۲۹۸ … – آدم چجوری گاو میشه؟ + به مرور!

انصافا فروشنده فیلمی نبود که بشینیم با مامان و بابا و خواهر و برادر ببینیم!!!

یعنی یه نفر تو دست‌ اندر کاران این فیلم نبود که حواسش باشه خانواده اینجا نشسته؟! :/

ترانه جان حالا میخوای حوادث رو تعریف نکنی؟!!!! یا حداقل نگی کجا بودی؟!!!! :/ 


+ درک نمیکنم زنی رو که تو این موقعیت قرار بگیره و نخواد شکایت کنه!

+ درک نمیکنم زنی رو که نگران آبروی همچین آدمایی باشه!!!


++ با اونی که یه بار پست گذاشت و گفت بهترین دیالوگ فیلم، همونیه که من تو عنوان نوشتم ، موافقم! ^__^

انصافا فروشنده فیلمی نبود که بشینیم با مامان و بابا و خواهر و برادر ببینیم!!!

یعنی یه نفر تو دست‌ اندر کاران این فیلم نبود که حواسش باشه خانواده اینجا نشسته؟! :/

ترانه جان حالا میخوای حوادث رو تعریف نکنی؟!!!! یا حداقل نگی کجا بودی؟!!!! :/ 


+ درک نمیکنم زنی رو که تو این موقعیت قرار بگیره و نخواد شکایت کنه!

+ درک نمیکنم زنی رو که نگران آبروی همچین آدمایی باشه!!!


++ با اونی که یه بار پست گذاشت و گفت بهترین دیالوگ فیلم، همونیه که من تو عنوان نوشتم ، موافقم! ^__^

۲۹۲ … به خودم رفته! ^__^

خیلی وقته میخوام این پست رو بذارم! هی قسمت نمیشه!

آبجی کوچیکه کلاس سوم بود… آخرای سال تحصیلی…

یه مبحثی تو ریاضی داشتن که من فک میکردم با روش من حل کنه زودتر به جواب میرسه و جوابش درست‌تره!

یکی دو ماه پیش برگه تمرین اون روزو نشونم داد…

بعد تمرین نشسته خودش و منو کشیده!!!

منو در حالی که داره دود از سرم بلند میشه،

و خودشو در حالی که همچنان از توضیحات من چیزی نفهمیده!!!! ^__^

حتی لباسا رو هم مث لباسای همون روز کشیده!!!

ضرب تو پرانتز!

خیلی وقته میخوام این پست رو بذارم! هی قسمت نمیشه!

آبجی کوچیکه کلاس سوم بود... آخرای سال تحصیلی...

یه مبحثی تو ریاضی داشتن که من فک میکردم با روش من حل کنه زودتر به جواب میرسه و جوابش درست‌تره!

یکی دو ماه پیش برگه تمرین اون روزو نشونم داد...

بعد تمرین نشسته خودش و منو کشیده!!!

منو در حالی که داره دود از سرم بلند میشه،

و خودشو در حالی که همچنان از توضیحات من چیزی نفهمیده!!!! ^__^

حتی لباسا رو هم مث لباسای همون روز کشیده!!!


ضرب تو پرانتز!

به کجا چنین خرامان؟

باز دوباره دو روز آمدم خانه، روزها با سرعتی نزدیک به سیصد درصد سرعت نور سپری شدند! خلاصه آدمیزاد جماعت رفتنی است و به قول آقاجان، همه یک روز باید بروند. یعنی خلاصه همه یک جایی برای رفتن دارند، یکی خانه‌ی بخت می‌رود و یکی می‌رود پایتخت. خوشم می‌آید در دوره‌ای از تاریخ به سر می‌برم که هر کسی یک جایی برای رفتن دارد، ورزشکارهای المپیکی ما به شورای شهر، بازیگران تلویزیون و سینما به کانال‌های خارجی، مخ‌های علمی و المپیادی برای ادامه تحصیل و زندگی به آمریکا، اختلاس‌گرهای مالی به کانادا و سوییس، حمیدهای معصومی‌نژاد به رم ایتالیا (به حق چیزهای نشنیده و ندیده!)، سرمربی‌ها و مربی‌های ورزشی به جمهوری آذربایجان و ترکیه، وزیر امور خارجه و هیات دولت و باقی اعضای خانواده‌یشان هم که هر جا دلشان کشید، بی‌جنبه‌ها و بی‌مغزها به پاتایا، بی‌مجوزهای موسیقی پاپ به لس‌آنجلس و لندن، مدل‌ها و مانکن‌های تازه کشف‌شده‌ی عرصه‌ی مدلینگ به اینستاگرام، معتادها و موادی‌ها به پارک، بی‌خانمان‌ها به قبرستان و در نهایت قلی‌ها و قلدون‌ها هم می‌روند عسلوله!

پی‌نوشت:

۱- رفتم که بروم، تا درودی دیگر، بدرود.

۲- خوش به حال جمع زیادی از اهالی مردم کشورم که جایی برای رفتن به جز خانه‌ی خودشان ندارند. دهانتان آلبالویی 🙂

۳- یک سری هم هستند می‌روند جا، مثل مرغ، اردک، کشوی کمد و فک من پس از مشاهده‌ی بعضی از هنرمندان عرصه‌ی مدلینگ کشورم در اینستاگرام که حد(لیمیت) ابعاد لبشان دارد میل می‌نماید به سمت لب و لوچه‌ی جانور بزرگی به نام “شتر”.

۴- این چه قیافه‌هایی است که مد شده، پسرها ریش می‌گذارند تا حدی که بیشتر به عوامل داعش شبیه می‌شوند و دخترها هم به کل یک لامپ ال‌ایی‌دی 250 وات قورت داده‌اند با دو تا چسب پنج سانتی جای ابرو و دو تا کلوچه گیلان به جای لب و لوچه؟!!

۵- یعنی آنقدری که دابسمش کلیپ خواستگاری از “محمدرضا گلزار” لایک داشت، “سلام بمبیی” بیننده نداشت.

باز دوباره دو روز آمدم خانه، روزها با سرعتی نزدیک به سیصد درصد سرعت نور سپری شدند! خلاصه آدمیزاد جماعت رفتنی است و به قول آقاجان، همه یک روز باید بروند. یعنی خلاصه همه یک جایی برای رفتن دارند، یکی خانه‌ی بخت می‌رود و یکی می‌رود پایتخت. خوشم می‌آید در دوره‌ای از تاریخ به سر می‌برم که هر کسی یک جایی برای رفتن دارد، ورزشکارهای المپیکی ما به شورای شهر، بازیگران تلویزیون و سینما به کانال‌های خارجی، مخ‌های علمی و المپیادی برای ادامه تحصیل و زندگی به آمریکا، اختلاس‌گرهای مالی به کانادا و سوییس، حمیدهای معصومی‌نژاد به رم ایتالیا (به حق چیزهای نشنیده و ندیده!)، سرمربی‌ها و مربی‌های ورزشی به جمهوری آذربایجان و ترکیه، وزیر امور خارجه و هیات دولت و باقی اعضای خانواده‌یشان هم که هر جا دلشان کشید، بی‌جنبه‌ها و بی‌مغزها به پاتایا، بی‌مجوزهای موسیقی پاپ به لس‌آنجلس و لندن، مدل‌ها و مانکن‌های تازه کشف‌شده‌ی عرصه‌ی مدلینگ به اینستاگرام، معتادها و موادی‌ها به پارک، بی‌خانمان‌ها به قبرستان و در نهایت قلی‌ها و قلدون‌ها هم می‌روند عسلوله!

پی‌نوشت:

1- رفتم که بروم، تا درودی دیگر، بدرود.

2- خوش به حال جمع زیادی از اهالی مردم کشورم که جایی برای رفتن به جز خانه‌ی خودشان ندارند. دهانتان آلبالویی :)

3- یک سری هم هستند می‌روند جا، مثل مرغ، اردک، کشوی کمد و فک من پس از مشاهده‌ی بعضی از هنرمندان عرصه‌ی مدلینگ کشورم در اینستاگرام که حد(لیمیت) ابعاد لبشان دارد میل می‌نماید به سمت لب و لوچه‌ی جانور بزرگی به نام "شتر".

4- این چه قیافه‌هایی است که مد شده، پسرها ریش می‌گذارند تا حدی که بیشتر به عوامل داعش شبیه می‌شوند و دخترها هم به کل یک لامپ ال‌ایی‌دی 250 وات قورت داده‌اند با دو تا چسب پنج سانتی جای ابرو و دو تا کلوچه گیلان به جای لب و لوچه؟!!

5- یعنی آنقدری که دابسمش کلیپ خواستگاری از "محمدرضا گلزار" لایک داشت، "سلام بمبیی" بیننده نداشت.

معنی کاهش شدید را بفهمیم

من نمی‌دانم چه اصراری هست که خبرگزاری‌های داخلی این همه از قیدهای مقدار(کمیت) به صورت نابجا استفاده می‌کنند. برای نمونه: سقوط شدید قیمت گوشت گوسفندی. (قید شدید در ازای کاهش دو هزار تومانی آن هم فقط روی خط اینترنت، وگرنه در قصابی‌ها آب از آب تکان نخورده، مگر این که باز هم همه تشریف ببریم آن قصابی‌ای که در کوچه‌ی آن خبرگزاری یا خانه‌ی ریاست جمهوری فعالیت می‌نماید)

پی‌نوشت:

۱- لابد در انتهای سال هم باید منتظر افزایش شدید دست‌مزد، در ازای کاهش شدید تورم باشیم.

۲- قضیه زمانی جالب‌تر می‌شود که قیمت چیزی بالا می‌رود(آن وقت می‌شود افزایش اندک (ناچیز) قیمت گوشت گوسفندی)!

من نمی‌دانم چه اصراری هست که خبرگزاری‌های داخلی این همه از قیدهای مقدار(کمیت) به صورت نابجا استفاده می‌کنند. برای نمونه: سقوط شدید قیمت گوشت گوسفندی. (قید شدید در ازای کاهش دو هزار تومانی آن هم فقط روی خط اینترنت، وگرنه در قصابی‌ها آب از آب تکان نخورده، مگر این که باز هم همه تشریف ببریم آن قصابی‌ای که در کوچه‌ی آن خبرگزاری یا خانه‌ی ریاست جمهوری فعالیت می‌نماید)

پی‌نوشت:

1- لابد در انتهای سال هم باید منتظر افزایش شدید دست‌مزد، در ازای کاهش شدید تورم باشیم.

2- قضیه زمانی جالب‌تر می‌شود که قیمت چیزی بالا می‌رود(آن وقت می‌شود افزایش اندک (ناچیز) قیمت گوشت گوسفندی)!

از کمبود امکاناتی که رنج می‌بریم!

کاش خطیب‌های ما در سراسر کشور هم یک قابلیتی مثل مدیاپلیر ویندوز داشتند، تا هر وقت موشواره را تکان می‌دادیم، می‌فهمیدیم چقدر از سخنرانی این عالیجنابان باقی مانده است. در مورد آن دکمه‌ی قرمز “بستن” که شوخی‌اش هم قشنگ نیست اما فقط کاش یک دکمه‌ی “بعدی” هم روی برخی از این عزیزان کار می‌گذاشتند تا آدم صاف برود قسمت بعدی برنامه.

پی‌نوشت:

۱- شایان ذکر است که تعبیه دکمه‌ی “قطع صدا” هم روی برخی از این عزیزان می‌توانست تا حد زیادی به سلامتی گوینده و شنونده و بیننده به صورت هم‌زمان کمک نماید!

کاش خطیب‌های ما در سراسر کشور هم یک قابلیتی مثل مدیاپلیر ویندوز داشتند، تا هر وقت موشواره را تکان می‌دادیم، می‌فهمیدیم چقدر از سخنرانی این عالیجنابان باقی مانده است. در مورد آن دکمه‌ی قرمز "بستن" که شوخی‌اش هم قشنگ نیست اما فقط کاش یک دکمه‌ی "بعدی" هم روی برخی از این عزیزان کار می‌گذاشتند تا آدم صاف برود قسمت بعدی برنامه.

پی‌نوشت:

1- شایان ذکر است که تعبیه دکمه‌ی "قطع صدا" هم روی برخی از این عزیزان می‌توانست تا حد زیادی به سلامتی گوینده و شنونده و بیننده به صورت هم‌زمان کمک نماید!

مملکت ما خودش یه دیوار مهربونیه

آخه چند سالی هست، مد شده، هر کشوری که می‌زنه به تیپ و تار آمریکا و پنج به علاوه یک، میاد یه مدت آویزون مملکت ما میشه، تحریم‌هاش که برطرف شدن، ول می‌کنه می‌ره!

بعضی‌ها هم هستند این وسط چپ و راست می‌شینن و پا می‌شن و می‌گن به امید روزی که وسط کاخ سفید نماز جمعه بزنیم. اول این که تو آمریکا تعطیل رسمی یه روز دیگه‌ست و جمعه ملت کار دارن! دوم هم این که این دوستان مواد چی می‌زنند که این همه توپ می‌شن؟

آخه چند سالی هست، مد شده، هر کشوری که می‌زنه به تیپ و تار آمریکا و پنج به علاوه یک، میاد یه مدت آویزون مملکت ما میشه، تحریم‌هاش که برطرف شدن، ول می‌کنه می‌ره!

بعضی‌ها هم هستند این وسط چپ و راست می‌شینن و پا می‌شن و می‌گن به امید روزی که وسط کاخ سفید نماز جمعه بزنیم. اول این که تو آمریکا تعطیل رسمی یه روز دیگه‌ست و جمعه ملت کار دارن! دوم هم این که این دوستان مواد چی می‌زنند که این همه توپ می‌شن؟

۲۹۰ … چالش سریالی!

وقتی خیلی یهویی یه چالش بامزه راه میوفته! ^__^

قسمت اول رو که مدیون تصورات پرتقال جان میباشیم!

قسمت دوم رو انار جان زحمتشو کشیده!

قسمت سوم رو یکتا جان ترکونده! ^___^

قسمت بعدی هم کار منه که هنوز منتشر نشده! 🙂

منتشر شد همینجا لینکش میکنم!

قسمتای بعدی رو هم خودتون اگه دوس داشتین دنبال کنین 🙂


خلاصه که هر شب ساعت ۰۰:۰۰ منتظر قسمت جدیدی از این چالش خیلی بامزه در وبلاگ لافکادیو باشید! 🙂

تخمه و پفیلا فراموش نشه! :))

+ انصافا زمانش خیلی دیر موقع ست آقا معلم!!! مگه تو فرداش نمیخوای بری مدرسه خب؟!!! :))

+ فک کنم این اولین چالش سریالیه!

وقتی خیلی یهویی یه چالش بامزه راه میوفته! ^__^

قسمت اول رو که مدیون تصورات پرتقال جان میباشیم!

قسمت دوم رو انار جان زحمتشو کشیده!

قسمت سوم رو یکتا جان ترکونده! ^___^

قسمت بعدی هم کار منه که هنوز منتشر نشده! :)

منتشر شد همینجا لینکش میکنم!

قسمتای بعدی رو هم خودتون اگه دوس داشتین دنبال کنین :)


خلاصه که هر شب ساعت 00:00 منتظر قسمت جدیدی از این چالش خیلی بامزه در وبلاگ لافکادیو باشید! :)

تخمه و پفیلا فراموش نشه! :))

+ انصافا زمانش خیلی دیر موقع ست آقا معلم!!! مگه تو فرداش نمیخوای بری مدرسه خب؟!!! :))

+ فک کنم این اولین چالش سریالیه!

از جام جم تا جم جام

راه‌پیمایی در کره شمالی در جهت حمایت از پیام هسته‌ای “کیم جونگ اون”

آدم چقدر با خواندن کار و بار این بر و بچه‌های کره شمالی یاد بعضی مملکت‌های نام آشنا می‌افتد. فقط حیف که وزیر امور خارجه آن‌ها به اندازه کافی ظریف و نکته بین نیست که بتواند بعد از چهار سال بتواند یک برنامه جامع اقدام مشترک برای آن‌ها جور کند. دیگر این که بنا به فرض احتمالی جمعی از غیر هم‌وطنان کره‌ای ما پس از پخش این گزارش به خیابان‌های پیونگ‌یانگ ریخته و ضمن بالا رفتن از دیوارهای سفارت‌خانه‌های خیالی کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس و عربستان صعودی، مشت‌های گره کرده خیش را به سمت پرزیدنت “ترامپ” نشانه رفتند. و به احتمال بیشتر از آن‌جایی که “کیم جونگ اون” به مغز خودش هم مشکوک است و با کسی شوخی ندارد، دستور داد تا همه‌ی شرکت کننده‌های این راه‌پیمایی را به عنوان سوخت موشک قاره‌پیما تجزیه نمایند تا عبرتی بشود برای سایرین.

بازیگرانی که به “جم” می‌روند

تا همین چند وقت پیش تا کسی از ننه‌اش قهر می‌کرد، می‌رفت و خواننده می‌شد، الان هم همان وضعیت است، با این تفاوت که طرف تا از “جام جم” قهر می‌کند به “جم” می‌رود. خب برود، حال و حوصله آب و تاب دادن قسمت‌های مختلف این وضعیت مسخره را ندارم اما همین بس که اگر و تنها اگر کیفیت تولیدات “جام جم” را هواکش سرویس بهداشتی در نظر بگیریم، کیفیت تولیدات شبکه “جم” را می‌توان کمی پایین‌تر از لوله‌ی خروجی سرویس بهداشتی در نظر گرفت. البته منظورم ماده موجود در لوله نیست، ذات خود لوله مد نظر است. به قول یکی از مجریان مطرح تلویزیونی ما که شهره‌ی ادب و نزاکت هم هست، ما باید در این مملکت آن‌قدر کار فرهنگی بنماییم که یک روزی “ابراهیم تاتلیس” و “رجب طیب اردوغان” با هم به شبکه “نسیم” یا “کودک و نوجوان” بپیوندند.

وزارت بهداشت آماده ورود به مشکلات گورخواب‌ها

به قول یک جمله در یک فیلمی (ابد و یک روز): خدایا من را گاو کن! بیشتر از یک هفته از مساله گورخواب‌ها می‌گذرد، معاون اجتماعی وزیر بهداشت تازه فرموده‌اند که “ما آماده‌ایم”. برادر عزیز، این همه عجله لازم نیست، شما برو خوب گرم کن، تا آماده‌تر بشوی، برادر جان بیست سال عقب ماندگی در حوزه‌ی اجتماعی را ولش کن، شما همین دو هفته‌ای که عقب افتاده‌ای را جلو بیافت، باقی پیشکش.

پی‌نوشت:

۱- اگر فهرست کارهایی که بانک مرکزی برای بازپس‌گیری اموال “بابک زنجانی” انجام داده است را بخوانید، مسوولیت جمع‌آوری دل و رودیتان از روی زمین با خودتان خواهد بود. مهم‌ترین این کارها، صدها ساعت کار کارشناسی عنوان شده است که طبق برآوردهای کلنگی من تا دویست درصد اموال در اختیار آقای “بــ ـــز” می‌ارزد و ما باید صد درصد آن را دوباره به ایشان پس دهیم تا یک وقت در حق ایشان ستم نشود.

۲- این طور که پیش می‌ره، می‌ترسم کسی دست آخر جز داعش، مسوولیت “بابک زنجانی” رو به عهده نگیره.

۳- شنیده بودم برخی از ستاره‌های هالیوودی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا گفته بودند که اگر “ترامپ” رای بیاره، آمریکا رو به مقصد یک کشور دیگه ترک می‌کنند. خدا رو چه دیدی، یه وقت دیدی “آنجلینا جولی” و “برد پیت” به “جام جم” پیوستن. اگه شانس مردم این مملکته، همونم تو راه میره آنتالیا به “جم” می‌پیونده.

راه‌پیمایی در کره شمالی در جهت حمایت از پیام هسته‌ای "کیم جونگ اون"

آدم چقدر با خواندن کار و بار این بر و بچه‌های کره شمالی یاد بعضی مملکت‌های نام آشنا می‌افتد. فقط حیف که وزیر امور خارجه آن‌ها به اندازه کافی ظریف و نکته بین نیست که بتواند بعد از چهار سال بتواند یک برنامه جامع اقدام مشترک برای آن‌ها جور کند. دیگر این که بنا به فرض احتمالی جمعی از غیر هم‌وطنان کره‌ای ما پس از پخش این گزارش به خیابان‌های پیونگ‌یانگ ریخته و ضمن بالا رفتن از دیوارهای سفارت‌خانه‌های خیالی کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس و عربستان صعودی، مشت‌های گره کرده خیش را به سمت پرزیدنت "ترامپ" نشانه رفتند. و به احتمال بیشتر از آن‌جایی که "کیم جونگ اون" به مغز خودش هم مشکوک است و با کسی شوخی ندارد، دستور داد تا همه‌ی شرکت کننده‌های این راه‌پیمایی را به عنوان سوخت موشک قاره‌پیما تجزیه نمایند تا عبرتی بشود برای سایرین.

بازیگرانی که به "جم" می‌روند

تا همین چند وقت پیش تا کسی از ننه‌اش قهر می‌کرد، می‌رفت و خواننده می‌شد، الان هم همان وضعیت است، با این تفاوت که طرف تا از "جام جم" قهر می‌کند به "جم" می‌رود. خب برود، حال و حوصله آب و تاب دادن قسمت‌های مختلف این وضعیت مسخره را ندارم اما همین بس که اگر و تنها اگر کیفیت تولیدات "جام جم" را هواکش سرویس بهداشتی در نظر بگیریم، کیفیت تولیدات شبکه "جم" را می‌توان کمی پایین‌تر از لوله‌ی خروجی سرویس بهداشتی در نظر گرفت. البته منظورم ماده موجود در لوله نیست، ذات خود لوله مد نظر است. به قول یکی از مجریان مطرح تلویزیونی ما که شهره‌ی ادب و نزاکت هم هست، ما باید در این مملکت آن‌قدر کار فرهنگی بنماییم که یک روزی "ابراهیم تاتلیس" و "رجب طیب اردوغان" با هم به شبکه "نسیم" یا "کودک و نوجوان" بپیوندند.

وزارت بهداشت آماده ورود به مشکلات گورخواب‌ها

به قول یک جمله در یک فیلمی (ابد و یک روز): خدایا من را گاو کن! بیشتر از یک هفته از مساله گورخواب‌ها می‌گذرد، معاون اجتماعی وزیر بهداشت تازه فرموده‌اند که "ما آماده‌ایم". برادر عزیز، این همه عجله لازم نیست، شما برو خوب گرم کن، تا آماده‌تر بشوی، برادر جان بیست سال عقب ماندگی در حوزه‌ی اجتماعی را ولش کن، شما همین دو هفته‌ای که عقب افتاده‌ای را جلو بیافت، باقی پیشکش.

پی‌نوشت:

1- اگر فهرست کارهایی که بانک مرکزی برای بازپس‌گیری اموال "بابک زنجانی" انجام داده است را بخوانید، مسوولیت جمع‌آوری دل و رودیتان از روی زمین با خودتان خواهد بود. مهم‌ترین این کارها، صدها ساعت کار کارشناسی عنوان شده است که طبق برآوردهای کلنگی من تا دویست درصد اموال در اختیار آقای "بــ ـــز" می‌ارزد و ما باید صد درصد آن را دوباره به ایشان پس دهیم تا یک وقت در حق ایشان ستم نشود.

2- این طور که پیش می‌ره، می‌ترسم کسی دست آخر جز داعش، مسوولیت "بابک زنجانی" رو به عهده نگیره.

3- شنیده بودم برخی از ستاره‌های هالیوودی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا گفته بودند که اگر "ترامپ" رای بیاره، آمریکا رو به مقصد یک کشور دیگه ترک می‌کنند. خدا رو چه دیدی، یه وقت دیدی "آنجلینا جولی" و "برد پیت" به "جام جم" پیوستن. اگه شانس مردم این مملکته، همونم تو راه میره آنتالیا به "جم" می‌پیونده.

۲۸۸ … از فرمایشات آبجی کوچیکه

– من فقط تا لیسانس میخونم! دیگه حوصلم نمیشه تا فوق لیسانس و دکتری برم!!! میخوام مث آبجی زودی درسم تموم بشه برم تو خیابونا ولگردی!!! 🙂

+ نامرد من کجا میرم ولگردی؟!! :)))
+ همین نیم ساعت پیش یهویی!

- من فقط تا لیسانس میخونم! دیگه حوصلم نمیشه تا فوق لیسانس و دکتری برم!!! میخوام مث آبجی زودی درسم تموم بشه برم تو خیابونا ولگردی!!! :)

+ نامرد من کجا میرم ولگردی؟!! :)))
+ همین نیم ساعت پیش یهویی!