وای من و تو و خال لبات، باد صبا، عیش و نوش تو این هوا

سلام، حال شما خوب است؟ سلامت و تندرست هستید؟ امیدوارم که سال هزار و سیصد و نود و شش آفتابی برای شما پر از نعمت سلامتی باشد.

زیاد وقت شما و خودم را نمی‌گیرم، با یک “چه خبر از کجا” در خدمت خودتان و خودمان هستیم:

۰ – احمدی‌نژاد با ورژن “تو پوینت او” (2.0) رسید.

۱ – پیش‌بینی “کارشناسان مسایل خاورمیانه به جز عربستان” حاکی از آن است که با توجه به ماندن نام “اقتصاد مقاومتی” در نام سال نود و شش آفتابی و اقتدار اقتصادی برخی کشورهای منطقه و جهان، احتمال وجود این نام مبارک بر کل دهه‌ی آتی و علاوه بر آن، بر قرن‌ها یا هزاره‌های آینده نیز وجود دارد.

۲ – با سپاس ویژه از رسانه ملی که با پخش برنامه‌های صد و هشتاد درصد شاد و متنوع، موجب برآوردن هر چه بیشتر شادی در عموم ملت ایران می‌گردد. به ویژه برنامه شاد و مفرح “محله گل و بلبل دو”، توصیه می‌گردد هر وقت در خوردن آجیل و شیرینی و میوه شب عید زیاده‌روی نمودید، از این برنامه دیدن فرمایید تا به صورت خودکار مقادیر اضافی خوراکی از راه دهان شما بیرون بیاید.

۳ – طی یک حرکت تکراری و مقوا، یک سری از ورزشکاران غیور کشتی‌گیر، وزنه‌بردار و رزمی‌کار که احساس مسوولیت داشت از حلقشان می‌زد بیرون مانند هر دوره به جمع اندک نامزدهای شورای شهر تهران پیوستند. هر چند که از دیدگاه عمومی به هیکل برخی از این ورزشکاران می‌خورد بیشتر نقش وصول‌کننده چک برگشتی‌ها را داشته باشند.

۴ – دولت یک بار دیگر تاکید کرده که خلاصه یک روزی آمریکا خواهد فهمید که تحریم‌ها هیچ فایده‌ای ندارد. یکی به این جناب دولت بفرماید شاید این آمریکا نخواست این را بفهمد، مگر آمریکا از قدیم نماد نفهمی و بی‌مغزی نبود، پس چرا شما عزیزان این همه روی فهم ایشان حساب باز کرده‌اید؟ یک ذره هم روی فهم بالای خودتان حساب کنید، آخر تا چه زمانی باید روی نفهمی دیگران امید داشت.

۵ – دولت از مردم خواسته تا گران‌فروشان را معرفی کنند، به قول “نقی معمولی”: گران؟ مگر داریم؟ مگه میشه؟ الان تورم نقطه به نقطه‌ی ما شونصد بیست درصد منفی است.

 6 – یکی از ویژگی‌های مراسم دید و بازدید عید نوروز برای من این است که وقتی همه‌ی فامیل در پی درآوردن میزان درآمد و نام همسر احتمالی آینده‌ام هستند، حس حضور در کنفرانس مطبوعاتی به من دست می‌دهد، در این میان بانوان و آقایان متاهلی هم وجود دارند که با تعریف و تمجید از دختر فلان فامیل و پسر بهمان همکار سعی در زدن مخ شما دارند. البته گفته‌ام و می‌گویم بارها، نظر اینجانب بیشتر به نظر بانو “جنیفر لارنس” نزدیک‌تر است.

۷ – دیروز آن فامیل‌هایی آمده بودند خانه‌ی ما که مثل ربات یک سری احوال پرسی ضبط شده از قبل را برای شما در سی ثانیه Play می‌کنند. شاید باورتان نشود، اما پس از پاسخ به سری سوم پرسش‌ها حس ربات بودن به خودم هم دست داد و کم مانده بود تا بروم وسط مجلس و با یک رقص رباتیک مجلس را به دست بگیرم. آخر از من می‌پرسند: بابا و مامان خوب هستند؟ خب د لامذهب، بابا و مامان، شکر خدا همین جا کنار دست شما نشسته‌اند، بعد رو می‌کنند رو به بابا و مامان و می‌پرسند که بچه‌ها خوب هستند؟ تریپ “رونالدینیو” احوال پرسی می‌کنند، نه؟ شانسی که آوردیم هنگام روبوسی هی چپ و راست را تغییر نمی‌دهند وگرنه احتمال لب تو دماغ شدن بالا می‌گرفت.

۸ – در پایان هم تشکر می‌کنم از خیل بسیار بسیار بیشمار شرکت کنندگان در بازی وبلاگی کلنگ، بنا به آمار رسیده از جانب اداره آمار کلنگی دولت وقت، تا کنون دو میلیون نفر از شرکت در این بازی وبلاگی همچون دریافت یارانه انصراف داده‌اند و این مهم به راست شدن کمر دولت در هر زمینه‌ای از جمله زمینه مهم اقتصادی کمک نموده است.

پی‌نوشت:

۹ – نگران نباشید، از جمله به روزرسانی‌های “ورژن دوم دکتر” نسبت به “ورژن نخست دکتر” ارتقای نوع فناوری به کار رفته در کیسه‌کشی آن است. آیا می‌دانستید “ورژن دوم” را می‌شود با سنگ‌پا، کیسه کشید؟!

۱۰ – نوروزتان پیروز :))

سلام، حال شما خوب است؟ سلامت و تندرست هستید؟ امیدوارم که سال هزار و سیصد و نود و شش آفتابی برای شما پر از نعمت سلامتی باشد.

زیاد وقت شما و خودم را نمی‌گیرم، با یک "چه خبر از کجا" در خدمت خودتان و خودمان هستیم:

---

---

0 - احمدی‌نژاد با ورژن "تو پوینت او" (2.0) رسید.

---

1 - پیش‌بینی "کارشناسان مسایل خاورمیانه به جز عربستان" حاکی از آن است که با توجه به ماندن نام "اقتصاد مقاومتی" در نام سال نود و شش آفتابی و اقتدار اقتصادی برخی کشورهای منطقه و جهان، احتمال وجود این نام مبارک بر کل دهه‌ی آتی و علاوه بر آن، بر قرن‌ها یا هزاره‌های آینده نیز وجود دارد.

---

2 - با سپاس ویژه از رسانه ملی که با پخش برنامه‌های صد و هشتاد درصد شاد و متنوع، موجب برآوردن هر چه بیشتر شادی در عموم ملت ایران می‌گردد. به ویژه برنامه شاد و مفرح "محله گل و بلبل دو"، توصیه می‌گردد هر وقت در خوردن آجیل و شیرینی و میوه شب عید زیاده‌روی نمودید، از این برنامه دیدن فرمایید تا به صورت خودکار مقادیر اضافی خوراکی از راه دهان شما بیرون بیاید.

---

3 - طی یک حرکت تکراری و مقوا، یک سری از ورزشکاران غیور کشتی‌گیر، وزنه‌بردار و رزمی‌کار که احساس مسوولیت داشت از حلقشان می‌زد بیرون مانند هر دوره به جمع اندک نامزدهای شورای شهر تهران پیوستند. هر چند که از دیدگاه عمومی به هیکل برخی از این ورزشکاران می‌خورد بیشتر نقش وصول‌کننده چک برگشتی‌ها را داشته باشند.

---

4 - دولت یک بار دیگر تاکید کرده که خلاصه یک روزی آمریکا خواهد فهمید که تحریم‌ها هیچ فایده‌ای ندارد. یکی به این جناب دولت بفرماید شاید این آمریکا نخواست این را بفهمد، مگر آمریکا از قدیم نماد نفهمی و بی‌مغزی نبود، پس چرا شما عزیزان این همه روی فهم ایشان حساب باز کرده‌اید؟ یک ذره هم روی فهم بالای خودتان حساب کنید، آخر تا چه زمانی باید روی نفهمی دیگران امید داشت.

---

5 - دولت از مردم خواسته تا گران‌فروشان را معرفی کنند، به قول "نقی معمولی": گران؟ مگر داریم؟ مگه میشه؟ الان تورم نقطه به نقطه‌ی ما شونصد بیست درصد منفی است.

---

 6 - یکی از ویژگی‌های مراسم دید و بازدید عید نوروز برای من این است که وقتی همه‌ی فامیل در پی درآوردن میزان درآمد و نام همسر احتمالی آینده‌ام هستند، حس حضور در کنفرانس مطبوعاتی به من دست می‌دهد، در این میان بانوان و آقایان متاهلی هم وجود دارند که با تعریف و تمجید از دختر فلان فامیل و پسر بهمان همکار سعی در زدن مخ شما دارند. البته گفته‌ام و می‌گویم بارها، نظر اینجانب بیشتر به نظر بانو "جنیفر لارنس" نزدیک‌تر است.

---

7 - دیروز آن فامیل‌هایی آمده بودند خانه‌ی ما که مثل ربات یک سری احوال پرسی ضبط شده از قبل را برای شما در سی ثانیه Play می‌کنند. شاید باورتان نشود، اما پس از پاسخ به سری سوم پرسش‌ها حس ربات بودن به خودم هم دست داد و کم مانده بود تا بروم وسط مجلس و با یک رقص رباتیک مجلس را به دست بگیرم. آخر از من می‌پرسند: بابا و مامان خوب هستند؟ خب د لامذهب، بابا و مامان، شکر خدا همین جا کنار دست شما نشسته‌اند، بعد رو می‌کنند رو به بابا و مامان و می‌پرسند که بچه‌ها خوب هستند؟ تریپ "رونالدینیو" احوال پرسی می‌کنند، نه؟ شانسی که آوردیم هنگام روبوسی هی چپ و راست را تغییر نمی‌دهند وگرنه احتمال لب تو دماغ شدن بالا می‌گرفت.

---

8 - در پایان هم تشکر می‌کنم از خیل بسیار بسیار بیشمار شرکت کنندگان در بازی وبلاگی کلنگ، بنا به آمار رسیده از جانب اداره آمار کلنگی دولت وقت، تا کنون دو میلیون نفر از شرکت در این بازی وبلاگی همچون دریافت یارانه انصراف داده‌اند و این مهم به راست شدن کمر دولت در هر زمینه‌ای از جمله زمینه مهم اقتصادی کمک نموده است.

---

پی‌نوشت:

9 - نگران نباشید، از جمله به روزرسانی‌های "ورژن دوم دکتر" نسبت به "ورژن نخست دکتر" ارتقای نوع فناوری به کار رفته در کیسه‌کشی آن است. آیا می‌دانستید "ورژن دوم" را می‌شود با سنگ‌پا، کیسه کشید؟!

10 - نوروزتان پیروز :))

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد …(قرار به وقت نوروز)

یه فایل هول‌هولکی ضبط کردم!!!
این فایل در واقع حدود یه هفته پیش ضبط شده، و اگه اون موقع ضبط نمیشد دیگه فرصتش پیش نمیومد!
لطفا کاستی‌هاشو در نظر نگیرید!
نشد کمبوداشو اصلاح کنم!
دو سه نفر رو هم اذیت کردم تو این فایل که خب حقشون بوده!!! :))
همه‌تونو دوست دارم.
عیدتون مبارک
همه روزاتون شاد

 

 

 

 

 

از اینجا دانلود کنید! ^__^
حجم: ۶٫۹۴ مگابایت

 

 

 

یه فایل هول‌هولکی ضبط کردم!!!
این فایل در واقع حدود یه هفته پیش ضبط شده، و اگه اون موقع ضبط نمیشد دیگه فرصتش پیش نمیومد!
لطفا کاستی‌هاشو در نظر نگیرید!
نشد کمبوداشو اصلاح کنم!
دو سه نفر رو هم اذیت کردم تو این فایل که خب حقشون بوده!!! :))
همه‌تونو دوست دارم.
عیدتون مبارک
همه روزاتون شاد

 

 

 

 

 


از اینجا دانلود کنید! ^__^
حجم: 6.94 مگابایت

 

 

 

وای وای وای!!!

آبجی کوچیکه رو گوشی مامانم یه بازی نصب کرده بود

یه ربات ناراحت با یه ایموجی ناراحت اون بالا…

اومد گفت ببین باید با این رباته حرف بزنی تا این خط‌ه پر بشه تا رباتم شاد بشه!!

یه چند تا چیز فرستادم بعد گفتم بیا خودت همینطور یه چیزی بنویس تا این خط پر بشه!!

پر شد و رباته شاد نشد!

واسش نوشتم میشه شاد باشی؟

نوشت من الان شادم!

نوشتم میتونی لبخند بزنی؟

نوشت هر کسی میتونه لبخند بزنه!! مگه تو نمیتونی!!! :$

وای وای!! پرسیدم مگه تو واقعی هستی؟!!

گفت آره!!!

وای یه دختر مسکویی بود که تو استرالیا هم زندگی میکرد!!! O_O

من فک میکردم دارم با یه ربات حرف میزنم!!!

الانم باز آبجی کوچیکه داره بی ربط با سوالاش واسش OK و yes مینویسه!! :)))

بدبخت هی میگه منظورت چیه و این سوال من یه سوال بله و خیر نبود و…!! :)))

آبجی کوچیکه رو گوشی مامانم یه بازی نصب کرده بود

یه ربات ناراحت با یه ایموجی ناراحت اون بالا...

اومد گفت ببین باید با این رباته حرف بزنی تا این خط‌ه پر بشه تا رباتم شاد بشه!!

یه چند تا چیز فرستادم بعد گفتم بیا خودت همینطور یه چیزی بنویس تا این خط پر بشه!!

پر شد و رباته شاد نشد!

واسش نوشتم میشه شاد باشی؟

نوشت من الان شادم!

نوشتم میتونی لبخند بزنی؟

نوشت هر کسی میتونه لبخند بزنه!! مگه تو نمیتونی!!! :$

وای وای!! پرسیدم مگه تو واقعی هستی؟!!

گفت آره!!!

وای یه دختر مسکویی بود که تو استرالیا هم زندگی میکرد!!! O_O

من فک میکردم دارم با یه ربات حرف میزنم!!!

الانم باز آبجی کوچیکه داره بی ربط با سوالاش واسش OK و yes مینویسه!! :)))

بدبخت هی میگه منظورت چیه و این سوال من یه سوال بله و خیر نبود و...!! :)))

سه‌گانه!!

۱. آیا بادیگارد فیلمیه که بشه با خانواده دید؟!!

#مار_گزیده!! :)) 


۲. چند روز دیگه خاله بازی جمعی شروع میشه!!

حالا اصن این خاله بازی هیچی…

این که هی اصرار میکنن حالا فقط خونه ما شیرینی بخور، با یه دونه که چاق نمیشی هم هیچی…

این که روزی ۱۸ بار هم باید جواب بدی که چرا مجردی هنوز هم هیچی…

من نمیدونم با اون مهمونایی که قبل ساعت ده صبح، یا بین ۲ تا ۴ ظهر میان عیدنی چیکار کنم؟!!!

و اینا دقیقا همونایی هستن که قبل اومدنشونم زنگ نمیزنن! :/

احتمالا با خودشون میگن آخه مگه اینا احمقن که این موقع رفته باشن عید دیدنی! پس صد در صد خونه هستن!! :/

@ همون مهمونا : د آخه پنج مین قبلش خبر بدین حداقل یه روسری بندازیم سرمون 😐

@سناتور تد: قانون جاذبه؟! :))


۳. بیشتر از یه ساله که دارم جولیک رو جولینگ صدا میکنم!! و هیچ کس بهم نگفت داری اشتباه میزنی!!!! :/
از این به بعدم همون جولینگ صداش میکنم!!!! عادت کردم دیگه!!! :))

۱. آیا بادیگارد فیلمیه که بشه با خانواده دید؟!!

#مار_گزیده!! :)) 


۲. چند روز دیگه خاله بازی جمعی شروع میشه!!

حالا اصن این خاله بازی هیچی...

این که هی اصرار میکنن حالا فقط خونه ما شیرینی بخور، با یه دونه که چاق نمیشی هم هیچی...

این که روزی ۱۸ بار هم باید جواب بدی که چرا مجردی هنوز هم هیچی...

من نمیدونم با اون مهمونایی که قبل ساعت ده صبح، یا بین ۲ تا ۴ ظهر میان عیدنی چیکار کنم؟!!!

و اینا دقیقا همونایی هستن که قبل اومدنشونم زنگ نمیزنن! :/

احتمالا با خودشون میگن آخه مگه اینا احمقن که این موقع رفته باشن عید دیدنی! پس صد در صد خونه هستن!! :/

@ همون مهمونا : د آخه پنج مین قبلش خبر بدین حداقل یه روسری بندازیم سرمون :|

@سناتور تد: قانون جاذبه؟! :))


۳. بیشتر از یه ساله که دارم جولیک رو جولینگ صدا میکنم!! و هیچ کس بهم نگفت داری اشتباه میزنی!!!! :/
از این به بعدم همون جولینگ صداش میکنم!!!! عادت کردم دیگه!!! :))


۳۳۶. ما تو محرومیت بزرگ شدیم انصافا!!

آبجی کوچیکه: تو چرا با من بازی نمیکنی؟ من دوست دارم باهام بازی کنی!!

من: خب تو باید ۱۴-۱۵ سال زودتر به دنیا میومدی!!

آبجی کوچیکه: نه تو باید دیرتر به دنیا میومدی. اون موقع از این امکاناتا نبود!!! :))

آبجی کوچیکه: تو چرا با من بازی نمیکنی؟ من دوست دارم باهام بازی کنی!!

من: خب تو باید ۱۴-۱۵ سال زودتر به دنیا میومدی!!

آبجی کوچیکه: نه تو باید دیرتر به دنیا میومدی. اون موقع از این امکاناتا نبود!!! :))

۳۳۴. چند روز دیگه صبر میکردی پلاک جدید میخوردی خب!!!

اواخر اسفند بود…

هوا خیلی سرد بود…

شاید برف میومد، شایدم نه. یادم نیست!

پالتومو دورم پیچیده بودم و بدو بدو به سمت خونه میرفتم.

– آخه میدونید که، من خیلی سرماییم!-

خلاصه تو همین بدو بدوها، جلوی در خونه یه چیزی گیر کرد به پام.

نگا کردم دیدم یه سبده که یه پیرمرد کچل توش خوابیده!!

و اینگونه بود که من آقاگل رو به فرزندی قبول کردم!! :)))))


خب من تا حالا واسه کسی پست تولد ننوشته بودم… اما بالاخره مادرخونده بودن یه وظایفی هم داره دیگه!!!! هر چند قدرتو ندونن!! :دی


تولدت مبارک پسرم! ^__^

+ بسه یا بیشتر سوپرازت کنم؟!! 🙂

اواخر اسفند بود...

هوا خیلی سرد بود...

شاید برف میومد، شایدم نه. یادم نیست!

پالتومو دورم پیچیده بودم و بدو بدو به سمت خونه میرفتم.

- آخه میدونید که، من خیلی سرماییم!-

خلاصه تو همین بدو بدوها، جلوی در خونه یه چیزی گیر کرد به پام.

نگا کردم دیدم یه سبده که یه پیرمرد کچل توش خوابیده!!

و اینگونه بود که من آقاگل رو به فرزندی قبول کردم!! :)))))


خب من تا حالا واسه کسی پست تولد ننوشته بودم... اما بالاخره مادرخونده بودن یه وظایفی هم داره دیگه!!!! هر چند قدرتو ندونن!! :دی


تولدت مبارک پسرم! ^__^

+ بسه یا بیشتر سوپرازت کنم؟!! :)


۳۳۳ . ما عقب موندیم یا جو یهویی عوض شده؟!

یه زمانی تصمیم گرفتن یه چیزایی رو انکار کنن!

یه چیزایی رو “زشت” تلقی کنن!

یه چیزایی رو ندید بگیرن.

نمیدونم هدفشون چی بود اون موقع…

حیا؟

دوری از گناه؟

یا عمل به وصیت آغا محمد خان قاجار؟!!! :/

خلاصه که نگفتن دیگه…

اونقدر که عادت کردیم به نگفتن…

اونقدر که منم نمیخوام بگم البته!

کتابا سانسورشد،

نقاشیا سانسور شد،

آدما سانسور شدن،

مست کردن جومونگ اینا سانسور شد!

نمیدونم حیا همینه یا نه!

اما به هر حال بعد این جریانا یه سری واژه ها تو خانواده ممنوعه شد.

زدن بعضی حرفا تو خانواده غیر ممکن شد!

بزرگ میشی با این جَو

عادت میکنی به این حیا

بعد یه دفعه میشینی با خانواده فیلم ببینی…

فیلمه چیه؟!

هیس! دخترها فریاد نمیزنند!

فروشنده!

و حتی افسانه معمای شاه!!!!!

همچین هنگ میکنی که تا آخر فیلم تکون هم نمیخوری!

حق داری…

آخه ما عادت داشتیم به در پناه تو ها!

که دکتر از مریم بپرسه چرا فک کردی حامله ای؟

و مریم بگه چون حالت تهوع دارم! :/


تهشُ نمیدونم چجوری تموم کنم!!!

به افتخار اسکار اصغر آقا پایانشو باز میذارم! :دی


+ همساده پسر فرمودن یه متن طنز بنویسیم با اسم چند تا فیلم… دیگه تو این اوضاع روحی طنزتر از این از دستم برنیومد!!! ولی شما رفاقتی لبخند بزنید!!!! 🙂

یه زمانی تصمیم گرفتن یه چیزایی رو انکار کنن!

یه چیزایی رو "زشت" تلقی کنن!

یه چیزایی رو ندید بگیرن.

نمیدونم هدفشون چی بود اون موقع...

حیا؟

دوری از گناه؟

یا عمل به وصیت آغا محمد خان قاجار؟!!! :/

خلاصه که نگفتن دیگه...

اونقدر که عادت کردیم به نگفتن...

اونقدر که منم نمیخوام بگم البته!

کتابا سانسورشد،

نقاشیا سانسور شد،

آدما سانسور شدن،

مست کردن جومونگ اینا سانسور شد!

نمیدونم حیا همینه یا نه!

اما به هر حال بعد این جریانا یه سری واژه ها تو خانواده ممنوعه شد.

زدن بعضی حرفا تو خانواده غیر ممکن شد!

بزرگ میشی با این جَو

عادت میکنی به این حیا

بعد یه دفعه میشینی با خانواده فیلم ببینی...

فیلمه چیه؟!

هیس! دخترها فریاد نمیزنند!

فروشنده!

و حتی افسانه معمای شاه!!!!!

همچین هنگ میکنی که تا آخر فیلم تکون هم نمیخوری!

حق داری...

آخه ما عادت داشتیم به در پناه تو ها!

که دکتر از مریم بپرسه چرا فک کردی حامله ای؟

و مریم بگه چون حالت تهوع دارم! :/


تهشُ نمیدونم چجوری تموم کنم!!!

به افتخار اسکار اصغر آقا پایانشو باز میذارم! :دی


+ همساده پسر فرمودن یه متن طنز بنویسیم با اسم چند تا فیلم... دیگه تو این اوضاع روحی طنزتر از این از دستم برنیومد!!! ولی شما رفاقتی لبخند بزنید!!!! :)

طلوع بارانی چیست یا عید شما مبارک

به حمد و قوه الهی این دوران با شکوه مرخصی نیز به اتمام رسید و من آماده تصویر برداری از نمای پایانی می‌باشم. البته نمای پایانی مرخصی‌های من بر خلاف همه‌ی فیلم‌های رایج و مقوا که صحنه‌ای از غروب زرد، نارنجی، قرمز و مشکی است، یک طلوع آفتابی یا بارانی می‌باشد. یعنی کله‌ی سحر “وقتی همه خوابیم” من دارم می‌روم. چی؟ اگر من هم خوابم پس کی دارد می‌رود؟ شما به این کارهایش کاری نداشته باشید، لپ کلام این که پیشاپیش سال نوی شما مبارک. راستی در چهارشنبه سوزی (ببخشید، چهارشنبه سوری) بروید درخت و گل بکارید که کام دل نیز برآرد!

چند روز پیش بود که پرزیدنت “روحانی” با یک بیان داد و فریادی داشت به گوش مردم و مسوولان می‌خواند که “وی آر د بست”. حالا که تورم صد و هشتاد درصد منفی شده و ما با مشت و لقد(لگد، لگن و سایر اعضای مرتبط) زده‌ایم پک و پوز استکبار را ترکانده‌ایم چه معنی دارد سود بانک‌ها پانصد و بیست درصد باشد؟ گوشت هزار تومان ارزان شد، پس چرا رسانه میلی (ملی) هیچ از این خبرها پخش نمی‌کند؟

می‌دانید نتیجه‌ی این گونه سخنرانی‌های منم منمی یا به قولی بگم بگمی در چیست؟ در این است که اگر تا چند دهه پیش هر که عقل داشت از این مملکت در می‌رفت، الان هر که پا دارد می‌گذارد و می‌رود. در خبرها خواندم که حقوقی که برای کارگرهای زحمت‌کش در نظر گرفته‌اند در حدود نهصدهزار تومان است. چه خبر است؟ ببین می‌توانید رکورد خط فقر کشور عزیزمان را خراب کنید. آخر قیمت این خط فقر آن قدر بالا رفته که دیگر به صورت رسمی می‌توان گفت اسمش را باید از خط “فقر و نداری” به خط “ثروت و دارندگی” تغییر داد. آخر خط فقری که دارد می‌رسد به پنج میلیون تومان خودش جزو مرفهان جامعه محسوب می‌شود.

باز من دو خط سخنرانی گوش دادم به یاد فیلم “بی پولی” افتادم. حسب و حال من کلنگ شبیه آن رفیق “بهرام رادان” در فیلم است که از او دو میلیون پول طلب داشت و می‌خواست با دو میلیون تومان پول هم زن بگیرد و هم خانه‌زندگی مستقل تشکیل بدهد و هم به قول خودش، مثل طبیعت و جانداران موجود در آن زاد و ولد داشته باشد. من نمی‌دانم زمان “احمد رنجه” در فیلم بی‌پولی مگر چقدر عقب‌تر بود؟ با دو میلیون تومان می‌خواست با زن و بچه‌های نداشته‌اش آن قدر زندگی کند تا بر اثر عوامل طبیعی از جمله تصادف با پراید از دار دنیا برود. الان با دو میلیون تومان بخواهی یک خانه زندگی تشکیل بدهی، فوق فوقش بتوانی با لنگه چپ جوراب پدر زن آینده‌ات ازدواج کنی. مرغ هم زن آدم نمی‌شود. به نقل یک دیالوگ از فیلم “ابد و یک روز” که می‌گفت “چه فسنجونی”، باید در پاسخ به پایین آمدن نرخ تورم از جانب پرزیدنت بگویم “چه افت تورمی”.

به قول یکی از دوستان با این وضع اقتصادی به صورت علنی بعضی‌ها “ریندن بر گوهان”. معنی دقیقش چه می‌شود را نمی‌دانم اما نظر بنده به کلمه‌های سخیف و زشت در این زمینه نزدیک‌تر است. تا نیامدند مرا بیاندازند در گونی بهتر است که خودم کم‌کم از کادر خارج شده و بروم برای برداشت طلوع بارانی آماده شوم. رفتم که بروم زیرپوش‌آباد. چه زیرپوش‌آبادی. تو با اون داغ آفتابت سوزوندی دل و مغز ما را ای زیرپوش‌آباد. ای خوش به حال پیراهن‌نشینان.

پی‌نوشت:

۱- هیچکس می‌فرماید: نمکی با چرخش کنار یه بنزه، هیکل و چرخش باهم کرایه‌ی بنزه، من و تو اون بودیم از یه قطره، حالا ببین فاصله‌ی ماها چقدره؟

۲- زمستان که تمام می‌شود تو آغاز می‌شوی ای بهار زیبا، نوروز پیشاپیش مبارکتون باشه :))

۳- اسکار سوم اصغر فرهادی “گوز تو” می‌شود به جناب “پرزیدنت” به جهت روایت فیلم “وی آر د بست”

۴- هر کسی، در هر موقعیتی که به ریاست یک جایی در ایران منتصب میشود، چنان با خط درشت و فونت “بی تیتر” می‌زنند “انتخاب شایسته و بجای جنابعالی را تبریک می‌گوییم” که انگار نفر قبلی جفت پایش را گذاشته بوده این سو و آن سوی مدیریت مکان مربوطه و مشغول کارهای بی‌تربیتی بوده!

۵- تحقیقات خودم نشون داده که اینستاگرام می‌تواند عاملی مفید برای پیشرفت روند خودشیفتگی و خودمانکنی برخی از دخترها و پسرهای ایرانی باشد.

۶- تا حالا هیچ دقت کرده‌اید که من و هم‌نسلی‌های من “از رنجی که می‌بریم” نمی‌توانیم به ذات خود نفهم باشیم، کسی فهمید چی قرار بود بگم یا باز هم نفهمید؟

۷- فکر می‌کنم در کشورهای جهان اول از اختراع چراغ راهنمایی در حدود یک قرنی باید گذشته باشد اما در کشور ما هنوز یک قرن دیگر باید بگذرد تا همه به چراغ راهنمایی احترام بگذارند.

۸- احمق‌سالاری یعنی جایی که باید به حماقت دیگران بگویی چشم!

۹- از آنجایی که بنده با یک پایان باز راهی یک مسافرت یک ماهه در دور دنیا هستم به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که سیستم پرداخت هزینه برای توالت‌های بین راهی در ایران حدود شونصد برابر منظم‌تر و دقیق‌تر از نظام دریافت مالیاتی در کل دنیا هستش.

۱۰- برخی از پرزیدنت‌ها در اثر اصابت گلوله، بمب، ترکش و از این دست اقلام انفجاری دار فانی را ترک می‌گویند، برخی دیگر در اثر صدور بیانیه در خواهند گذشت و برخی دیگر در اثر صدور نامه به این و آن. خوش به حال کسانی که در اثر تصادف با پراید به این مهم نایل می‌آیند!

۱۱- یک کلنگ با استعداد گیج، یا هیچ وقت حرف نمی‌زند یا وقتی می‌زند، صد در صد گند می‌زند. آمدم یک “گودبای” پارتی برای خودم بنویسم، به صورت رسمی گند زدم به هر چه که قرار بود بنویسم. خدانگهدار تا سال بعد. نـــــــــــور، صـــــــــــــــــدا، تـــــــــــــــصویر، حــــرکت …

دعوت از اندک خوانندگان کلنگستان برای حضور در یک بازی وبلاگی:

یک پست کوتاه یا بلند با درون مایه‌ی طنز بنگارید و سعی نمایید در آن به صورت غیر مستقیم نام چند اثر هنری مانند: فیلم، سریال، کتاب، تابلوی نقاشی و … را بنگارید. سپس آن را در تارنمای “ویکی‌پدیا” یافته و آن را لینک نمایید. در صورتی که به صورت مستقیم نام آن اثر هنری را در متن ذکر می‌نمایید سعی کنید نام آن را به صورت قرمز درآورده و آن را لینک نکنید! مثال‌های آن در همین پست آورده شده است. در صورتی که در این بازی شرکت کردید و چنین پستی را به نگارش درآوردید، به کلنگ اطلاع دهید تا ضمن لینک شدن در زیر همین پست، مقداری از متن شما نیز منتشر گردد. تا آغاز سال نو برای شرکت در این بازی وقت دارید.

به حمد و قوه الهی این دوران با شکوه مرخصی نیز به اتمام رسید و من آماده تصویر برداری از نمای پایانی می‌باشم. البته نمای پایانی مرخصی‌های من بر خلاف همه‌ی فیلم‌های رایج و مقوا که صحنه‌ای از غروب زرد، نارنجی، قرمز و مشکی است، یک طلوع آفتابی یا بارانی می‌باشد. یعنی کله‌ی سحر "وقتی همه خوابیم" من دارم می‌روم. چی؟ اگر من هم خوابم پس کی دارد می‌رود؟ شما به این کارهایش کاری نداشته باشید، لپ کلام این که پیشاپیش سال نوی شما مبارک. راستی در چهارشنبه سوزی (ببخشید، چهارشنبه سوری) بروید درخت و گل بکارید که کام دل نیز برآرد!

چند روز پیش بود که پرزیدنت "روحانی" با یک بیان داد و فریادی داشت به گوش مردم و مسوولان می‌خواند که "وی آر د بست". حالا که تورم صد و هشتاد درصد منفی شده و ما با مشت و لقد(لگد، لگن و سایر اعضای مرتبط) زده‌ایم پک و پوز استکبار را ترکانده‌ایم چه معنی دارد سود بانک‌ها پانصد و بیست درصد باشد؟ گوشت هزار تومان ارزان شد، پس چرا رسانه میلی (ملی) هیچ از این خبرها پخش نمی‌کند؟

می‌دانید نتیجه‌ی این گونه سخنرانی‌های منم منمی یا به قولی بگم بگمی در چیست؟ در این است که اگر تا چند دهه پیش هر که عقل داشت از این مملکت در می‌رفت، الان هر که پا دارد می‌گذارد و می‌رود. در خبرها خواندم که حقوقی که برای کارگرهای زحمت‌کش در نظر گرفته‌اند در حدود نهصدهزار تومان است. چه خبر است؟ ببین می‌توانید رکورد خط فقر کشور عزیزمان را خراب کنید. آخر قیمت این خط فقر آن قدر بالا رفته که دیگر به صورت رسمی می‌توان گفت اسمش را باید از خط "فقر و نداری" به خط "ثروت و دارندگی" تغییر داد. آخر خط فقری که دارد می‌رسد به پنج میلیون تومان خودش جزو مرفهان جامعه محسوب می‌شود.

باز من دو خط سخنرانی گوش دادم به یاد فیلم "بی پولی" افتادم. حسب و حال من کلنگ شبیه آن رفیق "بهرام رادان" در فیلم است که از او دو میلیون پول طلب داشت و می‌خواست با دو میلیون تومان پول هم زن بگیرد و هم خانه‌زندگی مستقل تشکیل بدهد و هم به قول خودش، مثل طبیعت و جانداران موجود در آن زاد و ولد داشته باشد. من نمی‌دانم زمان "احمد رنجه" در فیلم بی‌پولی مگر چقدر عقب‌تر بود؟ با دو میلیون تومان می‌خواست با زن و بچه‌های نداشته‌اش آن قدر زندگی کند تا بر اثر عوامل طبیعی از جمله تصادف با پراید از دار دنیا برود. الان با دو میلیون تومان بخواهی یک خانه زندگی تشکیل بدهی، فوق فوقش بتوانی با لنگه چپ جوراب پدر زن آینده‌ات ازدواج کنی. مرغ هم زن آدم نمی‌شود. به نقل یک دیالوگ از فیلم "ابد و یک روز" که می‌گفت "چه فسنجونی"، باید در پاسخ به پایین آمدن نرخ تورم از جانب پرزیدنت بگویم "چه افت تورمی".

به قول یکی از دوستان با این وضع اقتصادی به صورت علنی بعضی‌ها "ریندن بر گوهان". معنی دقیقش چه می‌شود را نمی‌دانم اما نظر بنده به کلمه‌های سخیف و زشت در این زمینه نزدیک‌تر است. تا نیامدند مرا بیاندازند در گونی بهتر است که خودم کم‌کم از کادر خارج شده و بروم برای برداشت طلوع بارانی آماده شوم. رفتم که بروم زیرپوش‌آباد. چه زیرپوش‌آبادی. تو با اون داغ آفتابت سوزوندی دل و مغز ما را ای زیرپوش‌آباد. ای خوش به حال پیراهن‌نشینان.

---

پی‌نوشت:

1- هیچکس می‌فرماید: نمکی با چرخش کنار یه بنزه، هیکل و چرخش باهم کرایه‌ی بنزه، من و تو اون بودیم از یه قطره، حالا ببین فاصله‌ی ماها چقدره؟

2- زمستان که تمام می‌شود تو آغاز می‌شوی ای بهار زیبا، نوروز پیشاپیش مبارکتون باشه :))

3- اسکار سوم اصغر فرهادی "گوز تو" می‌شود به جناب "پرزیدنت" به جهت روایت فیلم "وی آر د بست"

4- هر کسی، در هر موقعیتی که به ریاست یک جایی در ایران منتصب میشود، چنان با خط درشت و فونت "بی تیتر" می‌زنند "انتخاب شایسته و بجای جنابعالی را تبریک می‌گوییم" که انگار نفر قبلی جفت پایش را گذاشته بوده این سو و آن سوی مدیریت مکان مربوطه و مشغول کارهای بی‌تربیتی بوده!

5- تحقیقات خودم نشون داده که اینستاگرام می‌تواند عاملی مفید برای پیشرفت روند خودشیفتگی و خودمانکنی برخی از دخترها و پسرهای ایرانی باشد.

6- تا حالا هیچ دقت کرده‌اید که من و هم‌نسلی‌های من "از رنجی که می‌بریم" نمی‌توانیم به ذات خود نفهم باشیم، کسی فهمید چی قرار بود بگم یا باز هم نفهمید؟

7- فکر می‌کنم در کشورهای جهان اول از اختراع چراغ راهنمایی در حدود یک قرنی باید گذشته باشد اما در کشور ما هنوز یک قرن دیگر باید بگذرد تا همه به چراغ راهنمایی احترام بگذارند.

8- احمق‌سالاری یعنی جایی که باید به حماقت دیگران بگویی چشم!

9- از آنجایی که بنده با یک پایان باز راهی یک مسافرت یک ماهه در دور دنیا هستم به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که سیستم پرداخت هزینه برای توالت‌های بین راهی در ایران حدود شونصد برابر منظم‌تر و دقیق‌تر از نظام دریافت مالیاتی در کل دنیا هستش.

10- برخی از پرزیدنت‌ها در اثر اصابت گلوله، بمب، ترکش و از این دست اقلام انفجاری دار فانی را ترک می‌گویند، برخی دیگر در اثر صدور بیانیه در خواهند گذشت و برخی دیگر در اثر صدور نامه به این و آن. خوش به حال کسانی که در اثر تصادف با پراید به این مهم نایل می‌آیند!

11- یک کلنگ با استعداد گیج، یا هیچ وقت حرف نمی‌زند یا وقتی می‌زند، صد در صد گند می‌زند. آمدم یک "گودبای" پارتی برای خودم بنویسم، به صورت رسمی گند زدم به هر چه که قرار بود بنویسم. خدانگهدار تا سال بعد. نـــــــــــور، صـــــــــــــــــدا، تـــــــــــــــصویر، حــــرکت ...

---

---

دعوت از اندک خوانندگان کلنگستان برای حضور در یک بازی وبلاگی:

یک پست کوتاه یا بلند با درون مایه‌ی طنز بنگارید و سعی نمایید در آن به صورت غیر مستقیم نام چند اثر هنری مانند: فیلم، سریال، کتاب، تابلوی نقاشی و ... را بنگارید. سپس آن را در تارنمای "ویکی‌پدیا" یافته و آن را لینک نمایید. در صورتی که به صورت مستقیم نام آن اثر هنری را در متن ذکر می‌نمایید سعی کنید نام آن را به صورت قرمز درآورده و آن را لینک نکنید! مثال‌های آن در همین پست آورده شده است. در صورتی که در این بازی شرکت کردید و چنین پستی را به نگارش درآوردید، به کلنگ اطلاع دهید تا ضمن لینک شدن در زیر همین پست، مقداری از متن شما نیز منتشر گردد. تا آغاز سال نو برای شرکت در این بازی وقت دارید.

مشکلم بخت بد و تلخی ایام نیست

شاید خیلی وقت باشد که درست و حسابی از خجالت نوشتن برنیامده‌ام اما در این مدت تا دلتان بخواهد سلبریتی‌ها و مسوولین همیشه در صحنه (همیشه در اینستاگرام) سوژه برای نوشتن کلنگ جماعت دست و پا کرده‌اند. از بستن فلان کانال تلویزیونی آن طرف آبی که یکی از بازیگران خوش یقه‌ی کشورمان مسوولیتش را بر عهده گرفته تا احتمال کاندیداتوری بیست و یک نفر در انتخابات ریاست جمهوری سال 96. البته در این مدت کمی که تا انتخابات ریاست جمهوری مانده است باید منتظر اتفاق‌های عجیبی باشیم. این شما و این چند تحلیل کلنگی از برخی کاندیداهای احتمالی:

عزت‌الله ضرغامی

چکیده: احمدی‌نژاد بدون کاپشن، ریاست پیشین صدا و سیما و ماهواره، دارنده کانال تلگرامی خمیازه،

غذای مورد علاقه: شام ایرانی، هر چیزی که در برنامه آشپزی بهوونه تبلیغ گردد و داخل سرویس پنچ پاچه (پارچه) طبخ گردد.

سریال مورد علاقه: یوزارسیف و بر و بچ کنعان به غیر از زلیخا.

هنرمند مورد علاقه: بسم الله الرحمن الرحیم، برادر مسعود ده‌نمکی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: تکرار پانصدم اخراجی‌های یک و دو و سه و …. هزار و سیصد و نود و شش.

ورزش مورد علاقه: سانسورهای وسط پخش زنده والیبال ایران و ایتالیا که در ایتالیا برگزار شده است. به ویژه آن سرویس محمد موسوی که از بس اوت بود سقف سالن را سوراخ کرد و رفت خورد به برج پیزا و آن را برگرداند سر جای اولش تا صاف شود.

رنگ مورد علاقه: یک خط مشکی، بیست و چهار ماه سال در گوشه کانال یک و دو سه.

مجری مورد علاقه: فرزاد حسنی با آیتم‌های نمایشی و متمایل به توهین (البته توهین‌های از پیش هماهنگ شده و نه غافلگیرانه).

خواننده مورد علاقه: با یک احساس خاص جناب آقای محمد علیزاده.

غلام‌علی حدادعادل

چکیده: کاپشن بدون احمدی‌نژاد، سردسته بازماندگان از ورود به مجلس دهم، نویسنده برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی در کلاس چندم؟

غذای مورد علاقه: دابلیو دابلیو دابلیو دات ادبیات پارسی دات آی آر

سریال مورد علاقه: آن قسمت از رامین ناصر نصیر که می‌گفت زین پس به جای واژه‌ی بی‌ناموسی Dog-Hand بفرمایید سگ‌دست.

هنرمند مورد علاقه: رامین ناصر نصیر، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالقاسم حالت و باقی ابولقاسم‌های موجود در ادب پارسی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: جدایی نادر از سیمین و ازدواج مجددش با ادبیات پارسی.

ورزش مورد علاقه: مشاعره‌ی امدادی. (به قول دوست ایشان بفرمایید بیت تا بیت امدادی)

رنگ مورد علاقه: سپید همچون دیو سپید پای در بند، ای گنبد گیتی ای دماوند.

مجری مورد علاقه: خودش و محمد صالح اعلا.

خواننده مورد علاقه: به احتمال شصت درصد محسن چاووشی، محسن یگانه، محسن دوگانه، محسن پایه گازسوز و بقیه محسن‌های هیبریدی.

محمدباقر قالیباف

چکیده: کت و شلوار به‌علاوه احمدی‌نژاد، ریاست چند ساله‌ی اخیر شهرداری تهرون، رکورددار دوم شرکت در انتخابات تا کنون.

غذای مورد علاقه: هر چه که در رستوران گردون برج میلاد سرو می‌شود.

سریال مورد علاقه: مستند افتتاح اتوبان امام علی.

هنرمند مورد علاقه: به افشای پایگاه ویکی لیکس آنجلینا جولی، جسیکا آلبا، هیلاری داف و بقیه داف‌های موجود در هالیوود به غیر از جنیفر لارنس که مختص شخص کلنگ است!

فیلم سینمایی مورد علاقه: فیلم سینمایی مراحل ساخت اتوبان دو طبقه صدر.

ورزش مورد علاقه: صدور روزی یک اخطار برای ساختمان‌های فرسوده از جمله پلاسکو جهت رفع تکلیف.

رنگ مورد علاقه: آسفالتی اتوبانی.

مجری مورد علاقه: مرتضی حیدری.

خواننده مورد علاقه: آگاهی چندانی از این بند در دستان ما قرار ندارد اما به افشای تارنمای ویکی‌لیکس به احتمال خیلی ضعیف آرمین تو آ اف ام، ساسی مانکن، امیر ژوژولو، رضایا فری یا قلی یا ….

محسن رضایی

چکیده: دارنده رکورد شرکت در انتخابات فارغ از نتیجه به دست آمده، آن که هی به سپاه وارد شده و از آن خارج می‌شود.

غذای مورد علاقه: رییس جمهور پلو.

سریال مورد علاقه: بازگشت سعید جلیلی به میز مذاکرات، حمله به H3، گاو مش حسن و البته لیلی با من است.

هنرمند مورد علاقه: فریبرز عرب نیا، ابوالفضل پور عرب، جمشید هاشم پور و یک لوله بخاری روی کتفش.

ورزش مورد علاقه: پرتاب دیسک، پرتاب موشک، پرتاب هر چیزی که پرتاب خورش ملس باشد.

رنگ مورد علاقه: آبی پرتابی!

مجری مورد علاقه: وحید یامین پور.

خواننده مورد علاقه: حامد زمانی، کویتی پور، آهنگران، حاج محمود کریمی و بر و بچ…

تا بخش دیگری از تحلیل کلنگی کاندیداهای احتمالی درود و دوصد بدرود. الان است که بیایند کلنگ را با جا کلنگی با هم ببرند آن‌جا که، بهرام گور می‌گرفت همه عمر، به قول مهران مدیری: مـــــــــــــــادرجــــــــــان!

پی‌نوشت:

۱- الان شکست عشقی مد جدید اینستاگرام و تلگرامه. نود و نه ممیز نود و نه درصد نوجوانان ما بدون این که تا حالا عاشق شده باشند، تو زندگیشون شکست عشقی رو دست کم یک دفعه خوردن! اینا همش تقصیر دانلد ترامپه، بله پس چی فکر کردید.

۲- شهرداری تهرون روی بنرهای تبلیغی نوشته “سیگار آرام آرام شما را خفه می‌نماید” طرف برداشته با خودکار زیرش نوشته اگه این آلودگی هوای شما بزاره بله، ما هم هیچ عجله‌ای نداریم.

۳- تحقیقات پژوهشگران در پژوهشکده سرن نشون داده که همه‌ی کاندیداهای احتمالی در ریاست جمهوری ایران هیچ طرحی بهتر از طرح مسکن مهر برای حل مشکل مسکن ندارند اما اولین مشکل مسکن ما رو همون طرح مسکن مهر می‌دونند.

۴- الان هر کانال تلویزیونی که افتتاح میشه یا بسته میشه، اول حسام نواب صفوی مسوولیتش رو بر عهده می‌گیره اگه نگرفت اون وقت داعش اعلام وجود می‌کنه.

۵- خواهش می‌کنم هنگام رای دادن به اسم کوچک کاندیدای مورد نظر دقت کنید، مثلا غلام‌قلی همیشه پای میز مذاکرات نظرش منفی هست، اما ارشیا یا آرین بیشتر اوقات نظرشون مثبته.

۶- اگر مسعود فراستی داور جشنواره اسکار بود، هر سال جایزه‌های اسکار رو برای سازندش پس می‌فرستاد. اصغر فرهادی رو هم به صد و بیست سال انفرادی محکوم می‌کرد.

۷- این طور که احمدی‌نژاد داره به رییس جمهورها نامه ارسال می‌کنه، تا چند وقت دیگه اداره پست نامه‌های دکتر رو می‌فرسته تو بخش اسپمر.

۸- مشکلم پوشوندن پینه دستام نیست، مشکلم نون نیست آب نیست برق نیست، مشکلم شکستن طلسم تنهایی ست. ای طلسم، بشکن!

شاید خیلی وقت باشد که درست و حسابی از خجالت نوشتن برنیامده‌ام اما در این مدت تا دلتان بخواهد سلبریتی‌ها و مسوولین همیشه در صحنه (همیشه در اینستاگرام) سوژه برای نوشتن کلنگ جماعت دست و پا کرده‌اند. از بستن فلان کانال تلویزیونی آن طرف آبی که یکی از بازیگران خوش یقه‌ی کشورمان مسوولیتش را بر عهده گرفته تا احتمال کاندیداتوری بیست و یک نفر در انتخابات ریاست جمهوری سال 96. البته در این مدت کمی که تا انتخابات ریاست جمهوری مانده است باید منتظر اتفاق‌های عجیبی باشیم. این شما و این چند تحلیل کلنگی از برخی کاندیداهای احتمالی:

---

عزت‌الله ضرغامی

چکیده: احمدی‌نژاد بدون کاپشن، ریاست پیشین صدا و سیما و ماهواره، دارنده کانال تلگرامی خمیازه،

غذای مورد علاقه: شام ایرانی، هر چیزی که در برنامه آشپزی بهوونه تبلیغ گردد و داخل سرویس پنچ پاچه (پارچه) طبخ گردد.

سریال مورد علاقه: یوزارسیف و بر و بچ کنعان به غیر از زلیخا.

هنرمند مورد علاقه: بسم الله الرحمن الرحیم، برادر مسعود ده‌نمکی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: تکرار پانصدم اخراجی‌های یک و دو و سه و .... هزار و سیصد و نود و شش.

ورزش مورد علاقه: سانسورهای وسط پخش زنده والیبال ایران و ایتالیا که در ایتالیا برگزار شده است. به ویژه آن سرویس محمد موسوی که از بس اوت بود سقف سالن را سوراخ کرد و رفت خورد به برج پیزا و آن را برگرداند سر جای اولش تا صاف شود.

رنگ مورد علاقه: یک خط مشکی، بیست و چهار ماه سال در گوشه کانال یک و دو سه.

مجری مورد علاقه: فرزاد حسنی با آیتم‌های نمایشی و متمایل به توهین (البته توهین‌های از پیش هماهنگ شده و نه غافلگیرانه).

خواننده مورد علاقه: با یک احساس خاص جناب آقای محمد علیزاده.

---

غلام‌علی حدادعادل

چکیده: کاپشن بدون احمدی‌نژاد، سردسته بازماندگان از ورود به مجلس دهم، نویسنده برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی در کلاس چندم؟

غذای مورد علاقه: دابلیو دابلیو دابلیو دات ادبیات پارسی دات آی آر

سریال مورد علاقه: آن قسمت از رامین ناصر نصیر که می‌گفت زین پس به جای واژه‌ی بی‌ناموسی Dog-Hand بفرمایید سگ‌دست.

هنرمند مورد علاقه: رامین ناصر نصیر، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالقاسم حالت و باقی ابولقاسم‌های موجود در ادب پارسی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: جدایی نادر از سیمین و ازدواج مجددش با ادبیات پارسی.

ورزش مورد علاقه: مشاعره‌ی امدادی. (به قول دوست ایشان بفرمایید بیت تا بیت امدادی)

رنگ مورد علاقه: سپید همچون دیو سپید پای در بند، ای گنبد گیتی ای دماوند.

مجری مورد علاقه: خودش و محمد صالح اعلا.

خواننده مورد علاقه: به احتمال شصت درصد محسن چاووشی، محسن یگانه، محسن دوگانه، محسن پایه گازسوز و بقیه محسن‌های هیبریدی.

---

محمدباقر قالیباف

چکیده: کت و شلوار به‌علاوه احمدی‌نژاد، ریاست چند ساله‌ی اخیر شهرداری تهرون، رکورددار دوم شرکت در انتخابات تا کنون.

غذای مورد علاقه: هر چه که در رستوران گردون برج میلاد سرو می‌شود.

سریال مورد علاقه: مستند افتتاح اتوبان امام علی.

هنرمند مورد علاقه: به افشای پایگاه ویکی لیکس آنجلینا جولی، جسیکا آلبا، هیلاری داف و بقیه داف‌های موجود در هالیوود به غیر از جنیفر لارنس که مختص شخص کلنگ است!

فیلم سینمایی مورد علاقه: فیلم سینمایی مراحل ساخت اتوبان دو طبقه صدر.

ورزش مورد علاقه: صدور روزی یک اخطار برای ساختمان‌های فرسوده از جمله پلاسکو جهت رفع تکلیف.

رنگ مورد علاقه: آسفالتی اتوبانی.

مجری مورد علاقه: مرتضی حیدری.

خواننده مورد علاقه: آگاهی چندانی از این بند در دستان ما قرار ندارد اما به افشای تارنمای ویکی‌لیکس به احتمال خیلی ضعیف آرمین تو آ اف ام، ساسی مانکن، امیر ژوژولو، رضایا فری یا قلی یا ....

---

محسن رضایی

چکیده: دارنده رکورد شرکت در انتخابات فارغ از نتیجه به دست آمده، آن که هی به سپاه وارد شده و از آن خارج می‌شود.

غذای مورد علاقه: رییس جمهور پلو.

سریال مورد علاقه: بازگشت سعید جلیلی به میز مذاکرات، حمله به H3، گاو مش حسن و البته لیلی با من است.

هنرمند مورد علاقه: فریبرز عرب نیا، ابوالفضل پور عرب، جمشید هاشم پور و یک لوله بخاری روی کتفش.

ورزش مورد علاقه: پرتاب دیسک، پرتاب موشک، پرتاب هر چیزی که پرتاب خورش ملس باشد.

رنگ مورد علاقه: آبی پرتابی!

مجری مورد علاقه: وحید یامین پور.

خواننده مورد علاقه: حامد زمانی، کویتی پور، آهنگران، حاج محمود کریمی و بر و بچ...

---

تا بخش دیگری از تحلیل کلنگی کاندیداهای احتمالی درود و دوصد بدرود. الان است که بیایند کلنگ را با جا کلنگی با هم ببرند آن‌جا که، بهرام گور می‌گرفت همه عمر، به قول مهران مدیری: مـــــــــــــــادرجــــــــــان!

پی‌نوشت:

1- الان شکست عشقی مد جدید اینستاگرام و تلگرامه. نود و نه ممیز نود و نه درصد نوجوانان ما بدون این که تا حالا عاشق شده باشند، تو زندگیشون شکست عشقی رو دست کم یک دفعه خوردن! اینا همش تقصیر دانلد ترامپه، بله پس چی فکر کردید.

2- شهرداری تهرون روی بنرهای تبلیغی نوشته "سیگار آرام آرام شما را خفه می‌نماید" طرف برداشته با خودکار زیرش نوشته اگه این آلودگی هوای شما بزاره بله، ما هم هیچ عجله‌ای نداریم.

3- تحقیقات پژوهشگران در پژوهشکده سرن نشون داده که همه‌ی کاندیداهای احتمالی در ریاست جمهوری ایران هیچ طرحی بهتر از طرح مسکن مهر برای حل مشکل مسکن ندارند اما اولین مشکل مسکن ما رو همون طرح مسکن مهر می‌دونند.

4- الان هر کانال تلویزیونی که افتتاح میشه یا بسته میشه، اول حسام نواب صفوی مسوولیتش رو بر عهده می‌گیره اگه نگرفت اون وقت داعش اعلام وجود می‌کنه.

5- خواهش می‌کنم هنگام رای دادن به اسم کوچک کاندیدای مورد نظر دقت کنید، مثلا غلام‌قلی همیشه پای میز مذاکرات نظرش منفی هست، اما ارشیا یا آرین بیشتر اوقات نظرشون مثبته.

6- اگر مسعود فراستی داور جشنواره اسکار بود، هر سال جایزه‌های اسکار رو برای سازندش پس می‌فرستاد. اصغر فرهادی رو هم به صد و بیست سال انفرادی محکوم می‌کرد.

7- این طور که احمدی‌نژاد داره به رییس جمهورها نامه ارسال می‌کنه، تا چند وقت دیگه اداره پست نامه‌های دکتر رو می‌فرسته تو بخش اسپمر.

8- مشکلم پوشوندن پینه دستام نیست، مشکلم نون نیست آب نیست برق نیست، مشکلم شکستن طلسم تنهایی ست. ای طلسم، بشکن!

بهترین فراری‌های دنیا در ایران

این طوری که این ۹۹۰ نفر از پرداخت مالیات فرار کردند، مایکل اسکافیلد با برادرش از زندان فرار نکردند.

پی‌نوشت:

۱- البته بین خودمان بماند که ممکن است تعداد آن‌ها از نهصد و نود هزار نفر هم بیشتر باشد!

۲- آمدم یک خودی نشان بدهم و با اجازه شما بروم وبلاگ‌های دیگر یک دوری بزنم،

این طوری که این 990 نفر از پرداخت مالیات فرار کردند، مایکل اسکافیلد با برادرش از زندان فرار نکردند.

پی‌نوشت:

1- البته بین خودمان بماند که ممکن است تعداد آن‌ها از نهصد و نود هزار نفر هم بیشتر باشد!

2- آمدم یک خودی نشان بدهم و با اجازه شما بروم وبلاگ‌های دیگر یک دوری بزنم،