دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده

دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده با بالاترین کیفیت Download New Music Puzzle Band Called Be Saram Zade ترانه : بابک بابایی ، آهنگ : علی رهبری ، تنظیم : آرین بهاری برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید… متن آهنگ جدید […]

نوشته دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده اولین بار در i3da. پدیدار شد.

دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده

دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زدهدانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده با بالاترین کیفیت

Download New Music Puzzle Band Called Be Saram Zade

ترانه : بابک بابایی ، آهنگ : علی رهبری ، تنظیم : آرین بهاری

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید…

متن آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده

 

منم اون که یه تنه سر تو با همه در افتاد
منم اونکه یه شب حالا دیگه میبرییش از یاد
منم اون که تو دلش عاشقی قدقنه
اونی که رفت و رفت و دلتو پس داد
منم اون که میتونه دیگه نخواد تو رو از فردا
منم اون دیوونه ای که یسره با هزار سودا
اره لاف زدی فقط دیگه حرفشو نزن نبودی اصلا مال این حرفا
به سرم زده بکنم از تو بزنم زیر هر چی که هستو
نمیخوام جلو راه تو صد شم
بیخیال بذار ادم بد شم
منم مثل تو سرد و مریضم
بردار عکساتو از روی میزم تو گوشم نگو عزیزم
به سرم زده بکنم از تو بیخیال اون چشم های مستو
تو بیفتی نمیتونی پا شی برو بهتره خاطره باشی
تو میگفتی که ادمش هستی یه دفه دیگه چشماتو بستی
که قلب منو شکستی تو گوشم دیگه نگو عزیزم

♫♫♫♫♫♫

منم اون که به همه ارزو هاش تو رو ترجیح داد
تویی اون که میزدش دلو همه سر من فریاد
سرم اومده بدش بدم اومده از عشق
دلی که خستست تو رو نمیخواد
کارت افتاده بهم برو ازم دیگه دست بردار
حال و روزمو ببین دور و برم پره ته سیگار
تو بهم زدی تنه حالا نوبت منه
ولی تو انگار شدی طلبکار
به سرم زده بکنم از تو بزنم زیر هر چی که هستو
نمیخوام جلو راه تو صد شم
بیخیال بذار ادم بد شم
منم مثل تو سرد و مریضم
بردار عکساتو از روی میزم تو گوشم نگو عزیزم
به سرم زده بکنم از تو بیخیال اون چشم های مستو
تو بیفتی نمیتونی پا شی برو بهتره خاطره باشی
تو میگفتی که ادمش هستی یه دفه دیگه چشماتو بستی
که قلب منو شکستی تو گوشم دیگه نگو عزیزم

دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده بهمراه پخش آنلاین

 

 

نوشته دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به سرم زده اولین بار در i3da. پدیدار شد.

روزبه نعمت‌اللهی: فعلاً در غار خودم هستم!

روزبه نعمت‌اللهی: فعلاً در غار خودم هستم!     خواننده آلبوم «داروگ» از برنامه‌ریزی برای انتشار آلبوم جدید و برگزاری اجراهای …

نوشته روزبه نعمت‌اللهی: فعلاً در غار خودم هستم! اولین بار در پدیدار شد.

روزبه نعمت‌اللهی: فعلاً در غار خودم هستم!

 

 

خواننده آلبوم «داروگ» از برنامه‌ریزی برای انتشار آلبوم جدید و برگزاری اجراهای زنده‌اش در سال آینده خبر داد.

روزبه نعمت‌اللهی که در ماه‌های گذشته چند تک‌آهنگ در فضای مجازی منتشر کرده، درباره روند فعالیت‌های هنری و کاری خود در گفتگو با خبرنگار سایت «موسیقی ما» گفت: «فعلاً در غار خودم و در حال برنامه‌ریزی برای یک بازگشت قدرتمند هستم . کارهایم را از سال آینده شروع می‌کنم. شاید قبل از سال جدید یک یا دو قطعه داشته باشم ولی برنامه‌ریزی برای آلبوم و کنسرت را به سال آینده موکول کرده‌ام.»

نعمت‌اللهی افزود: «این دو قطعه جدید که قرار است تا پایان سال منتشر کنم، فضای همیشگی کارهایم را همراه با تفاوت‌های ویژه‌ای دارند ولی اصل کاری که به آن فکر می‌کنم کنسرت است و انشاالله از سال آینده شروع می‌شود.»

خواننده «نفس نفس» در انتهای صحبت‌های خود درباره آلبوم جدید خود نیز گفت: «آلبوم جدیدی را تقریباً آماده کرده‌ام و احتمالاً در سال جدید منتشر شود. این آلبوم آخرین ایده‌های فکری من را شامل می‌شود و برای آن تلاش‌های زیادی انجام شده است.»

روزبه نعمت‌اللهی آلبوم‌های چون «سرزمین مادری»، «هفته عاشقی»، «داروگ» و «عمو زنجیرباف» را در سال‌های گذشته روانه بازار موسیقی کشور کرده است.

نوشته روزبه نعمت‌اللهی: فعلاً در غار خودم هستم! اولین بار در پدیدار شد.

بهنام صفوی: بعد از ابتلا به سرطان، نگاهم به زندگی عوض شد

بهنام صفوی: بعد از ابتلا به سرطان، نگاهم به زندگی عوض شد       جام جم نوشت: بهنام صفوی خواننده …

نوشته بهنام صفوی: بعد از ابتلا به سرطان، نگاهم به زندگی عوض شد اولین بار در پدیدار شد.

بهنام صفوی: بعد از ابتلا به سرطان، نگاهم به زندگی عوض شد

 

 

 

جام جم نوشت:

بهنام صفوی خواننده پاپ کشورمان حالش خیلی بهتر شده است. اگرچه هنوز هم دارو مصرف می‌کند، اما بعد از ابتلا به بیماری سرطان، دوره‌های شیمی درمانی را پشت سر گذاشته و حالا فعالیتش را ازسر گرفته است.

او در کنار خوانندگی کار دومی هم دارد. با او درباره سلامتش، کارها و اوقات فراغتش به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

از اوضاع جسمی و حالتان برای مخاطبان ما بگویید.

خدا را شکر الان اوضاع عمومی‌ام خوب است.

همچنان شیمی درمانی می‌کنید؟

شیمی درمانی‌ام متوقف شده و در حال چکاپ‌های دوره‌ای هستم و یک سری داروهای دوره‌ای مصرف می‌کنم که شامل شیمی درمانی نمی‌شود.

شما امسال با وجود این بیماری موفق شدید آلبوم «معجزه» را روانه بازار موسیقی کنید. از فعالیت‌های اخیرتان چه خبر؟

با انرژی‌ای که از هواداران گرفته بودم و روحیه‌ای که سعی کردم بالا باشد، کارهایم خوب پیش رفت. همان طور که گفتید آلبوم «معجزه» را منتشر کردم. هرچند سخت بود، اما انجام شد. در حال حاضر مشغول آماده کردن دو تک‌آهنگ هستم که در مراحل پایانی کار قرار دارد و مجوز آن را اخذ کرده‌ام. فکر کنم ظرف دو سه ماه آینده منتشر می‌شود. به هرحال بعد مسترینگ آنها را منتشر می‌کنم.

برنامه‌ای برای کنسرت‌ها دارید؟

بهمن‌ماه در دو شهر اجرای صحنه‌ای داشتم. ان‌شاءالله در سال آینده تور کنسرت‌هایم در شهرستان‌ها و تهران ادامه خواهد داشت.

بیماری چقدر نگرش شما را به زندگی تغییر داد؟

خیلی، صددرصد تاثیر گذار بود و دید مرا عوض کرد.

مثلا قبل از بیماری چطور به زندگی نگاه می‌کردید و بعد از آن چطور؟

قبلا نگرشی عادی داشتم مثل تفکرات عادی که هر فردی می‌تواند داشته باشد، اما چیزی که هست بعد از جریان بیماری خیلی نکته‌سنج‌تر شدم راجع به هر چیزی. بیماری خیلی بر من تاثیر گذاشته است.

بعد از این مسائل چقدر با خانواده وقت می‌گذرانید؟

سعی می‌کنم زیاد با خانواده باشم. بیماری باعث شد نگاهم به خانواده هم عوض شود. سعی می‌کنم تا آنجا که بشود وقتم را به آنها اختصاص بدهم. با توجه به کار دومی که دارم معمولا سعی می‌کنم روزی شش هفت ساعت کنار خانواده باشم.

کار دوم شما چیست؟

کافه رستوران دارم.

اوقات فراغت هم دارید؟

سعی می‌کنم داشته باشم، اما خیلی ندارم.

وقت آزادتان را معمولا چطور پر می‌کنید؟

اگر وقت آزاد داشته باشم سعی می‌کنم مسافرت بروم .

شما که تجربه یک بیماری سخت را از سر گذرانده اید برای ما یک جمله درباره دانستن قدر لحظه‌ها بگویید.

فقط می‌توانم بگویم وقت طلاست.

نوشته بهنام صفوی: بعد از ابتلا به سرطان، نگاهم به زندگی عوض شد اولین بار در پدیدار شد.

سالار عقیلی در «چشم شب روشن» حاضر شد

سالار عقیلی در «چشم شب روشن» حاضر شد       «چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با …

نوشته سالار عقیلی در «چشم شب روشن» حاضر شد اولین بار در پدیدار شد.

سالار عقیلی در «چشم شب روشن» حاضر شد

 

 

 

«چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا سه شنبه سوم اسفند با حضور رضا مهدوی کارشناس مجری بخش موسیقی میزبان سالار عقیلی خواننده موسیقی سنتی بود.

در این برنامه «چشم شب روشن» سالار عقیلی در ابتدا گفت: ««چشم شب روشن» برنامه ای فاخر است که به صورت جدی به موضوعات فرهنگی و هنری می پردازد و من با جان و دل به این برنامه آمدم.»

او در ادامه افزود: «من کارم را با استاد ارشد تهماسبی آغاز کردم و «عشق ماند» اولین کار من بود. در «سایه های سبز» دومین همکاری مان شکل گرفت، «سعدی نامه» که آهنگسازی با استاد بود و آخرین کار مشترکمان نیز «عاشقی» بود.»

این خواننده ادامه داد: «امشب برای من یک شب به یادماندنی و فراموش نشدنی است. چون در خدمت یکی از اساتید خود هستم. شاید برای مردم جالب باشد که استاد مهدوی در هنرستان موسیقی در سال ۱۳۷۲ استاد سنتور من بود و من افتخار شاگردی او را داشتم. ساز تخصصی من سنتور است و دیپلم من هم از هنرستان موسیقی بود و مدرکم را از دست ایشان دریافت کردم. خوشحالم که امشب در خدمتم استادم هستم.»

عقیلی یادآور شد: «اولین کنسرتی که من دادم در هنرستان در تالار اندیشه بود که در تابستان سال ۱۳۷۳ برای پدر و مادرهای بچه های هنرستان اجرا شد و آنجا برای اولین بار روی صحنه رفتم. زنده یاد جوهرچی آنجا استاد عکاسی بود. خدا رحمتشان کند، به خانواده شان تسلیت می گویم. یاد او همیشه زنده و جاوید است. ایشان به من لطف داشتند و در کنسرت اخیرم در شهریور ماه افتخار داشتند و تشریف آوردند.»

او همچنین تاکید کرد: «اولین کنسرت رسمی من در فرهنگسرای شفق سال ۱۳۷۵ بود که با همسرم خانم حریر شریعت زاده که نوازنده پیانو است، به یاد استاد بنان این کنسرت را برگزار کردیم. یادی کنم از آقای آرش فرهنگ فر فرزند یگانه استاد تنبک نوازی ایران زنده یاد آقای ناصر فرهنگ فر که با نواختن تنبک ما را همراهی کردند. در این کنسرت از همسر استاد بنان هم دعوت کردیم، زنده یاد همایون خرم و کیوان ساکت هم حضور داشتند. بعد از آن کنسرت اتفاقات بسیاری برای من افتاد و باعث شد اساتید مختلف به من لطف کردند و توانستیم با هم همکاری کنیم.»

این خواننده موسیقی سنتی ایرانی ادامه داد: «استاد ارشد تهماسبی از طریق یکی از بستگان تماس گرفتند و گفتند می خواهند اثری را ضبط کنند که خواننده آن شناخته شده نباشد. در آن زمان خوانندگان بسیاری بودند و من تازه شروع به کار کرده بودم. ایشان یکی از افتخارات موسیقی ایران هستند و کار کردن با او برای من باعث افتخار بود. آن کار تحت عنوان «عشق ماند» سال ۱۳۸۰ منتشر شد و با استقبال خوب از طرف مردم عزیز روبرو شد و مردم مرا با آن آلبوم شناختند. به ویژه آهنگ «شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان» که بین مردم پرطرفدار شد.»

او در پایان این بخش از سخنانش گفت: «زمانی کارهایی در یک مجموعه منتشر می شود که آدم فکر می کند آهنگ دیگری از بین آنها بگیرد اما علی رغم انتظار آهنگ دیگری بین مردم می گیرد. سه سال بعد هم با استاد تهماسبی «سایه های سبز» را در شرکت ایران گام کار کردیم.»

«چشم شب روشن» به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می رود.

نوشته سالار عقیلی در «چشم شب روشن» حاضر شد اولین بار در پدیدار شد.

حامی: داد می‌زنم تا حقم را بگیرم

حامی: داد می‌زنم تا حقم را بگیرم     اگر قرار باشد لقبی برای او انتخاب کنیم، «آقای اعتراض» بهترین عنوانی …

نوشته حامی: داد می‌زنم تا حقم را بگیرم اولین بار در پدیدار شد.

حامی: داد می‌زنم تا حقم را بگیرم

 

 

اگر قرار باشد لقبی برای او انتخاب کنیم، «آقای اعتراض» بهترین عنوانی است که می‌شود درباره او استفاده کرد. «حامی» در سال‌های گذشته به شخصیت و کاراکتر همیشه معترض حوزه موسیقی تبدیل شده است. خواننده‌ای که در دنیای موسیقی اعتبار زیادی دارد، اما انتقادها و اعتراض‌هایش به وجود مافیایی که هرگز به صورت شفاف از آن صحبت نکرده، او را به معترض‌ترین خواننده این سال‌ها بدل کرده است. امکان ندارد در حق‌اش جفایی صورت بگیرد و او آرام بنشیند. داد می‌زند، جنجال به پا می‌کند و صدایش را به گوش همه می‌رساند و حقش را می‌گیرد.

در آستانه کنسرت هفتم و هشتم اسفند او در تالار وحدت، پای صحبت‌های این خواننده همیشه معترض نشستیم.

* تو جزو معدود هنرمندانی هستی که توانسته‌ای عمر هنری خود را در همه این سال‌ها استمرار ببخشی. این ماجرا چگونه اتفاق می‌افتد؟

تعهد، مهم‌ترین عامل حفظ طول عمر هنری یک هنرمند است. تعهد به موسیقی، تعهدات اخلاقی و یک‌سری وسواس‌ها و ریزه‌کاری‌هایی که شاید خودم در ابتدا نمی‌دانستم که عامل ماندگار شدن است. هر چه‌قدر نظم و ترتیب و تعهد کاری‌ات بیشتر باشد و بیشتر به عمق بروی، مسلماً ماندگاری‌ات هم بیشتر می‌شود. هر چه‌قدر هم در سطح باشی و فقط برای امروزت کار کنی و فکری راجع به فردا نداشته باشی، طول عمر هنری‌ات کوتاه‌تر می‌شود. من همیشه آینده را نگاه کرده‌ام. حتی وقتی نوجوان بودم، به عنوان یک جوان بی‌تجربه که اطلاعاتم کم بود، در خلوت خودم هدف‌گذاری کرده بودم و می‌خواستم در آینده خواننده‌ای بشوم که حتی نسل‌های بعد از من هم کارهایم را گوش بدهند. چون الگوهایی داشتم که نسل‌های بعد از آن‌ها هم کارشان را گوش می‌دادند و خودم از نسلی بودم که موزیک‌های ۴-۵ نسل قبل از خودم را هم گوش می‌دادم. فاکتورهایی که در ضمیر ناخودآگاهم بود را حفظ کرده و روی آن پافشاری و سماجت کردم. شاید آن موقع از دیدگاه بقیه، این کار حماقت بود ولی به نظر من سیاست درستی برای ماندگاری بود.

زمانی که شما با یکی از اعضای خانواده یا دوستانت تماس می‌گیری، وقتی تلفن را برمی‌دارد، از صدایش متوجه می‌شوی که حالش خوب نیست و با دو کلمه حرف زدن از او می‌پرسی که چرا ناراحتی؟ یعنی احساسات آدم در آن لحظه را می‌توانی از صدایش بفهمی. در مورد من و بقیه خوانندگانی که احساس چاشنی صدایشان است، این موضوع صدق می‌کند. یعنی مردم و اطرافیان من و هر کسی که صدای حرف زدن یا خواندن من را بشنود، از آن صدا می‌تواند شخصیت من را بشناسد که آیا این آدم، شخص پاکی است یا نه. شاید از روز اول این‌گونه نباشد، ولی به مرور زمان، مردم این را تشخیص می‌دهند. یکی دیگر از فاکتورهای ماندگاری هم وجود پاکی در صدا و موزیک و ملودی و شعر است.

* تو در سال‌های گذشته بارها ادعا کرده‌ای که ضربه‌های زیادی خورده‌ای و آدم‌های مختلف با اسم و رسم تو بازی کرده‌اند. با این همه تجربیات عجیب و غریب، چرا از یک سوراخ صد بار گزیده شده‌ای؟

من آدم ساده‌ای هستم و از کودکی -بیش از آن‌چه تصورش را بکنید- شخص ساکت و گوشه‌گیر و خجالتی‌ای بودم. به مرور و از زمان ورود به دنیای موسیقی، این خجالت وجود داشته و تا به امروز به مرور کمتر شده است. ولی هنوز به مرزی نرسیده‌ام که به عنوان یک هنرمند، آن‌قدر رو داشته باشم که حتی خودم را از دنیای موسیقی بگیرم. این سادگی‌ها باعث شد که یک اشتباه را چندین بار تکرار کرده باشم. ولی به نظرم وظیفه یک هنرمند این نیست که برود و قرارداد ببندد یا به دادگاه برود و حقش را بگیرد و زورش به جایی نرسد و به مطبوعات چنگ بزند و برای گرفتن حقش از موسیقی، مصاحبه کند.
متأسفانه قوانین بیزینس موسیقی برخلاف همه دنیا، در ایران رعایت نمی‌شود. نداشتن مدیربرنامه یا شرکتی که از ابتدا حامی من باشد، یا اسپاسنری که از ابتدا من را ساپورت کند و به دنبال این باشد که من پیشرفت کنم و بعداً از من برداشت کند، ضرر زیادی به من زده است. هر کسی در هر مقطعی از دوران نوجوانی و جوانی آمده، فقط به دنبال برداشت از من بوده است. یکی به دنبال برداشت اعتباری و دیگری به دنبال برداشت مالی. من هم این را می‌دانسته‌ام و اگر قرار باشد به عنوان صنعت به موسیقی نگاه کنیم، باید سود دوطرفه‌ای باشد. اما کسانی هم هستند که هم صنعتی به ماجرا نگاه می‌کنند و هم دیدگاه هنری دارند. من از ابتدا دنبال این آدم‌ها بودم که به سختی پیدا می‌شوند. ابتدا به نظرم این‌گونه می‌آمد که شخصیت فلانی این‌طور است؛ ولی بعد که وارد می‌شدم و یکی دو کار را با هم تجربه می‌کردیم، متوجه می‌شدم که صرفاً یک صنعت‌گر است و به خاطر بیزینس کردن کنار من قرار گرفته.

* در مورد جایگاه صحبت کردید. از نظر خودت، حامی با تمام ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که دارد، در موقعیت کنونی، در جایگاه خود قرار گرفته است؟

اگر رویاپردازانه به ماجرا نگاه کنیم، نه. ولی اگر بخواهم کمی خودم را دست‌کم بگیرم، باید بگویم بله، در جایگاهی بالاتر از آن‌چه تصور می‌کردم، قرار دارم. البته الان در بازار موسیقی، پیشرفت یعنی فروش بلیت و شهرت و آلبوم. من از روز اول شهرت را دوست نداشتم. البته شهرت خیلی خوب است، چون از کنار آن می‌توانی موزیک‌هایت را به مردم معرفی کنی و سطح فرهنگ مردم را با موزیک و شعرت بالا ببری و از طرفی هم ممکن است پایین بیاوری. به عبارتی شهرت، قدرت و پول هم به همراه دارد. از اول هم آلبوم اول من پوستر نداشت و آلبوم «دو نیمه رویا» یک عکس کوچک بود و پوستر اختصاصی نداشت. در واقع دوست نداشتم آن‌گونه برای مردم معرفی شوم و می‌خواستم چهره‌ام شناخته نشود. بعد از آن دیدم که برای معرفی موزیکم باید دیده شوم. به تلویزیون رفتم و در ۴-۵ سال اخیر در فضای مجازی بیشتر فعالیت کردم و تبلیغات و پوسترهای بزرگ و…

من همیشه آرزو داشتم به کشورهای دیگر بروم و با خواننده‌های درجه‌یک کنسرت‌های بزرگ بگذارم و اکنون هم این آرزو را دارم. ولی شاید وقتی به آن‌جا رسیدم، انتهای قصه چیز دیگری باشد. اما در ایران به عنوان خواننده‌ای که اولاً طول عمر هنری‌اش طولانی بوده، ثانیاً ماندگاری آثارش زیاد بوده، ثالثاً به عنوان یک مؤلف در آواز معرفی شده، برای من اتفاق خیلی بزرگی است و شاید اصلاً در تصوراتم نمی‌گنجید. چهارم این‌که همکاری من با مفاخر موسیقی ایران، حقیقتاً در باور من نبود که روزی بتوانم با آهنگسازهایی که خواب‌شان را هم نمی‌دیدم، همکاری کنم. ولی این اتفاقات برای من افتاد. در این چهار زمینه‌ای که گفتم، آدم موفقی بوده‌ام. از لحاظ عمومى شدن هم این روزها در وضعیت خیلى خوبى هستم و احساس می‌کنم بیش از قبل با موسیقى‌هایم در دل مردم جا باز کرده‌ام.

* مبحث بعدی خواننده مؤلف بودن است که می‌خواستم در مورد آن صحبت کنیم. احساس می‌شود مؤلف نبودن بخش عمده‌ای از آرتیست‌های این دوره، باعث شده ماندگاری آن‌چنانی در موسیقی دیده نشود. موجی به وجود می‌آید که اوج می‌گیرد و با همان سرعت هم فروکش می‌کند. به نظر می‌رسد بسیاری از خوانندگان نسل اول پاپ به دلیل مؤلف بودن، آثارشان ماندگاری بیشتری داشت. این مسأله را چه‌قدر در مصرفی شدن موسیقی پاپ دخیل می‌دانی؟

به نظر من تألیف یعنی الگو بودن. الگویی که مستقل باشد و کس دیگری الگوی آن نباشد. یعنی یونیک و خاص بودن. در کنار آن وقتی الگو باشی و خوراک خوبی به مردم بدهی، عمر تألیفت بیشتر می‌شود. یعنی وقتی خواننده‌ای مؤلف باشد، خواننده‌های زیادی برای خواندن، او را الگوی خودشان قرار می‌دهند و از تکنیک‌هایش کپی می‌کنند یا برای تمرین آواز از صدای او استفاده می‌کنند. من به این موضوع، مؤلف بودن می‌گویم. در مورد خوانندگان نسل اول پاپ هم اسم نمی‌آورم ولی خیلی از آن‌ها صدایشان را از جای دیگر وام گرفته بودند و به همین دلیل، عمرشان کوتاه بود و ربطی به سواد موسیقیایی آن‌ها نداشت.

* یعنی معتقدی آنها تقلید می‌کردند و نه اینکه خوانندگان قبلی را الگوی خودشان قرار دهند.

بله، این‌گونه بهتر است. چون مقلد یک خواننده دیگر بودند، عمرشان کوتاه بود. من هم الگو داشتم و صدای آقای شجریان را دوست داشتم، ولی صدایم سنتی نبود. در عوض خیلی از آقای شجریان و تعهدشان به موسیقی و شعرهایشان الهام می‌گرفتم. خیلی از خواننده‌های دهه ۴۰ و ۵۰ هم بودند که از آن‌ها الگو و الهام می‌گرفتم. مثلاً صدایم به شدت شبیه به یک خواننده مرد دهه ۵۰ بود. ولی به مرور زمان و هنگامی که آلبوم اولم تمام شد، صدا و کاراکتر خودم را پیدا کردم. یعنی با ورود به ضبط آلبوم «دو نیمه رویا» خودم را پیدا کردم و فهمیدم این صدایی که ترکیبی از این خواننده و آن خواننده و مادرم و الهامات دیگران بود، برای من صدای یونیکی ساخته که آن موقع فهمیدم کسی شبیه من نیست. آن زمان چندین کپی از ابی و داریوش و… داشتیم و دلم نمی‌خواست که شبیه آنها باشم. آن زمان فهمیدم صدایم خاص است و روی خاص بودن آن تأکید کردم. بعدها بازخوردم از جامعه این بود که صدایم قبلاً تکرار نشده و کمتر شبیه آن بوده است. من به این ویژگی تألیف می‌گویم.

* پوزیشن همیشه معترض تو در رسانه‌ها چه‌قدر باعث شده از برخی اهدافت دور یا به آنها نزدیک شوی؟ من فکر می‌کنم این اتفاق باعث شود که در جوامع مختلف مثل جامعه تهیه‌کننده‌ها و ناشرین و جامعه مخاطب موسیقی نگاه خاصی در مورد تو باشد. خودت چه‌قدر به این موضوع اعتقاد داری؟ و تصمیم برای ورود به این پوزیشن استراتژی خودت بود یا بر اساس جبر بازار و اتفاقات حاشیه‌ای، این کاراکتر به وجود آمد؟

ابتدا اعتراض به شرایط موجود بود. من همیشه دلم می‌خواست نه کسی به من کاری داشته باشد و نه من به کسی کاری داشته باشم. سیاستم این بود که موزیکم را ضبط می‌کنم، خواه طرفدار داشته باشد و خواه نداشته باشد و نظر کسی جز اطرافیان که دوستم دارند، برایم مهم نیست. مردم برای من مهم‌اند؛ اما اول سلیقه خودم و دوم سلیقه مردم. این اعتراض ابتدا به شرایط موجود بود؛ یعنی به اتفاقاتی که در موسیقی افتاده بود و به اتفاقاتی که نمی‌افتاد. به اینکه قانون برای بعضی خواننده‌ها نیست و برای ما هست. این امر، به مرور به ترسی برای خواننده‌هایی که مخاطب من بودند، تبدیل شد. آن‌ها آمدند و روبه‌روی من ایستادند و شروع به جنگ با من کردند. بعد که دیدند من کوتاه نمی‌آیم و جدی‌تر از این حرف‌ها هستم، از من ترسیدند و سعی کردند یا با من مدارا کنند و در کنارم و دوستم باشند یا اینکه دشمنی نکنند و کلاً از روبه‌روی من کنار بروند. راجع به باسیاست بودن یا بدون‌سیاست بودن، همان‌طور که گفتم، ابتدا به صورت اعتراض بود ولی وقتی جلو آمدم و دیدم می‌توانم به این صورت حقم را بگیرم و اینکه باید داد بزنی تا دزد را بگیری، متوجه شدم ترس دیگران برای من چیز خوبی است و من باید حرف حق را بزنم و بعد از آن، به سیاست تبدیل شد. اما همین الان هم ارجحیت من گرفتن حق است و نمی‌خواهم جریان‌سازی کنم.

* احساس می‌شود که حامی در مورد همه اتفاقاتی که در مسائل اجتماعی و کاری به وجود می‌آید، نگاه دایی‌جان ناپلئونی دارد و به تئوری توطئه معتقد است! خودت چه‌قدر به این موضوع معتقدی؟

نه اصلاً. توهم توطئه در شخصیت من وجود دارد ولی نه در مورد کسانی که به آنها اطمینان کرده‌ام. مثالی می‌زنم. قبلاً روان‌شناسان می‌گفتند باید خوش‌بین باشید. بعد از آن گفتند باید بدبین باشید و الان می‌گویند باید حد وسط را نگه دارید. در مورد من، خوش‌بینی وجود دارد و آن‌قدرها هم بدبین نیستم. اما مادامی که خلاف آن ثابت شود. اگر اتفاق بدی بیفتد، دیگر به هیچ وجه خوش‌بین نیستم و با ترس جلو می‌روم. در مورد قراردادها، آن‌قدر اتفاق بد افتاده که همه بدبین شده‌اند. وقتی که می‌خواهم قرارداد ببندم، خیلی مراقبت می‌کنم؛ ولی وقتی قرارداد را بستم و با تهیه‌کننده‌ام دست دادم، دیگر با هم برادریم و باید با یکدیگر وزنه را برداریم. مگر اینکه باز شیطنتی صورت بگیرد.

* قبل از این سه مصاحبه از تو گرفته‌ام و امروز آن‌ها را کامل خواندم. در این سه مصاحبه، دقیقاً ۷۶ بار از کلمه «مافیا» استفاده کرده‌ای و به همین دلیل سوال قبلی را پرسیدم. احساس می‌کنم نگاه دایی‌جان ناپلئونی در بعضی مواقع و شرایط روحی خودت به یک‌باره اوج می‌گیرد و تو در این قالب فرو می‌روی و حرف‌هایی که از تو منتشر می‌شود، برآیند همین موضوع است. منظورت از مافیا کیست؟

به نظر شما من این داستان را خیلی دست‌بالا گرفته و بزرگش کرده‌ام یا کوچک‌تر از چیزی هست که من گفته‌ام؟

* نمی‌گویم بزرگش کرده‌ای ولی این نگاه برای تو نتیجه داده است.

گفتی ۷۶ بار این کلمه را تکرار کرده‌ام. حقیقتاً اگر از من می‌پرسیدی در سه مصاحبه قبلی چند بار در مورد این ماجرا صحبت کرده‌ام، فکر می‌کردم ۱۷۶ بار این ماجرا را پیش کشیده باشم! ابتدا به ساکن، من وارد خانه‌ای می‌شوم. اگر در آن خانه هوا تمیز باشد، من شک نمی‌کنم که آن‌جا دودی وجود داشته باشد. ولی وقتی وارد یک خانه دودآلود می‌شوم، مسلما کسی آن‌جا سیگار کشیده است. شاید دود مثال خوبی نباشد ولی وقتی در یک فضای آلوده به دود نفس می‌کشم، نمی‌توانم دروغ بگویم که هوا خوب است. اینجا در موزیک و هنر ایران، فضا پر از دود و آلودگی است. قبلاً گفتم و باز هم می‌گویم هر کجا شهرت است، در کنارش قدرت و پول است و از همه مهم‌تر، کنار این سه مورد، آلودگی هم وجود دارد. در موسیقی و سینما و فوتبال ایران، قدرت و شهرت و پول و در نتیجه، آلودگی هم وجود دارد و هر چه‌قدر این سه مورد بیشتر باشد، آلودگی هم بیشتر می‌شود.

* منظورت از آلودگی، فساد است.

بله. من دیگر حتی فوتبال را نگاه هم نمی‌کنم و حتی فوتبال نگاه کردن برای من کراهت دارد؛ چون فکر می‌کنم از ساده‌لوح‌ترین آدم‌ها هستم. یک سناریوی از قبل نوشته شده را با یک‌سری بازیگر -که با پول آن‌ها را خریده‌اند- اجرا می‌کنند و اکنون اعتقاد من بر این است که این اتفاق نه‌تنها در ایران، بلکه در همه‌جای دنیا وجود دارد. وقتی که قرعه‌کشی جام جهانی یا جام ملت‌های اروپا را نگاه می‌کنی که کاملاً از قبل تعیین شده است (مثل همان داستان قرعه‌کشی که توپ‌هایی که دمای آن کمتر بود را از جام برمی‌داشتند) تا المپیک که چندصد ورزشکار روسی دوپینگ سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده کرده بودند، چرا باید به ورزش ایران اعتماد کنم؟ از فوتبال ملی گرفته تا باشگاهی و دربی و… همه‌اش فیلمی بیش نیست. وقتی روابط سیاسی بین چند کشور وجود دارد، حتماً در مسابقات ورزشی بین آن چند کشور هم روابط سیاسی وجود دارد. من یک دوره‌ای فوتبال ایران را در جام ملت‌های آسیا پیش‌بینی می‌کردم و می‌دانستم که با فلان کشور که روابط سیاسی و اقتصادی داریم، باید در این دوره ببازیم و واقعاً هم می‌باختیم! پس من دیگر فوتبال نگاه نکردم. در موسیقی هم در حجم و مقیاس کوچک‌تر این اتفاق می‌افتاد. چون در موسیقی، کنسرت‌ها کمتر است و آلبوم‌ها به فروش نمی‌رود و درآمد کمتر است، به همین دلیل آلودگی در موسیقی نسبت به فوتبال و ورزش‌های درآمدزا کمتر است.

* ناراحت نمی‌شوی که تو را با محمد مایلی‌کهن مقایسه می‌کنند؟

مایلی کهن هم یک قسمتی از فوتبال ما است، اما لطفاً من را با او مقایسه نکن.

* تو را مقایسه می‌کنند. محمد مایلی‌کهن در دنیای فوتبال فقط از فساد و مافیا صحبت می‌کند. مشابه آن در دنیای سینما هم وجود دارد و مشابه آن در دنیای موسیقی حمید حامی است.

آقای مایلی‌کهن را نمی‌گویم ولی تفاوت من با خیلی‌ها که برای مطرح شدن آمده‌اند، این است که من برای درست کردن جنجال نیامده‌ام و آمده‌ام حقم را بگیرم. حالا با هر کسی که می‌خواهند من را مقایسه کنند.

* اگر با فراستی برنامه «هفت» مقایسه‌ات کنند، چطور؟

چون برنامه «هفت» را نگاه نمی‌کنم، ایشان را نمی‌شناسم. اگر هم با یک خلاف‌کار بزرگ مثل «آل کاپون» مقایسه کنند یا یک فرشته، این مردم هستند که می‌توانند تشخیص دهند. هم عامه مردم و هم طرفداران من یا دشمنان و دوستانم، هر کسی هر گونه‌ای که دوست دارد من را می‌بیند. من کار خودم را می‌کنم و با حرف مردم کاری ندارم. طبیعتاً آدم از توهین ناراحت می‌شود، ولی همین الان در صفحه اینستاگرام من ببینید، اگر کسی در ۷-۸ پست آخرم توهین کرده بود، من به شما جایزه می‌دهم. بالاخره طرفداران من هم یک قسمتی از مردم ایران هستند. در حالی که در صفحات خواننده‌های دیگر توهین وجود دارد. بعد از اینکه با تهیه‌کننده جدید (علی حق‌شناس) قرارداد بستم هم عده‌ای که قرارداد و کنسرت موفق من را برنمی‌تابیدند، بعد از کنسرت به من توهین کردند.

* می‌خواهم کمی در مورد چند چهره موسیقی حرف بزنیم. کاراکتر حامی خواننده روی استیج را کنار بگذار و به عنوان یک فرد حوزه موسیقی پاپ که می‌خواهد درمورد این آدم‌ها یک نظر شخصی بدهد. نفر اول این اسامی محسن چاوشی است.

من محسن چاوشی را در مؤسسه «آوای باربد» دیدم و انسان مهربانی بود و به من هم احترام می‌گذاشت و من هم به او احترام می‌گذارم. ولی مسلماً آن فرم موسیقی را من نمی‌پسندم. من بیشتر موسیقی صدامحور را می‌پسندم و آن مدل موسیقی شاید خوب و استاندارد باشد و مردم گوش بدهند و شهرت زیادی داشته باشد، ولی سلیقه من نیست.

* سیروان خسروی.

نمی‌دانم… تنظیم‌کننده الکترونیک است. من به این شکل او را می‌شناسم.

* علیرضا عصار.

خواننده‌ای که شعر را خیلی خوب می‌شناسد و بیشتر از تمام فاکتورهای موسیقی‌اش، اولین و برجسته‌ترین فاکتور برای من شعرش است.

* بابک صحرایی.

دوست مهربانی که در تمام سال‌هایی که من مشکل داشتم و سکوت کرده بودم، در کنارم بود. ما قبل از اینکه همکار باشیم، با هم دوستیم و در جریان رازهای خانوادگی و عاشقانه و زندگی شخصی یکدیگر هستیم و اگر بخواهم یک نفر را انتخاب کنم که امین من باشد و حرف‌های من را در دل خود نگه دارد، او بابک است و برعکس.

* یغما گلرویی.

هنرمند فوق‌العاده‌ای که امروز به او مسیج دادم و برایش نوشتم دوست دارم قبل از اینکه بمیرم، اسمم بیشتر کنار اسمت باشد و همکاری بیشتری داشته باشیم. یغما چند سالی از من دور بود و قبلاً خیلی پشت من بود و من هم هوایش را داشتم و به زودی همکاری خواهیم کرد.

* محمد مایلی‌کهن.

من آقای مایلی‌کهن را دوست دارم؛ چون ایشان هم قانون‌مند بود. حالا به خاطر پاسور بازی کردن و شیطنت‌های درون اردوی تیم ملی که چند نفر را از لیست خط زد، اگر من بودم هم همین کار را می‌کردم. مثلاً اردوی تیم ملی آلمان یا اردوی تیم‌های بسکتبال امریکا شبیه پادگان است که حتی حق تلفن صحبت کردن و دیدن خانواده را هم ندارند، چه برسد به اینکه شب تا ساعت ۲ در کافه باشند و از آن‌ها عکس بیرون بیاید یا اینکه در اردوی تیم ملی قلیان بکشند! در ایران قانونی وجود ندارد ولی اتفاقاتی که در ایران مثل کشیدن سیگار و اعتیاد فوتبالیست‌ها می‌افتد، اگر در خارج از ایران باشد، مسلماً برای همیشه روی اسم‌شان خط‌قرمز می‌کشند. آقای مایلی‌کهن یکی از کسانی بود که این قانون را رعایت می‌کرد و چون قانون‌مدار بود، از گود دور افتاد.

نوشته حامی: داد می‌زنم تا حقم را بگیرم اولین بار در پدیدار شد.

بمرانی بعد از سه سال، دوباره به صحنه نمایش بازگشت

بمرانی بعد از سه سال، دوباره به صحنه نمایش بازگشت       گروه بمرانی که به تازگی آلبوم «گذشتن و …

نوشته بمرانی بعد از سه سال، دوباره به صحنه نمایش بازگشت اولین بار در پدیدار شد.

بمرانی بعد از سه سال، دوباره به صحنه نمایش بازگشت

 

 

 

گروه بمرانی که به تازگی آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته» را منتشر کرده، بعد از سه سال دوباره به صحنه نمایش بازگشت.

«رویای یک شب نیمه تابستان»، کمدی تاریخی معروف ویلیام شکسپیر به کارگردانی مصطفی کوشکی، نام تئاتری است که گروه بمرانی علاوه بر طراحی موسیقی و اجرای زنده، پرفورمنسی را هم در آن اجرا می‌کنند.

بمرانی گروهی است که فعالیتش را با اجراهای کافه‌ای و البته حضور در تئاترها آغاز کرد و در سال ۹۱ طبق اعلام اداره تئاتر، با حضور در پنج نمایش، پرکارترین گروه موسیقی در تئاتر شناخته شد. بهزاد عمرانی (خواننده) درباره حضور و اجرای موسیقی برای تئاتر می‌گوید: «پیش از اینکه بتوانیم به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کنیم، تنها راه ارتباطی ما با مخاطبان حضور در سالن‌های نمایش بود که این مسیر تداوم پیدا کرد و به علت علاقه به این فضا، شروع به همکاری با تئاتری‌ها کردیم. بعد از آن به دلیل تمرکز روی تهیه و تولید آلبوم، بعد از آخرین حضورمان در صحنه تئاتر که مربوط به نمایش «ننه دلاور، بیرون پشت در» می شد، به مدت ۳ سال از صحنه نمایش فاصله گرفتیم تا اینکه بعد از انتشار دومین آلبوم، به پیشنهاد مصطفی کوشکی به تئاتر «رویای یک شب نیمه تابستان» پیوستیم و به این ترتیب تا ۲۷ اسفند این گروه را در سالن تئاتر مستقل تهران همراهی خواهیم کرد.»

او درباره نوع موسیقی بمرانی در این نمایش می‌گوید: «ظرف مدت کوتاهی علاوه بر طراحی موسیقی، دو ترانه هم برای این تئاتر نوشته‌ایم که حال و هوای آنها شبیه به موسیقی بمرانی است اما طبیعتاً سعی کرده‌ایم به فضای صحنه هم نزدیک باشد. در این نمایش، پرفورمنس هم داریم که کار آسانی هم نیست چون صحنه، دکور جالب و عجیبی دارد و ما هم مداوماً در حال تغییر پوزیشن هستیم.»

تئاتر «رویای یک شب نیمه تابستان» برگرفته از نمایش کمدی تاریخی ویلیام شکسپیر به کارگردانی مصطفی کوشکی است که از ۴ ماه پیش با بازیگران و گروه‌های موسیقی مختلفی روی صحنه رفته و حالا با پیوستن گروه بمرانی به آنها تا ۲۷ اسفند ادامه خواهد داشت. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به سایت Tik8 مراجعه کنند.

نوشته بمرانی بعد از سه سال، دوباره به صحنه نمایش بازگشت اولین بار در پدیدار شد.

محمدرضا فروتن: رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌ بود

محمدرضا فروتن: رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌ بود     نشست خبری آلبوم «می‌فهممت» با صدای «محمدرضا فروتن» …

نوشته محمدرضا فروتن: رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌ بود اولین بار در پدیدار شد.

محمدرضا فروتن: رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌ بود

 

 

نشست خبری آلبوم «می‌فهممت» با صدای «محمدرضا فروتن» عصر روز یکشنبه اول اسفندماه در تالار وحدت تهران برگزار شد. این بازیگر باسابقه که هفته گذشته اولین آلبومش روانه بازار شده در این نشست توضیحاتی را درباره روند شکل‌گیری این مجموعه و همچنین برخی مسائل دیگر بیان کرد. آلبوم «می‌فهممت» با ترانه‌های دکتر «افشین یداللهی» و همچنین آهنگسازی «بابک زرین» تولید شده است. «سیروان خسروی»، «امیرمیلاد نیکزاد» و «رضا تاجبخش» هم تنظیم‌کنندگان قطعات این مجموعه هستند. به غیر از سیروان و رضا تاجبخش سایر عوامل این مجموعه به همراه «مهدی میرزاباقریان»، مدیر موسسه فرهنگی هنری آوای سوته‌دلان، در این برنامه حضور داشتند.

این نشست با جشن سالگرد تأسیس شرکت داروسازی دکتر «عبیدی» مقارن شده بود و مدیرعامل این مجموعه در ابتدا توضیحاتی را بابت تولید و حمایت مالی از این اثر عنوان کرد. او از آلبوم «می‌فهممت» با عنوان یک آلبوم موسیقی سلامت‌محور یاد کرد.

محمدرضا فروتن صحبت‌های خود در نشست خبری را اینگونه آغاز کرد:«از شرکت دکتر عبیدی به دلیل اعتمادشان به هنر در سلامت تشکر می‌کنم و روح آقای دکتر «غلامعلی عبیدی» هم شاد و ایشان چهره برجسته‌ای بودند که وقت خود را صرف منفعت اجتماعی در حوزه درمان و دارو کردند. از همکاران عزیزم که در این آلبوم با محبت و رفاقت همکاری کردند تشکر می‌کنم. خوشحال هستم موقعیتی پیش آمده که یک روانپزشک که به سلامت روح و روان جامعه فکر می‌کند، شاعر هم باشد. به همین دلیل بسیاری از شعرهای افشین یداللهی سالم هستند. شکست عشقی و روابط عاطفی و روابط مختل‌شده زیاد است و فکر می‌کردیم برای هر انسانی که تعلقات عاطفی دارد، اتفاقاتی از این دست پیش می‌آید. شعرهایی هم از این دست زیاد خوانده شده است که رنج و دوری و حال بد را بیان کرده‌اند. مثلاً در قطعه «روزای مرگ عشق…» دوست داشتیم شعری را داشته باشیم که بتوانیم هم تجربه شکست را بیان کنیم و هم اینکه این شعر در آخر بتواند امید ما را به زندگی تقویت کند. می‌خواستیم «روزای مرگ عشق…» علاوه بر تم شکست، تم امید را هم دارد. تم دیگر اشعار مربوط به افرادی است که برای خود ارزش و احترام قائل هستند چون می‌خواستیم از شعر و موسیقی برای چنین افرادی هم بهره‌ای قرار داده باشیم و به عنوان یک محرک احساسی قوی، مفاهیم و معانی ارزشمند را از این طریق راحت‌تر با مردم تقسیم کنیم.»

او سپس درباره اینکه چه شد از سینما وارد موسیقی شد گفت:«بهتر است بگویید که چطور شد از رویای موسیقی وارد سینما شدم چون رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌تر بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا پیرتر نشدم و نمرده‌ام این کار را انجام دهم.»

فروتن گلایه‌ای هم از قضاوت‌ها داشت و اعلام کرد:«متأسفانه در اینجا فرهنگ قضاوت یا بهتر است بگوییم فرهنگ تصمیم‌گیری برای دیگران و فرهنگ‌ کنترل‌گری بسیار زیاد دیده می‌شود. متأسفانه ما به تصمیمات دیگران احترام نمی‌گذاریم و بی‌شک اگر یک روز تنها طرفدار آثارم خودم باشم باز هم این کار را ادامه می‌دهم چون هدف و ارزش کاری که انجام می‌دهم برایم مهم است.»

این هنرمند در ادامه ضمن اشاره به بازخوردهای مثبتی که از آلبومش دریافت کرده، کنایه‌ای هم به بعضی‌ها داشت که در فستیوال‌های هنری با هم بر سر جوایز درگیر می‌شوند:«تا آنجایی که از طریق شبکه‌ها با مردم در ارتباط هستم در این سه چهار روز پیام‌های زیادی توام با ابراز علاقه نسبت به این مجموعه دریافت کردم. جا دارد تشکر کنم که در این فرصت کم تا این حد مورد پرمهری قرار گرفتم. قرار است هدف خودم را ادامه بدهم و بیشتر به لذت بردن از زندگی فکر می‌کنم. هنرمند بزرگترین جایزه‌ای که می‌گیرد، لذتی است که از کار خودش می‌برد. گاهی اوقات تعجب می‌کنم که در فستیوال‌ها چگونه سر یک تکه شیشه یا آهن با همدیگر درگیر می‌شوند. من از کار خودم لذت می‌برم و ادامه می‌دهم.»

محمدرضا فروتن در پایان گفت:«من فکر می‌کنم در ایران کمتر آلبوم کار می‌شود و سعی کردم کلیت آلبوم روی ارتباط انسان‌ها با خودشان باشد و برای انتخاب اسامی قطعات دغدغه خاصی نداشتم. فقط دوست داشتم قطعه «می‌فهممت» روی هفتمین قطعه باشد.»

استاد «محمدعلی بهمنی»، «سالار عقیلی»، «جهانگیر کوثری» و «رخشان بنی‌اعتماد»، «اندیشه فولادوند» و «احمد امیرخلیلی» از جمله مهمانان هنری حاضر در این برنامه بودند.

نوشته محمدرضا فروتن: رویای موسیقی قبل از سینما برای من مهم‌ بود اولین بار در پدیدار شد.

مخاطبان سیروان و خلق یک رکورد متفاوت!

مخاطبان سیروان و خلق یک رکورد متفاوت!     تمام ۸۰۰۰ بلیت کنسرت سیروان خسروی در ۲۵ و ۲۶ اسفندماه سال …

نوشته مخاطبان سیروان و خلق یک رکورد متفاوت! اولین بار در پدیدار شد.

مخاطبان سیروان و خلق یک رکورد متفاوت!

 

 

تمام ۸۰۰۰ بلیت کنسرت سیروان خسروی در ۲۵ و ۲۶ اسفندماه سال ۹۵ در کمتر از یک ساعت به فروش رفت.

در حالی تمام بلیت‌های کنسرت سیروان خسروی در تهران فروش رفت که هیجان مخاطبان این خواننده محبوب دقایقی سایت فروش بلیت برنامه را از دسترس خارج کرد. در همین رابطه محمد حاتم پور مدیر شرکت فرهنگی هنری آوای فروهر در گفتگویی علت این اتفاق را استقبال کم سابقه مخاطبان عنوان کرد و گفت: بنا بود در ساعت ۱۷ روز چهارشنبه بلیت فروشی کنسرت سیروان خسروی در ایران کنسرت باز شود که این اتفاق ورود مخاطبان به سامانه را با مشکل مواجه کرد.

تهیه کننده کنسرت های تهران سیروان در ادامه افزود: ایران کنسرت بزرگ ترین و معتبرترین سامانه فروش بلیت کنسرت در ایران است و پیش از این سابقه فروش بلیت همزمان ۶۵ کنسرت جشنواره موسیقی فجر و ۵۰ کنسرت دیگر را داشته ولی اشتیاق طرفداران سیروان برای خرید بلیت این کنسرت به قدری زیاد بود که دقایقی برای دسترسی به این سایت با مشکل مواجه می‌شدیم.

گفتنی است؛ مسئولان فنی ایران کنسرت هرگونه حمله سایبری و اقدام به خرابی در این مورد را تکذیب کردند.

شایان ذکر است که این خواننده که طی ماه های اخیر برنامه اجراهای زنده خود را متوقف کرده بود، این روزها مشغول کار روی تازه ترین آلبوم خود است که به گفته محمد حاتم پور تهیه کننده برنامه های این خواننده یکی از متفاوت ترین کارهای او در حوزه تولید آلبوم است.

«توخیال کردی بری»، «ساعت ۹»، «جاده رویاها» و «آنپلاگد» آثاری هستند که طی سال های اخیر از سیروان خسروی در بازار موسیقی منتشر شده است.

نوشته مخاطبان سیروان و خلق یک رکورد متفاوت! اولین بار در پدیدار شد.

گرمای اجرای «محسن یگانه» برفارو آب کرد!

گرمای اجرای «محسن یگانه» برفارو آب کرد!     تازه‌ترین کنسرت پرشور «محسن یگانه» خواننده شناخته شده موسیقی پاپ کشورمان، با …

نوشته گرمای اجرای «محسن یگانه» برفارو آب کرد! اولین بار در پدیدار شد.

گرمای اجرای «محسن یگانه» برفارو آب کرد!

 

 

تازه‌ترین کنسرت پرشور «محسن یگانه» خواننده شناخته شده موسیقی پاپ کشورمان، با استقبال مخاطبین در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی شهر تهران به روی صحنه رفت.

این کنسرت سوم اسفند ماه با اجرای قطعات آلبوم «نفس‌های بی‌هدف»، «رگ خواب»، «حباب» و «نگاه من» و منتخبی از تک‌ آهنگ‌های منتشر شده اش، برگزار شد.

میلاد پرقوه (پیانو و کیبورد)، سعید علیرضایی (گیتار بیس)، محمدرضا زارعی (ویولن)، محمد زرنوش (کلارینت، ساکسفون)، رادین رفیع‌زاده (درامر)، وحید قاسمی (پرکاشن، دمام) و وحید عویدی (گیتار) به عنوان نوازنده در کنار محسن یگانه، در این کنسرت به هنرنمایی پرداختند.

شایان ذکر است که کنسرت نوروزی محسن یگانه، ۶ و ۷ فروردین ماه در مرکز همایش‌های بین المللی برج میلاد شهر تهران برگزار خواهد شد.

جدیدترین آهنگ ها و آلبوم ها و همچنین آرشیو کارهای قدیمی خواننده خوش صدا و پرطرفدار کشور محسن یگانه را به همراه متن قطعات و پخش آنلاین از طریق رسانه پرشین سانگ دنبال و دانلود نمایید.

علاقمندان به موسیقی ایرانی می توانند جدیدترین اخبار موسیقی ، اخبار و گزارش کنسرت های پاپ ، سنتی ، راک و … را از طریق رسانه پرشین سانگ دنبال نمایند.

دانلود آهنگ های جدید ایرانی به همراه متن و پخش آنلاین از طریق رسانه پرشین سانگ.

نوشته گرمای اجرای «محسن یگانه» برفارو آب کرد! اولین بار در پدیدار شد.

محمد معتمدى: نسل ما از استاد شجریان انگیزه گرفت و از آثار ایشان مشق کرد

محمد معتمدى: نسل ما از استاد شجریان انگیزه گرفت و از آثار ایشان مشق کرد     تازه‌ترین کنسرت «محمد معتمدی» …

نوشته محمد معتمدى: نسل ما از استاد شجریان انگیزه گرفت و از آثار ایشان مشق کرد اولین بار در پدیدار شد.

محمد معتمدى: نسل ما از استاد شجریان انگیزه گرفت و از آثار ایشان مشق کرد

 

 

تازه‌ترین کنسرت «محمد معتمدی» خواننده شناخته شده موسیقی ایرانی، با استقبال دوستدارانش در تالار وحدت شهر تهران به روی صحنه رفت.

این خواننده رو به مخاطبان کنسرت خود گفت: هرچند مدیرانى هستند که براى موسیقى ما زحمت مى کشند و برنامه ریزى مى کنند اما موسیقى ایران یک حامى دارد و آن شما هستید.

محمد معتمدی در ابتداى کنسرتش با نام «کویر» که اولین اجراى خود را شامگاه چهارم اسفند ماه در تالار وحدت پشت سر مى گذاشت، در سخنانى اظهار کرد: «نمى توانم خوشحالى خودم را پنهان کنم که پس از یک سال کنسرت قطعاتى را اجرا مى کنم که آن ها را به عشق نشان دادنشان به شما در روى صحنه، تولید کرده ایم. شما با عشق به این قطعات بازخورد مثبت به ما رساندید.»

او ادامه داد: «از همه حمایت ها، عشق و مهرى که به من و بقیه هنرمندان دارید، تشکر مى کنم.»

معتمدى اجراى خود را با قطعه «کویر» آغاز کرد. او پیش از این درباره این قطعه گفته بود که شعر، آهنگ و آواز «کویر» متعلق به اوست و به نوعى برایش نماد خودکفایى به حساب مى آید.

در ادامه قطعه «شکنم ساغر» اجرا شد و بعد نوبت به ساز و آواز به همراهى ساز عود رسید که معتمدى غزل «دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند/دریاب ضعیفان را در وقت توانایی» از حافظ را براى این کار انتخاب کرده بود. «به یاد صیاد»، تصنیف «بیا» قطعاتى بودند که در ادامه اجرا شدند. ساز و آواز دیگرى با شعرى از خیام نیز براى این اجرا تدارک دیده شده بود که اجرا شد.

در ادامه با تصنیف «چون مرده شوم» بخش اول این کنسرت به پایان رسید.

پس از استراحتى کوتاه و با حضور دوباره گروه روى صحنه، معتمدى رو به حاضران بیان کرد: «من مجددا از شما عزیزان تشکر مى کنم که حضور شما همیشه باعث به وجود آمدن همه اتفاقات خوب براى ما بوده است.» او سپس به شبنم مقدمى، نگین صدق گویا، امیرحسین مدرس، معصومه کریمى و معصومه شیرازى و بهمن محمدزاده (شاعر برخی آثار معتمدى مانند یلدا و پرواز) به عنوان مهمانان این اجرا اشاره کرد و گفت: «کریم قربانى (نوازنده ویولنسل) نیز در میان ما حضور دارد. صداى ساز افرادى مانند او شاید در بسیارى از آثارى که شما از آن ها لذت بردید وجود داشته است اما خودتان ندانید، ما همیشه نام خواننده را شنیده ایم.»

قطعات «پرواز»، «امید جانم»، «به نگاهم بنگر»، «رفته ز دل» و دو ساز و آواز در بخش دوم اجرا شدند. سپس معتمدى گفت: «مى خواهیم یک اثر را بخوانیم که رگ غیرت همه با شنیدن آن به جوش مى آید.»

در ادامه قطعه «اى ایران اى مرز پرگهر» اجرا شد که تمامى مخاطبان سالن هنگام اجراى آن به احترام ایران به پا خاستند.

امیر مهدى مقدم -نوازنده عود-، داود اسلفى -نوازنده پیانو-، پویان جمشیدى -نوازنده پرکاشن-، مسیح مردیها -نوازنده ویولنسل- و احمد محمدیان -نوازنده کلارینت و دودوک- در کنار معتمدى هنرنمایى کردند. به گفته معتمدى تمامى این نوازندگان اصفهانى هستند.

این خواننده پیش از این با بیان این‌ که اعضای ارکستر من پایین‌ترین میانگین سنی را دارند، اظهار کرده بود : «من آن‌ ها را به‌ واسطه سن انتخاب نکردم، بلکه پس از انتخاب آن‌ ها به‌ واسطه کیفیت کارشان، متوجه سن و سالشان شدم. رهبر ارکستر من یک جوان ۱۸ ساله است.»

پس از پایان بخش دوم و در میان درخواست هاى مخاطبان براى اجراى قطعات دیگر که بعضا نام تیتراژ فیلم سینمایى «سیانور»، تنها اثر پاپ این هنرمند و قطعه اى از استاد محمدرضا شجریان به گوش مى رسید، معتمدى اظهار کرد: «من براى استاد شجریان آرزوى سلامتى مى کنم. واقعیت این است که نسل ما وقتى آواز را شروع کردیم درصد زیادى از انگیزه هاى خود را از ایشان گرفتیم و از آثار ایشان مشق کردیم. اجازه بدهید قطعات ایشان به نام و متعلق به خودشان بماند.»

در پایان قطعه «کویر» به عنوان قطعه بیز انتخاب و اجرا شد.

این اجرا پنجم اسفند ماه نیز در تالار وحدت به روى صحنه مى رود. معتمدى همچنین قصد دارد تور کنسرت کویر خود را تا پایان سال ١٣٩۵ در شهرستان هاى شاهرود و یزد برگزار کند. ادامه این کنسرت ها اردیبهشت ماه سال ١٣٩۶ اجرا خواهد شد.

نوشته محمد معتمدى: نسل ما از استاد شجریان انگیزه گرفت و از آثار ایشان مشق کرد اولین بار در پدیدار شد.