پاییز سال بعد از رستاک حلاج در میان پنج اثر برگزیده سال

پاییز سال بعد از رستاک حلاج در میان پنج اثر برگزیده سال       همایش نخستین جایزه ادبی هافز (کتاب‌اولی‌های …

نوشته پاییز سال بعد از رستاک حلاج در میان پنج اثر برگزیده سال اولین بار در پدیدار شد.

پاییز سال بعد از رستاک حلاج در میان پنج اثر برگزیده سال

 

 

 

همایش نخستین جایزه ادبی هافز (کتاب‌اولی‌های شعر تهران) در سالن سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد.

همایش نخستین جایزه ادبی هافز (کتاب‌اولی‌های شعر تهران) در سالن سرای کتاب خانه کتاب برگزار شد. در این همایش که شاعران پیشکسوت و صاحب نامی هم‌چون محمدرضا عبدالملکیان، هرمز علی‌پور و حمیدرضا شکارسری نیز حضور داشتند دکتر الهام باقری، رئیس همایش و موسسه هافز، ضمن اشاره به همزمانی روز بزرگداشت حافظ و همایش نخستین جایزه ادبی هافز، هدف‌های برگزاری این دوره از جایزه را یافتن قالب‌ها و مختصات و چارچوب‌هایی برای شعر فارسی دهه نود و همچنین معرفی شاعران نوپا به جامعه ادبی دانست.
وی افزود: شمار ۱۲۱۱ عنوان کتاب شعر شاعران کتاب‌اولی که در سال ۱۳۹۵ و تنها در تهران مجوز چاپ گرفته‌اند، رقم کوچکی نیست و این حجم از کتاب را اگر به شاعران دو یا چند کتابه‌ بیفزاییم و سپس آن را اضافه کنیم بر شعر شاعرانی که هنوز کتاب شعری چاپ نکرده‌اند، با دنیای جدیدی آشنا می‌شویم. وی در ادامه افزود: هدف دوم برگزاریِ این همایش و پژوهش‌های پیش از آن، یافتن شعر سره از ناسره، و معرفیِ آن به جامعه ادبی است. درواقع، هدف دوم ما، بیش از شعر، به معرفی شاعر مربوط است. در ادامه مراسم، سید حسن حسینی، دبیر شعر همایش، بیانیه نخستین دوره جایزه ادبی را قرائت کرد. در این بیانیه ده‌بندی، به مواردی چون: هدف و ضرورت اجرای طرح، مراحل و روش کار، معیارهای سنجه و ارزیابی، مراحل داوری و اعلام برگزیدگان این دوره شعر کتاب‌اولی اشاره کرد.

پس از اجرای گروه موسیقیِ سنتیِ مویه، برگزیدگان این دوره شعر کتاب‌اولی اعلام شد. جایزه ادبی هافز به ۵ کتاب ممتاز در دو حوزه شعر موزون و آزاد، سه کتاب شعر آزاد و دو کتاب شعر موزون، بدون ترتیب اول تا سوم نشان هافز و جایزه نقدی اهدا کرد. این برگزیدگان، به ترتیب حضور روی سن و گرفتن جایزه، «جمعیتی از خودم» مجموعه شعر آزاد از پریسا صالحی، «مزارع پنبه شیلی» سروده آزاد از محمد عسگری ساج، «پاییز سال بعد» مجموعه ترانه‌ای از رستاک حلاج، مجموعه ترانه «خُب» از میثم بهاران و «کلمات تنم را کبود کرده‌اند» مجموعه شعر آزاد از نسرینا رضایی بودند. جایزه ادبیِ هافز، درضمن، دو لوح قدردانی و هدیه نقدی را به دو شاعر شعر آزاد: رسول رضایی برای کتاب «مثلا من» و شکوه مقیمی برای کتاب «من کمی آدم کم آورده‌ام» اهدا کرد.

منبع: رسانه نوا

نوشته پاییز سال بعد از رستاک حلاج در میان پنج اثر برگزیده سال اولین بار در پدیدار شد.

اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است

اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است       سن شناسنامه‌ای او فاصله چندانی با چهل سالگی ندارد اما …

نوشته اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است اولین بار در پدیدار شد.

اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است

 

 

 

سن شناسنامه‌ای او فاصله چندانی با چهل سالگی ندارد اما سن ظاهری او بسیار کمتر نشان می‌دهد. دلیلش ظاهر پرنشاط و با انرژی است که دارد و اخلاق او هم به همین شکل است. اما می‌گوید که برای تولید آثارش به آن سن شناسنامه‌ای خودش نگاه می‌کند و دیگر می‌خواهد کارهایی با فضاهای متفاوت یا حتی تلفیقی بخواند. اما به هرحال هنوز هم «بابک جهانبخش» در کنار کارهای احساسی و آرامش، قطعات ریتمیک هم می‌خواند. به طور کلی بابک جهانبخش با لحن و مدل احساسی کارهایش شناخته می‌شود و در آستانه ورود به سیزدهمین سال فعالیت حرفه‌ای خودش است. فعالیتی که به دو بخش مهم تقسیم می‌شود و ۷ سال دوم آن فعال‌تر بود. هفت سالی که با تولید قطعه هیتی نظیر من و بارون، همکاری با ارکستری متشکل از نوازندگان مطرح و همکاری با یک تهیه‌کننده ثابت همراه بود.

اتفاقاً یکی از مباحث اصلی گپ مفصل ما با بابک جهانبخش درباره ماندگاری‌اش در بازار موسیقی و همچنین بررسی علل حذف برخی خواننده‌های دهه هشتاد از عرصه رقابت بود. حدود یک ساعت و نیم با این خواننده گپ زدیم و به جز این، از مباحث دیگر نظیر خواننده‌های پرفروش بازار، تغییر سبک، گرایشش به موسیقی سنتی و داستان پیشنهاد بازیگری‌اش در سریال «عاشقانه» صحبت کردیم. او در یکی از آخرین روزهای فصل تابستان به همراه تهیه‌کننده آثار و مدیر برنامه‌اش «محمدرضا خانزاده»، مدیر شرکت اکسیر نوین، مهمان دفتر سایت «موسیقی ما» بودند و حاصلش گفتگویی شد که در ادامه می‌خوانید:

*سوالی که درباره اغلب خواننده‌هایی که در دهه هشتاد به شهرت رسیدند، مطرح مطرح می‌شود این است که چرا تک تک در حال کنار رفتن از عرصه رقابت هستند؟ درست است که تغییر نسل‌ها و تغییر سلایق مخاطبان را داریم اما در دنیا معمولاً اینطور نیست که یک خواننده بعد ۵ سال از رقابت خارج شود. این نکته را هم بگویم که مثلاً علیرضا عصار را از دهه هفتاد داریم که سال گذشته هفت یا هشت سانس فروش داشت یا محمد اصفهانی هم هنوز کنسرت‌هایش مخاطب خوبی دارد.

آقای علیرضا عصار به نظر من استاد هستند و احترام ویژه‌ای برای ایشان قائل هستم. اما باید این سوال را هم بپرسیم که ایشان پس از چند سال موفق به فروش بلیت در این تعداد سانس شدند؟ من فکر می‌کنم چند عامل باعث این اتفاق است. اگر دید تهیه‌کننده نسبت به خواننده، تاریخ مصرفی باشد آن خواننده سریع از بین می‌رود. مسأله بعدی خود خواننده است که می‌تواند به تهیه‌کننده این انگیزه را بدهد که چه نوع نگاهی داشته باشد. یعنی می‌تواند یک خواننده تنبل باشد و هیچ تلاشی نکند و تهیه‌کننده را مجبور به فعالیت‌های دیگر کند یا می‌تواند فعال باشد و خودش را در سطح بالا نگه دارد. از کار خودمان نمی‌خواهم مثال بزنم ولی مثلاً می‌توانیم از «کریستیانو رونالدو» به عنوان یک انسان حرفه‌ای و درجه یک الگوبرداری کنیم. او در زندگی‌اش کاملاً حرفه‌ای با همه چیز برخورد می‌کند چون یک ورزشکار حرفه‌ای است. احساس من بر این است که چنین عواملی به اتفاقی که شما اشاره کردید بستگی دارد. دوستانی هم که از گذشته و دهه‌های قبل هنوز در ذهن مخاطبان باقی مانده‌اند دلیلش این است که ما ده خواننده داشتیم و در آن زمان راحت‌تر می‌شد مطرح شد. درباره هنر این دوستان صحبت نمی‌کنم و مثلاً هنر و صدای دکتر محمد اصفهانی بی‌نظیر است یا آقای عصار، خاص هستند و برای همه آنها احترام قائل هستیم و اساتید ما هستند. نکته مهم این است که آن دوره حمایت تلویزیون وجود داشت و مطرح شدن بین ده نفر راحت‌تر از امروز بود. در حالی که امروز اگر آهنگی را روی یک صفحه قرار دهید، دو ساعت بعد از آن صفحه می‌رود چون کارهای جدید لحظه به لحظه منتشر می‌شوند. تولید بی‌رویه آثار موسیقی به دلیل عدم مدیریت هم یکی از دلایل حذف تدریجی برخی خواننده‌ها است. در بحث تولید بی‌رویه باید بگویم که اگر ما ده مدیر خوب ولی دو مدیر بد داشته باشیم، همه چیز را تحت الشعاع قرار می‌دهند و باعث می‌شود توان شما کم شود. نکته جالب این است که مایکل جکسون به عنوان سلطان پاپ دنیا ۵ آلبوم دارد و بابک جهانبخش ۸ آلبوم رسمی‌دارد و دهها تک‌آهنگ دارد! این نشان می‌دهد که بازار موسیقی ما استانداردهایش را از دست داده است.

*من و محمدرضا خانزاده در طول کار مشکلات زیادی داشتیم ولی اصل را از بین نبرده‌ایم*

*تقریباً جواب سوال بعدی من را هم دادید! چون می‌خواستم این را بپرسم که بابک جهانبخش چگونه توانسته هنوز خودش را در عرصه رقابت حفظ کند و کنسرت‌ داشته باشد و آلبوم منتشر کند؟

یکی از مهمترین عوامل، مدیریت آقای «محمدرضا خانزاده» بوده است. من و محمدرضا خانزاده در طول کار مشکلات زیاد داشتیم و اختلاف نظرهایی هم بوده که شاید شما هم در جریان باشید ولی اصل را از بین نبرده‌ایم. با وجود اختلاف نظرهایی که بعضاً داشتیم، احترام را از بین نبردیم و تلاش کردیم مسائل را حل کنیم و با هم پیشرفت داشته باشیم. نه من این چند سال همکاری و دوستی را به جایی فروختم و نه ایشان نسبت به کارش بی‌غیرت بوده و همیشه با غیرت به این همکاری نگاه کرده است. درخت در یک جا ریشه می‌دواند و اگر مدام جا به جا کنید، خشک می‌شود. خیلی‌ها شاید تحت تأثیر قرار بگیرند و بخواهند فضای خودشان را بهتر کنند، پس از یک مشکل کوچک تغییرات ایجاد می‌کنند و تغییرات به آنها لطمه می‌زند. درباره دوستان خودم باید بگویم که تغییرات زیاد تهیه‌کننده و مدیر برنامه باعث نابودی خواننده می‌شود. دوستی می‌شناسم که بیست مدیر برنامه عوض کرده و این فاجعه است.

*ثبات کاری جالبی در طول این سال‌ها داشتی. نزدیک هفت سال است که با محمدرضا خانزاده مشغول کار هستی و حدود ۶ سال است که با این ارکستر فعالیت داری. کمی هم درباره مدیریت خودت بر کارها بگو.

درباره ارکستر من مدیریت خاصی انجام ندادم. سهم بیشتر مدیریت ارکستر بر عهده رضا خانزاده بوده است. تنها نکته درباره مدیریت ارکستر توسط من این بوده که هیچ وقت نگاه از بالا نداشتم. در گروه هم «رضا تاجبخش» آدم مثبتی است و اهل رئیس‌بازی نیست. به همین دلیل همکاری بین ما تداوم پیدا کرد. در یک جای دیگر هم من با خودم کنار آمدم این بود که برای کیفیت بهتر ارکستر، بیشتر هزینه کردم. در حالی که هر خواننده‌ای اگر جای من بود بابت چنین ارکستر قوی این هزینه را نمی‌کرد. من در طول سالیان می‌توانستم بیشتر پول داشته باشم ولی به خاطر کیفیت از آن گذشتم و ناراحت نیستم چون برای کارم ارزش قائل هستم. به اعتقاد من هر چقدر که معروف‌تر می‌شوید، هزینه‌های شما بیشتر خواهد شد. در حالی که خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر معروف شوند باید از جایگاه خود سواستفاده کنند و بگویند که آهنگ یا ترانه مجانی می‌خواهند.

*روز اول که خبر فعالیت شما با این ارکستر منتشر شد بعضی‌ها می‌گفتند که بابک نمی‌تواند با چنین گروهی کار کند چون برخی از آنها پیشکسوت هستند و سن بیشتری نسبت به سایر اعضا دارند.

رضا خانزاده برای حفظ گروه خیلی تلاش کرد. در مواردی من دلسرد می‌شدم ولی من به گروه و رضا خانزاده اعتماد کردم. شاید اگر به من بود با این ارکستر فقط دو سال کار می‌کردم. وقتی هر کسی در یک گروه ستاره است، راضی‌کردن همه کار سختی است. در روزهای اول تنش‌های بیشتری داشتیم اما در ادامه فاز همه تغییر کرد و شرایط بسیار مساعد شد.

*هر چیزی که زیاد شود در نگاه مردم ایران چیپ می‌شود*

*در بحث تداوم فعالیت‌های شما این دیدگاه وجود دارد که می‌گویند مخاطب ترانه‌ها، موسیقی و نوع خواندن بابک جهانبخش در حال کاهش است. در عین حال مخاطب کارهایی که لحن اعتراضی دارند و صداهایی که به قول معروف کلفت‌تر هستند در حال افزایش است. خودت چه نظری داری؟

همه می‌توانند انتقاد کنند و حرف زدن راحت است. ایستادن روی استیج و چشم در چشم مردم خواندن، دنیای دیگری دارد. الان در نقطه‌ای هستم که همه حق دارند درباره من نظر بدهند ولی هیچکس جای من نیست. اگر توانستند در نقطه ای که من ایستاده ام بایستند و دوام بیاورند، آن زمان می‌توان تحسینشان کرد. من مسیر خودم را طی می‌کنم و مخاطبم به اجراهایم می‌آید و کارهایم را می‌شنود و نقدها هم برایم محترم است. دلیل اینکه سبکم را تغییر نمی‌دهم این است که صدایم احساسی است. آقای علیرضا عصار با آن صدای حماسی خودشان یک مسیر را می‌روند یا آقای سالار عقیلی با آن صدای ملی در یک مسیر موفق هستند و من هم در این مسیر موفق هستم. من اگر بخواهم «همه جان و تنم وطنم وطنم» را بخوانم روی مخاطب تأثیر نمی‌گذارد. اما اگر از عاشقانه‌های مثبت بخوانم تأثیرگذار می‌شود! مثلاً بعضی ها هم می‌گویند که چرا تو کار اجتماعی نمی‌خوانی؟ صدای من برای خواندن کار اجتماعی مناسب نیست.

*در این فضایی که ایجاد شده و بر مخاطب غالب شده احساس خطر نمی‌کنید؟

نه. چون اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است. من اصلاً اهل موج‌سواری نیستم و مثلاً اگر جام جهانی باشد آهنگ نمی‌خوانم یا برای تولد کسی کار تولید نمی‌کنم. نمی‌توانم روی این موج ها سوار شوم چون مولف هستم و موسیقی من این است. موسیقی پاپ یک گستره‌ای دارد که اگر بخواهید خارج از آن گستره کار تولید کنید و متفاوت باشد مردم گوش نمی‌کنند. موسیقی پاپ متفاوت بدون مخاطب را چه کسی گوش می‌کند؟ فکر می‌کنم فقط هنر هنرمند او را بین مردم نگه نمی‌دارد. بلکه باید کاراکتر داشته باشد و محبوب باشد و به مخاطبان خود حس خوب بدهد. من روزی سه پست در فضای مجازی منتشر می‌کنم و بعضی ها می‌گویند چرا کلاس خودت را حفظ نمی‌کنی و ماهی یک پست منتشر کن! اما من همین هستم و می‌خواهم حال مخاطبم را خوب کنم. شاید یک روز صبح حال خودم خوب نباشد اما برای مخاطب آرزوی روز خوب می‌کنم چون وظیفه ام این است که حال مخاطبم را خوب کنم. این نکته را هم باید بگویم که از لحاظ فنی و موسیقی مسیرم را اشتباه نرفته ام. این همه قطعه منتشر کرده ام که همگی حرفه ای تولید شده‌اند که ممکن است برخی از آنها مورد پسند عموم نباشد یا شاید مخاطب، زمانی از من اشباع شود که طبیعی است.

*کارهای شخص یا گروه خاصی که آن لحن اعتراضی که گفتم دارند را پیگیری می‌کنید؟

کارها را به صورت اتفاقی می‌شنوم. من کسی را نمی‌توانم زیر سوال ببرم چون هر کسی جای خودش است و خودش برای سبکش تصمیم می‌گیرد. اگر نظر من به عنوان یک مخاطب را بخواهید، طرفدار این لحن اعتراضی جدید بازار موسیقی نیستم. نمی‌توانم بگویم که اشتباه می‌کنند یا درست است چون تفکر من برای خودم است و آن دوستان هم تفکر خودشان را دارند.

*فکر می‌کنید این استایل ماندگاری دارد؟

تجربه من می‌گوید ماندگاری ندارد. هر چیزی که زیاد شود در نگاه مردم ایران چیپ می‌شود. همه گیر شدن یک مدل موسیقی هم حدی دارد و اگر از حدی فراتر برود، از چشم مخاطب می‌آفتد. هنرمندان بسیار خوبی داریم که از نقطه صفر به صد و از صد به صفر می‌رسند

*رمز ماندگاری در بازار موسیقی راضی کردن مخاطب عام و خاص است*

*در نقطه مقابل این دوستان هم خوانندگانی هستند که کارهای عاشقانه ریتمیک می‌خوانند و از جمله آنها می‌توانم به حامد همایون یا بهنام بانی اشاره کنم. با توجه به اینکه همیشه می‌گویند مردم ایران کارهای شاد را دوست دارند، فکر نمی‌کنی کار این دوستان هم ماندگار باشد؟

نمی‌توانم نظر بدهم و آرزو دارم همه خواننده‌ها ماندگار باشند چون هیچکس جای دیگری نیست. اما به نظر من رمز ماندگاری در بازار موسیقی راضی کردن مخاطب عام و خاص است. یعنی شما باید مخاطب عام را به همراه مخاطب خاص داشته باشید.

*کار بسیار سختی است.

می‌توانید دو قطعه نزدیک به بازار و دو قطعه برای مخاطب خاص منتشر کنید. اصلاً دو قطعه منتشر کنید که فقط بیست نفر شنونده داشته باشد اما مطمئن باشید که همان بیست نفر سالیان سال همراه تو خواهند بود. دو هزار نفری که به کنسرت من می‌آیند با احترام باید بگویم که به کنسرت دیگران هم می‌روند. این هم خوب است چون از دید مارکتینگ موثر هستند اما از دید ماندگاری باید مخاطب خاص یا اصطلاحاً دوآتیشه‌ها را همراه خودت داشته باشی و راضی کنی.

*از آن دست خواننده‌هایی هستی که افزایش و گسترش مخاطبانش مهم نیست و دوست داری یک طیف مشخص اما همیشگی داشته باشی. درست است؟

ما بخواهیم یا نخواهیم مخاطب اضافه می‌شود. من خیلی از مخاطبانم را در کنسرت به دست آورده‌ام. یعنی خیلی ها به صورت گذری همراه یک دوست به کنسرت من آمده‌اند و سپس پیام داده‌اند که کارهای شما را نشنیده بودم ولی از امشب طرفدارتان هستم. این خوب است و شما می‌توانید چنین افرادی را همراهتان داشته باشید. من اصولاً نگاه به لایک و فالوئر ندارم.

*به نظرم نگاه تجاری هم نداری!

اگر بگویم نگاه تجاری نسبت به موسیقی ندارم دروغ است چون کار و زندگی ام است. من به کار خوب فکر می‌کنم و کار خوب طبیعتاً در کنارش بُعد تجاری را هم دارد. اما به پول فکر نمی‌کنم. اگر جایی بروم بخوانم بلافاصله به آقای خانزاده زنگ نمی زنم که فلان اجرا را چند بستی؟! چون برایم کیفیت کار اهمیت دارد.

*سال گذشته «محسن یگانه» قطعه «بهت قول میدم» را منتشر کرد و پرش بزرگی در جذب مخاطب و فروش کنسرت‌هایش داشت. به فکر انجام چنین کاری نیستی که تا از ۲ یا ۴ سانس به برگزاری ۱۰ یا ۲۰ سانس کنسرت در ماه برسی و وارد جمع رکورددارها شوی؟

قطعه «بهت قول میدم» محسن یگانه به نظر من یک کار فوق‌العاده بود. اما درباره کنسرت‌ها برای اینکه فروش شما از ۴ به ۱۰ سانس برسد راه های زیادی وجود دارد که باز نمی‌کنم. نمی‌خواهم خودم را در شش ماه یا یک سال تمام کنم و می‌خواهم آرام آرام اما همیشه بروم. به تفکرهای دیگر هم احترام می‌گذارم چون تصمیم گیرنده نیستیم. محسن یگانه دوست خیلی خوب من است و شک ندارم خود محسن یگانه هم هرگز فکر نمی کرد این کار تا این اندازه مورد استقبال قرار بگیرد. ورژن دوم کار بهت قول میدم هم باعث شد تا تأثیرگذاری بیشتری روی مخاطبان داشته باشد. علت موفقیت قطعه بهت قول میدم، ریشه محسن یگانه بود. محسن در میان مخاطبان ریشه داشت و با یک هول کوچک دوباره به جایگاه خودش بازگشت.

*تازگی هم که ظاهراً همدیگر را دیده بودید!

من و محسن خیلی همدیگر را می‌بینیم! (خنده) اما حقیقتاً او فوق العاده است. جالب است بگویم که از این یکی دو قطعه اخیر که منتشر کردم بازخورد خیلی خوبی گرفتم. این کارها با فصل همخوانی داشت و گویا مخاطب هم دوست دارد صدای من را در ریتم‌ها و فرم‌های جنوبی بشنود.

*کلاً کارهای شادت موفق می‌شود اما کار شاد نمی‌خوانی.

بله اما سلیقه خودم متفاوت است.

*سلیقه متفاوت است یا کاراکتر شاد نداری؟

کاراکتر من نه شاد و نه غمگین است. چون خیلی احساسی هستم با زمان پیش می‌روم. اگر همه چیز خوب باشد من هم خوب و شاد خواهم بود.

*تا کنون نتیجه خوبی از دادن جایگاه ثابت به آدم‌ها نگرفته‌ام*

*این روزها یکی از اتفاقات مهم و خبرساز بازار موسیقی، فعالیت تنظیم کنندگان نسل جدید موسیقی نظیر حامد برادران یا مسعود جهانی و… است. این هنرمندان به عبارتی مدیریت تولید آثار خواننده‌ها را بر عهده می‌گیرند و در اغلب پروژه‌هایشان هم موفق بوده‌اند. به فکر این قبیل همکاری‌ها با چهره‌های جوان تر هستی؟

با حفظ احترام نسبت به تمامی‌دوستان و براساس تفکر و تجربه خودم باید بگویم که تا کنون نتیجه خوبی از دادن جایگاه ثابت به آدم‌ها نگرفته‌ام. به همین دلیل فکر می‌کنم هنر به نوعی است که باید در آن از سلایق و افراد مختلف استفاده کرد. شاید جایگاه ثابت در یک مقطع خوب باشد اما از یک مقطع تبدیل به تکرار می‌شود. فکر می‌کنم راهی که خیلی از دوستان پیش می‌روند دوام چندانی نداشته باشد.

*در کارها و آلبوم‌هایی که تولید می‌کنی تماماً تفکر خودت دخیل است؟ چون به بحث نتیجه نگرفتن از جایگاه ثابت آدم‌ها اشاره داشتی این سوال برایم پیش آمد.

این حرف نباید بد برداشت شود چون من نتیجه خوبی نگرفتم. اگر من همه چیز را دست یک نفر سپردم، پس از مدتی شرایط آن آدم را تغییر داد. من خیلی رُک صحبت می‌کنم و به همین دلیل می‌گویم که نمی‌توان جایگاه ثابت داد چون نتیجه معکوس حاصل می‌شود. در چنین شرایطی متأسفانه دوستی شدید، تبدیل به دشمنی بزرگ می‌شود به همین دلیل تعادل در دوستی و همکاری بهترین اتفاق است. کلاً کارهای تیمی هم در ایران دوام چندانی نداشته است. البته همکاری همایون شجریان و سهراب پورناظری به نظرم یک تیم‌ورک موفق است اما شاید دلیل موفقیتشان این باشد که پاپ نیستند و در فضای پاپ چنین همکاری هایی سخت است. در فضای موسیقی سنتی تعداد هنرمندها کمتر است و شاید به همین دلیل راحت تر با هم کنار می‌آیند. شاید هم مَنِش آنها متفاوت باشد.

*با توجه به ثباتی که در همکاری با تهیه‌کننده و ارکستر داشتی فکر می‌کردم در این زمینه هم بتوانی به آن شکل عمل کنی.

باز هم می‌گویم که برای یک مقطع خوب است اما برای طولانی مدت جواب نمی‌دهد. اگر بازار موسیقی ما برای یک آدمی‌که کنار تو قرار می‌گرفت آنقدر درآمدزا بود که قطعاً کنارت می‌آیستاد. ولی او پس از مدتی خودش نمی‌آیستد چون بارها از تنظیم‌کننده‌ها شنیده‌‌ام که می‌گویند من یک تنظیم می زنم نهایتاً با قیمت ۱۰ میلیون تومان ولی چرا خواننده چندین برابر از همان کار پول در بیاورد؟ در کشورهای دیگر هزینه‌های تولید کار بالا است و همه عوامل از لحاظ مالی تأمین می‌شوند و چنین مسائلی وجود ندارد.

*شکل دیگر کار هم این است که تنظیم‌کننده و آهنگساز و ترانه‌سرا تا پایان عمر از اجرای آن قطعه بهره مالی دارند. در ایران هم کم کم آهنگسازان و تنظیم‌کننده ها در حال حرکت به این سمت هستند.

این مدل کاری در ایران هم جواب نمی‌دهد. اگر ما آدم‌های ماشینی بودیم می‌توانستیم با قوانین و قراردادها جلو برویم ولی احساسی هستیم و به همین دلیل هم مشکلات زیادی داریم.

*درباره کارهای این تنظیم‌کننده هایی که نام بردم و چهره های دیگر نسل جدید چه نظری داری؟

در میان کارهای نسل جدید تنظیم‌کننده های موسیقی هم کار خوب و هم کار تکراری شنیده ام.

*چون برخی منتقدان این تنظیم‌کننده‌ها می‌گویند که این دوستان یک موج هستند.

اگر بخواهید فقط به بازار نگاه کنید زود تمام می‌شوید و در این بین باید کارهایی داشته باشید که مخاطب خاص را مدنظر قرار دهد و تاریخ مصرف نداشته باشد. آهنگی که صرفاً برای موفقیت یکی دو ماهه باشد اعتبار هیچ هنرمندی نیست.

*البته خواننده‌ای که مثل تو به این جایگاه رسیده می‌تواند چنین دیدگاهی داشته باشد.

درست است ولی خواننده‌های جوان هم باید این موضوع را در نظر داشته باشند. همچنین باید به این نکته اشاره کنم که ترانه هم یکی از اِلِمان‌های مهم ماندگاری است. ترانه سطحی مثل عطر خوش بویی است که زود از بین می‌رود ولی ترانه ای که مثل عطر خوب ماندگار باشد، خاطره سازی می‌کند.

*عملکرد تیمی‌در میان برخی ترانه‌سراها هم گسترش پیدا کرده*

*در همین بحث ترانه یک نکته جالب برای من این است که با برخی برندهای عرصه کلام و ترانه تا کنون همکاری نکرده ای ولی گاهی اوقات نام برخی ترانه‌سراها را برای اولین بار پای کارهای تو می‌بینیم.

این قضیه به صورت اتفاقی پیش آمده است. یک بار خواستم با یکی از همین دوستان برند کار کنم اما وقتی ترانه‌سرای مطرح ما کار خوبش را به من نمی‌دهد چطور می‌توانم همکاری کنم؟ نمی‌گویم کاری که ایشان در اختیار من گذاشت بد بود ولی آن چه که باید باشد نبود و این یعنی من نمی‌خواهم با تو کار کنم. از آن ترانه‌سرا که اتفاقاً دوستش هم دارم ترانه ای گرفتم که به شما هم اگر نشان می‌دادم می‌گفتید چرا همچین کاری کرده است؟!

*دلیل خاصی داشته است؟

متأسفانه عملکرد تیمی‌در میان برخی ترانه‌سراها هم گسترش پیدا کرده و اصطلاحاً هرکدام تیم خودشان را در میان خواننده‌ها و آهنگسازان دارند. در حالی که من به آن عزیز اعتماد کردم و دوست داشتم ترانه خوبش را به من بدهد ولی اینطور نشد.

*یک اتهامی‌که نسبت به خواننده‌ها بیان می‌شود این است که سراغ چهره های مطرح عرصه ترانه نمی‌روند تا پول کمتری بدهند.

درباره من اینطور نیست و حتی به خاطر دارم در اولین همکاری با محسن شیرالی هم تمامی تعهدات مالی را انجام دادیم! اما محسن شیرالی در ادامه یکی از بهترین دوستان من شد ولی کار درستی نیست که همه ترانه هایم را از او می‌گیرم. یک بار فراخوانی برای ترانه صادر کردم اما متأسفانه هزار ترانه بد برایم آمد. باورم نمی‌شد که هزار ترانه برای من آمد ولی یک مورد هم کار خوب در آن نبود. دلیلش هم این است که ترانه‌سرایان ما سراغ مطالعه نمی‌روند. از سوی دیگر هم مقوله ترانه کاملاً ذاتی است. با حفظ احترام برای همه هنرمندان ایران باید بگویم که استعدادهای مسابقه آمریکن آیدل را واقعاً در ایران نداریم. در آن مسابقه خواننده نوجوانی داریم که وقتی می‌خواند من خجالت می‌کشم! علت این است که آنها به صورت ریشه ای به موسیقی بها داده‌اند. به کارهای خوب، جایگاه و جایزه می‌دهند. ولی در ایران به کارهای خوب جایزه می‌دهند؟

*موسیقی بسیار مظلوم است اما موسیقی پاپ از همه هنرها مظلوم‌تر است*

*البته تو در اولین جشن سالانه «موسیقی ما» بابت قطعه «من و بارون» برنده تندیس طلایی بهترین قطعه پاپ شدی.

سایت «موسیقی ما» به عنوان یک رسانه معتبر بانی اهدای تندیس به من و سایرین شد اما چرا برای ما جشنواره برگزار نمی‌شود؟ مگر موسیقی با سینما چه تفاوتی دارد؟ ما که نجیب تر هم بودیم و با حفظ احترام باید بگویم برخی اتفاقات آن طرف در سمت ما رخ نمی‌دهد. ما همیشه حواسمان هست که کسی چیزی نگوید ولی می‌بینیم که همه کار در سینما انجام می‌شود. سینماگران هم هیچ کمکی به موسیقی نمی‌کنند چون یک سینماگر بسیار بزرگ چشم در چشم من گفت که تو را نمی‌شناسم! من هم گفتم دم شما گرم و حالا ما باید فیلم‌های شما را ببینیم؟ ایشان هم گفت که ما با فضای موسیقی آشنایی نداریم. متأسفانه این نکته را هم مدنظر قرار نمی‌دهند که خوانندگان باید تیتراژهایشان را بخوانند و آهنگسازان برای کارهایشان باید موسیقی متن بسازند. همیشه هم سینماگران می‌گویند از ما حمایت نمی‌شود ولی بهترین حمایت‌ها برای سینما است.

*کلاً در ایران داستان موسیقی متفاوت است.

جایزه گرفتن به هنرمند انگیزه می‌دهد. می‌خواهم به سوال اول تو برگردم و اینکه خیلی از هنرمندان ما بی انگیزه می‌شوند و از رقابت کنار می‌روند. تهیه‌کننده و موزیسین اگر تقدیر شوند برایشان انگیزه می‌شود و در بازار رقابت قرار می‌گیرند. موسیقی بسیار مظلوم است اما موسیقی پاپ از همه هنرها مظلوم‌تر است. چون در کشور ما ارزش بسیار زیادی برای موسیقی سنتی قائل می‌شوند ولی ما حتی نمی‌توانیم به‌اندازه آن دوستان هم صحبت کنیم.

*البته خواننده‌های دهه هفتاد می‌گویند که ما جاده صاف کن بودیم و همه مشکلات برای ما بود و خواننده‌های دهه هشتاد به بعد هیچ مشکلی ندارند و کارشان راحت است.

آن خواننده‌ها هم زحمت کشیدند و بیراه نگفتند و من حداقل قدردان آنها هستم ولی ماجرا این است که خواننده‌های دهه هفتاد ما پولشان را در آوردند و سراغ کارهای دیگر رفتند. یکی برج ساز و دیگر بیزنس‌من شد و به نظر شما کار را رها نکردند؟ در حالی که حضورشان به عنوان پیشکسوت می‌توانست برای ما مفید باشد و متأسفانه بعضی از آن دوستان مقابل خواننده‌های دهه هشتاد هم قرار گرفتند. در صورتی که به عنوان بزرگترهای این کار باید کارهای ریشه ای انجام می‌دادند.

*خودت غیر از موسیقی کار تجاری دیگری نداری؟

گاهی اوقات کارهایی انجام می‌دهم ولی موسیقی کار و شغل اصلی من است. از مشاغل دیگر می‌توانم پول بیشتر در بیاورم ولی موسیقی را از دست می‌دهم. ترجیح می‌دهم زمانی سراغ شغل دیگری بروم که در موسیقی حرف دیگری برای گفتن نداشته باشم.

*یک سوال مهم این است که برای ما از همکاری دوباره با رضا صادقی در قطعه تو که حساسی بگو. چه شد که به سراغ تکرار تجربه من و بارون رفتید و اینکه آیا به‌اندازه آن کار برایتان فیدبک داشت؟ چون برخی مخاطبانت این انتقاد را داشتند که ای کاش همکاری تو با رضا فقط در همان من و بارون خلاصه می‌شد و به سراغ تکرارش نمی‌رفتید.

من اینطور فکر نمی‌کنم. اتفاق قطعه «من و بارون» یک حرکت دلی بود. در آن زمان ما این کار را خیلی اتفاقی خواندیم و دلیلش هم رفاقت من و رضا صادقی بود. آن کار با دو ورژن منتشر شد چون قرار بود در آلبوم رضا صادقی هم من یک کار باشد که هم رضا به تنهایی بخواند و هم ما به صورت دوصدایی بخوانیم. این اتفاق بنا به دلایلی در آن زمان رخ نداد. در این سال‌ها پیشنهادات زیادی برای همخوانی با خواننده‌های مختلف داشتم. پس از اینکه قطعه «دیوونه جان» را با معین راهبر کار کردم، آهنگ بعدی که پیش او بردم به نوعی باعث این همکاری شد و معین راهبر بانی همخوانی دوباره من و رضا صادقی بود. من و رضا دوست داشتیم که پس از اتفاق خوب من و بارون بتوانیم یک همکاری دیگر هم داشته باشیم. احساس من بر این است که کار موفقی بود. اینکه پس از من و بارونی که آنقدر بزرگ شده بود و از جشن سالانه «موسیقی ما» جایزه برده بود، دوباره بخواهید کاری را منتشر کنید که بخواهد واقعاً شنیده شود کار ساده‌ای نیست.

شش سال از تولید من و بارون می‌گذرد و در حقیقت شش سال زمان داشته که بزرگ شود. اگر کمی‌به قطعه تو که حساسی وقت داده شود، به نوبه خودش می‌تواند کار خودش را انجام دهد. اما به نظرم این کار خیلی محبوب بود و من و رضا از این همکاری راضی بودیم.

*همایون شجریان واقعاً فوق العاده است*

*بین صحبت‌ها از همایون شجریان گفتی و یک سوال به ذهنم رسید.

قبل از اینکه هر چیزی بپرسی باید بگویم همایون شجریان واقعاً فوق العاده است.

*خب سوال من این بود که موسیقی سنتی گوش می‌کنی؟

من اگر صدای سنتی داشتم حتماً سراغ موسیقی سنتی می‌رفتم. کارهای همایون شجریان، سینا سرلک و سالار عقیلی را دنبال می‌کنم و ارادت ویژه‌ای هم نسبت به استاد محمدرضا شجریان دارم. موسیقی سنتی ما کلاً یک سر و گردن از هر لحاظ بالاتر است. نشان شوالیه نشان کمی نیست ولی به استاد بزرگ موسیقی سنتی یعنی آقای «شهرام ناظری» اهدا شده است. مسأله این است که ما استاد بزرگ موسیقی پاپ نداریم. در موسیقی سنتی استاد شجریان یا استاد علیزاده و استاد ناظری را داریم که داخل کشور هستند و همه از آنها چیزهای زیادی یاد می‌گیرند.

*قصد نداری در کارهای جدیدت به سمت تلفیق بروی؟

به فکرهای کارهای تلفیقی هستم. اتفاقاً یک نکته جالب بگویم و آن هم اینکه می‌خواهم یک استاد آواز سنتی برای خودم بگیرم. می‌خواهم یک هنرمند امین پیدا کنم تا گوشه ها و ردیف های سنتی را به من یاد بدهد. به نظر تو بد است؟! (خنده)

*بد نیست اما تا کنون از هیچ خواننده پاپی چنین چیزی را نشنیده بودم!

استاد آواز سنتی توان خواندن من را بالاتر می‌برد و در اجرایی کردن آن ایده‌های تلفیقی که دارم برایم موثر خواهد بود.

*آن تلفیق که می‌گویی دقیقاً چه مدلی است؟

استاد آواز سنتی چیزهایی به من یاد خواهد داد که می‌توانم با نگاه بازتری سراغ تلفیق بروم. اما من اصول موسیقی سنتی را نمی‌دانم و به همین دلیل باید تعلیم ببینم. البته گوشه های ایرانی را در صدایم دارم ولی باید پرورش داده شوند. برای خودم هم یک حس جدید است. فکر می‌کنم عامه مردم تلفیق پاپ و سنتی را دوست دارند.

*اگر موسیقی تلفیقی رقیب پاپ شده به دلیل نگاه مثبت اهالی پاپ است*

*کارهای خواننده‌ها یا گروه های موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کنی؟

چند قطعه گروه چارتار را دوست دارم. قطعاتی از هوروش بند شنیدم که تم سنتی تر داشتند و جالب بود. چند قطعه آقای سینا سرلک را دوست دارم و به نظرم علیرضا افکاری هم آهنگساز بسیار خوبی است و همکاری های این دو هنرمند جالب بود.

*این روزها موسیقی تلفیقی از لحاظ جذب مخاطب به رقیب جدی موسیقی پاپ تبدیل شده و خیلی‌ها می‌گویند دلیل گرایش اهالی پاپ به سمت تلفیق هم همین احساس خطر است.

اگر موسیقی تلفیقی رقیب پاپ شده به دلیل نگاه مثبت اهالی پاپ است. چون آن دوستان از موسیقی پاپ برای خودشان برداشته‌اند و موسیقی آنها جذاب شده است. به همین دلیل اهالی پاپ بیشتر مهمان‌نوازی کرده‌اند. گوش مردم از موسیقی پاپ پر است و کارهای تلفیقی برایشان طعم و ذائقه جدید است. اما خاویار همیشه خاویار است ولی فلافل و بندری همیشه فلافل و بندری است! (خنده) من دوست دارم ماکارونی را با سماق بخورم اما مهم این است که ذات غذا همان ماکارونی است. در نهایت به نظرم همه چیز دوباره به اصل خودش باز می‌گردد.

*حتی در موسیقی سنتی هم خیلی ها به سمت پاپ آمده‌اند.

بعید نیست چند وقت دیگر کار راک بشنویم که وسط آن چهچهه سنتی و پایانش تنظیم‌هاوس باشد! (خنده) همه کار انجام می‌دهیم تا مخاطب راضی باشد. اما از این طرف هم خوب نیست و یک مقدار خودمان باید ترمز کنیم. چندی پیش جمله ای خواندم که بی ربط نبود. آن هم این بود که اگر از یک نفر معذرت خواهی کنید بقیه در صف می‌ایستند. مدتی قبل فراموش کردم در صفحه شخصی خودم از یک شهر تشکر کنم. برخی نوشتند چون شهر ما کوچک بود شما تشکر نکردید و من از آنها تشکر کردم. چند شهر دیگر هم آمدند و گفتند که چرا از ما تشکر نکردید؟! همه را نمی‌توانید راضی کنید و به همین دلیل اگر من بخواهم کار تلفیقی انجام بدهم صرفاً در حد یک ناخنک زدن است. گاهی اوقات بعضی ها درویش می‌شوند و کلاً همه چیزشان تغییر می‌کند اما من نمی‌خواهم کلاً مدلم را تغییر بدهم!

*اگر بخواهیم از بحث تلفیق و احوالات موسیقی خارج بشویم یک سوال من دارم آن هم اینکه به نظر می‌رسد رابطه‌ات با تلویزیون چندان خوب نیست!

رابطه من با تلویزیون خوب است. اگر آنها به ما لطمه نزنند قدردانشان هستیم! مخاطب حرف من مدیریت یا سازمان صدا و سیما نیست و درباره برخی تولیدکنندگان برنامه ها صحبت می‌کنم. داستانی که وجود دارد این است که می‌گویند شما به برنامه ما بیایید. با عشق و تلاش سایر برنامه های خودمان را لغو می‌کنیم و به آن برنامه تلویزیونی می‌رویم و می‌گویند که مثلاً یک ویدئو می‌خواهیم از شما بسازیم. ویدئو را می سازند و می‌بینید که دقیقاً شما را از طلا به حلبی تبدیل کرده‌اند! بعد می‌گویید که پخش نکنید و من به عنوان مهمان به برنامه شما می‌آیم اما دوست عزیزمان گوشی تلفنش را خاموش می‌کند و آن ویدئو را پخش می‌کند! سپس سیر انتقادات به سمت شما می‌آید و باید خرابکاری آنها را با چند کار جبران کنید چون سطحتان را تغییر می‌دهند. حتی حق و حقوق مادی و معنوی آن اثر هم داده نشد. امسال عید هم یک آهنگ دیگر برای تلویزیون داشتم که حق و حقوق مادی و معنوی اش داده نشد. آن کار در بخش کارشناسی برنامه «ساعت ۲۵» به عنوان بهترین تیتراژ نوروز امسال انتخاب شد. هیچ جوابی هم نداشتند و من و آقای خانزاده آنقدر سطح پایین نیستیم که بخواهیم به خاطر مسائل مادی دعوا کنیم. من فقط سوالم این است که آن تهیه‌کننده خودش خجالت نمی‌کشد که پس از هفت ماه حتی عذرخواهی هم به خاطر مسائل مالی نکردند. ما همه دستمزدهای عوامل آن کار را خودمان پرداخت کردیم ولی مسأله بی احترامی ‌است و ای کاش می‌گفتند که ما به مشکل خوردیم و پول نداریم! اما با این حرکت‌ها نهایت بی احترامی ‌را می‌کنند. من دو سه تجربه بد در تلویزیون داشتم و به همین دلیل زیاد درگیر تلویزیون نیستم.

*بابت همین است که طی این سال‌ها فقط دو یا سه تیتراژ در تلویزیون داشتی؟

اگر بخواهید تیتراژ بخوانید باید ارزان فروشی کنید. چرا باید سازندگان برنامه‌های تلویزیونی بابت اجرای تیتراژ از خواننده پول هم بگیرند؟ چرا خواننده‌های ما بابت خواندن تیتراژها پول می‌دهند؟ دوستان دیگر پول داده‌اند و همه را بد عادت کرده‌اند و آقای تهیه‌کننده می‌گوید که فلانی برای اجرای تیتراژ پول هم می‌دهد حالا تو بابک جهانبخش هستی که باش! (خنده) نکته بد دیگر هم این است که بعضی ها بابت تیتراژهای تلویزیونی دلالی می‌کنند. صدا و سیما متأسفانه چنین اجازه ای را داده و اگر جلوی این روند را نگیرد خودش ضربه می‌خورد. چون هنرمندانی که سطحی در میان مخاطبان دارند با این رسانه همکاری نمی‌کنند و مخاطب را از دست می‌دهند. قبلاً همه چیز خوب بود ولی برخی عزیزان روندها خراب کردند. این ارزان‌فروشی که عنوان کردم صرفاً شامل تیتراژ نیست چون برخی دوستان عزیز در کنسرت‌های خارجی ارزان فروشی می‌کنند. راه خراب می‌شود و تهیه‌کننده های خارج از کشور فکر می‌کنند که باید پول هم بگیرند. یک بخش از هر چیزی، تجارت و بخش دیگر هم جایگاه است. شما باید جایگاه آدم‌ها را بشناسید و متوجه شوید که آدم‌ها تفاوت دارند.

*فکر می‌کنم یک بخش از این صحبت‌هایت دوباره به همان داستان های «ماه عسل» و «احسان علیخانی» باز می‌گردد.

می‌تواند به آن داستان هم برگردد. در حرفه‌ای بودن احسان علیخانی شکی نیست. ما به مشکل حاد و خاصی نخوردیم و به نظر من در مجریان تلویزیون از همه حرفه ای تر کار می‌کند. اما باید بپذیریم که دیگر برای احسان علیخانی، بابک جهانبخش مهم نیست. یک روز شاید مهم بود ولی الان جایگاهش به قدری تغییری کرده که شکل دیگری به قضیه نگاه می‌کند. اینکه ما با تغییر جایگاهمان، نگاهمان به اطراف تغییر کند نگاه چندان اصیلی نیست.

حقیقتش را بخواهید تلویزیون برای من مهم نیست چون مخاطب من مردم هستند. یک صفحه شخصی هم دارم و خوشحال هستم که از آنجا با مخاطبانم ارتباط دارم. فکر کنم کسی مثل من نبوده که نه تیتراژ خوانده و نه حاشیه خاصی داشته اما کارش را دارد انجام می‌دهد.

* به خدا ده فیلم به من پیشنهاد شده و گفته‌اند در همه این کارها نقش خواننده را داشته باش!*

*در حال حاضر به موازات صدا و سیما یک رسانه جدید به نام شبکه نمایش خانگی رونق پیدا کرده است و سریال‌های پرمخاطبی دارد. خواننده‌هایی که در این رسانه کار می‌خوانند هم تقریباً همگی موفق می‌شوند. از جمله محسن چاوشی، فرزاد فرزین و فریدون آسرایی که کارهایشان طی یکی دو سال اخیر مخاطبان زیادی داشته است. کارهای این فضا را دنبال می‌کنی و پیشنهادی برای این عرصه نداشتی؟

به نظر من خواننده‌های شبکه نمایش خانگی کارهای خوبی تولید می‌کنند و در این رسانه فیلم‌های خوبی هم دیدم. پارت اول سریال شهرزاد جذاب تر بود و این فیلم را دوست دارم. اصولاً فیلم‌هایی که داستانشان در قدیم است را دوست دارم و یکی از حسرت‌های من این است که چرا در قدیم به دنیا نیامدم و این زمان از دنیا نصیبم شد! چون با پیشرفت تکنولوژی احساس در دنیا کاهش پیدا می‌کند. همچنین پیشنهاد بازی در سریال عاشقانه به من داده شده بود. البته از طریق آقای منوچهر هادی نبود و خودم نرفتم و ریسک نکردم.

*چرا؟

حضور خواننده‌ها در این سریال‌ها صرفاً برای استفاده تبلیغاتی است و نقش خوبی به خواننده‌ها نمی‌دهند. به این ترتیب می‌روید می‌بینید که شأن و منزلت شما پایین می‌آید.

*اما برای فرزاد فرزین که هم در این فیلم بازی کرد و هم خواند اتفاقات بدی رخ نداد.

نگاه شما با نگاه من تفاوت دارد. آهنگ ها را تأیید می‌کنم ولی اگر من بودم بازی نمی‌کردم. آقای فرزاد فرزین بازی اش خوب است ولی من ترجیح می‌دهم خواننده بمانم.

*یعنی دوست داری یک نقش خاص یا نقش اول داشته باشی؟

اگر روزی بخواهم وارد عرصه بازیگری شوم، نقش خواننده را بازی نمی‌کنم. دوست دارم قبل از ورود به بازیگری، دوره ببینم و دلم می‌خواهد کارگردان یا سرمایه گذار آن فیلم بگوید اگر بازی تو بد بود آنقدر برداشت می‌کنیم تا بازی خوب از تو بگیریم. کلاً اینکه در یک فیلم خواننده گیتار به دست بگیرد و چند کار بخواند کلیشه شده است. فیلم سینمایی «پر پرواز» اوج این داستان بود و شادمهر عقیلی به موقع وارد بازیگری شد و این کار را انجام داد. به خدا ده فیلم به من پیشنهاد شده و گفته‌اند در همه این کارها نقش خواننده را داشته باش! (خنده)

*بعضی کارها را دیگر خودم خجالت می‌کشم روی صحنه بخوانم!*

*از کارهای جدید و آلبوم جدید چه خبر؟

هنوز با خودم درگیر هستم که اصلاً آلبوم منتشر کنم یا منتشر نکنم.

*در یک مصاحبه قول بعد از محرم و صفر را برای انتشار آلبوم داده بودی.

همه قول می‌دهند و عمل نمی‌کنند حالا ما هم مثل همه! (خنده) اما من دوست دارم آلبوم منتشر کنم ولی ناگهان ده کار با همدیگر می سوزد.

*عوامل کارهای جدید همان هنرمندان کارهای گذشته ات هستند؟

عوامل کارها تغییر نکرده‌اند ولی ادبیات کارهای جدیدم متفاوت است. در میان کارهای جدیدم دو شعر دارم و ترانه نیست.

*فکر کنم این چیزهایی که می‌گویی نشانه های نزدیکی به چهل سالگی باشد!

واقعاً بعضی کارها را دیگر خودم خجالت می‌کشم روی صحنه بخوانم!

*برای این حرف ها زود است چون ظاهر و استایلت که کاملاً جوان است.

من آدم عمیقی هستم و از نظر تفکرات، سطحی نیستم. پدر بودن روی من تأثیر گذاشت و خیلی از ترانه هایی که این روزها می‌شنوم دیگر حالم را عوض نمی‌کند. مثلاً در کارهای جدیدم یک بیت دارم که می‌گوید:«من یکان عدد هیچم و از هیچ پُرم/چون سکوت آمدم تا به کسی برنخورم.» این کار سروده محسن شیرالی است. باید اجازه بدهیم بعضی تغییرات خودش رخ بدهد.

*و اینکه به پدر شدن اشاره کردی و به عنوان سوال آخر می‌خواهم بدانم دوست داری آرتا خواننده شود؟

من نمی‌توانم برای آرتا تعیین تکلیف کنم. تنها چیزی که از صمیم قلب می‌خواهم این است که آرتا معروف نشود. دوست دارم اگر مشهور می‌شود مثلاً در پزشکی مشهور شود چون شهرت خوانندگی و هنر و سینما، خودت را از خودت می‌گیرد و مریضی های روحی به تو اضافه می‌کند. اگر آن آدم جنبه نداشته باشد پس از یکی دو سال می‌تواند بیمار شود. نوسان در شهرت وجود دارد و همیشه در تیررس و مقایسه و قضاوت هستی. گاهی می‌گویی اصلاً من بد هستم و نمی‌خواهم هر روز مقایسه شوم. شما روی همه چیز مقایسه می‌شوید و به همین دلیل می‌گویم، عادی زندگی کردن در نهایت بهتر است. پتانسیل آرتیست شدن را دارد و دیروز به من می‌گفت بابا به من پیانو یاد بده! من بخواهم نخواهم شاید وارد خوانندگی شد ولی آرزو می‌کنم هر سرنوشتی که دارد جنبه اش را داشته باشد.

منبع: موسیقی ما

نوشته اوضاع این روزهای بازار موسیقی یک موج است اولین بار در پدیدار شد.

هوادارن ‌مان را شوکه می‌کنیم!

هوادارن ‌مان را شوکه می‌کنیم!       علی رهبری و آرین بهاری به همراه محمد ناصری (مدیر اجرایی پازل) در …

نوشته هوادارن ‌مان را شوکه می‌کنیم! اولین بار در پدیدار شد.

هوادارن ‌مان را شوکه می‌کنیم!

 

 

 

علی رهبری و آرین بهاری به همراه محمد ناصری (مدیر اجرایی پازل) در روزهای گذشته و پس از برگزاری کنسرت های تابستانه گروه سوالهایی را که این روزها دغدغه ذهنی دوستداران این گروه موسیقی بود را پاسخ دادند.

در بخشی از این گفت‌وگو علی رهبری توضیح داد: «همکاری با حمید هیراد پیشنهاد خود من بود. حمید یک سال تمام با شرکت قرارداد بسته بود ولی کاری از او تولید نمی شد و فقط درحال آنالیز بود تا به تراک بی تاب رسید که من و آرین این تصمیم را با هم گرفتیم. اولا اینکه حمید در بچه های موسیقی جز کمیاب ها است و شاید اصلا کسی اینگونه نیست. از لحاظ رفتاری هم من مثل این آدم را ندیده‌ام و حتی در صفحه اینستاگرامم کارهای حمید را می‌گذارم و به شخصه خودم او را دوست دارم. این همه سال است که ما کار می‌کنیم و من مثل او را ندیدم و بسیار خوش قلب واقعی است و ادا نیست و همین روی ترانه‌هایی که می‌گوید و کلامش تاثیر گذاشته است و مردم ما آن را می‌گیرند و جذب می‌کنند. ما از ابتدا که پایه پازل بند را چیدیم و در مصاحبه‌های قبلی هم گفته‌ام که ممکن است ۶ ماه بعد با آرتیست جدیدی دوباره بیاییم. آرتیستی که نه فقط درحد فیت باشد و آرتیستی که شاید دو سال با پازل باند باشد. ما با حمید فیت دادیم و راجع به اینکه آیا خودمان فکر می‌کردیم این اتفاق بیفتد باید بگویم هم خود حمید و هم ما با توجه به تست‌هایی که کرده بودیم و در اتاق فکر همفکری می‌کردیم می‌دانستیم که برای این آهنگ اتفاقات خوبی پیش می‌آید. یکی از دلایل آن هم به خاطر کلامش بود. راجع به همکاری با حمید باید بگویم که مثل حمید من تاکنون ندیده ام.»

آرین بهاری نیز در بخشی از این گفتگو با اشاره به سبک و سیاق خاص کاری محسن چاوشی، گفت: «استراتژی محسن برای خود من خیلی جالب است که محسن یکی دو آلبوم داشت که با کلام عامیانه آمد و در جامعه واقعا گرفت و به یکباره کلام را عوض کرد و کلاسیک خوان شد. اولین بار با فیلم سنتوری کارش گرفت که من خیلی دوست داشتم و به حدی سیاست و استراتژی محسن چاوشی برای کار خوب است که به نظر من هرکاری بکند می گیرد و این همه سال در مارکت و بازار موسیقی هست و این امر بی دلیل نیست.»

محمد ناصری مدیر اجرایی پازل نیز در این گفتگو درباره آینده کاری شرکت «آوازی نو» اعلام کرد: «اگر یک آرتیست رشد می کند و به یک جایی می رسد که مورد استقبال جامعه قرار می گیرد به نظر من از آن بالا خدا نگاه می کند و به نظرم قسمت و تقدیر آن شخص است. خیلی خوب است که ما وجهه دیگر این قضیه را ببینیم. یعنی اگر کسی رشد کرده، نباید بگوییم که من این کار را کرده ام که فلانی رشد کرده و هرکسی بگوید که من این کار را کرده ام که فلان شخص را بالا کشیده ام. این درست است که عوامل مختلف باعث رشد یک آدم می‌شود ولی به نظر من باید نگاه کنیم که بالاخره یک آدم در تقدیرش است و خدا خواسته که عوامل مختلف باعث رشد یک نفر بشود. در وهله دوم باید بگویم ما بر اساس یک سری تجربیات و اتاق فکری که داریم از مردم و بازار کارشناسی می‌کنیم و کاری می‌کنیم که مورد استقبال قرار بگیرد.»

منبع: موسیقی ما

نوشته هوادارن ‌مان را شوکه می‌کنیم! اولین بار در پدیدار شد.

رستاک خواننده تیتراژ «صبح بخیر ایران»

رستاک خواننده تیتراژ «صبح بخیر ایران»       برنامه صبحگاهی «صبح بخیر ایران» از شنبه (۲۹ مهر ماه) از شبکه …

نوشته رستاک خواننده تیتراژ «صبح بخیر ایران» اولین بار در پدیدار شد.

رستاک خواننده تیتراژ «صبح بخیر ایران»

 

 

 

برنامه صبحگاهی «صبح بخیر ایران» از شنبه (۲۹ مهر ماه) از شبکه یک روی آنتن می‌رود.

به نقل از روابط عمومی شبکه یک، علی هنرور (تهیه‌کننده و کارگردان این برنامه) اظهار کرد: سری جدید «صبح بخیر ایران» از جنس صبح و طراوات صبحگاهی است که فضایی شاد و مفرح خواهد داشت.

او درباره آیتم‌های برنامه گفت: «صبح بخیر ایران» برنامه‌ای کاملا صبحگاهی همراه با شور و اشتیاق بامدادی خواهد بود؛ بنابراین همه آیتم‌های این برنامه کوتاه است و تلاش کردیم زیاد دنبال حاشیه‌ها نرویم و حاشیه‌سازی هم نکنیم.

هنرور تصریح کرد: موسیقی و هیجان صبحگاهی در دستور سری جدید «صبح بخیر ایران» است و از مصاحبه‌های طولانی و گفت‌وگو محور خسته‌کننده پرهیز خواهیم کرد.

تهیه‌کننده صبح بخیر ایران درخصوص بخش‌های سری جدید این برنامه عنوان کرد: پزشکی، ورزشی و ورزش صبحگاهی، ایرانشناسی و گردشگری، آشپزی، روانشناسی، و ادبی و فرهنگستان از جمله بخش های این برنامه هستند.

علی هنرور زمان پخش برنامه را از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۶:۳۰ صبح الی ۸ عنوان کرد و افزود: بخش ورزش صبحگاهی با سبکی جدید به همراه تصاویر خاص تقدیم بینندگان می‌شود. در بخش ادبی و فرهنگستان هم هر روز یک محور ازجمله ریشه ضرب المثل ها، حکایت های فارسی و ایرانی و چه بگوییم و چگونه بنویسیم، مطرح می شود.

اقبال واحدی، مبینا نصیری، میلاد شیران، فوژان احمدی، امیرحسین بابازاده و دکتر حسن زاده مجریان برنامه «صبح بخیر ایران» هستند که بخش‌ها و آیتم‌های گوناگون برنامه را همراه با کارشناسان و مهمانان، اجرا خواهند کرد.

علی هنرور یادآور شد: گروه رستاک تیتراژ ابتدایی و مرتضی سرمدی تیتراژ پایانی برنامه را با نام «صبح بخیر ایران» خوانده‌اند.

او در پایان گفت: به مروز زمان و با اضافه شده آیتم های جدید، مجریان و همکاران جدیدی هم به جمع برنامه می پیوندند.

«صبح بخیر ایران» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی علی هنرور کاری از گروه اجتماعی شبکه یک سیما است که از شنبه (۲۹ مهر ماه) پنج روز در هفته و ساعت ۶:۳۰ روی آنتن می‌رود.

منبع: ایسنا

نوشته رستاک خواننده تیتراژ «صبح بخیر ایران» اولین بار در پدیدار شد.

ساخت موسیقی فیلم «کار کثیف» به «حسین علیزاده» رسید

ساخت موسیقی فیلم «کار کثیف» به «حسین علیزاده» رسید       ساخت موسیقی آخرین اثر بلند سینمایی خسرو معصومی به …

نوشته ساخت موسیقی فیلم «کار کثیف» به «حسین علیزاده» رسید اولین بار در پدیدار شد.

ساخت موسیقی فیلم «کار کثیف» به «حسین علیزاده» رسید

 

 

 

ساخت موسیقی آخرین اثر بلند سینمایی خسرو معصومی به حسین علیزاده رسید.

خسرو معصومی کارگردان سینما در خصوص آخرین وضعیت ساخت فیلم سینمایی «کار کثیف» گفت: برای بخش ساخت موسیقی این اثر با حسین علیزاده قرارداد بستیم و این آهنگساز کار خود را آغاز کرده است.

شایان ذکر است؛ در این فیلم پدرام شریفی، الهام نامی، شاهرخ فروتنیان، لوون هفتوان، رضا فیاضی، خیام وقار، مهران نائل، اکبر معززی، نیکان فهیم‌نیا، کامران فیوضات، مسعود فروتن، آرزو ابی‌زاده، پیام احمدی‌نیا، ابراهیم عمادی، مهرداد فلاحتگر، حماسه دولتشاهی، رضا یوسفی، مهدی جمشیدی، سیدمهدی میراکبری، علی محمدی، سیمون باغداساریان، حسین زمانی، وحید حبیبیان، علی بهمنش، مرجان نکویی، نیما مهتابی، ساجده مرادپور، امیر پاسبان، امیرحسین آصفی نقش‌آفرینی کرده‌اند.

گفتنی است؛ «کار کثیف» مضمونی اجتماعی دارد و به موضوع کار و مهاجرت می‌پردازد. همچنین گروه سازنده این پروژه سینمایی در تلاش است تا این فیلم را برای نمایش در جشنواره سی و ششم فجر آماده کند.

خسرو معصومی تا به حال آثاری همچون؛ کار کثیف (۱۳۹۶)، تابو (۱۳۹۳)، نقش لیلی (۱۳۹۱)، خرس (۱۳۹۰)، فیلم تلویزیونی غبار زمان (۱۳۸۹)، سریال تلویزیونی بچه‌های بهشت (۱۳۸۷)، باد در علفزار می‌پیچد (۱۳۸۶)، فیلم تلویزیونی بیرون از بهشت (۱۳۸۵)، جایی در دور دست (۱۳۸۴)، رسم عاشق‌کشی (۱۳۸۱)، فیلم پر پرواز (۱۳۷۹)، دلباخته (۱۳۷۸)، سفر شبانه (۱۳۷۶)، آقای بخشدار (۱۳۷۰)، دوران سربی (۱۳۶۷)، ملاقات (۱۳۶۵) را کارگردانی کرده است.

منبع: آخرین خبر

نوشته ساخت موسیقی فیلم «کار کثیف» به «حسین علیزاده» رسید اولین بار در پدیدار شد.

رستاک برای چند کنسرت خارجی آماده می شود

رستاک برای چند کنسرت خارجی آماده می شود       گروه موسیقی «رستاک» این روزها ضمن تولید و ضبط چند …

نوشته رستاک برای چند کنسرت خارجی آماده می شود اولین بار در پدیدار شد.

رستاک برای چند کنسرت خارجی آماده می شود

 

 

 

گروه موسیقی «رستاک» این روزها ضمن تولید و ضبط چند قطعه موسیقایی جدید مشغول آماده‌سازی و برنامه ریزی برای برگزاری چند کنسرت خارجی است.

امید مصطفوی نوازنده سازهای کوبه ای و مدیر روابط عمومی گروه موسیقی «رستاک» در پاسخ به پرسشی مبنی برای فعالیت های پیش روی این گروه موسیقایی بیان کرد: طی هفته های اخیر با توجه به ایام عزادارای ماه های محرم و صفر برنامه زنده ای نداشتیم اما مشغول آماده سازی و تولید چند قطعه موسیقایی هستیم که به زودی اطلاعات بیشتری از این آثار در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

وی ادامه داد: علاوه بر تولید تک آهنگ هایی که به آن اشاره کردم مدتی برای برنامه ریزی و آماده سازی گروه، جهت شرکت در چند کنسرت خارجی مشغول رایزنی و مذاکرات لازم هستیم که به زودی محل برگزاری و تاریخ برگزاری کنسرت ها مشخص خواهد شد. علاوه بر این در صدد برپایی چند اجرای زنده در تهران و شهرستان ها نیز هستیم که به محض قطعی شدن جزئیات آن منتشر می شود.

مصطفوی درباره فعالیت های دیگر گروه «رستاک» توضیح داد: از دی ماه گذشته که آلبوم «میان خورشیدهای همیشه» منتشر شد، کنسرت هایی براساس ملودی‌های منتخب گذشته و کارهای جدید برگرفته از آلبوم در تهران و شهرستان ها برگزار شد که خوشبختانه با استقبال خوب طرفداران همراه بود. این در حالی است که شهریور ماه سال جاری نیز قطعه «اله منی بارگ» به عنوان تازه ترین اثر گروه موسیقی «رستاک» بر اساس یکی از ملودی های معروف منطقه بلوچستان به خوانندگی محمدرضا هدایتی بازیگر و خواننده اهل سیستان و بلوچستان در دسترس علاقه مندان قرار گرفت. این قطعه بارها توسط خوانندگان و گروه‌های بومی منطقه خوانده شده و گروه «رستاک» با مبنا قرار دادن یکی از این روایت ها و سبک و سیاق خود، اثر را بازخوانی و در آخرین آلبوم خود «میان خورشیدهای همیشه» منتشر کرد. در این قطعه فرزاد و بهزاد مرادی به عنوان خوانندگان ثابت گروه «رستاک» هدایتی را در آواز و هم خوانی قطعه همراهی کردند. ضمن اینکه هنرمندان دیگری از بلوچستان از جمله محمدعلی دلنواز با نوازندگی ساز بنجو و داود بامری نیز با دهلک گروه را در این اجرای این قطعه همراهی کردند.

سیامک سپهری، فرزاد مرادی، بهزاد مرادی، یاور احمدی فر، محمد مظهری، فرزاد خورشید سوار، امید مصطفوی، اکبر اسماعلی پور، نگار اعزازی، سپهر سعادتی، صبا جمالی، حامد بلند همت، دنیا دوستی اعضای گروه «رستاک» را تشکیل می دهند. «رنگواره های کهن»، «همه اقوام من»، «سورنای نوروز» و «میان خورشیدهای همیشه» از جمله آثاری هستند که تاکنون توسط گروه «رستاک» در بازار موسیقی منتشر شده است.

منبع: مهر

نوشته رستاک برای چند کنسرت خارجی آماده می شود اولین بار در پدیدار شد.

تور عاشقانه‌های «فرزاد فرزین» در ونکوور و تورنتو برگزار می‌شود

تور عاشقانه‌های «فرزاد فرزین» در ونکوور و تورنتو برگزار می‌شود       خواننده سریال «عاشقانه» به زودی تور کنسرت‌هایش را …

نوشته تور عاشقانه‌های «فرزاد فرزین» در ونکوور و تورنتو برگزار می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

تور عاشقانه‌های «فرزاد فرزین» در ونکوور و تورنتو برگزار می‌شود

 

 

 

خواننده سریال «عاشقانه» به زودی تور کنسرت‌هایش را در ونکوور و تورنتوی کانادا روی صحنه خواهد برد.

فرزاد فرزین که در ماه‌های گذشته تور کنسرت‌‌هایش را پس از موفقیت سریال «عاشقانه» در تهران و شهرستان‌‌های مختلف روی صحنه برده است، در تاریخ ۲۴ و ۲۵ نوامبر سال ۲۰۱۷ در دو شهر ونکوور و تورنتو کانادا به اجرای برنامه خواهد پرداخت تا پس از موفقیت‌های ویژه‌ای که در کنسرت‌هایش در تهران نصیب‌اش شد این بار در کانادا عاشقانه‌هایش را به گوش ایرانی‌های مقیم آن بخش از جهان برساند.

کمپانی «ثابت موزیک» برگزاری تور کنسرت‌های فرزاد فرزین را بر عهده دارد و این خواننده از ادامه این تور پس از برگزاری در کانادا در اروپا، آمریکا و استرالیا نیز خبر داده است.

فرزاد فرزین در ماه‌های گذشته با حضور به عنوان بازیگر و خواننده در سریال «عاشقانه» بار دیگر توانست توانایی‌های خود را به دوستدارانش نشان دهد و اجرای قطعه «کمک کن» با صدای این خواننده و حضور فریدون آسرایی به شدت مورد توجه دوستداران موسیقی قرار گرفت.

این خواننده ماه گذشته کنسرت بزرگ بزرگ خود را با استفاده از تکنولوژی ۳D در سالن همایش‌های ایرانیان روی صحنه برد و این کنسرت بازتاب‌های فراوانی را برای این خواننده داشت.

همچنین فرزاد فرزین در روزهای گذشته از تهیه و تولید تراک‌های جدید برای آلبوم جدیدش «شانز‌لیزه» خبر داده است ولی همچنان زمان دقیقی برای انتشار این آلبوم عنوان نکرده است.

این خواننده این هفته مراحل تصویربرداری موزیک ویدئوی جدید خود را استارت زده است و به زودی جزئیات این آثار از طریق سایت «موسیقی‌ما» منتشر خواهد شد.

منبع: موسیقی ما

نوشته تور عاشقانه‌های «فرزاد فرزین» در ونکوور و تورنتو برگزار می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

عذرخواهی «دنگ شو» از طرفداران

عذرخواهی «دنگ شو» از طرفداران       مدیر برنامه های گروه موسیقی «دنگ شو» از برگزاری تور کنسرت های این …

نوشته عذرخواهی «دنگ شو» از طرفداران اولین بار در پدیدار شد.

عذرخواهی «دنگ شو» از طرفداران

 

 

 

مدیر برنامه های گروه موسیقی «دنگ شو» از برگزاری تور کنسرت های این گروه در تهران و شهرستان ها و تلاش برای تولید یک آلبوم ویژه و متفاوت خبر داد.

حمید خسروبیگی مدیر برنامه های گروه موسیقی «دنگ شو» در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های انجام گرفته این مجموعه توضیح داد: به تازگی تور کنسرت های کانادا گروه «دنگ شو» به پایان رسیده و بسیار خوشحالیم که این کنسرت ها فراتر از پیش بینی های ما با استقبال علاقه مندان مواجه شد به طوری که بلیت کنسرت ها چند ساعت بعد از اعلام فروش در سایت به اتمام می رسید. ما دوست داشتیم که این برنامه ها در زمان بیشتری به علاقه مندان ارائه می شد اما نتوانستیم در مدت زمان بیشتری کنسرت ها را اجرا کنیم.

وی ادامه داد: با توجه به برنامه ریزی های انجام گرفته بعد از پایان ایام محرم و صفر تور کنسرت های گروه «دنگ شو» در تهران و شهرستان ها برگزار می شود که بنا داریم در این کنسرت ها همچون برنامه های قبلی علاوه بر اجرای آثار منتخب و پرطرفدار گروه، تعدادی از آثار جدید را برای طرفداران اجرا کنیم که امیدوارم بتوانیم طبق زمان بندی نسبت به برگزاری کنسرت ها در تهران و شهرستان های مورد نظر اقدامات لازم را انجام دهیم.

مدیر برنامه های گروه موسیقی «دنگ شو» خبر داد: اگر تمامی برنامه ها طبق زمان بندی صورت گیرد بنا داریم تا قبل از پایان سال یک آلبوم بسیار متفاوت و جالب منتشر کنیم که فعلا ترجیح می دهم درباره جزییات آن اطلاعاتی منتشر نشود، اما طرفداران مطمئن باشند این آلبوم یکی از متفاوت ترین آثار گروه «دنگ شو» خواهد بود.

خسرو بیگی در پایان با اشاره به انتشار آلبوم «مدّ و نای» نیز بیان کرد: خوشبختانه در پیام هایی که از سوی مخاطبان دریافت می کنیم این آلبوم با استقبال مواجه شده و اغلب شنوندگان آثار گروه «دنگ شو» از کیفیت آلبوم راضی بودند. اما یکی از مواردی که اعضای گروه را هم ناراحت کرد، کیفیت نامطلوب بسته بندی برخی از آلبوم ها و نحوه پخش آنها در شهرستان ها است که واقعا از دست ما خارج بود و امیدوارم آن دسته از شنوندگانی که با این اشکال بعد از خریداری آلبوم مواجه شدند عذرخواهی ما را بپذیرند. به هر حال امیدوارم صنعت بسته بندی و فروش محصولات موسیقایی در همه حوزه ها به سمتی هدایت شود که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی حتی در کوچک ترین شکل آن نباشیم.

منبع: مهر

نوشته عذرخواهی «دنگ شو» از طرفداران اولین بار در پدیدار شد.

از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده است

از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده است       هفته گذشته از سوی روابط عمومی شبکه اول سیما خبر …

نوشته از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده است اولین بار در پدیدار شد.

از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده است

 

 

 

هفته گذشته از سوی روابط عمومی شبکه اول سیما خبر اجرای تیتراژ سریال «هاتف» توسط دکتر «محمد اصفهانی» اعلام شد. در ادامه پخش این سریال مناسبتی ویژه ماه محرم آغاز شد ولی خبری از صدای این خواننده باسابقه نبود. حتی در تیتراژ سریال هم نام دکتر محمد اصفهانی به عنوان خواننده درج می‌شد ولی همین عدم پخش قطعه او باعث ایجاد حواشی گوناگونی شد. سرانجام روز گذشته و در تماس خبرنگار ما با این خواننده مشخص شد که دلیل عدم پخش تیتراژ سریال هاتف هیچکدام از شایعات فضای مجازی نیست. دکتر محمد اصفهانی، عمل نکردن عوامل سریال هاتف به تعهدات خود را دلیل این اتفاق اعلام کرد. این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

* تقریباً نیمی از این سریال پخش شده اما هنوز تیتراژ شما پخش نشده است. دلیلش چیست و چه اتفاقاتی رخ داده است؟

با سلام. از طریق آقای آرمان موسی‌پور، آهنگساز متن سریال هاتف، مطلع شدم که دوستان قصد ارائه پیشنهاد جهت اجرای تیتراژ این مجموعه را به من دارند. لذا با تهیه‌کننده، کارگردان و یکی از مدیران ارشد سیما فیلم درباره اصول اجرای این کار صحبت و توافق کردم. در آن ایام تنها حدود چهار پنج روز به شروع سریال زمان داشتیم و آقای موسی‌پور درگیر نوشتن و ضبط موسیقی متن بود. به همراه ایشان و تهیه‌کننده سریال جلسه‌ای داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که توسط یک اکیپ جداگانه تیتراژ را کار کنیم. زمانی که این توافق انجام شد، همکاری من با آقای علیرضا افکاری شکل گرفت و روی غزلی از مرحوم حسین منزوی اثری را تولید کردیم که به زعم خودمان کار زیبایی هم شد. وقتی می‌خواستیم از طریق اینستاگرام، دموی آن را ارائه کنیم یقین داشتیم به زودی قطعه روی آنتن خواهد رفت. اما باز هم با تهیه‌کننده این مجموعه هماهنگ کردم که آیا می‌توانیم این کار را روی اینستاگرام بگذاریم یا شما تمایل دارید مردم برای اولین‌بار آن را از طریق آنتن صدا و سیما بشنوند؟ ایشان استقبال کرد و گفت موافقم و خیلی هم خوب است. اما متأسفانه قول و قراری که در ابتدا گذاشته بودیم توسط تهیه‌کننده عملی نشد. به همین دلیل ما هم نتوانستیم اثر را به آنها تحویل دهیم. خدمت مخاطبان عزیزی که کارهای من را پیگیری می‌کنند باید اعلام کنم که از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده و کار به موقع آماده شد اما طرف مقابل به خاطر مشکلات مالی که داشت نتوانست علیرغم میلش به تعهدات خود عمل کند. این اثر، خوشبختانه کارخوبی شده و تصمیم داریم که آن را در آلبوم به گوش مخاطبان برسانیم.

*با توجه به شرایط مالی سازمان صدا و سیما، عوامل سریال هاتف از قبل برنامه‌ریزی نسبت به مقوله اجرای تیتراژ نکرده بودند؟ و آیا به شما بابت انجام تعهداتشان اطمینان نداده بودند؟

ما در مورد تمام مسائل صحبت کرده بودیم و همه چیز را خیلی شفاف در جلسه‌ای که داشتیم عنوان کردیم. به ما اطمینان کامل دادند و حتی بعداً گفتند که سیمافیلم شخصاً پشتیبان این کار است و همه چیز را تأمین می‌کند و جای هیچ نگرانی نیست. من هم واقعا هیچ ابزاری برای الزام بیشتر طرف قراردادم نداشتم و این اولین باری است که چنین اتفاقی برایم افتاده ولی متأسفانه شد و با حیرت شاهدش بودیم که اسم من را در تیتراژ سریال زدند و روابط عمومی شبکه اول سیما هم من را رسماً به عنوان خواننده تیتراژ هاتف اعلام کرد. صدا و سیما و تهیه‌کنندگانش قبلاً یکی از امن‌ترین‌ها در ایفای تعهداتشان بودند اما متأسفانه بی اعتمادی نسبت به شرایط مالی این رسانه روز به روز در حال گسترش است. از مدیران این رسانه می‌خواهم جلوی چنین اتفاقاتی را بگیرند چون این مساله‌ی مهم هزینه‌های زیادی را در دراز مدت به آنها تحمیل خواهد کرد که طلیعه آن را هم اکنون نیز شاهد هستیم. الان بااین حواشی؛ اعتبار کاری من هم زیر سوال رفته و باید برای پرسشگران و مخاطبانم ابهامات به وجود آمده را روشن کنم. تکرار چنین اتفاقاتی ضررهای غیرقابل جبرانی برای رسانه خواهد داشت که فکر می‌کنم به دلیل برخورداری از بودجه دولتی و عدم حضور در دایره رقابت و هماوردی ظاهراً برایشان اهمیتی هم ندارد ولی قطعا امنیت و آسایش کاری را از کسانی که قرار است با صدا و سیما همکاری کنند سلب می کند. البته ضمن انتقاد از چنین مواردی نباید حرف ناحق بزنیم یا متشبث به دروغ و تهمت نسبت به این رسانه شویم چیزی که در این روزها و در ماجرای حاشیه‌دار تیتراژ سریال هاتف؛ متاسفانه زیاد به چشم خورد.

*همین عدم پخش تیتراژ باعث ایجاد شایعاتی از جمله ممنوع الکاری شما در صدا و سیما در فضای مجازی شده بود. پس این موضوعات از اساس کذب است؟

بله این حرف‌ها درست نیست. ما هیچ موردی برای عدم پخش این کار نداشتیم. تنها مورد همان بود که عرض کردم و به قول و قرارهایی مربوط بود که عملی نشد.

* مدت‌ها است که تک‌آهنگی منتشر نکرده‌اید. قصد ندارید این کار را به عنوان تک‌آهنگ به مخاطبان ارائه کنید؟

بعید می‌دانم. تمام انرژی این روزهای من معطوف به تولید آلبوم است و نمی‌خواهم با تک آهنگ، مجموعه در دست تولید را پاره پاره کنم. قصد دارم آلبومی را که مدت‌ها است مشغول کار روی آن هستم ارائه کنم تا مرجعی برای کارهایی که می کنم وجود داشته باشد. در حال حاضر تک آهنگ‌هایی که منتشر می‌شوند با کیفیت‌های مختلف در فضای مجازی و… به گوش می‌رسند و اشخاصی بدون اجازه و فاقد صلاحیت‌های لازم هم هستند که حجم و کیفیت کارها را تغییر می‌دهند. اما اگر یک آلبوم با کیفیت استانداردی ارائه کنید، یک مرجع دارد و هر ورژن از آن که در فضای مجازی ارائه شود باز هم قابل ارجاع به همان مرجع است. من ترجیح می‌دهم برای حفظ کیفیت کارها و شناسنامه‌دار بودنشان آنها را در قالب یک مجموعه ارائه کنم. این را هم می‌پذیرم که فاصله بین آلبوم‌هایم زیاد شده است ولی انتشار آلبوم جدید انشاءالله متقارن با آغاز دوره کاری منظم‌تری از من خواهد بود چون همه زمینه سازی‌ها برای انتشار کارهای جدید انجام شده و از لحاظ قطعات هم غنی هستیم. پس کاملاً ممکن است که از این به بعد فاصله بین آلبوم‌های من کمتر باشد و طبق برنامه مدون کارها را تقدیم مخاطبان کنیم.

* زمان خاصی برای انتشار آلبوم جدید اعلام نمی‌کنید؟

نه؛ چون از وعده دادن پرهیز می‌کنم. برخی از قطعات آلبوم را عوض کرده‌ایم و کارها دستخوش تغییراتی شده‌اند. ما گاهی به یک مجموعه برای ارائه می‌رسیم ولی ناگهان یک کار جدید برایمان می‌آید که از قطعات موجود در مجموعه مدنظر قوی‌تر است. به همین دلیل آن کار جایگزین می‌شود. این اتفاقات، تقویم کاری ما را خیلی جا به جا نمی‌کند و فرمت آلبوم تقریباً مشخص است. عدم اعلام تاریخ انتشار را به عنوان یک سوپاپ اطمینان در نظر می‌گیرم تا آن مجموعه‌ای که تقدیم مخاطبان می‌کنم من را هم از نظر روحی اغنا کرده باشد. برای کسی که در شرایط و کارنامه کاری بنده باشد، کیفیت آلبوم بسیار حساس و تعیین‌کننده است. به همین دلیل بیشتر از سایر دوستان انرژی صرف می‌کنم. اما اگر یخ این کار شکسته شود، ما برای آلبوم‌های بعدی توقف زیاد نخواهیم داشت و بلافاصله کارهای بعدی را آغاز می‌کنیم.

منبع: موسیقی ما

نوشته از جانب ما هیچ بدعهدی درکار نبوده است اولین بار در پدیدار شد.

گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین»

گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین»       فرزاد فرزین یک حرفه ای تمام عیار است. او …

نوشته گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین» اولین بار در پدیدار شد.

گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین»

 

 

 

فرزاد فرزین یک حرفه ای تمام عیار است. او بیش از ۱۰ سال است که در سطح اول موسیقی پاپ حضور دارد و همواره برای ادامه کارش برنامه داشته و هر بار که شرایط طوری شد که انگار دارد کم کم از سطح اول فاصله می گیرد، فعالیتی کرده که دوباره او را برگردانده به همانجا که بود. این بار آن فعالیت یا به قولی بمب فرزاد، بازی اش در سریال عاشقانه بود. او البته پیش از این و از سال ها قبل در سه فیلم دیگر هم بازی کرده بود اما این بار هم چند پله در بازیگری پرش داشت و هم جسارت به خرج داده و نقشی را بازی کرد که در صورت خطا می توانست تاثیر کاملا برعکسی داشته باشد.

فرزین در این سریال چیزی از بازیگران حرفه ای همبازی اش کم نداشت و اتفاقا در دو نقش هم بازی کرد: هم در نقش تورج چلبیانی و هم در نقش فرزاد فرزین. دو نقشی که هیچ کدام خودش نبودند و حتی در نقش فرزاد فرزین هم باید بازی می کرد تا مردم یک فرزاد فرزین عصا قورت داده جدی را ببینند که با تورج خلافکار شیرین فاصله دارد.

فرزاد فرزین وجه بازیگری اش را در کنسرت هایش هم نشان می دهد و از همان ابتدا پرفورمنس بخش اصلی و مهم کنسرت هایش بود. با سورپرایزهایی که روز به روز جذاب تر شدند تا جایی که در سال ۱۳۹۵ پرتاب شد به سال ۱۴۱۰٫ وقتی در این مورد می پرسیم تعارف نمی کند و می گوید در این مورد رقیبی ندارد که واقعا هم ندارد.

با او در همه این موارد حرف زدیم و موارد دیگر از جمله نظرش درباره بازیگر – خواننده ها و خواننده – بازیگرهای دیگر و همچنین ستاره های جدید موسیقی پاپ. با او درباره خانواده و علاقه شدید تین ایجرها به او هم حرف زدیم. خلاصه این که این گفتگو خواندنی از آب در آمده است.

گفتگوی ما درباره خواننده – بازیگرهاست که شما هم یکی از آنها هستی، طوری هم بازیگری برایت جدی است که آدم فکر می کند از اول انگار قرار بود بازیگر شوی. وقتی نوجوان بودی قهرمان زندگی ات چه کسی بود؟ آیا آن موقع بیشتر به بازیگران علاقه داشتی یا خواننده ها؟

– قهرمان که نداشتم اما الگوهایی که داشتم بین شان هم بازیگر بود و هم خواننده.

بیشتر کدام شان بود؟ به نظر می رسد بازیگری برایت همیشه خیلی جدی بود.

– بله. زیاد فیلم نگاه می کردم. بازیگری را خیلی دوست داشتم و آن موقع و در نوجوانی بازیگرانی که فیلم های اکشن بازی می کردند را خیلی دوست داشتم، مثل سیلوستر استالونه و دیگران. بعد از یک مدتی و وقتی سنم کمی بالا رفت، کارهای ال پاچینو را خیلی دوست داشتم و نگاه می کردم و بازی او خیلی مرا تحت تاثیر قرار می داد. موسیقی هم که طبیعتا بود و جالب است که به صورت موازی جفت شان را دوست داشتم.

آیا می شود گفت در آن سال ها که وارد دنیای هنر شده بودی، اگر کار بازیگری به شما پیشنهاد می شد و به صورت جدی وارد دنیای بازیگری می شدی، ممکن بود بازیگر شوی و به سراغ خوانندگی نیایی؟

– نه. من در هر صورت جفت این کارها را انجام می دادم چون همزمان با این که برای جشنواره رشد فیلم ساختم، همان موقع توی خانه آهنگسازی هم می کردم. همیشه جفت شان را دوست داشتم. البته در بخش بازیگری برای من فرصت زیاد پیش نیامد که رشد کنم اما موسیقی به کار و تلاش خودم بستگی داشت و بیشتر پیگیری کردم.

بازیگر مورد علاقه خارجی ات در آن زمان را گفتی، بازیگران ایرانی مورد علاقه ات چه کسانی بودند؟

– خیلی ها بودند و شاید الان یادم نیاید که یکی یکی بگویم. در کار جدی خسرو شکیبایی را خیلی دوست داشتم و بعدا پرویز پرستویی و در بازیگران طنز هم کلا اکیپ مهران مدیری را دوست داشتم.

از خوانندگان و موزیسین ها چه کسانی الگویت بودند؟

– یکسری از خوانندگان قدیم بودند که خیلی نمی شود در موردشان صحبت کرد و از خوانندگان جدید هم خیلی الگوبرداری نمی کردم.

ما مستر پرفورمنس در کنسرت هستیم

اولین کنسرت تهرانت چه سالی بود و سوپرایزش چه بود؟

– قبل از اولین اجرایم در سینمای ایران هم روی صحنه رفته بودم ولی اولین اجرای تکی ام در سال ۱۳۸۸ بود. در آن کنسرت یک میکروفون از بالای استیج می آمد و بعد تور نوریش باز می شد و آرام آرام می آمد پایین و بعد خواننده می آمد میکروفون را می گرفت و با آن بازی می کرد و بعد پرت می کرد چون از بالا هم آمده بود بر می گشت و بعد اجرا شروع می شد. اولین پرفورمنس ما خیلی ساده بود. البته اندینگ هم داشتیم و در اندینگ هم کار هموطن را اجرا کردیم که چند تن از بچه های نوجوان می آمدند و پرچم ایران در دست شان بود و با ما می خواندند.

و بعد مدام سخت ترش کردی. با این وضعیت توقع مخاطبانت بالا نرفت؟

– قطعا کارهایی که سال های بعد کردیم هی بزرگ تر و بزرگ تر شد.

تا جایی که کنسرت ۱۴۱۰ را برگزار کردی، با موهای گریم شده برای آن سال یعنی آینده…

– کنسرت ۱۴۱۰ که ما سال قبل اجرا کردیم قطعا پرفورمنس اش فراتر از کنسرت های ایرانی و در حد کنسرت های بین المللی بود، هم دکورش و هم پرفورمنس اجرایش و هم بازیگرانی که در آن کار می کردند. تیمی که داشتند کار را مدیریت و اجرا می کردند، از کارگردان تا گریمورها و بازیگران و بدلکاران و دکوراتورها و مسئولان لباس و کلا کسانی که پشت صحنه کار می کردند، نشان می دهد که این کنسرت در سطح کشور نبود و شما مطمئن باشید که هیچ ایرانی در خارج از کشور هم چنین کنسرتی برگزار نکرده است. اگر کسی نمونه اش را بیاورد من حرفم را پس می گیرم.

سفید کردن موها که خیلی جالب بود. بعد از کنسرت مجبور شدی که موها را بزنی یا دوباره با رنگ دیگر رنگش کردی؟

– مسئله اینجا بود که این موها اصلا موی ما نبود. ما برای این کار از یک ماه قبلش تست گریم داشتیم. برای همه ما مو ساخته شد. همه اینها فراگ یا به قولی پوستیش بود و روی سر ما قالب گیری شده بود. برای همه ما قالب سر و صورت را گرفتند و برای ما طراحی شده بود.

المان های یک آرتیست

یکی از کارهایی که انجام دادی و در موفقیت ات هم تاثیرگذار بود این بود که وقتی وارد کار خوانندگی شدی بازیگری را هم به نوعی وارد کارت کردی. جدای از استایلت در خوانندگی و آهنگسازی، یکی از ویژگی های عمده ات پرفورمنس های اجراهایت بود و جزو اولین کسانی بودی که پرفورمنس را هم وارد اجرا کرده بودی. این از علاقه ات به بازیگری نشأت می گرفت یا داشتی برای خودت استایل درست می کردی؟

– من فکر می کنم همه اینها که صحبتش را کردی باید در وجودت باشد و اینها گمان های یک آرتیست است. آرتیست می تواند در جنبه های مختلفی استعداد داشته باشد و این چیزی نیست که برایش برنامه ریزی کرده باشم. از اول و از زمان بچگی ام فکرش را داشتم و طبیعتا الگوهایم هم در کارم تاثیرگذار بودند.

و از اولین کنسرت هایت هم این کار را شروع کردی که یکسری کار ویژه و سورپرایز هم داشته باشی.

– دقیقا از اولین کنسرت جدی ام در تهران با پرفورمنس شروع کردم و بعد، با توجه به تجربه کاری مان و با توجه به این که این کارها را در شرایط سختی انجام دادیم، کم کم بزرگ تر، تکمیل تر و حرفه ای تر شد.

آرتیست باید همه جا بدرخشد

آیا این کارها به خاطر علاقه و عطشی که به بازیگری داری نیست؟

– در بازیگری که دارم کارم را انجام می دهم. گفتم اینها المان های یک آرتیست است. آرتیست با یک خواننده معمولی فرق می کند. آرتیست با یک بازیگر معمولی فرق می کند. آرتیست باید در هر بخشی که توانایی دارد بدرخشد و بتواند استعدادش را نشان بدهد و برای این کار باید تمرین و تفکر داشته باشد، با بقیه متفاوت باشد و برای رسیدن به اینها تلاش و سختی ها را تحمل کند.

کنسرتی که ما می گذاریم، غیر از مسائلی که قبلش اتفاق می افتد و تمرین هایی که داریم برای پرودیوس کردنش از یک ماه قبل زمان می گذاریم و تفکر و هزینه می کنیم. زمان اجرای لایو هم تمام این گروه با استرس صد چندان یک خواننده که همینجوری ساده می رود روی صحنه می ایستد و می خواند، کار می کنند.

لایو هست و هر لحظه ممکن است اتفاقی بیفتد و زمان کمی برای آماده سازی اش هست و ممکن است وسط اجرا قصه تغییر کند. اینها یک گروه بزرگ می خواهد و تا زمانی که کسی انجامش ندهد نمی داند قصه چیست. اگر دقت کنید می بینید که چقدر فشار هست روی من و گروهی که با من کار می کنند و طبیعی ۸هم هست که شخصی که لیدر است، غیر از اجرای زنده ای که دارد، فشار مضاعفی روی دوشش احساس می کند.

این کارها که می کنید باعث رقابت ها و حسادت ها نمی شود؟

– کسی نتوانسته با ما رقابت کند. مگر توانسته؟ وارد شدن به این جریان احتیاج به آماده شدن دارد. این کار تجربه تقریبا ۱۰ ساله ما را پشت سرش دارد. ما این کار را در ایران به تنهایی داریم انجام می دهیم و طبیعتا در آن مستر محسوب می شویم و با فاصله نسبت به بقیه هستیم. اگر کسی بخواهد با ما رقابت کند باید مدت ها زمان بگذارد تا به آن تجربه ما برسد و این کار راحتی نیست.

و همین تمرین و تجربه باعث شد که در آن فستیوال در روسیه برنده شوید و آنجا در لوحی که به شما دادند «اجرای تحسین برانگیز به همراه یک لایو پرفورمنس قدرتمند» نوشته شده بود…

– ما اجرای بهترین قطعه فستیوال را بردیم و اجرای تحسین برانگیز و لایو پرفورمنس قدرتمند را به عنوان تعریف و تمجید از ما گفتند. بهترین اجرای گروهی را تیم ایتالیایی برد نه ما. ما بهترین اجرای زنده برای بهترین قطعه فستیوال را بردیم. این یکی از شش جایزه اصلی بود و ما به خاطر این که تجربه مان در فستیوال های بین المللی تقریبا صفر بود نتوانستیم صد خودمان را اجرا کنیم و قطعا ناراضی بودیم از این که نتوانستیم جایزه گروهی را ببریم ولی همین که توانستیم در یک فستیوال بین المللی موسیقی پاپ، یکی از شش جایزه اصلی را ببریم، برای ما حائز اهمیت بود.

هر چند که در داخل کشور به آن بها داده نشد. البته اینجا کلا به موسیقی بها داده نمی شود چه برسد به موسیقی پاپ. ما کاری که می خواستیم را انجام دادیم. من به همراه گروهم. البته گروه موسیقی ما طبیعتا رشد پیدا کرده، سیستم پرفورمنس شان، تفکرات شان، نوازنده های ما همه آرتیست هستند و باید روی استیج کار انجام بدهند و باید اکت داشته باشند. برای هر آهنگ هر سولیستی برنامه ریزی دارد که چه حرکاتی انجام بدهد و ما روی همه اینها تمرین می کنیم. در نتیجه کل گروه ما هستند که با همدیگر رشد می کنند.

برای پول کار نمی کنم

بازیگردان داری یا همه این کارها را خودت مدیریت می کنی؟

– من و کامران ملک مطیعی که دایرکتور کار است معمولا کارها را خودمان مدیریت می کنیم و البته در برنامه های مختلف تیم های دیگری هم اضافه می شوند. یک وقت هایی هم هست که بخش مهم کار را به تنهایی به دوش می کشم مثل کنسرت ماسک که از یک ماه قبل ساخت قالب صورت من شروع شد چون ما باید یک شخصیت واقعی را روی استیج می آوردیم نه کسی که یک ماسک معمولی دارد.

باید یک گریمور حرفه ای می آوردیم و چیزی را به تصویر می کشیدیم که بیننده متوجه نشود روی صورت یک نفر ماسک هست یا برای کنسرت بدل یک شخص را آوردیم که داشت جای من اجرا می کرد و من خودم از وسط مردم پا شدم و رفتم روی سن. برای این کار هادی اصغری را آوردیم که بازیگردان بود و باید بازیگردانی می کرد. کار لایو است و هر لحظه ممکن بود لو برویم.

این کارها واقعا در داخل کشور منحصر به فرد است و بعضی هایش هم شاید در خارج از کشور انجام نشده. برای همین هم ما خودمان را مستر این کار می دانیم و هستیم. برایش زحمت کشیدیم و بیشتر هم زحمت می کشیم و هر دفعه هم این هزینه و زحمت روی دوش ما هست اما چون دوست داریم فرم خاص خودمان باشیم، با همه سختی ها و هزینه ای که دارد، لذتش را هم می بریم.

این که این همه وقت و هزینه را صرف می کنی و درآمدت پایین می آید ناراحت نمی شوی؟

– ما هنرمندیم و در کارمان بخش مالی در اولویت های بعدی قرار دارد. ما داریم برای مردم کار می کنیم و دوست داریم کاری که دوست داریم و فکر می کنیم درست است را انجام بدهیم تا جلوی آنها سربلند باشیم. پول به هر حال می آید و ما هم در حد بضاعت خودمان و به اندازه نیازمان داریم و وضع مان بد نیست.

در عاشقانه نه فرزاد من بود نه تورج!

شما در اولین فیلمی که بازی کردی، یعنی پسران آجری نقش خواننده را بازی می کردی و در آخرین کار یعنی عاشقانه هم این نقش را داشتی. البته اینجا دو نقش داری که یکی از آنها خود فرزاد فرزین است. آیا همیشه قرار است که نقش خواننده را بازی کنی؟

– نه. اینجوری نیست. من در فیلم سگ های پوشالی نقش خواننده را نداشتم. در ضمن من علاقه ای نداشتم که نقش خواننده یا حتی فرزاد فرزین را بازی کنم اما نقشی که در عاشقانه به من پیشنهاد شد نقش پر کاری بود. یادتان باشد که وقتی شما در یک فیلم در دو نقش بازی می کنید، این کار حتی برای یک بازیگر حرفه ای هم سخت است.

یکی از سخت ترین نقش های عاشقانه را من بازی کردم و باید این تضاد هم در می آمد. بنابراین برای این که دو شخصیتی که من بازی می کردم از هم فاصله بگیرند مجبور شدیم در شخصیت فرزاد فرزین کمی اگزه جره کنیم. برای همین در این سریال شخصیت اصلی فرزاد فرزین را نمی بینیم و یک ذره عصا قورت داده تر و خشک تر شده تا فاصله ای بیفتد بین تورج چلبیانی و فرزاد فرزین.

من خودم در زندگی شخصی اینقدر سختگیر و خشک نیستم اما با نظر کارگردان روی این نقش کار کردیم و به این صورت در آمده که می بینید. همه معتقد بودند که هر خواننده ای نمی تواند این نقش را بازی کند و شاید حتی جرأت نمی کرد که در این قالب قرار بگیرد چون فکر می کرد ممکن است وجهه اش مخدوش شود.

وقتی شما به عنوان یک بازیگر وارد یک مجموعه می شوی باید فقط به بازی و کاراکترت فکر کنی نه به شخصیت و جایگاه یک شغل دیگرت وگرنه نباید بپذیری که بازی کنی. من وقتی این نقش را قبول کردم باید به عنوان یک بازیگر در قالب نقش حضور پیدا می کردم و خدا را شکر که هم مردم خوش شان آمد و هم همکاران خوب من در سینما.

به هر آنچه می بینیم خود فرزاد فرزین نیست. بازخورد این بازی در بین علاقه مندان خیلی پیگیرت چطور بود؟

– به هر حال در نهایت امر این یک سریال داستانی است و آنها هم این را می دانستند و به نظر من بازتاب خیلی خوبی هم برای من داشت.

از همه بیشتر بازیگری کرده ام

آیا این به خاطر بازی ات بوده یا این که این سریال مجموعا خوب دیده شده؟

– اگر من و دیگر بازیگران بازی مان خوب نبود که سریال خوب در نمی آمد. اگر بازی من خوب نبود می گفتند سریال خوب بود اما تو خرابش کردی (خنده). به یاد ندارم که چه قبل از انقلاب و به خصوص بعد از انقلاب خواننده ای نقشی را بازی کند و هجمه زیاد نقد منفی روی او نباشد.

این اولین باری است در تاریخ سینمای بعد از انقلاب (بازی های قبلی من را هم شامل می شود) که یک خواننده یک نقش را بازی می کند و هم مردم خوش شان می آید و هم کسانی که حرفه ای این کار هستند. این برای من بسیار حائز اهمیت است. من خودم از همه خواننده های داخلی بیشتر فیلم بازی کردم و این موضوع که می گویم شامل خود من هم می شود.

چهار فیلم بازی کردی؟

– بله. البته رضا یزدانی هم زیاد بازی کرده و من به جز رضا از همه بیشتر هم بازی کردم. شادمهر دو فیلم بازی کرد. حمید عسگری دوتا فیلم بازی کرد. بنیامین هم یک فیلم زحمت کشیده، مازیار هم بازی کرده و خلاصه این که تک و توک این اتفاق افتاده و مهم این است که به شما جدی نگاه کنند. البته من باید خیلی تشکر کنم از منوچهر هادی که خیلی در این کار تاثیرگذار بود و خیلی با هم صحبت کردیم تا با راهنمایی های ایشان این دو کاراکتر را ساختیم.

دو کاراکتری که هیچ کدام شان من نیستم. جفت شان هم باید اول فرزاد فرزین معرفی می شدند. یعنی باید این تعلیق برای مردم ایجاد می شد و در چند قسمت اول مردم خیلی به من فشار آوردند که آقا این چه نقشی است که بازی کردی و چرا خودت را اینجوری سیاه نشان دادی. به هر حال برای کسانی که به من لطف دارند سخت بود و ما هم دنبال این بودیم و این نشان می داد که این کار روی آنها تاثیر گذاشته است. به نظر من این اتفاق، اتفاق خیلی خوبی بود.

در این سریال موضوع شباهت تورج چلبیانی به شما مطرح بود. آیا به صورت واقعی هم کسی را دیدی که اینقدر بهت شبیه باشد؟

– بله. و یکی،دو نمونه خیلی عجیب هم به من شبیه هستند. عکس هایشان را برای من فرستادند.

به زودی کارهای بین المللی

با توجه به کارهایی که انجام دادی و تجربیاتی که به دست آوردی و با توجه به این که انگلیسی هم خواندی و می خوانی، چرا بیشتر برای بین المللی کار کردن و بین المللی شدن انرژی نمی گذاری؟

– هنوز فرصت نکردم که به صورت کامل برای این مسئله برنامه ریزی کنم ولی کارهایی هم کرده ام و همکاری هایی با کمپانی های خارجی داشته ام که به زودی اخبارش به گوش تان خواهد رسید.

در اخبار آمده بود که قرار است در پروژه ای به نام آسمانخراش با آقای چیکو بنت همکاری داشته باشی. آیا این پروژه هنوز فعال است؟

– بله. ضبط ها انجام شده و کمپانی که مسئول انتشار است منتظر شرایط مناسب است که آن را منتشر کند. همچنین باید مجوزهای داخلی هم گرفته شود که به زودی انشاءالله این اتفاق خواهد افتاد.

ورزش را حرفه ای دنبال می کنم

شما همواره استایلت را حفظ کرده ای و همیشه هم ورزشکار بودی. آیا هنوز هم این روش را حفظ کرده ای و به صورت پیوسته ورزش می کنی؟

– الان یکی دو ماه است که درگیرم و نرسیدم ورزش کنم ولی به طور کلی ورزش در برنامه کاری من هست چون به هر حال یک آرتیست باید همواره فرم بدنی اش را حفظ کند. البته همان طوری که گفتم بعضی وقت ها مشغله ها باعث می شود که برنامه ورزشی ما به هم بریزد اما در این ۱۱-۱۰ سال گذشته من شاید کلا شش، هفت ماه غیبت ورزشی داشتم.

آیا ورزش حرفه ای را هم پیگیری می کنی؟

– به جز تایم هایی که مجبور می شوم به خودم استراحت بدهم. من ۱۱ سال است که به صورت حرفه ای ورزش می کنم. ورزش اصلی من فیتنس است و در کنار آن ورزش های دیگری مثل باشینگ را هم انجام می دهم.

دوستان ورزشکار هم داری؟

– در جام جهانی هنرمندان در تیم فوتبالش بازی کردم و بعد مصدوم شدم و کمرم گرفت و دیگر نتوانستم فوتبال بازی کنم. دوستان ورزشکار زیادی هم دارم.

نزدیک ترین دوست ورزشکارتان چه کسی است؟

– اصولا همه دوستان ورزشکارم را دوست دارم. دوستان خوبی در باشگاه پرسپولیس دارم مثل محسن مسلمان و رامین رضاییان و پیشکسوتان بسیار خوبی مثل علی کریمی که همواره به من لطف داشتند. دوستانم زیاد هستند و بخواهم نام ببرم زیاد می شود.

من یک حرفه ای هستم!

آیا قراردادی که با شما بستند فرق می کرد با بازیگران حرفه ای که در آن کار هستند؟

– نمی دانم بقیه چه قراردادی بستند که بخواهم نظر بدهم ولی من هم فرزاد فرزین هستم، آرتیست درجه یک موسیقی، در نتیجه مبلغ قرارداد من هم رقم پایینی نیست.

این مسئله را پیگیری نکردی که ببینی مبلغ قرارداد بقیه چقدر بود؟

– من مبلغ قرارداد خودم را تعیین می کنم و به بقیه کاری ندارم.

می خواستم ببینم مبلغ قرارداد شما به نسبت بقیه بالا بوده یا پایین؟

– طبیعتا می دانی که درآمد موزیسین ها بد نیست یعنی یک موزیسین درجه یک سه شب کنسرت در تهران بگذارد درآمدش شاید به اندازه کل درآمد دوستان باشد برای سریال، در نتیجه طبیعتا دستمزد خواننده ها پایین نخواهد بود.

اما به هر حال شما به صورت دلی در فیلم شرکت می کنی و مثل بازیگران دیگر نیست که کار حرفه ای اصلی تان بازیگری باشد.

– اصلا به این شکل نبود. مگر من بیکار هستم که بخواهم همینجوری در کاری بازی کنم. من حرفه ای هستم و در هر کار حرفه ای که حضور پیدا می کنم کاملا حرفه ای برخورد می کنم.

به هر حال بازیگری هم که خوانندگی می کند ممکن است به آن کار به شکل شغل دوم نگاه کند.

– من این حالت را ندارم. من به عنوان بازیگر در این سریال حضور دارم و اتفاقا قرارداد من بخش دیگری هم دارد که من موسیقی سریال را خواندم. طبیعتا برای هر کدام از اینها جداگانه دستمزد گرفتم و این ها از نظر من فرقی با هم ندارند. این سوالی که داری می کنی از پایه اشتباه است.

من دارم راجع به شغل یا بیزینس اول و اصلی و شغل دوم صحبت می کنم.

– در هر حال راجع به شغل صحبت می کنی و این اول و دوم ندارد.

درباره بازیگر – خواننده ها

از بین بازیگرانی که خوانندگی می کنند کدام شان خوانندگان خوبی هستند؟

– اگر اسم ببری بهت می گویم.

خیلی ها هستند، مثلا مهران مدیری؟

– بدم نمی آید. صدایش خوب است. خیلی از کارهایش را شنیده ام. من چون آقای مدیری را دوست دارم وقتی آلبوم داد آلبومش را گرفتم گوش کردم و بعد هم پیگیری کردم. البته جدیدی ها را دوست ندارم چون سلیقه من نیست ولی برایش احترام قائل هستم. نمی گویم عالی است اما خوب است.

کامران تفتی؟

– شنیدم موزیک هایش را. کامران از دوستان قدیمی من هم هست اما فرصت نکردم کارش را گوش کنم. باید گوش بدهم بعد نظر بدهم.

بهرام رادان؟

– به نظرم خوب نیست. من دوست ندارم اما نمی توانم برای بقیه نظر قطعی بدهم. امیدوارم موفق باشد.

محمدرضا هدایتی؟

– به نظرم صدایش خیلی قشنگ است.

فکر می کنم از بین همه بازیگرانی که خوانندگی می کنند هدایتی از همه خواننده تر است و همه صدایش را بیشتر دوست دارند.

– صدایش خیلی قشنگ است و چرا کسی که صدایش قشنگ است نخواند؟ حالا بازیگر است، مهندس است، دکتر است، هر چه هست باشد. می خواهد بخواند، به کسی چه مربوط است؟! ایشان در یک بخشی استعداد دارد و دوست دارد این استعداد و توانایی را نشان بدهد و باید هم این کار را بکند. اینکه شما در آنجا این کار را می کنی و نباید اینجا این کار را بکنی را کدام آدم بی عقلی تعیین کرده است؟

هر کس که این را بگوید اصلا فکر نکرده روی آن و گارد الکی دارد. خیلی از مردم راجع به هر چیزی نظر می دهند. الان در فضای مجازی همه کس راجع به همه چیز نظر می دهند ولی وقتی متخصص آن قضیه صحبت بکند قضیه فرق می کند. اگر یک متخصص این حوزه هم در این مورد نظر بدهد معلوم است دارد گارد الکی می گیرد.

شما در هر بخشی که استعداد دارید پیگیری کنید. این استعداد را جدی بگیرید. تعلیم ببینید و بروید در آن بخش موفق شوید. به کسی چه مربوط است که شما چه کارهای دیگری هم انجام می دهید؟ مهم این است که شما هنرمندید و می خواهید این هنرتان را عرضه کنید.

آن آهنگ هیت محمدرضا هدایتی را یادت هست؟

– من با محمدرضا هدایتی دوستم و البته معمولا آهنگ های دیگران را نمی توانم حفظ شوم اما شما یک کلمه اش را بگو من بقیه یادم می آید.. دلگیرم از تو… من دارم می میرم… (ملودی اش را زمزمه می کند.)

امیرحسین مدرس؟

– من برای امیرحسین مدرس کار هم ساخته ام که تیتراژ «ماه هلال» یا «هلال ماه» شد که مال آتش نشانی بود. امیرحسین خواننده خوبی است منتها جنس صدایش را یکی ممکن است دوست داشته باشد و یکی هم دوست نداشته باشد. این دیگر سلیقه است.

تم صدای امیرحسین بیشتر موسیقی اصیل ایرانی است. آیا راحتی که با آن تم کار کنی؟

– اگر راحت نبودم که برایش آهنگ نمی ساختم. (خنده)

محمدرضا گلزار.

– من کنسرت محمدرضا گلزار هم رفتم و یک یدوتا از آهنگ هایش را هم گوش داده ام. امیدوارم در کارش موفق باشد. به هر حال او هم خیلی جدی دارد کار موسیقی اش را دنبال می کند و مخاطب خاص خودش را هم دارد و این که چقدر موفق باشد منوط به پشتکار و جدیتی است که در این زمینه به خرج می دهد. موسیقی مثل سینما نیست و بسیار کار سخت تری است.

در موسیقی فقط خودتی که پرودیوسری اما در سینما شما در کنار یک اکیپ بزرگ قرار می گیری و به تنهایی برای کل آن مجموعه تصمیم گیرنده نیستی. من اگر یک فیلم خوب بازی کنم فقط من نیستم که باعث موفقیت خودم و آن فیلم هستم. وقتی یک فیلم بد هم بازی می کنم فقط من نیستم که باعث خراب شدن بازی و آن فیلم خواهم شد.

یک اکیپ بزرگ دارند کار می کنند و همه شان مقصر یا موفقند ولی موسیقی شمایی که تعیین کننده ای. لیدر شمایی و شمایی که باید تصمیم بگیری چه موسیقی بخوانی و چه شعری را انتخاب بکنی، کی کنسرت بگذاری، چه تبلیغی انجام بدهی، کی چه موسیقی را منتشر کنی و … همه اش شمایی. بنابراین باری که روی دوشت توست اصلا قابل قیاس با یک بازیگر نیست.

از بازیگر – خواننده های خارجی چطور؟ کدام را دوست داری؟

– آنجا قضیه کاملا فرق می کند و اصلا چنین حرفی مطرح نیست. آنجا اگر استعداد خوبی داشته باشید پرورش پیدا می کنید. نه این که مثلا فرزاد فرزین چون خواننده خوبی است، نه تجربه ای دارد و نه تعلیم دیده بیاید بازی کند. در این صورت خود آن فیلم هم لطمه می بیند. آنها روی آرتیست های شان برنامه ریزی می کنند و آنها را هدر نمی دهند. اول درست و آماده اش می کنند و بعد به مردم عرضه می کنند. مثل جاستین تیمبرلیک یا جنیفر لوپز و خیلی های دیگر.

تورج چلبیانی، طناز خاکستری

در سریال عاشقانه با تعدادی بازیگر درجه یک همبازی هستی، البته فیلم های قبلیث ات هم همین طوری بود اما اینجا خیلی فرق می کند. مثلا پسران آخری تم گیشه ای داشتن و جوان پسند بود و فیلم دیگرت هم کمدی بود اما عاشقانه تم جدی تری دارد و بازیگرانی که در آن هستند هم همین طور مثل هومن سیدی و ساره بیات و محمدرضا گلزار و دیگران. از تجربه بازی با این ستاره ها بگو.

– اولا که حرفت درست است. به هر حال حضور در کاری حرفه ای تر در کار هر بازیگر تاثیرگذار است. هومن سیدی بازیگر خیلی خوب و توانایی است و در این سریال هم این کاراکتر را خوب در آورده و به نظرم موفق ترین کاراکتر این سریال هومن سیدی است. محمدرضا گلزار هم در عاشقانه خیلی خوب کار کرده و سعی کرده صدش را بگذارد و خیلی خوب بود. بقیه بازیگران هم همین طور؛ خانم ساره بیات و خانم بهناز افشار و بقیه دوستان.

من خیلی سکانس مشترکی با بقیه دوستان نداشتم و بیشتر با هومن بازی داشتیم. حضور این بازیگران در این کار طبیعتا برای من هم تاثیرگذار بود ضمن این که من و هومن سیدی خیلی بیشتر، کاراکترمان طوری بود که باید طنازی داشتیم. البته من دارم راجع به شخصیت تورج صحبت می کنم. اولا که برای یک خواننده بازی کردن در یک نقش طنز خیلی راحت نبوده و نداشتیم خواننده ای که طنز بازی کند. بیشتر خواننده ها با این کار گارد دارند و این که خودت را بشکنی و از آن گارد بیرون بیایی خیلی سخت است.

شاید بعضی ها وقتی به عنوان بازیگر وارد کار می شوند هنوز به موقعیت اجتماعی شان فکر می کنند در حالی که وقتی به عنوان یک آرتیست، هنرمند یا بازیگر وارد کار می شوی باید نقشت را درست بازی کنی. برای من هم اولش مقداری سخت بود اما با قبول نقش وارد شخصیت پردازی برای تورج چلبیانی شدیم که شخصیت خاکستری دارد و در موردش صحبت کردیم.

جرمی هم که او دارد خیلی شدید نیست و شخصیت خاکستری دارد و مردم دوستش دارند. در یک سریال ملودرام طبیعتا کار کسانی که نقش نسبتا طنز دارند از بقیه سخت تر است چون باید بار چیزی را به دوش بکشند که جهت گیری سریال به آن سمت نیست. این کمک می کند به فضای سریال که جذاب تر دیده شود.

درباره هوروش بند، بهنام بانی، آرش ای پی و دیگر چهره های جدید

به غیر از کار خودت که طبیعتا این استایل و سبک را بیشتر از بقیه دوست داری که کار می کنی، از موزیسین های دیگر موسیقی پاپ کار چه کسی را بیشتر دوست داری؟

– من ترجیح می دهم راجع به این موضوع نظر ندهم.

موسیقی اصیل ایرانی هم گوش می کنی؟

– تک و توک بعضی از کارهای همایون شجریان را شنیده و خیلی دوست داشتم. چند کار از علیرضا قربانی را هم دوست دارم ولی موسیقی سنتی موسیقی مورد علاقه ام نیست مگر این که کار خیلی فاخر و قشنگ باشد مثل بعضی کارهای همایون شجریان.

از موزیسین های خارجی خواننده مورد علاقه ات کیست؟

– از پاپ ها خیلی ها را دوست دارم مثل سلن دیون یا ماریا کری یا مایکل بولتون و اساسا خیلی هستند و آنقدر خوب زیاد است که نمی شود همه را نام برد.

در خلوت خودت این موسیقی ها را گوش می کنی یا داخلی را هم گوش می کنی؟

– من سعی می کنم هر از چند گاهی همه بروبچه ها را گوش کنم.

برای این که بدانی چه کار کردند و به عنوان رقیب؟

– قطعا. باید ببینم دور و برم چه نوع موزیک هایی ساخته می شود و چه چیزهایی شنیده می شود. حتما رصد می کنم. چرا که نه. بر عکس دوستانی که می گویند من گوش نمی کنم و راست نمی گویند، من می گویم که همه کارهای مهم را گوش می کنم.

الان موسیقی و سلیقه شنیداری مردم تغییر کرده. آیا کارهای موزیسین های جدید را هم گوش می کنی؟ مثلا هوروش بند را گوش می کنی؟

– بله و دارم با آنها کار می کنم. الان دارم با مسعود جهانی و آرش عدل پرور که آرش ای پی هست داریم یک کار مشترک انجام می دهیم.

حامد همایون چطور؟

– حامد همایون را هم گوش کردم. مگر می شود گوش نکرده باشم.

دوست داری؟

– بدم نمی آید. معمولی است.

بهنام بانی؟

– صدای خیلی قشنگی دارد.

سینا شعبانخانی؟

– صدای سینا شعبانخانی هم خیلی قشنگ است.

شهاب مظفری؟

– آهنگ های شهاب مظفری را در اینستاگرام دیدم که لایو می خواند و خوب هم می خواند اما موزیکش را با دقت ننشستم گوش کنم. فکر می کنم خواننده موفقی شود چون استایلش استایل خوبی است.

توجه کردید که اکثر خواننده هایی که الان دارند چهره می شوند صداهای خوبی دارند؟

– این خیلی اتفاق خوبی است.

شهاب حسینی و مریلا زارعی

الان در این موقعیت و با توجه به سن و سال و تجربه ای که به دست آوردی، بازیگر مورد علاقه ات کیست؟

– خارجی خیلی تغییر نکرد و البته چند نفر اضافه شدند. از بازیگران داخلی هم همان ها هستند و تعداد دیگری هم اضافه شده که اگر بخواهم مثال بزنم تعداد زیاد می شود. مثلا شهاب حسینی را خیلی دوست دارم.

از خانم های بازیگر چطور؟

– خانم مریلا زارعی خوب بازی می کند و چندین خانم بازیگر خوب دیگر.

درباره عشق و ازدواج و بچه

ببخشید، یک سوال خصوصی تر بپرسم؛ نمی خواهید بچه دار شوید؟

– هنوز زود است. فعلا درگیر کارهای اینترنشنالم هستم. سر یک پروژه سینمایی باید بروم و کمی شلوغ هستم. انشاءالله سر فرصت.

آخرین سوال. آیا به نظرت ازدواج همیشه با عشق باشد یا با عقل هم می تواند باشد؟

– حالا نمی شود که هر دو باشد؟

بله، این هم می شود ولی می خواستم بپرسم به نظرت کدام شان ارجحیت دارد؟

– عشق که نکته خیلی مهمی است، مخصوصا برای یک آرتیست اما در کنار آن باید توأم با عقل هم باشد. خیلی هم نباید همه چیز غیرمنطقی اتفاق بیفتد.

منبع: انتشار یافته در ماهنامه دیده بان

نوشته گپُ و گفت مفصل و خواندنی با «فرزاد فرزین» اولین بار در پدیدار شد.