شرط صداوسیما برای پخش ربنا شجریان

شرط صداوسیما برای پخش ربنا شجریان مرتضی میرباقری معاون سیما که صبح امروز در پشت صحنه سریال”پنچری” حضور داشت در حاشیه …

نوشته شرط صداوسیما برای پخش ربنا شجریان اولین بار در پدیدار شد.

شرط صداوسیما برای پخش ربنا شجریان

مرتضی میرباقری معاون سیما که صبح امروز در پشت صحنه سریال”پنچری” حضور داشت در حاشیه این حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که آیا صدای “ربنا” استاد شجریان از تلویزیون پخش می‌شود یا خیر گفت: پخش نشدن این دعا از صداوسیما منعی بوده که خودشان باعث آن شده است. اگر از سوی ایشان احترام به انقلاب، احترام به آزادی،‌ امنیت و حاکمیت ابراز شود، هیچ منعی برای پخش این دعا وجود ندارد.

وی در ادامه افزود: بارها گفته‌ام استاد شجریان به دلیل صحبت‌هایشان در سال ۸۸ اشتباهات فاحشی انجام دادند که واقعا پیشنهاد ما به هنرمندان این است که در مسائلی که امنیت کشورشان را به خطر می‌اندازد و می‌تواند خیانت در کشور را ایجاد کند، نباید حضور پیدا کنند و بازی بخورند؛ چراکه هنرمند آدم سیاسی نیست. هنرمند باید در کار اصلی خودش قرار بگیرد؛ بنابراین زمانی که این مسائل اتفاق می‌افتد، باعث می‌شود آن رسالت اساسی که یک هنرمند موظف به انجام آن است، لطمه ببیند و این کار در آن سال مورد لطمه قرار گرفت.

معاون سیما بیان کرد: شما در کشوری با سابقه فرهنگی بزرگ هستید که امنیت فوق‌العاده‌ای در آن حاکم است و انتخاباتی در آن برگزار شده که حتی ترقه‌ای در آن منفجر نشده است. هنرمندان باید قدردان انقلابی که در این کشور ایجاد شده، باشند؛ قدردان امنیتی که توسط حاکمیت برای مردم ایجاد شده است.

میرباقری ادامه داد: این امنیت توسط حاکمیت و مردم ایجاد شده است و نمی توان حاکمیت را زیر سوال برد و به گونه ای صحبت کرد که به حاکمیت لطمه بخورد. امکان دارد ناشی گری‌هایی از طرف برخی افراد مطرح شود اما حاکمیت می تواند این ناشی‌گری ها را ببخشد و اگر این مسیر درست انجام شود ما هم مشکلی نداریم.

وی در پایان بیان کرد: همانطور که گفتم منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته و اگر ابراز احترام به انقلاب، امنیت، مردم و حاکمیت از طرف ایشان وجود داشته باشد مشکلی برای پخش “ربنا” وجود ندارد.

نوشته شرط صداوسیما برای پخش ربنا شجریان اولین بار در پدیدار شد.

بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد

بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد کنسرت موسیقی «کاوه یغمایی»، با رپرتواری از آلبوم های گذشته و …

نوشته بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد اولین بار در پدیدار شد.

بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد

کنسرت موسیقی «کاوه یغمایی»، با رپرتواری از آلبوم های گذشته و قطعاتی تازه، پس از گذشت یکسال، در شهر تهران بروی صحنه می رود.

«کاوه یغمایی»، پس از اجرای کنسرتش در مرداد ماه سال گذشته که طی دو شب و بعد از قریب به ۱۰ سال در «سالن میلاد نمایشگاه بین المللی» تهران اتفاق می افتاد، این بار نیز در تدارک شبی موسیقایی و ویژه، برای هواداران خود می باشد که ۲۲ تیرماه در سالن وزارت کشور برگزار خواهد شد و شامل گلچینی از سه آلبوم آخر منتشر شده به علاوه قطعاتی تازه از ساخته هایش خواهد بود.

در کنسرت پیش روی یغمایی، نیلوفر فرزندشاد (کیبورد)، ساتگین یغمایی (کیبورد و کرال)، بابک ریاحی پور (گیتارباس)، مسعود همایونی (گیتار الکتریک) و نیما حمیدی (درامز)، به عنوان نوازنده حضور خواهند داشت و احتمال حضور شاهرخ ایزدخواه (گیتار الکتریک) نیز که از دوستان قدیمی و هم دوره دانشگاه یغمایی است، وجود دارد.

صدابرداری این اجرا، همچون اجرای گذشته بر عهده شهرام شعرباف خواهد بود و با این تفاضیل حضور شعرباف در کنار دو عضو اصلی گروهش یعنی «بابک ریاحی‌پور» و «شاهرخ ایزدخواه» از «اوهام»، پس از سالها رقم خواهد خورد.

شایان ذکر است که این کنسرت به تهیه کنندگی محمد جلیل پور (شرکت آوای هنر) برگزار می شود که بلیت فروشی آن از امروز (چهارشنبه ۱۰ خرداد) توسط سایت  آغاز شده است.

بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد

نوشته بلیت فروشی کنسرت کاوه یغمایی در شهر تهران آغاز شد اولین بار در پدیدار شد.

اثر شنیداری غم‌نومه فریدون منتشر می‌شود

اثر شنیداری غم‌نومه فریدون منتشر می‌شود اثر شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» به آهنگسازی حسین علیزاده و نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی در …

نوشته اثر شنیداری غم‌نومه فریدون منتشر می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

اثر شنیداری غم‌نومه فریدون منتشر می‌شود

اثر شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» به آهنگسازی حسین علیزاده و نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی در دو نسخه‌ محدود و نسخه‌ گسترده منتشر می‌شود.

در این اثر که پیش‌فروش نسخه‌ی محدود و خاص آن خرداد ماه آغاز و نسخه‌ گسترده‌ آن تیرماه سال جاری منتشر خواهد شد، بازیگران و هنرمندانی همچون صابر ابر، فرهاد اصلانی، امیر جعفری، حبیب رضایی، آیدا شاملو، سیامک صفری، ژاله علو، فاطمه معتمدآریا و زنده‌یاد مرتضی‌ احمدی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

آخرین ایفای نقش زنده‌یاد مرتضی احمدی نیز در این اثر بوده است.

«غم‌نومه‌ی فریدون»، روایتی محاوره و موزون به سبک و سیاق قصه‌های کوچه از یک آبادی است که در آن خندیدن ممنوع می‌شود. در پی این رویداد فریدون جوان خنده‌روی آبادی به دلیل عشقش‌ به لبخندهای معشوقه‌ی خود «هیچا» به اعتراض می‌ایستد و … .

جدیدترین اثر موسیقایی حسین علیزاده به نوعی بازگشتی به ادبیات و موسیقی مغفول کوچه و آثار شنیداریی از این دست است.

پیش‌تر بنا بود همزمان با انتشار نسخه‌ی شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» فاز اجرای صحنه‌ای آن نیز آغاز شود اما بنا بر تصمیم گروه تهیه و تولید پروژه، ابتدا فاز شنیداری آن منتشر و اجرای نمایش «فریدون» به زمان دیگری موکول شد که متعاقبا اعلام خواهد شد. بنابراین فاز شنیداری «غم‌نومه‌ی فریدون» در قالب نسخه‌ی خاص و محدود در تیراژ مقطوع دو هزار، از طریق سایت ایران‌کنسرت امروز، دهم تیر ماه پیش‌فروش خواهد شد و سپس نسخه‌ی گسترده‌ی آن همزمان با جشن امضای اثر در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

نسخه‌ی محدود و خاص «غم‌نومه‌ی فریدون» با کارگردانی گفتارهای نیما دهقانی و طراحی گرافیک فرهاد فزونی شامل موارد ویژه‌ و متعددی همچون لوح فشرده‌ی اثر شنیداری، لوح فشرده‌ی موسیقی‌های مستقل اثر، دی وی دی مستند پروژه و همچنین کتاب مصور، تابلوهای تایپوگرافی و تصویرسازی اثر خواهد بود و در بسته‌بندی نفیس به همراه شناسنامه‌ی شماره‌دار اثر (از شماره‌ی یک تا دوهزار) که به امضای مولفین رسیده است، به خریداران «غم‌نومه‌ی فریدون» تا نیمه‌ی دوم تیرماه سال جاری در جشن امضا ارائه خواهد شد.

صبا علیزاده دستیار آهنگساز و همچنین پوریا اخواص، داریوش کاظمی، علیرضا برنجیان اجراگران آوازهای «غم‌نومه‌ی فریدون» هستند.

همچنین از میان نوازندگان آن می‌توان به رضا عسگرزاده سازهای بادی، کوبه‌ای و اجرای الکترونیک سازهای زهی؛ سیامک جهانگیری، نی؛ صبا علیزاده، کمانچه؛ رادمان توکلی، تار؛ مهرداد ناصحی، قیچک؛ سحر ابراهیم، قانون؛ علی رحیمی، تنبک و دف و حسین علیزاده، تار، سه‌تار و شورانگیز اشاره کرد. همخوانی این اثر روایی، موسیقایی بر عهده‌ی مهرداد ناصحی، شهرام رکوعی، راحله برزگری، سحر محمدی، آساره شکارچی، عامر شادمان، روشنک کی‌منش و سمیرا محسنی بوده است.

از عوامل «غم‌نومه‌ی فریدون» می‌توان به حیبب رضایی مشاور هنری، نورالدین حیدری‌ماهر مدیر تولید، علی بوستان مدیر اجرایی، گروه فکر و خلاقیت آرتی‌مان مجری طرح، بامداد افشار و صبا علیزاده طراح صدا، فرهاد فزونی طراح گرافیک، عظیم مرکباتچی تصویرگر، مانی لطفی‌زاده عکاس، علیرضا وحدی مستندساز، نیوشا مزیدآبادی مدیر روابط عمومی، آریان امیرخان تبلیغات مجازی و مروارید خردمند دستیار کارگردان اشاره کرد.

نوشته اثر شنیداری غم‌نومه فریدون منتشر می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

امیر تاجیک: با اجرای آواز بر روی صحنه تئاتر وارد عرصه موسیقی شدم

امیر تاجیک: با اجرای آواز بر روی صحنه تئاتر وارد عرصه موسیقی شدم شب گذشته برنامه خندوانه با میزبانی از امیر …

نوشته امیر تاجیک: با اجرای آواز بر روی صحنه تئاتر وارد عرصه موسیقی شدم اولین بار در پدیدار شد.

امیر تاجیک: با اجرای آواز بر روی صحنه تئاتر وارد عرصه موسیقی شدم

شب گذشته برنامه خندوانه با میزبانی از امیر تاجیک خواننده کشورمان به روی آنتن رفت.

شب گذشته رامبد جوان بعد از مدت‌ها پس از اجرای یکی از قطعات موسیقی خندوانه، از فرهنگ صحیح رانندگی در ترافیک صحبت کرد و با میزبانی از امیر تاجیک خواننده کشورمان این برنامه به روی آنتن رفت.

جوان در ادامه در خصوص اجرای مسابقه خنداننده شو گفت: رقابت ها و همچنین داوری ها خیلی‌ سخت شده و به طور جدی از هفته آینده مسابقه به شکل جدی شروع می شود.

همچنین در ادامه برنامه تلویزیونی خندوانه، پس از اجرای بخش گزارشی مسابقه خنداننده شو و تمرین های شرکت کننده ها، امیر تاجیک خواننده موسیقی پاپ با اجرای تیتراژ سریال زیر آسمان شهر وارد صحنه شد و به گفتگو با کارگردان برنامه تلویزیونی خندوانه نشست.

تاجیک ابتدا ضمن سلام به همه بینندگان، به تیتراژ سریال زیر آسمان شهر در سالهای ۷۹ تا ۸۰ اشاره کرد و گفت: ترانه زیر آسمان شهر برای رضا عطاران بود و آن سال‌ها با هم زندگی می کردیم و بعد از شروع خوب مجموعه، تیتراژ ابتدایی و پایانی هم مورد استقبال قرار گرفت.

وی با اشاره به دوران کم کاری خود، تصریح کرد: زندگی فراز و نشیب های خودش را دارد تا اینکه برای من آنقدر گنج پنهان زندگی بزرگ دیده شد و هر لحظه اتفاقات قشنگی رقم خورد که سال ۱۳۹۲ آلبوم زندگی را منتشر کردم.

خواننده تیتراژهای تلویزیونی سپس قطعه پنجمین دیوار را اجرا کرد و قول داد تا برای کمک به کودکان بی سرپرست تعدادی از آلبوم‌های خود را به نفع این کودکان به مزایده بگذارد.

تاجیک پس از اجرای یک میان برنامه، به عمل جراحی بینی خود و حاشیه‌های ساخته شده توسط خبرگزاری ها اشاره کرد.

وی درخصوص جایگاه خودش در موسیقی عنوان کرد: من ابتدا در سن ۱۷ سالگی وارد عرصه تئاتر شدم و بعد از خواندن آواز به روی صحنه، به تشویق دوستانم در مرکز صدا و سیما برای واحد موسیقی ثبت‌نام کردم و بعد از گذراندن دوره‌های سولفژ خواننده تلویزیون شدم و کم کم مسیر های مختلف را تجربه کردم.

خواننده قطعات موسیقی ایران در خصوص فعالیت های خود در عرصه موسیقی عنوان کرد: خیلی دوست داشتم در سینما و بازیگری ادامه بدهم، ولی کار سینما سخت است و من در حوزه موسیقی جاگیر شده بودم.

تاجیک در پایان یکی دیگر از آهنگ های خود را با عنوان قطعه دنیای دیگر اجرا کرد و با اصرار جوان و یکی از تماشاگران خندوانه از طولانی شدن دوران تجرد خود و دلایل ازدواج نکردنش گفت.

گفتنی است؛ در ادامه برنامه خندوانه، قسمتی دیگر از تمرین های خنداننده شو و جام حذفی به روی آنتن رفت و پس از اجرای استنداپ کمدی ارژنگ امیرفضلی به پایان رسید.

نوشته امیر تاجیک: با اجرای آواز بر روی صحنه تئاتر وارد عرصه موسیقی شدم اولین بار در پدیدار شد.

افشین عزیزی: جذابیت‌های مستند ایران بیشتر می‌شود

افشین عزیزی: جذابیت‌های مستند ایران بیشتر می‌شود آهنگساز فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی ضمن تشریح تازه ترین فعالیت های …

نوشته افشین عزیزی: جذابیت‌های مستند ایران بیشتر می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

افشین عزیزی: جذابیت‌های مستند ایران بیشتر می‌شود

آهنگساز فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی ضمن تشریح تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود از روند ساخت موسیقی فیلم «آباجان» و «مستند ایران» سخن گفت.

افشین عزیزی آهنگساز فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی با اشاره به تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود از جمله آهنگسازی فیلم سینمایی «آباجان» که این روزها به کارگردانی هاتف علیمردانی روی پرده سینماهاست، بیان کرد: یکی از موارد مهمی که در ساخت موسیقی فیلم «آباجان» مدنظر ما بود تلاش برای نزدیکی موسیقی به منطقه ای بود که داستان فیلم در آنجا روایت می شد.

وی افزود: ما به واسطه داستان به منطقه زنجان رفتیم و از موسیقی ترکی و سازهایی چون بالابان استفاده کردیم، اما هر چه جلو رفتیم دیدیم این فضا تکراری و به دور از خلاقیت و نوآوری است به همین منظور ماجرا را به سمتی هدایت کردیم که در بستر موسیقی ایرانی و یک فضای ارکسترال المان های متفاوت تری از موسیقی ترکی در کلیت اثر وجود داشته باشد.

این آهنگساز ادامه داد: آنچه برای ما در ایجاد چنین فضایی مدنظر بود گرایش به تک نوازی برخی از سازها همانند کمانچه بود که به زعم خودم به فضای داستان بسیار کمک می کرد. به عنوان نمونه استفاده از ساز کمانچه به گونه ای بود که شیون شخصیت مادر  داستان را روایت کند. همین فضا در کلیت فیلم حفظ شد تا اینکه به انتهای فیلم می رسیم که دوست داشتم با استفاده از صدای آواگران اهل زنجان اتفاق متفاوتی را رقم بزنم ولی متاسفانه در این مرحله نتوانستیم به صدای مناسبی که دلخواهمان بود برسیم.

عزیزی درباره موسیقی بخش های انتهایی فیلم «آباجان» توضیح داد: شرایط به گونه ای رقم خورد که برای بخش های انتهایی فیلم از صدای دو هنرمند قشقایی که از قبل آنها را می شناختم استفاده کنم و به این ترتیب در بخش پایانی کار مقام «ترکمن قیزی» و «هجران قشقایی» انتخاب شد و به اعتقاد خودم بسیار هم روی کار نشسته است.

این آهنگساز که از مدتی قبل آهنگسازی مجموعه «مستند ایران» به کارگردانی ایرج عاشوری را به عهده داشته است درباره آهنگسازی و موسیقی این مجموعه تلویزیونی شبکه یک سیما نیز بیان کرد: در ایام نوروز بخش‌های مربوط به استان زنجان با صدای محمد معتمدی برای مخاطبان پخش شد و تا آنجا که اطلاع دارم مورد استقبال مخاطبان نیز قرار گرفته است. البته ما برای بخش های دیگر مجموعه از جمله استان سیستان و بلوچستان که تصویربرداری آن در صعب العبورترین مکان های این منطقه جغرافیایی انجام گرفته، انرژی بیشتری گذاشتیم و کیفیت فیلمبرداری ها و کارگردانی به گونه ای کاملا جهانی است و لازم است توجه بیشتری به آن شود.

عزیزی درباره آهنگسازی بخش زنجان «مستند ایران» اضافه کرد: ما برای ساخت موسیقی بخش زنجان روی سازهایی چون بالابان، تار و دایره به واسطه موسیقی آذری تمرکز بیشتری داشتیم. ضمن اینکه در این بخش همچون کارهای قبلی از فضای ارکسترال و نوازندگان مطرحی چون ارسلان کامکار، علی جعفری پویان، میلاد عالمی و تعدادی دیگر از دوستان استفاده شد که به پررنگ تر شدن موسیقی کمک قابل توجهی کرده است. ما در این بخش با مشورت آقای عاشوری و محمد معتمدی تلاش کردیم از آواز و تصنیف بیشتر استفاده کنیم که بر همین اساس تصنیف «صحبتم سازم» و یک قطعه آوازی با صدای محمد معتمدی روی کار گذاشته شد.

وی در بخش پایانی صحبت های خود با اشاره به تازه ترین فعالیت های موسیقایی خود گفت: مذاکراتی برای ساخت موسیقی چند فیلم و سریال انجام گرفته که طی روزهای بعد درباره آنها اطلاع رسانی خواهم کرد. ضمن اینکه بعد از تعطیلات نوروزی نیز قطعه ها و تصنیف هایی که برای بخش زنجان «مستند ایران» ساخته شده با صدای محمد معتمدی در فضای مجازی منتشر خواهد شد.

نوشته افشین عزیزی: جذابیت‌های مستند ایران بیشتر می‌شود اولین بار در پدیدار شد.

آرزوی فریدون شهبازیان برای سال جدید

آرزوی فریدون شهبازیان برای سال جدید فریدون شهبازیان با بیان این‌که دل‌مشغولی‌هایش در حوزه موسیقی فراوان است، آرزو کرد که آرزوهایش …

نوشته آرزوی فریدون شهبازیان برای سال جدید اولین بار در پدیدار شد.

آرزوی فریدون شهبازیان برای سال جدید

فریدون شهبازیان با بیان این‌که دل‌مشغولی‌هایش در حوزه موسیقی فراوان است، آرزو کرد که آرزوهایش درباره ارکستر ملی ایران در سال جدید تحقق پیدا کند.

این موسیقیدان و رهبر ارکستر ملی اظهار کرد: هر کسی به فراخور حال، روز و حرفه و مشغولیاتش حلول سال را تبریک می‌گوید، من نیز فرا رسیدن سال نو را تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم مردم خوب، صبور و متفکر ایران، سعادت و سلامتی داشته باشند و به موفقیت کامل برسند.

او ادامه داد: ما برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، از نظر موسیقی غنی هستیم و موسیقی متنوعی در مناطق مختلف کشور داریم، به‌عنوان یک موسیقیدان دل‌مشغولی‌های من از این نظر فراوان است. دوست دارم ارکستر ملی به موفقیت کامل برسد و آرزوهایی که درباره این ارکستر دارم، محقق شود. در کنار آن نیز من به موفقیت‌های خوبی که می‌خواهم برسم.

شهبازیان اظهار کرد: امیدوارم بتوانیم آثار خوبی را برای اجرا فراهم کنیم و آهنگسازان مطرح کشور برای این ارکستر آهنگسازی کنند. من با تعدادی از آن‌ها صحبت کرده‌ام و نسبت به این موضوع تمایل نشان داده‌اند. همچنین امیدوارم خوانندگان خوب کشور در کنار ما حضور داشته باشند.

این آهنگساز افزود: ما توانستیم ارکستر ملی را به حدی برسانیم که از پس اجرای هر قطعه‌ای برآید و حتی آثار کلاسیک را نیز می‌توانیم به‌راحتی اجرا کنیم.

فریدون شهبازیان متولد سال ۱۳۲۱ در تهران است. او در هشت سالگی ساز ویلن را فرا گرفت و در ۱۸ سالگی به عضویت ارکستر سمفونیک تهران درآمد. شهبازیان فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

او رهبری گروه کر و ارکستر سمفونیک رادیو را در کارنامه خود دارد. او با خوانندگانی مانند محمدرضا شجریان و نادر گلچین همکاری داشته و در زمینه ساخت موسیقی فیلم نیز فعال بوده است.

نوشته آرزوی فریدون شهبازیان برای سال جدید اولین بار در پدیدار شد.

چشم‌آذر: زمان ما پاپ خواندن هنر بود، نه ناله بی‌خود

چشم‌آذر: زمان ما پاپ خواندن هنر بود، نه ناله بی‌خود ناصر چشم‌آذر می گوید در دهه ۵۰ هر خواننده‌ پاپی شیوه …

نوشته چشم‌آذر: زمان ما پاپ خواندن هنر بود، نه ناله بی‌خود اولین بار در پدیدار شد.

چشم‌آذر: زمان ما پاپ خواندن هنر بود، نه ناله بی‌خود

ناصر چشم‌آذر می گوید در دهه ۵۰ هر خواننده‌ پاپی شیوه خاص خود را داشت و هنر خوانندگی مطرح بود، نه ادا و ناله و گریه بیخود.

نرگس کیانی: کارنامه کاری ناصر چشم‌آذر هم چون منشوری چند وجهی است؛ از پیشتازی او که ساز تخصصی‌اش آکاردئون است در عرصه موسیقی الکترونیک تا آهنگسازی‌ها و تنظیم‌های به یاد ماندنی‌اش برای موسیقی پاپ در دهه ۵۰، از آلبوم‌هایی بارها و بارها شنیده شده هم چون «باران عشق» تا موسیقی‌های متنی که به محض شنیدنشان به یاد شخصیت اصلی آن فیلم یا سریال می‌افتیم.

استارت کنسرت‌های ناصر چشم‌آذر از مهر سال ۹۴ زده شد تا تیتر رسانه‌ها «چشم‌آذر بعد از ۳۰ سال بازگشت» شود. خوش‌شانس بودیم که این روند ادامه پیدا کرد و آخرین کنسرت او در سال ۹۵، بیست‌و‌پنجم و بیست‌و‌ششم اسفند با حضور مهدی یغمایی به عنوان خواننده مهمان در تالار وحدت برگزار شد. همان روزها برای گزارش تمرین به استودیو محل تمرین‌شان در خیابان جردن رفتیم که می‌توانید حاصل آن را اینجا بخوانید اما آن‌چه در ادامه آمده است گفت‌و‌گویی است جداگانه با ناصر چشم‌آذر که از معضل امروز موسیقی پاپ، نظرش نسبت وضعیت فعلی موسیقی الکترونیک، رمز و رازی که موسیقی دهه ۵۰ را شیرین و جذاب می‌کرد، آن‌چه می‌خواست با آلبوم «باران عشق» نشان دهد و زده شدن جرقه موسیقی متن فیلم در ذهنش با دیدن «آیوانهو» گفت.

معضل موسیقی پاپ در دهه ۹۰

آهنگساز و تنظیم‌کننده قطعه «زائر»؛ «… در ساکت چشمانت، فریاد شکستن‌ها/ من زائر درگاهم، تو اوج رسیدن‌ها…»، در مورد فاصله‌ای که از لحاظ کیفیت میان موسیقی پاپ امروز با موسیقی پاپ در دهه ۵۰ وجود دارد گفت: «تکرار چیزی است که کاملا در محتوای موسیقی پاپ به چشم می‌آید. همین طور تقلید، ریمیکس و کاور از موسیقی‌های عربی و ترکی زیاد شده است که اصلا برای موسیقی ما شایسته نیست. متاسفانه بسیاری از خوانندگان پاپ ما تقلیدگر یکدیگرند و صدا و نوع اجرایشان شبیه هم است. مشکل اصلی موسیقی پاپ اکنون از نظر من تقلید و مشابه‌سازی است؛ حتی تقلید بچه‌ها از روی دست یکدیگر.»

چشم‌آذر تاکید کرد: «انگار هیچ خلاقیتی وجود ندارد و تقلید مثل گردبادی همه را در بر گرفته است یا حوصله‌ای برای ایده‌آفرینی و به خرج دادن سلیقه وجود ندارد. همه می‌نشینند از روی دست هم کپی می‌کنند. روند ارکستراسیون‌ها و سازبندی‌ها به این سمت رفته که اروپایی‌ها چه کار کردند ما هم همان کار را بکنیم.»

آهنگساز و تنظیم‌کننده قطعه فراموش‌نشدنی «هجرت»؛ «با سقوط دستای ما در تنم چیزی فرو ریخت/ هجرتت اوج صدامو بر فراز شاخه آویخت…» ادامه داد: «در جاهایی هم به سمت مداحی می‌روند. در شیوه خواندن بسیاری از خوانندگان پاپ امروزی ناله و درد و فغان به شدت زیاد است در صورتی که متن ترانه آن حد از زجر را ندارد اما احساسی که صدای خواننده به مخاطب منتقل می‌کند به گونه‌ای است که انگار عشقش جلوی چشمش در گدازه‌‌های آتشفشان کباب شده است! این عدم تطبیق احساس خواننده در هنگام خواندن با متن شعر هم بسیار دیده می‌شود.»

تنظیم‌کننده قطعه از یاد نرفتنی «بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته/ بزن تار و بزن تار…» افزود: «به نظرم خوانندگان پاپ نباید پر شدن سالن‌هایشان را به حساب کار خوب خودشان بگذارند و باید به در دسترس نبودن گزینه‌های دیگر برای مخاطب هم فکر کنند. مخاطبانی که موسیقی پاپ و اجرای زنده را دوست دارند اما گزینه‌هایشان محدود است، استقبالشان به معنای تایید کیفیت آن چه می‌شنوند نیست و به چشم سرگرمی و جایی برای وقت گذرانی به آن نگاه می‌کنند.»
پیشرفت موسیقی الکترونیک

ناصر چشم‌آذر در ۲۰ سالگی برای گذراندن دوره جاز به آمریکا مسافرت کرد. او در سال ۱۳۵۷ بار دیگر و این بار برای پنج سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا رفت. این پیشگام سازهای الکترونیک در ایران در خصوص پیشرفت این گونه از موسیقی در ایران از آن زمان تاکنون، گفت: «من سال ۱۳۵۲ دستگاه الکتریکی را وارد مارکت موسیقی پاپ کردم و معتقدم از آن زمان تاکنون موسیقی الکتریک که الان با عنوان موسیقی الکترونیک می‌شناسیمش پیشرفت خوبی داشته است. کسانی که یک نسل یا دو نسل بعد از من آمدند، منبع‌شان در این زمینه کارهایی بوده است که آن زمان از من شنیده‌اند و همان‌ها مجابشان کرده است که در این عرصه فعالیت کنند. با نگاه کردن به این روند، احساس رضایتی نسبی دارم از این که نسل پس از من با شنیدن آثارم از ایده‌های مدرن و به‌روز بهره بردند.»

رمز و راز موسیقی پاپ دهه پنجاه

آهنگساز و تنظیم‌کننده قطعه «دو پرنده»؛ «… ما بس که نپریدیم/ پریدن یادمون رفت…» در مورد رمز و رازی که در موسیقی دهه ۵۰ بود و آن را نسبت به موسیقی پاپ فعلی جذاب‌تر و شیرین‌ترش می‌کرد گفت: «نمی‌خواهم در دام نوستالژی و ترجیح گذشته بر حال، تحت هر شرایطی بیفتم. البته معتقدم بحث نوستالژی بیشتر شامل دهه ۴۰ می‌شود؛ آن‌ها درصد نوستالژی‌شان بیشتر است اما موسیقی دهه پنجاه، چشمی هم به آثار آوانگارد دنیا داشت، می‌خواست مدرن و به روز باشد و از لحاظ رقابتی می‌توانست با موسیقی اروپای شرقی و حتی اروپای غربی رقابتی تنگاتنگ داشته باشد. در آن دوره موسیقی ما به عنوان مثال از موسیقی ترکیه بسیار پیشروتر و قوی‌تر بود و می‌توانستیم با دنیا بر سر موسیقی پاپ رقابت کنیم. بعد از انقلاب بود که موقعیت و امکانات در حوزه موسیقی پاپ کمتر و حتی متوقف شد و این توقف حداقل برای پنج، شش سال ادامه داشت.»

ناصر چشم‌آذر ادامه داد: «اگر باورمان این باشد که موسیقی هنری ماورایی است و از جهانی فرای این جهان به هنرمند نازل می‌شود؛ معتقدم موسیقی دهه ما از چنین عناصر ماورایی و کائناتی تغذیه می‌کرد.»

«باران عشق» و جهانی کردن موسیقی ایرانی

۲۳ سال از انتشار آلبوم بی‌کلام «باران عشق» می‌گذرد و بی‌شک تاکنون بارها و بارها قطعاتی از آن را از رادیو و تلویزیون؛ غالبا بی‌اجازه خالقش شنیده‌اید. ناصر چشم‌آذر در خصوص این آلبوم خاطره‌انگیز گفت: «در آلبوم «باران عشق» می‌خواستم نشان دهم موسیقی دهه پنجاه‌مان چه بوده است و در زمان انتشار این اثر که دهه ۷۰ بود، توانستم بار دیگر همان ملودی‌ها و احساسات را نشان دهم که پیشرو بودند و توانایی رقابت با موسیقی اروپا را داشتند. چیزی که همیشه برایم مهم‌تر از برانگیختن حس نوستالژی است.»

خالق آلبوم‌های «باران شادی ۱،۲،۳» ادامه داد: «در «باران عشق» می‌خواستم بر ثمرات موسیقی پاپ در دهه ۵۰ تاکید کنم؛ این که آن زمان هر خواننده‌ای شیوه خاص خود را داشت و هنر خوانندگی مطرح بود، نه ادا و ناله و گریه بیخود. هیچ چیز پوشالی نبود و خواننده به چیزی تظاهر نمی‌کرد. تعجب می‌کنم از این که خوانندگان پاپ الان‌مان چرا انقدر ناراحتند و وقتی می‌خواهند بخوانند انگار زجر می‌کشند!»‌

آفریینده آلبوم «خواهران غریب» افزود: «در «باران عشق» همچنین می‌خواستم یادآوری کنم که موسیقی ما می‌تواند از مرزهای ایران رد شود، با موسیقی جهانی رقابت و فرضا با یک جوان اروپایی هم ارتباط برقرار کند. قدرتی که موسیقی باکلام ما حتی زمانی که نظر کسانی را در دنیا به خود جلب می‌کند، در نهایت فاقد آن است.»

ناصر چشم‌آذر ادامه داد: «به عنوان مثال موسیقی استاد محمدرضا شجریان در دنیا شنیده می‌شود که نوعی موسیقی سنتی چهچه‌زنی و آوازخوانی است ولی به سختی می‌تواند با جوانانی که متوجه زبان آن نمی‌شوند ارتباط برقرار کند. کاری که آثاری مانند «باران عشق» راحت‌تر انجام می‌دهند. من با دغدغه جهانی کردن موسیقی ایرانی به دنبال همین ارتباط بودم.»

صاحب آلبوم «طلوع عشق» در پاسخ به این‌ پرسش که آیا آن‌چه با عنوان موسیقی تلفیقی می‌شناسیم می‌تواند به این برقراری ارتباط کمک کند یا خیر، گفت: «حالا می‌بینیم برای این که موسیقی را جهانی کنند چیزی به اسم موسیقی تلفیقی مد کرده‌اند که در آن کمانچه را کنار گیتار فلامینکو می‌گذارند‍! و ما نفهمیدیم چطور می‌شود موسیقی اسپانیایی را با آواز شوشتری منصوری تلفیق کرد؟! ما باید با سازهای خودمان این کار را بکنیم. مثلا کاری که گروه رستاک می‌کند از نظر من بسیار قابل قبول است.»
موسیقی متن؛ جرقه‌ای که با «آیوانهو» زده شد

بُعد دیگر زندگی هنری ناصر چشم‌آذر، موسیقی‌های متنی است که به محض شنیدن‌شان شخصیت فیلم جلوی چشم‌تان می‌آید. از «هامون» گرفته تا «خواهران غریب»، از «قارچ سمی» تا «شمعی در باد»، از «آتش بس» تا «سوپر استار» و… چشم‌آذر در پاسخ به این که چه می‌کند که موسیقی‌های متنش یادآور شخصیت‌های اصلی فیلم می‌شوند گفت: «تناسب و ارتباط ملودی و ارکستراسیون است که این کار را می‌کند و حساسیت یک آهنگساز فیلم. صرف این که موسیقی را از لحاظ آکادمیک به خوبی بدانید نمی‌تواند متضمن این باشد که موسیقی متن بنویسید. این جا دیگر فقط سواد کارساز نیست و خلاقیت و زیبایی‌شناسی است که به کمک‌تان می‌آید.»

سازنده موسیقی متن «می‌خواهم زنده بمانم» ادامه داد: «من از خودم مثال می‌زنم. اولین فیلمی که در دوران کودکی و به خوبی یادم مانده است «آیوانهو» بود با بازی رابرت و الیزابت تیلور. یادم است محو موسیقی میکلوش روژا شده بودم. این که چه طور موسیقی می‌تواند کاری کند در صحنه‌ای که مثلا برف می‌آید احساس سرما کنید… یکی از معجزات موسیقی همین است که در یک ثانیه چنان اثری بر جسم و روح‌تان می‌گذارد که هزاران تابلو می‌بینید.»

سازنده موسیقی «خواب و بیدار» افزود: «وقتی دست به کار شدم موسیقی «تاراج» را ساختم. موسیقی‌ای که احساس می‌کنم به احتمال ۹۹ درصد با شنیدنش زینال بندری جلوی چشمتان می‌آید؛ قاچاقچی سابقه‌دار تریاک با بازی جمشید هاشم‌پور. تناسب ملودی با عناصر کاراکتر است که منجر به چنین اتفاقی می‌شود. بارها گفته‌ام که ما برای اصغر، حسین، قاسم، سمیه و در مجموع برای شخصیت‌هایی ایرانی موسیقی می‌سازیم نه برای ژان، جک، امانوئل، الیزابت و شخصیت‌های خارجی. فضا و هویت باید ایرانی باشد. همین می‌شود که مثلا به محض شنیدن موسیقی «خواب و بیدار» به یاد ناتاشا و عبداله پلنگ با بازی رویا نونهالی و مهدی فخیم‌زاده می‌افتید. این دیگر به میزان غرق شدن شما به عنوان سازنده موسیقی متن در درون کاراکترها برمی‌گردد.»

نوشته چشم‌آذر: زمان ما پاپ خواندن هنر بود، نه ناله بی‌خود اولین بار در پدیدار شد.

آهنگساز ایرانی داور جایزه جونو شد

آهنگساز ایرانی داور جایزه جونو شد رهبر ارکستر، آهنگساز و نوازنده ایرانی به عنوان داور جایزه «جونو» معتبرترین جایزه موسیقی کشور …

نوشته آهنگساز ایرانی داور جایزه جونو شد اولین بار در پدیدار شد.

آهنگساز ایرانی داور جایزه جونو شد

رهبر ارکستر، آهنگساز و نوازنده ایرانی به عنوان داور جایزه «جونو» معتبرترین جایزه موسیقی کشور کانادا معرفی شد.

مازیار حیدری رهبر ارکستر، آهنگساز و پیانیست مقیم کانادا به عنوان داور جایزه «جونو» معتبرترین جایزه موسیقی کشور کانادا انتخاب شد.

جایزه جونو معتبرترین جایزه موسیقی در کانادا است که سالی یکبار در ۴۴ رده موسیقایی گوناگون به هنرمندان برگزیده اعطا میشود. این جایزه از سال ١٩٧٠ تا کنون هر ساله اعطا شده و برای احترام به پیر جونو، اولین رئیس رادیو تلویزیون کانادا، چنین نامگذاری برای آن انتخاب شده است.

لئونارد کوهن، گِلِن گولد، سِلِن دیون، شانیا تواین، جاستین بیبر در حوزه خوانندگی، ارکستر سمفونی مونتریال و ارکستر سمفونی تورنتو در حوزه موسیقی ارکسترال برگزیدگان دوره های قبلی این جایزه هستند.

مراسم اهدای جوایز امسال در تاریخ دوم آوریل و در شهر اُتاوا برگزار می شود.

نوشته آهنگساز ایرانی داور جایزه جونو شد اولین بار در پدیدار شد.

ماجرای رفاقت محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

ماجرای رفاقت محمدرضا شجریان و شهرام ناظری شهرام ناظری در گفت و گویی که از او در سالنامه «اعتماد» منتشر شده …

نوشته ماجرای رفاقت محمدرضا شجریان و شهرام ناظری اولین بار در پدیدار شد.

ماجرای رفاقت محمدرضا شجریان و شهرام ناظری

شهرام ناظری در گفت و گویی که از او در سالنامه «اعتماد» منتشر شده است، درباره تفاوت اوضاع موسیقی قبل و بعد از انقلاب و همچنین آشنایی‌اش با محمدرضا شجریان گفت.

در ادامه گزیده‌ای از این گفت‌وگو را می‌خوانید:

ناظری درباره تاثیر انقلاب بر ماندگاری و رشد موسیقی اصیل ایرانی گفت: «من این موضوع را قبول ندارم، قبلا هم گفته‌ام که از سال ۵۰ داریوش صفوت مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را ایجاد کرد و به نظرم نوعی رنسانس در موسیقی به وجود آمد و همه هنرمندانی که قبل و بعد از انقلاب توانستند خودی نشان بدهند حاصل همان مرکز هستند.»

او در مورد تاثیر مثبت انقلاب در تعطیلی یکسری موسیقی ها در دهه ۶۰ و باز شدن راه برای موسیقی سنتی، بیان کرد: «به نظرم تاثیر مثبتی نبوده است و وقتی همه موسیقی ها وجود داشته باشد، جامعه قدرت انتخاب بهتری دارد و این جامعه است که در نهایت موسیقی خوب را انتخاب می کند و اینکه در یک جامعه چشم و گوش مردم را ببندند و فکر کنند که فقط یک راه درست است نتیجه خوبی در پی ندارد.»

ناظری درخصوص آشنایی‌اش با شجریان، گفت: «سال ۵۴ که با هوشنگ ابتهاج در رادیو آشنا شدم، ایشان او را هم به من معرفی کردند و بعد از تعطیلی رادیو و تاسیس کانون چاووش همیشه باهم بودیم و گفت‌و‌گو می کردیم. رفاقتمان تقریبا شبانه روزی و تنگاتنگ شده بود.»

این هنرمند نظر خود درباره «ربنا»ی شجریان را این‌گونه بیان کرد: «ربنای استاد شجریان از نظر کیفیت اجرایی بی نظیر و بی مانند است، اما من همیشه دلم خواسته است تا ربنا با لهجه ایرانی اجرا شود.»

او درباره فضای کاری‌شان بعد از انقلاب گفت: «بعد از انقلاب دور تازه و سختی برای ما شروع شد، به گونه ای که حتی نمی توانستیم اسم موسیقی را بیاوریم و این فعالیت در کانون چاوش با سختی ادامه یافت و هربار کنسرت برگزار می‌کردیم وسط کار می‌آمدند و به هم می‌ریختند.»

ناظری درخصوص نقدی که به صداوسیما به دلیل اجحاف در حق هنرمندان دارد، توضیح داد: «صدا و سیما باید محیطش را طوری درست کند که با فرهنگ و هنرمندان سخنیت داشته باشد، یعنی یک محیط درست‌تر، فرهنگی‌تر و با برنامه‌ریزی مناسب ایجاد کند. وقتی چنین چیزی باشد و ما حس کنیم این رسانه در ارتقای فرهنگ ایران و برای جامعه تاثیرات مثبت دارد ماهم می رویم. مهم ترین مسئله این است که حق کپی رایت در درجه دوم قرار دارد. بحث ما این است که شما رسانه ای بی سلیقه هستید و ما نمی توانیم کارنامه هنری که برایش زحمت کشیده ایم را آنجا بیاوریم و خراب کنیم.»

نوشته ماجرای رفاقت محمدرضا شجریان و شهرام ناظری اولین بار در پدیدار شد.

خوش شانس‌هایی که از موسیقی پول درمی‌آورند

خوش شانس‌هایی که از موسیقی پول درمی‌آورند یکی از اعضای پالت می‌گوید اوایل، کارهای دیگری می‌کردند تا پولش را خرج موسیقی‌ …

نوشته خوش شانس‌هایی که از موسیقی پول درمی‌آورند اولین بار در پدیدار شد.

خوش شانس‌هایی که از موسیقی پول درمی‌آورند

یکی از اعضای پالت می‌گوید اوایل، کارهای دیگری می‌کردند تا پولش را خرج موسیقی‌ کنند و الان خوش شانسند که می‌توانند از موسیقی پول درآورند.

 

نرگس کیانی- امیر بهاری: EP مخفف Extended play، مینی آلبومی از چهار تا هفت قطعه با زمانی بین ۲۵ تا ۸۰ دقیقه است؛ چیزی نه چندان جا افتاده در ایران اما مرسوم در دنیا که هنرمندان اگر بین دو آلبوم‌شان فاصله بیفتد یا قطعاتی کمی داشته باشند، به سراغش می‌روند. کنسرت تصویری هم اگرچه در ایران چندان رواج ندارد، اما حتما دیده‌اید.

اسفند ۹۵ گروه پالت یک EP و یک کنسرت تصویری با نام «تمامِ ناتمام» روانه بازار کرد. EP پالت شامل پنج قطعه «لیلی جان»، «تمامِ ناتمام»، «نرو بمان»، «صدایم کن» و «قاصدک» و کنسرت تصویری‌شان شامل هشت قطعه «یادگار دوست»، «والس شماره ۱»، «خانه بر دوش»، «لبخند»، «لیلی جان»، «صدایم کن»، «تمام ناتمام»، «نرو بمان» و ویدئوی پشت صحنه بود. گروه پالت همچنین چهارم فروردین ۹۶ در برج میلاد روی صحنه رفت، کنسرتی که ۱۵ فروردین مجددا تکرار خواهد شد.

همه این‌ها بهانه‌ای شد تا در روزهای پایانی اسفند در مقابل سه نفر از اعضای گروه پالت؛ امید نعمتی (خواننده)، روزبه اسفندارمز (نوازنده کلارینت و ساکسیفون) و مهیار طهماسبی (نوازنده ویولنسل) بنشینیم. اتفاقی که در استودیویی در کوچه کناری کافه نادری رخ داد و حاصلش را در ادامه می‌خوانید.

یکی از موضوعات صحبت‌مان EP و دیگری کنسرت تصویری است. می‌خواهم اول به دومی بپردازم که چندان در ایران جا نیفتاده است. به عنوان مثال همه ما استاد محمدرضا شجریان را دوست داریم اما فکر می‌کنم تنها یک یا دو کنسرت او به صورت تصویری منتشر شده است. جدا از این حتی در موسیقی پاپ هم که هیجان و اکشن بیشتری دارد و طرفدارانش دوست دارند شاهد اجرای تصویری خواننده‌ای که طرفدارش هستند باشند معمولا ویدئویی منتشر نمی‌شود و تا حدودی می‌توان دلیلش را حدس زد که به کیفیت اجرا و صدابرداری برمی‌گردد (با لبخند) و این که در اجرای زنده‌ای که در حال تصویربرداری است نمی‌توان خطاهای خواننده را پنهان کرد.

روزبه اسفندارمز: بخش عمده این جا نیفتادن به کمبود امکانات فنی برمی‌گردد. ما خرداد سال گذشته اجرایی در تالار وحدت داشتیم و هزینه زیادی هم صرف ساخت دکور برای فیلمبرداری کردیم اما بعدا متوجه شدیم سیستمی که در تالار وحدت ضبط ویدئو را انجام می‌دهد نمی‌توانسته صدای تعدادی از سازها را ضبط کند!

ویدئو «تمام ناتمام» را می‌توان اتفاقی خوبی ارزیابی کرد. چون مخاطبی که نمی‌تواند به کنسرت بیاد و از صدا و سیما هم نمی‌تواند خواننده مورد علاقه‌اش را در حال اجرا ببیند و صرفا صدایش را می‌شنود، از این طریق امکانی برایش مهیا می‌شود تا ببیند هر کدام از اعضای گروه چگونه کارشان را انجام می‌دهند. و این مسئله می‌تواند برایش بُعد آموزشی هم داشته باشد. از کی به فکر انتشار نسخه ویدئویی کنسرتی از خودتان افتادید و چرا امروز این اتفاق رخ داد؟

مهیار طهماسبی:  ما از اولین کنسرت‌مان ایده ضبط تصویر را در ذهن داشتیم و دوست داشتیم از کنسرت‌هایمان فیلمبرداری کنیم و سی‌دی‌اش را بیرون بدهیم اما همان طور که روزبه اشاره کرد مسائل فنی همیشه مزاحم کارمان می‌شد. چندین و چند بار هم ضبط کردیم اما می‌دیدیم به دلایلی از جمله نوع میکروفن‌ها، تنظیم نبودن صدا، نفوذ صدای سازهای مختلف درهم و داستان‌هایی از این دست قابل انتشار نیست. (با خنده) تجربیاتی که در طول این ناکامی‌ها به دست آوردیم به مسیری هدایت‌مان کرد که اجرایی در برج آزادی داشته باشیم و با تمرکز دقیق‌تر روی صدا، ضبطش کنیم و حاصلش شد «تمام ناتمام». اگر این بار هم نتیجه، چیزی که می‌خواستیم نمی شد، طبیعتا انتشار کنسرت تصویری باز هم عقب‌تر می‌افتاد. اصولا کنسرت‌های تصویری که از دیگر نقاط دنیا می‌بینیم از لحاظ صدابرداری در سطح ویژه‌ای قرار دارند که (با خنده) ما در ایران بلد نیستیم.

نکته دیگری که هست این که هنرمندان ما انگار کمی ویدئو گریزند، تاکید می‌کنم منظورم نه موزیک ویدئو که کنسرت تصویری است. به خاطر دارم سال ۲۰۰۵ میلادی که مستند «راهی به سوی خانه نیست» ( No Direction Home) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در مورد باب دیلن منتشر شد، اسکورسیزی در مصاحبه‌ای گفته بود فقط مدت دو سال راش می‌دیده تا تصمیم بگیرد می‌خواهد از کدام‌ها استفاده کند!

باز هم از استاد شجریان مثال می‌زنم. اگر قرار باشد مستندی در مورد او ساخته شود واقعا چند کنسرت  و تصویر از او در دست داریم؟! در صورتی که کنسرت تصویری در همه جای دنیا جدی گرفته می‌شود اما در ایران انگار، واهمه‌ای در موردش هست.

اسفندارمز: اگر ما هنوز هم «اِس اَند اِم» (S&M) (کنسرت تصویری مشترک میان گروه متالیکا و ارکستر سمفونیک سانفرانسیسکو)، «زنده در پمپئی» (Live at Pompeii) (فیلم کنسرت گروه پینک فلوید در آمفی ‌تئاتر پمپئی) و «تکانه» (Pulse) (پینک فلوید) را می‌بینیم و کَف می‌کنیم به این دلیل است که تولید این قبیل ویدئوها در آن جا سابقه‌ای چند ده ساله دارد و هر کسی وظیفه خود را می‌داند اما از آن جایی که ما همگی از گروه گرفته تا صدابردار، کارگردان، سالن‌دار و همه دست‌اندرکاران این قضیه هنوز در حال تجربه کردنیم راه درازی در پیش داریم تا به کیفیتی برسیم که آن‌ها در دهه هفتاد میلادی رسیدند.

مسئله دوم همان واهمه است. این که چه چیزی را می‌شود منتشر کرد و چه چیزی را نمی‌شود و این که چه بازخوردی خواهد داشت. واهمه‌ای که واهمه موسیقایی هم نیست؛ چون چیزهایی را نمی‌‌شود جلوی دوربین برد و به همین دلیل ناچاریم بخش عمده‌ای از زیست روزمره‌مان را پنهان کنیم و این فقط در مورد موزیسین‌ها هم نیست و هنرمندان هر رشته‌ای با آن مواجه‌اند.

پیرو همین بحث، چیزی که در کنسرت تصویری شما و باقی کنسرت‌های تصویری نیست؛ مردم‌اند. انگار تماشاگری وجود ندارد.  

اسفندارمز: قانونا نمی‌شود نشان داد.

روزبه نعمتی: چند وقت پیش داشتم دوباره «هم نوا با بم» (کنسرت تصویری محمدرضا شجریان با هم‌خوانی همایون شجریان) را می‌دیدم، آن جا تماشاگران هم دیده می‌شدند. انگار از زمانی به بعد قانونی آمد که ممنوع شد.

اسفندارمز: فکر می‌کنم دلیل این که اعتراض یا سوالی هم در این مورد نیست  این باشد که مارکتش وجود ندارد. کسانی که تهیه‌کننده موسیقی‌اند به شکل طبیعی توقع دارند در ازای هزینه‌ای که می‌کنند سودی به دست آوردند. کنسرت تصویری مارکت نامشخصی دارد و تهیه‌کننده هم دیگر به بودن یا نبودن تماشاگر در ویدئو فکر نمی‌کند و تنها برای ماست که مهم است.

شما معمولا در یک کنسرت تعداد قطعات بیشتری را اجرا می‌کنید اما این آلبوم تصویری جمع و جورتر است.

اسفندارمز: شما فرضا برنامه‌ریزی می‌کنید که از ساعت ۱۲ ظهر شروع کنید، ساعت یک ساندچک (Sound Chek) کنید، بعدش یک دور تمرین و… (با خنده) اما همیشه ۱۰۰ درصد از برنامه‌ریزی عقبید. چون یکهو می‌بینید ایستاده‌اید و مثلا دکور دارد می‌افتد روی سرتان. به همین خاطر ما برنامه ریختیم که در بدترین شرایط حداقل هشت قطعه با کیفیت عالی ضبط کنیم و در واقع به حداقلی از بهترین‌ها فکر کردیم.

اگر بحثی در مورد نسخه تصویری ندارید به سراغ EP برویم. EP منتشر کردن کار جالبی است اما در ایران جا نیفتاده…

اسفندارمز: (با خنده) همه فحش می‌دهند!

(با تعجب) چرا فحش؟!

اسفندارمز: (به شوخی) می‌گویند کم است. کم فروشی کرده‌اید!

(با خنده) این فرمتی است که در دنیا پذیرفته شده.

طهماسبی: اما جا انداختنش در ایران سخت است.

اسفندارمز: (با خنده) یکی از دوستان‌مان برایمان نوشته بود؛ کلاه بردارتر از گروه پالت نداریم، چون آلبومشان پنج قطعه دارد!

ولی EP در همه جای دنیا هست. خیلی از گروه‌های موسیقی در سطح دنیا مثلا وقتی مابین دو آلبوم‌شان فاصله می‌افتد یک EP منتشر می‌کنند. به عنوان مثال بندِ مگادث (Megadeth گروه متال آمریکایی) سال گذشته شاید به این دلیل که آن تعداد قطعه راضی‌کننده که دوست داشته باشند پخش کنند نداشتند EP منتشر کردند.

نعمتی: جدا از عادی بودن EP در همه دنیا، ما در کنار آن کنسرت تصویری هم منتشر کرده‌ایم اما چون اکثرا فقط EP را از اینترنت دانلود کرده‌اند دومی را ندیده‌اند.

این واکنش‌ها را پیش‌بینی نکرده بودید؟

طهماسبی: چرا پیش‌بینی کرده بودیم اما به عنوان مثال قطعه «نرو بمان» جزو آهنگ‌هایHit  (محبوب و فراگیر) ماست. سال ۹۴ که می‌خواستیم آلبوم «شهر من بخند» را منتشر کنیم فکر کردیم «نرو بمان» را هم در آن بگنجانیم، همان موقع ضبطش کردیم اما دیدیم اصلا به فضای آن آلبوم نمی‌خورد و منتشر نشد.

همین اتفاق باعث شد به این فکر کنیم که کارهایی داریم که به صورت تک آهنگ منتشر شده‌اند و باید در جایی ثبت‌ شوند. وقتی این تعداد به پنج، شش تا رسید تصمیم گرفتیم در قالب EP منتشرشان کنیم.

نعمتی: می‌دانستیم بهمان نقد وارد خواهند کرد اما واقعیت این است که انتقادات به آن حدی که در ذهن من بود نرسید و خیلی‌ها دوستش داشتند. قطعا اولین بودن همیشه تبعاتی با خود به همراه دارد.

بعضی قطعات EP تان به حال و هوای پالت چند سال پیش نزدیکند و بعضی به پالت امروز. در واقع به گونه‌ای نیست که بتوان در قالب یک آلبوم منتشرشان کرد.

نعمتی: ما در اوایل کارمان این تنوعی را که اشاره کردید خیلی دوست داشتیم. (با خنده) مثلا در آلبوم اولمان «آقای بنفش» که سال ۹۱ منتشر شد، همه جور موزیکی شنیده می‌شد و همه هر کاری دوست داشتیم می‌کردیم. البته فکر می‌کنم هر هنرمندی در شروع کارش باید بچرخد و تجربه کند تا کم‌کم امضای شخصی‌اش را پیدا کند ولی فکر می‌کنم بعد از «آقای بنفش»، «شهر من بخند»، EP و کنسرت تصویری «تمام ناتمام» به واسطه تجربیاتی که کسب کرده‌ایم احتمالا آلبوم سومان یک دست‌تر خواهد بود.

پالت چه در «آقای بنفش» و چه در «شهر من بخند» برای بخش اینسترومنتال  Instrumental) موسیقی بی‌کلام) اهمیت زیادی قائل بوده و همیشه از این امتیاز استفاده کرده است اما در این EP انگار جمع و جورتر شده و فضای اینسترومنتالش کمتر.

نعمتی: فکر می‌کنم تغییری که اشاره می‌کنید در راستای پختگی‌مان است. همان‌طور که اشاره کردم قبلا همه‌مان دوست داشتیم در یک قطعه همه کار بکنیم و به همین دلیل بخش اینسترومنتال یک وقت‌هایی خیلی گسترش پیدا می‌کرد. شاید الان موجزتر شده‌ایم.

ما به هر حال موزیک پاپ می‌زنیم. یک وقت‌هایی مثلا کارهای واروژان (واروژ هاخباندیان از بنیانگذاران موسیقی پاپ در ایران) را گوش می‌دهیم و می‌بینیم چه قدر همه چیز ساده، درست و سر جای خودش است. نمونه‌های موفق موسیقی پاپ هم که در ذهن هر کدام‌مان هست همین خصوصیات را دارد.

قبلا اصرارمان بر این بود که مثلا (با خنده) اگر روزبه Solo (تک‌نوازی) دارد، مهیار و کاوه (صالحی) هم حتما داشته باشند و این می‌شد یک مجموعه…

اسفندارمز: (با خنده) چلنج… البته من فکر می‌کنم در EP «تمام ناتمام» باز بخش اینسترومنتال هست اما هوشمندانه به سمتش رفته‌ایم. مثلا در قطعه «صدایم کن» اتفاق سازی خیلی خوبی افتاده و حساسیت‌های ارکستراسیونی‌مان (سازبندی) سر جایش هست اما گزیده‌تر شده.

طهماسبی: یک جنبه دیگر ماجرا این است که واقعا نه من، نه بقیه آهنگ طولانی گوش نمی‌دهیم. (با لبخند) یعنی نه می‌توانیم آهنگ طولانی بسازیم، نه می‌توانیم گوش بدهیم. این واقعیتی است که نمی‌توان انکارش کرد. وقتی سلیقه جمعی هر روز در حال پسندیدن چیزهای مختصرتر است خودمان هم حوصله‌ نمی‌کنیم قطعه هشت، نُه دقیقه‌ای بسازیم یعنی برایمان لذت‌بخش نیست و  سعی می‌کنیم در کوتاه‌ترین زمان ممکن حرفمان را بزنیم.

نعمتی: (تایید می‌کند) چند روز پیش سوار اسنپ شده بودم و با راننده که پالت را می‌شناخت و علاقه‌مند به موسیقی بود کمی معاشرت کردیم و حرف زدیم. پرسید چه موسیقی‌ای پخش کنم، گفتم به نظرم یک آهنگ قدیمی. یکی از آهنگ‌های قدیمی اِبی را گذاشت، همین طور که گوش می‌دادیم، راننده گفت (با خنده) مقدمه‌اش چه قدر طولانی است! چرا نمی‌خواند؟! واقعا هم درست می‌گفت، متاسفانه همه‌مان به این سمت رفته‌ایم که حوصله نداریم.

طهماسبی: البته تکنولوژی هم به این قضیه کمک کرده. الان تا کمی کِش بدهید می‌زنند تِرَکِ بعد.

نعمتی: دقیقا. اصلا به نظرم برخوردمان با کاسِت فرق داشت. کاسِت را می‌گذاشتیم و ضمن این که فکر می‌کردیم، عشق می‌کردیم. یادم است زمانی که «عشق، سکوت، کویر» (با آهنگسازی کیهان کلهر و  صدای محمدرضا شجریان که در سال ۱۳۷۷ منتشر شد) آمده بود، با عشق خریدمش و  تا تهش با عشق رفتم اما الان باز هم تاکید می‌کنم متاسفانه کمی از هر تِرَک گوش می‌دهیم و می‌زنیم تِرَکِ بعد.

اسفندارمز: تا از حرف امید که گفت قبلا همه‌مان دوست داشتیم در یک قطعه هر کاری بلدیم بُکنُیم، دور نشده‌‌ایم بگویم که الان به این نتیجه رسیده‌ایم که می‌توانیم آن چه را به کار پالت نمی‌آید به عنوان فعالیت شخصی منتشر و روی کمک بقیه اعضای بند هم حساب کنیم.

اتفاقا می‌خواستم در مورد فعالیت‌های شخصی‌تان هم بپرسم. چند کار از داریوش (داریوش آذر نوازنده کنترباس گروه پالت) را که گوش دادم احساس کردم تفاوت خیلی زیادی نسبت به فضای پالت دارد. روزبه هم فعالیت نوازندگی مستقلی از پالت دارد و … آیا امکان فعالیت شخصی را به عنوان سوپاپ اطمینانی برای حفظ گروه در نظر گرفته‌اید؟

اسفندارمز: نمی‌شود گفت سوپاپ اطمینان. بیشتر می‌شود گفت جایی برای خالی کردم آن بخش از انرژی‌مان که به باقی فعالیت‌های پالت نمی‌آید.

(خطاب به امید نعمتی) از عبارت پاپ استفاده کردی. واقعیت این است که در ایران یک وقت‌هایی می‌ترسی در مورد کار بعضی خواننده‌ها یا آهنگسازان از واژه پاپ استفاده کنی چون فکر می‌کنند داری فحش می‌دهی. فکر می‌کنم پالت تکلیفش با مخاطبش هم روشن‌تر شده، یعنی فارغ از خوبی یا بدی این انتخاب، قبلا اهمیت این که مورد تایید روشنفکران قرار بگیرد برایش بیش از اهمیت تایید مردم بود اما الان خودش را بیش‌تر از قبل می‌شناسد و سعی می‌کند ارتباطش با مخاطب بی‌واسطه‌تر باشد. تا چه حد با این نظر موافقید؟‌

نعمتی: کاملا درست می‌گویی. این چیزی است که ما در پی ساعت‌ها و روزها جلسه و گپ زدن به آن رسیدیم.

اسفندارمز: واقعا از قشر روشنفکر ناامید شدیم و به این نتیجه رسیدیم که بیشتر ویترینشان قشنگ است.

نعمتی: (با خنده) مثلا خودمان هم ته دلمان شهرام شهپره را دوست داریم اما برای این دوست داشتنمان یک دلیل منطقی می‌تراشیم انگار نمی‌شود خیلی سر راست گفت دوستش داریم چون خوب است و تهش به این نتیجه رسیدیم که قشر روشنفکر هم همین چیزها را گوش می‌دهد. همیشه فکر می‌کردیم آن قشر حتما خیلی باسواد است، خیلی می‌داند و فقط موسیقی خاصی را می‌پسندد اما واقعیت این است که این طور نیست.

چه شد به این نتیجه رسیدید که در کنار درامز از پرکاشن استفاده کنید؟ سازی که صدای ایرانی‌تری دارد و ریتم‌های ایرانی را بهتر درمی‌آورد و البته مهرداد علیزاده به خوبی آن را می‌نوازد.

طهماسبی: ما در ابتدا پرکاشن داشتیم و درامز نداشتیم. رفته رفته تمایلاتمان تغییر کرد و احساس کردیم باید صدای بلندتری داشته باشیم و درامز را وارد کردیم ولی برای کار ما، درامز خشکی‌ای دارد که دوستش نداشتیم و نهایتا تصمیم گرفتیم هم درامز داشته باشیم و هم پرکاشن که علاوه بر گرفته شدن خشکی، به حجم صدایی مورد علاقه‌مان هم برسیم.

به عنوان بحث آخر می‌خواستم درباره یکی از مهم‌ترین مشکلات مربوط به گروه‌های موسیقی ایرانی حرف بزنیم. گروه‌های موسیقی وقتی مطرح می‌شوند دیگر آموختن و تمرین کردن را کنار می‌گذارند. ظاهرا  شما اینگونه نیستید.

نعمتی: فکر می‌کنم این تمرین کردن و همیشه در حال یاد گرفتن بودن، باید وجود داشته باشد و الا درجا می‌زنید. برای من به شخصه چیزی که هیجان‌انگیز است همین بخش است، این که مثلا سال دیگر چه چیز جدیدی دارم؛ هم در خواندن و هم در موسیقی. به نظرم جدا از تمرین‌های گروهی هر کداممان باید در خانه خودمان تمرین شخصی‌مان را هم داشته باشیم که ما داریم و معتقدیم محدود شدن به تمرین‌های گروهی آفتی است که می‌تواند از بین ببردمان.

اسفندارمز: ما در اوایل به هم پیوست‌مان، کارهای دیگری می‌کردیم که بتوانیم پول درآوریم و در عوض به موسیقی‌مان برسیم که آن زمان پولی برایمان نداشت.  الان خودمان را خوش شانس می‌دانیم که می‌توانیم تمام وقتمان را روی موسیقی بگذاریم و از آن پول هم درآوریم.

نوشته خوش شانس‌هایی که از موسیقی پول درمی‌آورند اولین بار در پدیدار شد.