متاهل ها ، یه کم در مورد زندگی واقعی بگید

سلام

یه دختر حدودا ۲۲ ساله هستم که اگر خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد قراره تا چند وقت دیگه ازدواج کنم. مشکلم اینه که حس میکنم ذهنم بیش از حد مشغول مسائل جنسی شده. همه ش تو فکرم وقتی به زندگی مشترک فکر میکنم آخرش میرسه به رابطه ی جنسی و خیال پردازی. نمیدونم این حالت برام طبیعیه یا نه ؟

تو دوره ی نو جوونی به خ.ا دچار شدم، چون متاسفانه توی خونه ماهواره داشتیم و من تا ۱۶-۱۷ سالگی اصلا نمیدونستم این کار گناهه! الان هم خیلی تحریک پذیریم زیاد شده!

از خانم ها و آقایون متاهل خواهش میکنم یه کم در مورد زندگی واقعی بگن! زندگی که همه ش مجامعت و معاشقه نیست! هست؟

راستش در عین نیاز شدید به رابطه ی جنسی ( چون به شدت طبع گرمی دارم ) از این مسائل کمی هم میترسم. در زمینه ی ازدواج زیاد مطالعه کردم ولی حالا که دارم به مرحله ی عمل نزدیک میشم خیلی دلهره دارم.

راستی اشاره کنم که تا حالا با هیچ پسری ارتباط عاطفی نداشتم. درگیر عشق های بچگانه ی یک طرفه بودم، اما این اولین باریه که واقعا دارم به یه مرد به چشم همسر نگاه میکنم. خیلی بهشون علاقه دارم، ایشون هم همینطور. همه چیز به لطف خدا داره خوب پیش میره… اما بازم من همه ش دلشوره های بیخودی دارم! و شبا دلم نمیخواد تنها بشم از بس که فکرهای جنسی به سراغم میاد.

ما هنوز نامحرم هستیم و معلوم هم نیست کی به هم محرم بشیم… ممنون میشم از تجربیاتتون بگید و راهنماییم کنید. امیدوارم سوالم واضح بوده باشه.

سلام

یه دختر حدودا 22 ساله هستم که اگر خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد قراره تا چند وقت دیگه ازدواج کنم. مشکلم اینه که حس میکنم ذهنم بیش از حد مشغول مسائل جنسی شده. همه ش تو فکرم وقتی به زندگی مشترک فکر میکنم آخرش میرسه به رابطه ی جنسی و خیال پردازی. نمیدونم این حالت برام طبیعیه یا نه ؟

تو دوره ی نو جوونی به خ.ا دچار شدم، چون متاسفانه توی خونه ماهواره داشتیم و من تا 16-17 سالگی اصلا نمیدونستم این کار گناهه! الان هم خیلی تحریک پذیریم زیاد شده!

از خانم ها و آقایون متاهل خواهش میکنم یه کم در مورد زندگی واقعی بگن! زندگی که همه ش مجامعت و معاشقه نیست! هست؟

راستش در عین نیاز شدید به رابطه ی جنسی ( چون به شدت طبع گرمی دارم ) از این مسائل کمی هم میترسم. در زمینه ی ازدواج زیاد مطالعه کردم ولی حالا که دارم به مرحله ی عمل نزدیک میشم خیلی دلهره دارم.

راستی اشاره کنم که تا حالا با هیچ پسری ارتباط عاطفی نداشتم. درگیر عشق های بچگانه ی یک طرفه بودم، اما این اولین باریه که واقعا دارم به یه مرد به چشم همسر نگاه میکنم. خیلی بهشون علاقه دارم، ایشون هم همینطور. همه چیز به لطف خدا داره خوب پیش میره... اما بازم من همه ش دلشوره های بیخودی دارم! و شبا دلم نمیخواد تنها بشم از بس که فکرهای جنسی به سراغم میاد.

ما هنوز نامحرم هستیم و معلوم هم نیست کی به هم محرم بشیم... ممنون میشم از تجربیاتتون بگید و راهنماییم کنید. امیدوارم سوالم واضح بوده باشه.

بزن که بریم قاطی مرغا

سلام

اینقدر اینجا از فشاری که روی پسراس صحبت شده که نیازی به تکرار نیست . نمیدونم چرا بعضی وقتا معنی ” نیاز ” رو نمیدونیم …

راستی سلام

پسرم  ؛ 19 سالمه ؛ دانشجو ام ( اهل ایرانم ذره عقلی دارم سر سوزن ذوقی … ) فک کنم تا حالا ته توی ماجرا رو درآورده باشین ؛ چی ؟ دقیییققااا ! : مامان بریم خواستگاری 🙂 الان انجمن حمایت از گناه بیانیه میده :

– : بدبخخختتت برو جوونیتو بکن بااووو

– : ما هم سن و سال تو بودیم فک میکردیم تنها فرق زن و مرد تو تعداد نقطه هاشونه اونوقت تو …

– : من الان ۳۰ سالمه پول و خونه و ماشین دارم میترسم ازدواج کنم . بیخیال شو

– : تو هنوز دهنت بو شیر میده آخه

همه ی اینا به کنار ، فقط تو کف آخری ام ، خب ادم تو هر سنی شیر بخوره دهنش بو شیر میده به جان خودم ( شوخی نیستا ؛ یعنی تو هر سنی ممکنه رفتار های بچگانه سر بزنه و همه چی سن و سال نیست ) بعدشم ، آدمهه هاا ، شکم مادر که کوره آجرپزی نیست آدم پخته ازش بیاد بیرون ، خب ذره ذره تجربه می کنه و یاد میگیره

ادامه مطلب

سلام

اینقدر اینجا از فشاری که روی پسراس صحبت شده که نیازی به تکرار نیست . نمیدونم چرا بعضی وقتا معنی " نیاز " رو نمیدونیم ...

راستی سلام

پسرم  ؛ 19 سالمه ؛ دانشجو ام ( اهل ایرانم ذره عقلی دارم سر سوزن ذوقی ... ) فک کنم تا حالا ته توی ماجرا رو درآورده باشین ؛ چی ؟ دقیییققااا ! : مامان بریم خواستگاری :) الان انجمن حمایت از گناه بیانیه میده :

- : بدبخخختتت برو جوونیتو بکن بااووو

- : ما هم سن و سال تو بودیم فک میکردیم تنها فرق زن و مرد تو تعداد نقطه هاشونه اونوقت تو ...

- : من الان 30 سالمه پول و خونه و ماشین دارم میترسم ازدواج کنم . بیخیال شو

- : تو هنوز دهنت بو شیر میده آخه

همه ی اینا به کنار ، فقط تو کف آخری ام ، خب ادم تو هر سنی شیر بخوره دهنش بو شیر میده به جان خودم ( شوخی نیستا ؛ یعنی تو هر سنی ممکنه رفتار های بچگانه سر بزنه و همه چی سن و سال نیست ) بعدشم ، آدمهه هاا ، شکم مادر که کوره آجرپزی نیست آدم پخته ازش بیاد بیرون ، خب ذره ذره تجربه می کنه و یاد میگیره

ادامه مطلب

چرا بعضی ها راحت ازدواجشون جور میشه

سلام

دوستان چرا بعضی ها راحت ازدواجشون جور میشه بعضیا عین سنگ. چرا همه میان نصیحت و میخان واسطه ازدواج باشن ولی کاری نمیکنن. خیلی ها بهم گفتن که برات دنبال یه پسر خوب میگردیم ولی انگار نه انگار…

چند سالم میگذره ولی باز خبری نیست در حالیکه موقع نصیحت میگن پسر خوب زیاده. چرا هر کی میخواد واسطه بشه برا ماها پشیمون میشه و کاری نمیکنه؟ بعضیا مانند آب خوردنه ازدواجشون برا ما یا زنگ میزنن پشیمون میشن یا حتی زنگم نمیزنن. حتی واسطه هام میگن ولی کاری نمیکنن..

سلام

دوستان چرا بعضی ها راحت ازدواجشون جور میشه بعضیا عین سنگ. چرا همه میان نصیحت و میخان واسطه ازدواج باشن ولی کاری نمیکنن. خیلی ها بهم گفتن که برات دنبال یه پسر خوب میگردیم ولی انگار نه انگار...

چند سالم میگذره ولی باز خبری نیست در حالیکه موقع نصیحت میگن پسر خوب زیاده. چرا هر کی میخواد واسطه بشه برا ماها پشیمون میشه و کاری نمیکنه؟ بعضیا مانند آب خوردنه ازدواجشون برا ما یا زنگ میزنن پشیمون میشن یا حتی زنگم نمیزنن. حتی واسطه هام میگن ولی کاری نمیکنن..

وقتی منطقی فکر می کنم در ازدواج با پسر مورد علاقه م به مشکل بر می خورم

سلام
من ۲۰ سالمه دانشجوی یکی از تاپ ترین  رشته ها!. هشت ماهی هست که با پسری آشنا شدم هم دانشگاهیم و چهار سال از خودم بزرگتر. راستش چند تا مشکل دارم امیدوارم بهم کمک کنید .
این آقا از نظر احساسی تو رابطه برای من کم نذاشته و واقعا از صمیم قلب من رو دوست داره همه جوره بهم ثابت کرده، آدم فوق العاده احساساتی هم هست من هم دوستش دارم اما مشکل اینجاست که وقتی منطقی فکر میکنم به مشکل برمیخورم ایشون اهل شهرستان مذهبی نزدیک تهران هستن خونواده ی خیلی معمولی هستن از لحاظ مالی ،طوریکه بهم گفته تا زمانی که خودش کار نکنه و پول درنیاره پدرش نمیتونه از لحاظ خونه و ماشین و … ساپورتش کنه!
قرار شده بود مهر بیاد خواستگاریم ولی وقتی با مادرم مشورت کردم گفت که این الان هیچی نداره بیاد جلو که چی…؟! از طرفی بهم گفت که اول زندگی نمیتونه تهران خونه بگیره یا باید شهر خودش یا شهری که تخصص قبول میشه زندگی کنیم.. اینم بگم ما خانوادمون از لحاظ مالی متوسط رو به خوبه یه جورایی میشه گفت مرفه ولی پولدار آنچنانی نه… از طرفی نمیدونم کفویت فرهنگی و اینا داریم یا نه؟! وقتی فکر میکنم منطقی میگم خوب ممکنه من خواستگارای خیلیی بهتری از همه نظر داشته باشم.

ادامه مطلب

سلام
من 20 سالمه دانشجوی یکی از تاپ ترین  رشته ها!. هشت ماهی هست که با پسری آشنا شدم هم دانشگاهیم و چهار سال از خودم بزرگتر. راستش چند تا مشکل دارم امیدوارم بهم کمک کنید .
این آقا از نظر احساسی تو رابطه برای من کم نذاشته و واقعا از صمیم قلب من رو دوست داره همه جوره بهم ثابت کرده، آدم فوق العاده احساساتی هم هست من هم دوستش دارم اما مشکل اینجاست که وقتی منطقی فکر میکنم به مشکل برمیخورم ایشون اهل شهرستان مذهبی نزدیک تهران هستن خونواده ی خیلی معمولی هستن از لحاظ مالی ،طوریکه بهم گفته تا زمانی که خودش کار نکنه و پول درنیاره پدرش نمیتونه از لحاظ خونه و ماشین و ... ساپورتش کنه!
قرار شده بود مهر بیاد خواستگاریم ولی وقتی با مادرم مشورت کردم گفت که این الان هیچی نداره بیاد جلو که چی...؟! از طرفی بهم گفت که اول زندگی نمیتونه تهران خونه بگیره یا باید شهر خودش یا شهری که تخصص قبول میشه زندگی کنیم.. اینم بگم ما خانوادمون از لحاظ مالی متوسط رو به خوبه یه جورایی میشه گفت مرفه ولی پولدار آنچنانی نه... از طرفی نمیدونم کفویت فرهنگی و اینا داریم یا نه؟! وقتی فکر میکنم منطقی میگم خوب ممکنه من خواستگارای خیلیی بهتری از همه نظر داشته باشم.
ادامه مطلب

دخترم مورد علاقم عکس بی حجاب تو پروفایل تلگرامش میذاره

با سلام خدمت همه ی دوستان گرامی

بنده قصد ازدواج با یه خانوم رو دارم که ۲۹ سالشونه و از همه لحاظ با بنده مچ هستن تحصیلات چهره موقعیت فرهنگی مالی و غیره . فقط یه چیزی که منو آزرده خاطر کرده اینکه ایشون عکسای بی حجاب تو پروفایل تلگرامشون زیاد میذارن . منظورم از بی حجاب فقط روسری سرشون نیست .

و اینکه روابط شون با نامحرم بازه نه اینکه بخواد خیلی خودمونی بشه برعکس خیلیم با شخصیت و محترمانه برخورد میکنه ولی مقداری صمیمی هست که فکر منو مشغول کرده . سوالم از دختر خانوم ها اینکه شما هم عکس بدون روسری تو پروفایل تلگرام میزارین ؟ نگران کننده هست یا نه ؟

تقریبا تو یه خانواده ی مرفهی بزرگ شده و شخصیت مستقلی داره  ، بیشتر میخوام بدونم این نداشتن حجاب میتونه مشکل ساز باشه یا خدایی نکرده خانوم مورد نظر من بی بند و بار باشه  ؟

ممنون میشم راهنمایی کنید مخصوصا دختر خانوم ها فکرم خیلی درگیرشه ، البته میدونم نوع فرهنگ هر خانواده ی فرق میکنه  ولی با این حال ممنون میشم از نظرات شما بهره ببرم و بدونم
مرسی .

با سلام خدمت همه ی دوستان گرامی

بنده قصد ازدواج با یه خانوم رو دارم که 29 سالشونه و از همه لحاظ با بنده مچ هستن تحصیلات چهره موقعیت فرهنگی مالی و غیره . فقط یه چیزی که منو آزرده خاطر کرده اینکه ایشون عکسای بی حجاب تو پروفایل تلگرامشون زیاد میذارن . منظورم از بی حجاب فقط روسری سرشون نیست .

و اینکه روابط شون با نامحرم بازه نه اینکه بخواد خیلی خودمونی بشه برعکس خیلیم با شخصیت و محترمانه برخورد میکنه ولی مقداری صمیمی هست که فکر منو مشغول کرده . سوالم از دختر خانوم ها اینکه شما هم عکس بدون روسری تو پروفایل تلگرام میزارین ؟ نگران کننده هست یا نه ؟

تقریبا تو یه خانواده ی مرفهی بزرگ شده و شخصیت مستقلی داره  ، بیشتر میخوام بدونم این نداشتن حجاب میتونه مشکل ساز باشه یا خدایی نکرده خانوم مورد نظر من بی بند و بار باشه  ؟

ممنون میشم راهنمایی کنید مخصوصا دختر خانوم ها فکرم خیلی درگیرشه ، البته میدونم نوع فرهنگ هر خانواده ی فرق میکنه  ولی با این حال ممنون میشم از نظرات شما بهره ببرم و بدونم
مرسی .

احساس میکنم خواستگارم پشیمون شده و روش نمیشه بگه

سلام

خواستگاری دارم که به نظر خودم و خانوادم گزینه مناسبی هست و شناخت نسبتا خوبی ازش داریم. همه چی خوب بود تا زمانی که رفتیم پیش مشاور. خب سطح مالی ما از ایشون بالاتر هست و مشاور هم به ایشون در این مورد هشدار داده و ایشون رو دو دل کرده که من بابت این موضوع نگرانم و نمیدونم چطوری از این شک درش بیارم.

گاهی اوقات فکر می کنم شاید منو نمی خواد و اینا همش بهونست. بهش گفتم قرار نیست همین اول کار مثل میلیاردرها زندگی کنیم اما بازم میگه شاید نتونم یه زندگی مرفه برات بسازم و دوست ندارم تو مسائل مالی اذیت بشی.

نمیدونم وقتی من مشکلی با این موضوع ندارم از چی میترسه؟ خانواده من هم این ترس رو درک کردن و حتی حاضرند پولی که ایشون برای خرید خونه کم دارند رو  تقبل کنند تا کمتر ذهنش درگیر مسائل اقتصادی باشه. احساس میکنم پشیمون شده و روش نمیشه بگه. به نظر شما باید چه کار کنم؟

سلام

خواستگاری دارم که به نظر خودم و خانوادم گزینه مناسبی هست و شناخت نسبتا خوبی ازش داریم. همه چی خوب بود تا زمانی که رفتیم پیش مشاور. خب سطح مالی ما از ایشون بالاتر هست و مشاور هم به ایشون در این مورد هشدار داده و ایشون رو دو دل کرده که من بابت این موضوع نگرانم و نمیدونم چطوری از این شک درش بیارم.

گاهی اوقات فکر می کنم شاید منو نمی خواد و اینا همش بهونست. بهش گفتم قرار نیست همین اول کار مثل میلیاردرها زندگی کنیم اما بازم میگه شاید نتونم یه زندگی مرفه برات بسازم و دوست ندارم تو مسائل مالی اذیت بشی.

نمیدونم وقتی من مشکلی با این موضوع ندارم از چی میترسه؟ خانواده من هم این ترس رو درک کردن و حتی حاضرند پولی که ایشون برای خرید خونه کم دارند رو  تقبل کنند تا کمتر ذهنش درگیر مسائل اقتصادی باشه. احساس میکنم پشیمون شده و روش نمیشه بگه. به نظر شما باید چه کار کنم؟

لطفا پاى خود را قدر گلیم تان دراز کنید !

درود بر شما

از عوامل اصلى ازدواج نکردن ها ، توقعات نا برابر هست . قصد داریم در این پست انتظارات دختر ها و پسر ها را ، با توجه به شرایط خودشان بررسى کنیم . کار ما ساده ست ، از شما سوال میپرسیم ، شما جواب بدید.
چنان چه در چیزى توقع بالایى دارید ، توجیه خود را بنویسید .

سوالات ما از پسر ها

١- پسران عزیز ، لطفا بفرمایید زیبایى ظاهر شما در چه حدّه ؟ و توقع شما از زیبایى زن اینده تون چقدره ؟

٢ –  وضعیت مالى شما در چه حدّه ؟ آیا به خواستگارى دخترى ثروتمند در مقابل با دختران هم سطح خود با شرایط یکسان ان ها ( اخلاق یکسان ، تحصیل یکسان و …. ) میرید ؟

سوالات ما از دختر ها

١- بانوان گرامى ، قد شما چند سانتى متره ؟ توقع دارید همسر تون چند سانتى متر باشه .

٢ – وضعیت مالى شما در چه حده ، توقع تون از میزان ثروت همسر آینده چطوریه ؟

ممکن است در توجیه بفرمایید ؛

ادامه مطلب

درود بر شما

از عوامل اصلى ازدواج نکردن ها ، توقعات نا برابر هست . قصد داریم در این پست انتظارات دختر ها و پسر ها را ، با توجه به شرایط خودشان بررسى کنیم . کار ما ساده ست ، از شما سوال میپرسیم ، شما جواب بدید.
چنان چه در چیزى توقع بالایى دارید ، توجیه خود را بنویسید .

سوالات ما از پسر ها

١- پسران عزیز ، لطفا بفرمایید زیبایى ظاهر شما در چه حدّه ؟ و توقع شما از زیبایى زن اینده تون چقدره ؟

٢ -  وضعیت مالى شما در چه حدّه ؟ آیا به خواستگارى دخترى ثروتمند در مقابل با دختران هم سطح خود با شرایط یکسان ان ها ( اخلاق یکسان ، تحصیل یکسان و .... ) میرید ؟

سوالات ما از دختر ها

١- بانوان گرامى ، قد شما چند سانتى متره ؟ توقع دارید همسر تون چند سانتى متر باشه .

٢ - وضعیت مالى شما در چه حده ، توقع تون از میزان ثروت همسر آینده چطوریه ؟

ممکن است در توجیه بفرمایید ؛

ادامه مطلب

آیا عشق برای زندگی کافیست؟

سلام

از دوستان با تجربه و عاقل در وبلاگ می خوام که راجع به این مساله نظرشون را بگند . دختری هستم ۲۵ ساله. خواستگاری دارم ۳۴ ساله . شاغلم .ایشون هم شاغلند. تشابه شغلی داریم ولی همکار نیستیم. از نظر ظاهر هر دو متوسط ولی هیچ کدام برای دیگری خوشایند نیستیم . من محیط شغلی ایشون را نمی پسندم و ایشون نیز همین طور . از لحاظ فرهنگ خانوادگی هم اختلاف داریم . اختلاف میان عقایدمان هم بسیار است .

تنها وجه اشتراکمون شاید و شاید تیپ ششخصیتیمان است که آن را هم مطمئن نیستم. یعنی نهایتا دو تا قالب شبیه به همیم که محتوای درونمان زمین تا آسمون باهم متفاوت است.

من یکی از ملاک های این آقا را دارم. فرض کنید حجاب براشون خیلی مهمه و من محجبه ام. ایشون هم نکات مثبتی دارند. البته شناخت ما از هم خیلی کم است ولی بر موارد اختلاف هر دو واقف و هیچ شکی نداریم. بعضیا میگند که اختلاف بینتون خیلی هست ولی اگر به هم علاقه داشته باشید می تونید با هم زندگی کنید.به نظر شما این حرف درسته؟

به نظر من زندگی مشترک بچه بازی و فیلم هندی نیست. دو تا آدم از دو جنس مخالف وقتی کنار هم قرار می گیرند اگر با آتشین عشق ها هم زندگیشون را شروع کرده باشند بعد از مدتی برای هم عادی میشند و عشق و ابراز علاقه تبدیل میشه به تحمل کردن هم و تنها چیزی که اونها را کنار هم نگه میداره البته اگر انسان های متعهدی باشند، وجه اشتراکاتشون هست و بس.

این داستان آدمای عاشقه. من و این آقا نه عاشق همیم و نه علاقه مند به هم. چه جوری میتونیم کنار هم باشیم؟ ما که از همین اول مرز تحمل همدیگه را هم نداریم. نظر شما چیه؟ این ازدواج ازدواج موفقی خواهد بود؟

سلام

از دوستان با تجربه و عاقل در وبلاگ می خوام که راجع به این مساله نظرشون را بگند . دختری هستم 25 ساله. خواستگاری دارم 34 ساله . شاغلم .ایشون هم شاغلند. تشابه شغلی داریم ولی همکار نیستیم. از نظر ظاهر هر دو متوسط ولی هیچ کدام برای دیگری خوشایند نیستیم . من محیط شغلی ایشون را نمی پسندم و ایشون نیز همین طور . از لحاظ فرهنگ خانوادگی هم اختلاف داریم . اختلاف میان عقایدمان هم بسیار است .

تنها وجه اشتراکمون شاید و شاید تیپ ششخصیتیمان است که آن را هم مطمئن نیستم. یعنی نهایتا دو تا قالب شبیه به همیم که محتوای درونمان زمین تا آسمون باهم متفاوت است.

من یکی از ملاک های این آقا را دارم. فرض کنید حجاب براشون خیلی مهمه و من محجبه ام. ایشون هم نکات مثبتی دارند. البته شناخت ما از هم خیلی کم است ولی بر موارد اختلاف هر دو واقف و هیچ شکی نداریم. بعضیا میگند که اختلاف بینتون خیلی هست ولی اگر به هم علاقه داشته باشید می تونید با هم زندگی کنید.به نظر شما این حرف درسته؟

به نظر من زندگی مشترک بچه بازی و فیلم هندی نیست. دو تا آدم از دو جنس مخالف وقتی کنار هم قرار می گیرند اگر با آتشین عشق ها هم زندگیشون را شروع کرده باشند بعد از مدتی برای هم عادی میشند و عشق و ابراز علاقه تبدیل میشه به تحمل کردن هم و تنها چیزی که اونها را کنار هم نگه میداره البته اگر انسان های متعهدی باشند، وجه اشتراکاتشون هست و بس.

این داستان آدمای عاشقه. من و این آقا نه عاشق همیم و نه علاقه مند به هم. چه جوری میتونیم کنار هم باشیم؟ ما که از همین اول مرز تحمل همدیگه را هم نداریم. نظر شما چیه؟ این ازدواج ازدواج موفقی خواهد بود؟

از یه شهر دیگه خواستگار دارم ولی خانوادم مخالفت می کنن ؟

سلام به همه دوستان

من چندین سال پبش در دانشگاه یک خواستگاری داشتم که خیلی بهم علاقه داشت. ولی اون موقع جواب منفی بهش دادم چون در مرحله ای نبودم که بتونم رابطه ای رو با کسی شروع کنم. تا اینکه حدود یک سال پیش ایشون دوباره بهم پیام دادند و ابراز علاقه کردند. و من بازم جواب منفی دادم. گذشت و دوباره حدود ۳ ماه پبش اومد و بازم خواست که یه فرصتی بهش بدم. میگفت خیلی دوسم داره و نمیتونه فراموشم کنه.

میگفت قصدش ازدواجه و هر زمان که من بگم میاد خوستگاری و حتی از همون اول هم قضیه رو با خانواده اش مطرح کرد. منم قبول کردم که یه مدتی با هم در ارتباط باشیم برای شناخت. حدود ۱ ماه اول برای من حسی به وجو نیومد ولی کم کم حس کردم که دارم بهش علاقه مند میشم.

تا اینکه حدود ۲ هفته پیش بهش گفتم زنگ بزنن برای خواستگاری.  اونا هم زنگ زدن ولی پدر  و مادرم مخالفت کردن چون شهرشون یه جای دیگه بود و گفتند که ما راضی نیستیم دخترمون بره یه شهر دیگه. منم بهش گفتم این قضیه رو و خیلی ناراحت شد. حتی خودش زنگ زد و شخصا با پدرم صحبت کرد ولی موافقت نکردن. و دیگه تقریبا راهی نمونده. کارش هم جوری نیست که بتونه ول کنه و بیاد شهر ما.

اینجا کار براش سخت پیدا میشه. منم الان خیلی از این بابت ناراحتم. بهش علاقه دارم ولی نمیدونم چطور راضی کنم پدر و مادرمو . هر وقت بحثشو پیش میکشم میگن ما جواب رو دادیم و … . دیروز زنگ زده بود و گریه میکرد.. چیگار باید بکنم من وقتی پدر و مادرم راضی نیستن؟ چطور میتونم راضیشون کنم که حداقل اجازه بدن بیاد خواستگاری؟

سلام به همه دوستان

من چندین سال پبش در دانشگاه یک خواستگاری داشتم که خیلی بهم علاقه داشت. ولی اون موقع جواب منفی بهش دادم چون در مرحله ای نبودم که بتونم رابطه ای رو با کسی شروع کنم. تا اینکه حدود یک سال پیش ایشون دوباره بهم پیام دادند و ابراز علاقه کردند. و من بازم جواب منفی دادم. گذشت و دوباره حدود 3 ماه پبش اومد و بازم خواست که یه فرصتی بهش بدم. میگفت خیلی دوسم داره و نمیتونه فراموشم کنه.

میگفت قصدش ازدواجه و هر زمان که من بگم میاد خوستگاری و حتی از همون اول هم قضیه رو با خانواده اش مطرح کرد. منم قبول کردم که یه مدتی با هم در ارتباط باشیم برای شناخت. حدود 1 ماه اول برای من حسی به وجو نیومد ولی کم کم حس کردم که دارم بهش علاقه مند میشم.

تا اینکه حدود 2 هفته پیش بهش گفتم زنگ بزنن برای خواستگاری.  اونا هم زنگ زدن ولی پدر  و مادرم مخالفت کردن چون شهرشون یه جای دیگه بود و گفتند که ما راضی نیستیم دخترمون بره یه شهر دیگه. منم بهش گفتم این قضیه رو و خیلی ناراحت شد. حتی خودش زنگ زد و شخصا با پدرم صحبت کرد ولی موافقت نکردن. و دیگه تقریبا راهی نمونده. کارش هم جوری نیست که بتونه ول کنه و بیاد شهر ما.

اینجا کار براش سخت پیدا میشه. منم الان خیلی از این بابت ناراحتم. بهش علاقه دارم ولی نمیدونم چطور راضی کنم پدر و مادرمو . هر وقت بحثشو پیش میکشم میگن ما جواب رو دادیم و ... . دیروز زنگ زده بود و گریه میکرد.. چیگار باید بکنم من وقتی پدر و مادرم راضی نیستن؟ چطور میتونم راضیشون کنم که حداقل اجازه بدن بیاد خواستگاری؟

ازدواج در سن پایین یکی از عوامل افزایش طلاقه ؟!

سلام
من یه موضوعی فکرمو درگیر کرده . چند وقت پیش واسه یه کلاسی باید مطلبی در مورد طلاق ارایه میدادم . داشتم تحقیق میکردم که به مطلبی برخوردم:
نوشته بود عوامل متعددی تو طلاق تاثیر دارن یکی از عوامل سن پایینه ،‌ هر چی سن پایین تر احتمال طلاق بیشتر … ،‌البته این مطلب رو داخل منبع خارجی خوندم و مدارکی هم که ارائه داده بود مال کشور امریکا بود .
بعد من خیلی برام جالب شد، چون یادمه دبیرستانی که بودم هر روز یه معلم پرورشی یا حالا هر کی رو میاوردن برا ما صحبت کنه و بگه زود زود ازدواج کنید، اصلا معتطلش نکنید .
خیلی از بچه ها رو ترغیب کرد تو همون سن ۱۶ و ۱۷ سالگی ازدواج کردن ،تو دانشگاهم استاد تنطیم خانواده همینو میگفت . تو تلویزیونم بارها دیدم مثلا فلان کارشناس مدهبی یا … همینو میگه . تو سایت خانواده برتر که دیگه هیچی، خیلی شنیدم که میگن زود ازدواج کنید و سخت نگیرید و … .
بعد گفتم شاید این امار مال کشور امریکاست ،‌ ولی بعد یکم تحقیق کردم دیدم کلا تو همه کشورا همینطوره ،‌از جمله کشور خودمون . یعنی مثلا دخترایی که تو سن ۱۵ تا ۱۹ ازدواج کردن امار طلاقشون تو ۵ سال اول زندگی بالا بوده . حالا من واقعا فکرم درگیر شده . چرا بعضیا جوونا رو به ازدواج عجولانه ترغیب میکنن در صورتی که واقعیت اینه ؟
سلام
من یه موضوعی فکرمو درگیر کرده . چند وقت پیش واسه یه کلاسی باید مطلبی در مورد طلاق ارایه میدادم . داشتم تحقیق میکردم که به مطلبی برخوردم:
نوشته بود عوامل متعددی تو طلاق تاثیر دارن یکی از عوامل سن پایینه ،‌ هر چی سن پایین تر احتمال طلاق بیشتر ... ،‌البته این مطلب رو داخل منبع خارجی خوندم و مدارکی هم که ارائه داده بود مال کشور امریکا بود .
بعد من خیلی برام جالب شد، چون یادمه دبیرستانی که بودم هر روز یه معلم پرورشی یا حالا هر کی رو میاوردن برا ما صحبت کنه و بگه زود زود ازدواج کنید، اصلا معتطلش نکنید .
خیلی از بچه ها رو ترغیب کرد تو همون سن ۱۶ و ۱۷ سالگی ازدواج کردن ،تو دانشگاهم استاد تنطیم خانواده همینو میگفت . تو تلویزیونم بارها دیدم مثلا فلان کارشناس مدهبی یا ... همینو میگه . تو سایت خانواده برتر که دیگه هیچی، خیلی شنیدم که میگن زود ازدواج کنید و سخت نگیرید و ... .
بعد گفتم شاید این امار مال کشور امریکاست ،‌ ولی بعد یکم تحقیق کردم دیدم کلا تو همه کشورا همینطوره ،‌از جمله کشور خودمون . یعنی مثلا دخترایی که تو سن ۱۵ تا ۱۹ ازدواج کردن امار طلاقشون تو ۵ سال اول زندگی بالا بوده . حالا من واقعا فکرم درگیر شده . چرا بعضیا جوونا رو به ازدواج عجولانه ترغیب میکنن در صورتی که واقعیت اینه ؟