمام خواستن‌ها و دویدن‌ها و … تمام می‌شود، اما ما چون میل به جاودانگی داریم نمی‌توانیم باور کنیم.

حضور شاعران نام‌آشنا در آلبوم موسیقایی «دوراهی»

نظری همچنین با اشاره به رونمایی از آلبوم موسیقایی «دوراهی» اظهار داشت: شاعران نام‌آشنا در این آلبوم کارکرده‌اند و در کار آهنگسازی هم دوستان زیادی جمع شده‌اند. امروز این آلبوم بعد از سخت‌گیری‌های خاص به اینجا رسیده است. موسیقی هنر دسته‌جمعی است و دیگر مثل گذشته نیست که یک نفر همه‌کاره‌ای یک قطعه موسیقایی را انجام دهد.

سعدی در زندگی شخصی پارتیزان بود

در ادامه این مراسم علیرضا قزوه، مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری بابیان این‌که این روزها روز بزرگان ادب پارسی همچون سعدی است، عنوان کرد: سعدی در زندگی شخصی پارتیزان و شخصیتی عجیب‌وغریب بود و در سندی که در کتابخانه «علی گر» هند دیدم، خواندم که او پس از حمله مغول، بالباس مبدل مغول‌ها از شهر نقل‌مکان می‌کند. همچنین گوشه‌هایی از زندگی اقبال لاهوری وجود دارد که هنوز گفته نشده است. اقبال تنها خانه‌ای حدوداً ۱۵ متر داشت که مقبره خانوادگی‌شان بود و بسیار ظلم‌ستیز بود و در اشعارش نیز نشان می‌داد که به‌شدت ضد انگلیس و استعمار است.

وی همچنین در گلایه‌ای خطاب به ترانه‌سرایان کشور، اظهار کرد: متأسفانه ترانه‌سرایان امروز، روح حماسه را در کشور کشته‌اند. هر چه قدر هم که بودجه نظامی را افزایش دهیم و بر روی تجهیزات نظامی برای دفاع از مملکتمان کارکنیم، وقتی روح حماسه در مردم وجود نداشته باشد، فایده‌ای ندارد.

کشورمان به حماسه نیاز دارد

قزوه ادامه داد: متأسفانه در شورای شعر ارشاد هم ترانه‌هایی تصویب می‌شود که به‌غیراز ضعف‌های زبانی و ساختاری، به لحاظ مضمون هم روح حماسه را کشته‌اند. نمی‌گویم نیازی به اشعار و ترانه‌های عاشقانه نیست و نباید عاشقانه گفت، اما باید تعادلی هم وجود داشته باشد. می‌توان عاشقانه هم سرود، اما عاشقانه‌ها هم باید همراه با اندیشه و تفکر باشد. مرحوم یداللهی رگه‌هایی از تفکر و اندیشه را در آثارش داشت. کشور ما همچون شهری در دامنه آتشفشان است و به حماسه نیاز دارد.

مصطفی محدثی خراسانی شاعر کشورمان نیز بابیان خاطراتی از دیدارش با افشین یداللهی ، از برگزاری کنگره شعر حماسی خبر داد و گفت: کنگره «ترنم و تصنیف» به همت سازمان هنری سینمایی دفاع مقدس برگزار می‌شود و اشعار این کنگره در قالب ترانه و تصنیف و سرود دریافت می‌شود.

با اشعاری که نمی‌تواند روزگارمان را زنده کند مخالفم

فریدون شهبازیان آهنگساز پیشکسوت کشور نیز بابیان این‌که ترانه‌های ضعیف این روزها کمکی به فضای موسیقی و ترانه کشور نمی‌کنند، اظهار کرد: تصویب این ترانه‌ها، اجازه نمود و بروز ترانه‌های خوب و باارزش را نمی‌دهند. من هم با اشعاری که نمی‌تواند روزگارمان را زنده کند مخالفم. معتقدم به خاطر خواننده محور بودن موسیقی در کشورمان باید خیلی به شعر و ترانه اهمیت داده شود.

این آهنگساز کشور همچنین گفت: من باعث ساماندهی موسیقی پاپ بودم، اما متأسفانه امروز و در شرایط فعلی از این بابت بسیار متأسفم. اما به‌قدری این موسیقی رونق گرفته است که کسی توانایی مقابله با آن را ندارد. امیدوارم بتوانیم ترانه‌هایی را که شعرایی چون افشین یداللهی گفته‌اند و مسائل شنیدنی را بیان می‌کنند بیشتر گوش کنیم. این موضوع خوشبختانه در حوزه هنری در حال اجرا است و موسیقی حوزه هنری در حال رشد و تعالی است. ان‌شاءالله این روند در بازار موسیقی ایران و مراکز فرهنگی و هنری کشور نیز شکل بگیرد.

مراسم رونمایی از آلبوم «دوراهی» به خوانندگی محمود آذش با حضور عوامل تولید و جمعی از هنرمندان و شاعران مطرح کشور در پایان این برنامه، برگزار شد.

بخش پایانی برنامه «اتفاق ترانه» نیز به اجرای موسیقی توسط محمود آذش با همراهی دکتر محمدرضا چراغعلی با قطعاتی از این آلبوم برای مخاطبان حاضر در برنامه اختصاص داشت.

اجرای این برنامه همچون ماه‌های گذشته به عهده علیرضا بدیع، شاعر و ترانه‌سرای کشور، بود.

در این مراسم شاعرانی چون سجاده جبارپور، محمدحسن جمشیدی، حامد عسگری و علی سعیدپور به شعرخوانی پرداختند.

نوشته فریدون شهبازیان: موسیقی حوزه هنری رو به تعالی است اولین بار در پدیدار شد.

لوریس چکناواریان: حداقل ۲۰ نوازنده خارجی باید استخدام کنیم

لوریس چکناواریان: حداقل ۲۰ نوازنده خارجی باید استخدام کنیم       لوریس چکناواریان که سابقه رهبری ارکستر بسیاری از کشورها …

نوشته لوریس چکناواریان: حداقل ۲۰ نوازنده خارجی باید استخدام کنیم اولین بار در پدیدار شد.

لوریس چکناواریان: حداقل ۲۰ نوازنده خارجی باید استخدام کنیم

 

 

 

لوریس چکناواریان که سابقه رهبری ارکستر بسیاری از کشورها را در کارنامه خود دارد، با اشاره به کار موفق ژاپنی‌ها و چینی‌ها در زمینه ساختن ارکسترهای قدرتمند، معتقد است؛ حتما باید گروهی از نوازنده‌‌های توانمند خارجی به ایران بیایند تا ارکسترهایمان به سطح مطلوب برسند.

لوریس چکناواریان گفت: اگر بخواهیم ارکسترهایمان پیشرفت کنند هیچ چاره‌ای جز دعوت از نوازندگان خوب خارجی و استخدام آنها نداریم. ما حداقل باید ۲۰ نوازنده خوب خارجی به ارکسترهایمان اضافه کنیم تا هم سطح کار ارکستر را در ایران بالا ببرند و روی سایر نوازندگان اثر مثبت بگذارند و هم کلاس‌های آموزشی برگزار کنند و نسل جدید موسیقی‌مان را به خوبی آموزش بدهند.

چکناواریان که سابقه رهبری ارکستر در بسیاری از کشورها را دارد، درباره تجربه‌های موفق ساختن ارکستر در دنیا عنوان کرد: مدرسه موسیقی در تمام دنیا جزو پرهزینه‌ترین مدرسه‌ها محسوب می‌شود به دلیل اینکه برای هر سازی یکی دو استاد خوب باید حضور داشته باشند. اگر می‌خواهیم مسئله نوازندگی ارکستر در ایران حل شود باید مانند کشورهایی مثل چین و ژاپن رفتار کنیم؛ چینی‌ها و ژاپنی‌ها بعد از جنگ معلم‌های خوب و نوازندگان توانمندی را از خارج کشورشان استخدام کردند تا ارکسترهای خوبی بسازند.

وی در ادامه افزود: از آنجا که درست کردن ارکستر خوب حدود ۵۰ سال طول می‌کشد ژاپنی‌ها و چینی‌ها با برنامه‌ریزی‌هایشان بعد از ۴۰-۵۰ سال توانستند به جایی برسند که در تمام شهرهایشان ارکسترهای خوبی با نوازندگان خوب کشور خودشان داشته باشند. در آنجا دولت‌هایشان سرمایه‌گذاری خوبی روی این مسئله انجام دادند و نتیجه فوق‌العاده‌ای هم گرفتند.

این رهبر ارکستر همچنین عنوان کرد: قبل از انقلاب برای ارتقای سطح ارکستر آقای مشکات و یا ارکستر خود من هم اینگونه بود؛ حداقل ۵۰ درصد ارکستر ما خارجی‌هایی بودند که هم در ارکستر ساز می‌زدند و هم در کلاس‌هایی که برایشان ترتیب داده شده بود درس می‌دادند. به هر حال باید بپذیریم برای اینکه از مملکتی ارکسترهای خوبی در بیاوریم ۵۰ سال زمان می‌برد و اینگونه نیست که یک شبه بتوان صاحب ارکستر خوب شد. رشته موسیقی طولانی‌ترین رشته هنری است و یک نوازنده وقتی از هفت سالگی نوازندگی را آغاز می‌کند احتمال دارد در سی سالگی به یک ارکستر خوب راه پیدا کند.

لوریس چکناواریان گفت: نسل جدید موزیسین‌های موسیقی کلاسیک توانمند هستند و فعالیت خوبی دارند. کمبودی که ما در ایران داریم اصلا به میزان علامندان موسیقی کلاسیک مربوط نمی‌شود چون جوان‌های ما استقبال فوق‌العاده‌ای از این موسیقی دارند. مهمترین کمبود ما مسئله کمبود اساتید خوب است.

وی افزود: ما در برخی سازها شاید یکی دو استاد خوب داشته باشیم اما این تعداد استاد برای این تعداد از جوانان علاقمند بسیار ناچیز است. ما اساتید بسیار زیادی برای آموزش این همه علاقمندان موسیقی نیاز داریم؛ به همین دلیل ما می‌بایست این کمبود را با دعوت از اساتید خارجی جبران کنیم.

این رهبر ارکستر همچنین عنوان کرد: مسترکلاس‌هایی که در حال حاضر به صورت کوتاه‌مدت توسط برخی از اساتید خارجی برای نوازندگان ما برگزار می‌شود خوب است منتهی کافی نیست؛ یعنی ما باید حتما اساتیدی را به ایران دعوت کنیم تا اینجا استخدام شوند و ظرف چند سال تعدادی نوازنده از هر گروه سازی را پرورش بدهند.

لوریس چکناواریان در مورد اثر جدیدش نیز گفت: من در حال حاضر مشغول آهنگسازی هستم و مانند گذشته برای نوشتن یک اثر خودم را در خانه زندانی کرده‌ام تا کارم به پایان برسد. البته گاهی یک آهنگساز حدود یک سال وقتش را صرف نوشتن اثری می‌کند و در پایان به این نتیجه می‌رسد که ساخته‌اش به درد نمی‌خورد و مجبور می‌شود کارش را دور بیاندازد. به همین دلیل تا زمانی که کارم به‌طور کامل تمام نشود نمی توانم در موردش صحبت کنم.

وی همچنین درباره ضبط سمفونی”کورش کبیر” نیز گفت: پس از تکمیل این سمفونی آن را برای اولین بار هم‌زمان با آورده شدن لوح کوروش به سانفرانسیسکو اجرا کردند و در حال حاضر بسیار به دنبال این هستم که این کار ضبط شود. سمفونی”کورش کبیر” در طول ۴۰ سال در ذهن من آرام آرام شکل گرفته و بسیار برای من مهم است.

این آهنگساز افزود: در این ۱۵ سال همواره مشغول تکمیل کاتالوگم بوده‌ام که شامل حدود ۲۰ هزار صفحه پارتیتور می‌شود.‌ این پارتیتورها مربوط به ۸۵ اثر از ساخته‌های خودم می‌شود که همه آنها در کاتالوگ آمده‌اند. واقعا بیشتر زندگی‌ام طی ۲۰- ۱۵ سال اخیر صرف آهنگسازی شده و امسال هم تا پایان سال احتمالا مشغول آهنگسازی باشم. ولی از سال آینده بیشتر در حوزه رهبری ارکستر فعالیت خواهم کرد.

منبع: ایلنا

نوشته لوریس چکناواریان: حداقل ۲۰ نوازنده خارجی باید استخدام کنیم اولین بار در پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید گروه سون به نام تنهاترین

متن آهنگ تنهاترین از گروه سون دلم گرفته از خودم نگو که اشتباه من بودی برای زنده بودنم همیشه تنها راه …

نوشته دانلود آهنگ جدید گروه سون به نام تنهاترین اولین بار در پدیدار شد.

متن آهنگ تنهاترین از گروه سون

دلم گرفته از خودم نگو که اشتباه من بودی
برای زنده بودنم همیشه تنها راه من بودی
بی تو شروع من یه پایانه
حرفایی که زدن دروغ بودن
نباشی هیچ جایی تو دنیا نیست
که حس کنم خوبه برای من
اینجا کسی تنهاتر از من نیست
معنی تنهایی رو فهمیدم
هرکی واسه دلداری باهام حرف زد
یه جمله از حرفاشو نشنیدم
اونقدر حواسم به خودم نیست که
نزدیکترینامو نمیشناسم
دنیا با من غریبه تر میشه
من دیگه دنیامو نمیشناسم
توان اینکه بدمت از دست
در حد شونه های من نیستش
طاقت ندارم ببینم اسمت
تو عاشقونه های من نیستش
دستات دیگه برای من نیستش
اینجا کسی تنهاتر از من نیست
معنی تنهایی رو فهمیدم
هرکی واسه دلدار باهام حرف زد
یه جمله از حرفاشو نشنیدم
اونقدر حواسم به خودم نیست که
نزدیکترینامو نمیشناسم
دنیا با من غریبه تر میشه
من دیگه دنیامو نمیشناسم
توان اینکه بدمت از دست
در حد شونه های من نیستش
طاقت ندارم ببینم اسمت تو
عاشقونه های من نیستش
دستات دیگه برای من نیستش
دلم گرفته از خودم نگو که اشتباه من بودی
برای زنده بودنم همیشه تنها راه من بودی
بی تو شروع من یه پایانه
حرفایی که زدن دروغ بودن
نباشی هیچ جایی تو دنیا نیست
که حس کنم خوبه برای من
اینجا کسی تنهاتر از من نیست
معنی تنهایی رو فهمیدم

نوشته دانلود آهنگ جدید گروه سون به نام تنهاترین اولین بار در پدیدار شد.

محمد علیزاده در بندرعباس روی صحنه رفت

محمد علیزاده در بندرعباس روی صحنه رفت       محمد علیزاده در تازه‌ترین برنامه از تور کنسرت‌های خود، میزبان هوادارنش …

نوشته محمد علیزاده در بندرعباس روی صحنه رفت اولین بار در پدیدار شد.

محمد علیزاده در بندرعباس روی صحنه رفت

 

 

 

محمد علیزاده در تازه‌ترین برنامه از تور کنسرت‌های خود، میزبان هوادارنش در بندر عباس شد.

محمد علیزاده که از نظر برگزاری کنسرت‌هایش رکوردار محسوب می‌شود و لقب پر اجراترین خواننده سال ۹۵ را یدک می‌کشد، در دوشب و سه سانس روی استیج تالار شهید آوینی بندرعباس رفت.

در ابتدا قرار بود این کنسرت در یک سانس برگزار شود، اما با استقبال مخاطبین بندرعباسی برای یک شب و دو سانس دیگر تمدید شد.

هواداران علیزاده که سالن را پر کرده بودند پس از انتظاری سی دقیقه‌ای با اجرای قطعه محبوب «جزتو»، این کنسرت را آغاز کردند.

علیزاده پس از صحبت‌های ابتدایی و خیر مقدم به مخاطبین خیلی زود به سراغ آلبوم جدیدش تحت عنوان «گفتم نرو» رفت که در این میان قطعه «بی معرفت» با استقبال پرشوری از جانب مخاطبین رو به رو شد.

در ادامه این خواننده گلچینی از محبوب ترین قطعاتش را اجرا کرد که اجرای قطعه «برگرد» شور و هیجان در سالن را به نقطه اوج خودش رساند.

علیزاده را در این کنسرت اشکان موسوی (نوازنده ویولن)، داوود اریکه (ساکسفون و فلوت)، علی پورنگهبان (نوازنده گیتاربیس)، علی شهبازی (نوازنده گیتار الکتریک)، بهمن میرزازاده (بوزوکی و لیدگیتار)، داوود اریکه (ساکسفون و فلوت)، محمد شعبانی (نوازنده سازهای کوبه‌ای)، ایمان ذاکری (درامز) و اشکان صدیق‌آذر (لانچ‌پد) نوازندگانی بودند که در این کنسرت به رهبری امیرحسین اویسی (کیبورد و پیانو) همراهی می‌کردند.

در پایان محمد علیزاده از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بندرعباس، شرکت هنرمندان خاک جنوب با مدیریت کیومرث مرادی و محمد ناصری تهیه‌کننده کنسرت تقدیر و تشکر کرد.

نوشته محمد علیزاده در بندرعباس روی صحنه رفت اولین بار در پدیدار شد.

شهبازیان، بهمنی و سراج، داوران فینال هزار صدا

شهبازیان، بهمنی و سراج، داوران فینال هزار صدا       فینال برنامه هزار صدا برای تعیین گروه برنده برندگان سال …

نوشته شهبازیان، بهمنی و سراج، داوران فینال هزار صدا اولین بار در پدیدار شد.

شهبازیان، بهمنی و سراج، داوران فینال هزار صدا

 

 

 

فینال برنامه هزار صدا برای تعیین گروه برنده برندگان سال ۱۳۹۵ بخش‌ سنتی این برنامه، ساعت ۱۷:۳۰ روز چهارشنبه ششم اردیبهشت در سالن اصلی فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود و طی آن، یک گروه در بخش موسیقی سنتی ایرانی به‌عنوان برنده برندگان این برنامه معرفی می‌شود.

در این برنامه استادان فریدون شهبازیان به‌عنوان داور بخش آهنگسازی، محمدعلی بهمنی به‌عنوان داور بخش شعر و حسام‌الدین سراج به‌عنوان داور بخش آواز، آثار گروه‌های شرکت‌کننده را که برنده دور مقدماتی و نیمه‌نهایی این برنامه هستند را بررسی خواهند کرد و یک گروه را به‌عنوان گروه برتر اعلام خواهند کرد.

این برنامه همچنین بخش جنبی هم خواهد داشت و آن نکوداشت استاد فخری ملک پور، نوازنده و مدرس پیشکسوت پیانو است و در کنار آن یاد زنده‌یادان استادان مرتضی محجوبی و محمودی خوانساری گرامی داشته خواهد شد.

پایان‌بخش این برنامه هم اجرای خواننده و مدرس نام‌آشنای آواز، مهیار شادروان است. شادروان به‌عنوان خواننده مهمان و با همراهی سازهای پیانو و تار، قطعه آواز و تصنیفی را تقدیم علاقه‌مندان موسیقی ایرانی خواهد کرد.

همچنین این برنامه هم مطابق با همه برنامه‌های قبلی هزار صدا میان برنامه‌های جذاب دیگری هم خواهد داشت.

در هشت برنامه مقدماتی بخش سنتی هزار صدا، بیش از سی گروه موسیقی ایرانی با همدیگر رقابت کردند و درنهایت گروه‌های ابریشم، ادیب، سکوت و نوای خیال به مرحله نهایی راه‌یافته‌اند.

همچنین در بخش پاپ و در هفت مسابقه برگزارشده در سال ۱۳۹۵، کسری احدیان، رضا احمدی، علی بنیادی، مصطفی پاریزی، سینا درخشنده، امید طهماسبی و محمدرضا قاسمی‌ به مقام اول دست‌یافته و به دیدار نهایی راه‌یافته‌اند که این خوانندگان نیز در روز پنج‌شنبه بیست و یکم اردیبهشت فینال بخش پاپ را برگزار خواهند کرد.

در سال ۱۳۹۵ با برنامه‌های بخش مسابقه سنتی، نیمه‌نهایی بخش سنتی، مسابقه بخش پاپ و همچنین یک ویژه‌برنامه ماه محرم، هزار صدا جمعاً ۱۷ برنامه برگزار کرده است. آغاز برنامه‌های امسال هم ویژه‌برنامه هفدهم فروردین بود که خارج از بخش مسابقه و برای نکوداشت مقام معلمان زحمتکش موسیقی و به‌ویژه بزرگداشت معلم ترانه و عشق زنده‌یاد دکتر افشین یداللهی برگزار شد.

هزار صدا اولین برنامه داخلی کشف و معرفی استعدادهای موسیقی است که از سال ۱۳۹۲ شروع به کارکرده و بنیان‌گذار، مدیر و مجری آن آرش نصیری روزنامه‌نگار باسابقه موسیقی است.‌

بنا بر اعلام آرش نصیری، از ماه خرداد برنامه ماهانه بخش‌های سنتی در ساعت ۱۸ اولین چهارشنبه هرماه و برنامه مسابقه بخش پاپ، ساعت ۱۵ سومین پنج‌شنبه به‌صورت مرتب و هرماه برگزار می‌شود.

منبع: ریتم نو

نوشته شهبازیان، بهمنی و سراج، داوران فینال هزار صدا اولین بار در پدیدار شد.

کیهان کلهر در رشت نواخت

کیهان کلهر در رشت نواخت       کنسرت «پردگیان باغ سکوت» با نوای کمانچه «کیهان کلهر» پنج‌شنبه و جمعه گذشته …

نوشته کیهان کلهر در رشت نواخت اولین بار در پدیدار شد.

کیهان کلهر در رشت نواخت

 

 

 

کنسرت «پردگیان باغ سکوت» با نوای کمانچه «کیهان کلهر» پنج‌شنبه و جمعه گذشته در رشت برگزار و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد. او دی ماه سال گذشته در این شهر نواخته بود و قرار است بعد از این در شهرهای کاشان، شیراز، تهران، یزد و اصفهان به اجرای برنامه بپردازد.

در این اجرا که در مجتمع فرهنگی-هنری خاتم‌الانبیاء (ص) رشت برگزار شد، به روال دیگر کنسرت‌ها، «کیهان کلهر» به عنوان سرپرست و نوازنده‌ی کمانچه حضور داشت و «نوید افقه» تنبک، «علی بهرامی‌فر» سنتور و «هادی آذرپیرا» تار نواختند و چهار قطعه با عناوین سرمست، پریشانی، تصنیف محلی و طرقه را به اجرا درآوردند.

او در ادامه‌ی کنسرت‌های خود ۳ اردیبهشت در شیراز، ۵ اردیبهشت در اصفهان و ۶ اردیبهشت در یزد روی صحنه خواهد رفت. کیهان کلهر «پردگیان باغ سکوت» را در همراهی با نوید افقه (تنبک)، هادی آذرپیرا (تار)، و علی بهرامی‌فرد (سنتور) روی صحنه خواهد برد. این کنسرت‌ها، آخرین اجراهای این کنسرت در ایران خواهد بود که بلیت‌فروشی‌اش به زودی آغاز می‌شود.

پیش از این کنسرت‌های متعددی از «پردگیان باغ سکوت» در تهران و شهرستان‌ها روی صحنه رفته بود. این تور در ادامه تور دور ایران است که کلهر از اردیبهشت‌ماه سال گذشته آغاز کرده است. این هنرمند همچنین با هدف ترویج موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و حمایت از علاقه‌مندان به موسیقی در مناطق محروم ایران، در چند شهر کنسرت‌های رایگان برگزار کرد.

او پیش از این درباره‌ی این برنامه گفته بود: ««پردگیان باغ سکوت» تا کنون در ۵۶ شهر ایران اجرا شده و من باید از مردم هنردوست ایران، به استقبال گرم ایرانیان از هنر فاخر ایرانی تقدیر کنم. حضور بین مردم ایران مایه مسرت است.»

نوشته کیهان کلهر در رشت نواخت اولین بار در پدیدار شد.

آواز باد و باران سهیل نفیسی در تالار وحدت می‌پیچد

آواز باد و باران سهیل نفیسی در تالار وحدت می‌پیچد       سهیل نفیسی روز سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه برای …

نوشته آواز باد و باران سهیل نفیسی در تالار وحدت می‌پیچد اولین بار در پدیدار شد.

آواز باد و باران سهیل نفیسی در تالار وحدت می‌پیچد

 

 

 

سهیل نفیسی روز سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه برای دومین‌بار در تالار وحدت به اجرای موسیقی می‌پردازد و کنسرت «آواز باد و باران» را روی صحنه می‌برد.

سهیل نفیسی که پس از نزدیک به یک سال قرار است دوباره با مخاطبان خود دیدار داشته باشد، به سیاق گذشته، به تنهایی گیتار خواهد نواخت و اشعاری از شاعرانی چون نیما یوشیج، احمد شاملو، شفیعی کدکنی، حافظ، مهدی اخوان‌ثالث، فریدون مشیری و ابراهیم منصفی را خواهد خواند.

در این کنسرت گزیده‌ای از قطعات ۴ آلبوم نفیسی اجرا می‌شود که قطعاتی چون «بیا تا گل برافشانیم»، «یاری اندر کس نمی‌بینم»، «زاهد خلوت‌نشین» و «هرگزم مهر تو» از آلبوم «طرح نو» خواهند بود.

در آخرین روز از پاییز سال گذشته بود که سهیل نفیسی چهارمین آلبوم خود را بعد از ۵ سال منتشر کرد که این آلبوم با نام «طرح نو» که با تمرکز روی اشعار حافظ سروده شده توانست سال گذشته در لیست پرفروش‌های ژانر خود قرار گیرد.

افشین معصومی (مدیر موسسه نغمه حصار) با توجه به استقبال از این آلبوم، احتمال تمدید شدن این کنسرت را زیاد دانست و علاوه بر آن اعلام کرد که احتمالاً برای پاییز و زمستان در شهرستان‌هایی نظیر بندرعباس، شیراز و رشت نیز کنسرت‌هایی را برگزار کنند.

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این کنسرت که در تاریخ ۲۶ اردیبهشت، ساعت ۲۱:۳۰ به همیت موسسه فرهنگی هنری «نغمه حصار» برگزار می‌شود، می‌توانند از اواسط هفته جاری به سایت «تیوال» مراجعه کنند.

منبع: موسیقی ما

نوشته آواز باد و باران سهیل نفیسی در تالار وحدت می‌پیچد اولین بار در پدیدار شد.