وقتی اشک خواننده در آمد

وقتی اشک خواننده در آمد گروه «دنگ شو» در حالی شب گذشته کنسرت خود را برگزار کرد که خواننده گروه به …

نوشته وقتی اشک خواننده در آمد اولین بار در پدیدار شد.

وقتی اشک خواننده در آمد

گروه «دنگ شو» در حالی شب گذشته کنسرت خود را برگزار کرد که خواننده گروه به دردسرهای صدور مجوز آلبوم جدیدشان اشاره کرد و در بخش دیگر نیز یاد افشین یداللهی زنده شد.

شامگاه ۲۶ اسفند ماه برج میلاد میزبان گروه «دنگ شو» بود تا کنسرت خود را برگزار کنند؛ کنسرتی که با سالنی پر برگزار شد و این گروه موسیقی تلفیقی بیش از ۲۰ قطعه را برای مخاطبانشان اجرا کردند.

این کنسرت طبق وعده ساعت ۲۲ با پخش کلیپ هایی آغاز شد که مهم ترین آنها فیلمی بود که در آن آیدین آغداشلو با شعرخوانی کوتاهی اشاراتی به نام این گروه موسیقی یعنی «دنگ شو» داشت.

در ادامه با حضور برادران شجاع نوری و دیگر اعضای گروه روی صحنه کنسرت به طور رسمی آغاز شد. اولین قطعه با نام «و بمان» با همخوانی طاها پارسا و میلاد باقری اجرا شد و سپس طاها پارسا در سخنانی اشاره کرد: دو سه شب مانده به بهار ترجیح می دهم در این کنسرت به جای اینکه حرف بزنیم بیشتر موسیقی اجرا کنیم.

پس از اجرای قطعه «دلبند» باز هم طاها پارسا اشاره کرد: ما قرار بود تا پایان سال یک آلبوم منتشر کنیم ولی تمام پاییز و زمستان درگیر دریافت مجوز آن شدیم؛ یک بار گفتند ۸ تا از آهنگ ها مجوز نمی گیرد و سپس ۵ تا و بعد ۳ تا و درنهایت به یکی از آنها مجوز ندادند و همه اینها باعث شد که ما نرسیم آلبوم را این ور سال منتشر کنیم.

وی افزود: جالب است که می گویند برادران حاتم پور که مدیریت شرکت «آوای فروهر» را برعهده دارند مافیای موسیقی هستند و من نمی دانم چطور اینها مافیای موسیقی هستند ولی آلبوم شرکت آنها چنین دچار مساله می شود. به هر ترتیب ما امشب چند قطعه جدید برایتان اجرا می کنیم که مال این آلبومی که بدان اشاره کردم نیست بلکه مربوط به آلبوم بعد از آن است که آنهم قرار است سال بعد منتشر شود.

قطعه جدیدی که به گفته پاشا هنوز شنوندگان با آن خاطره ندارند، در این بخش اجرا شد و سپس میلاد باقری نیز در سخنان کوتاهی به حاضران خوشامد گفت و آرزو کرد شب خوبی برای آنها رقم بخورد.

«حلوا» قطعه بعدی این کنسرت بود که با استقبال مخاطبان رو به رو شد. اجرای یک قطعه جدید از گروه «دنگ شو» که به گفته طاها پارسا، برای اجرای آن تمرین زیاده کرده بودند که در حضور مخاطبان آبرویشان حفظ شود با ترانه ای از مازیار عبایی که در سالن حضور داشت ادامه بخش این کنسرت بود.

پس از اجرای قطعه «گرم بخند» باز هم طاها پارسا که ابتدای کنسرت گفته بود قصد ندارد زیاد حرف بزند ولی برای گرم کردن فضا ناگزیر بود در میان قطعه ها توضیحاتی را ارائه دهد، به حضور مهمانانی چون هومن سیدی اشاره کرده و گفت: هومن سیدی از آن آدم هایی است که می دانم یک روز با هم کاری مشترک انجام می دهیم.

وی همچنین از شقایق فراهانی به عنوان مهمان کنسرت نام برد که به گفته خودش نمی توانند با هم کار متشرک انجام دهند.

پارسا در بخش دیگر سخنانش عنوان کرد: من چند سال پیش افسرده شده بودم و به همین دلیل تصمیم گرفتم سراغ مشاور بروم و همان زمان به افشین یداللهی مراجعه کردم. آخرین قطعه از آلبوم بعدی ما با شعری از زنده یاد افشین یداللهی است و ما افتخار داشتیم «آخر قصه» را با او کار کنیم.

در ادامه این قطعه در حالی اجرا شد که عکسی از زنده یاد افشین یداللهی به نمایش درآمده بود و طاها پارسا نیز گریه می کرد و برادرش رضا شایا برای همدردی با او از پشت پیانو بلند شد.

قطعه «دنگ شو» به عنوان یکی از پرطرفدارترین قطعات گروه شناخته می شود در این شب نیز با استقبال رو به رو شد. «شدی با من» قطعه ای بود که به صورت تکخوان توسط طاها پارسا اجرا شد و سپس با خروج وی از صحنه میلاد باقری قطعه «ای درد ای یار» را به تنهایی خواند.

پخش یک ویدیو از روند ضبط یکی از قطعات جدید گروه بخش دیگر مراسم بود که پس از پخش آن گروه با قرارگیری سر جایشان همین قطعه را اجرا کردند. در بخش هایی از ترانه اشاراتی به یکی از معروف ترین قطعات لئوناردو کوهن می شد که به همین دلیل زمان اجرای زنده تصاویز نیز به نمایش در آمد.

در ادامه کنسرت نیز گروه «دنگ شو» تعدادی از قطعات قدیمی و جدید خود را اجرا کردند.

نوشته وقتی اشک خواننده در آمد اولین بار در پدیدار شد.

تصنیف بهار»با صدای وحید تاج منتشر شد

تصنیف بهار»با صدای وحید تاج منتشر شد تصنیف «بهار» به آهنگسازی و تنظیم محمدمهدی باطنی، خوانندگی وحید تاج و همراهی گروه …

نوشته تصنیف بهار»با صدای وحید تاج منتشر شد اولین بار در پدیدار شد.

تصنیف بهار»با صدای وحید تاج منتشر شد

تصنیف «بهار» به آهنگسازی و تنظیم محمدمهدی باطنی، خوانندگی وحید تاج و همراهی گروه موسیقی «نغمه ساز» توسط موسسه فرهنگی هنری «آموزندگان هنر تمدن» منتشر شد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، وحید تاج درباره تصنیف «بهار» گفت: «محمدمهدی باطنی در واپسین روزهای زمستان امسال تصنیفی را در دستگاه شور، آهنگسازی و تنظیم کرد که پس از شنیدن نغمات ملودی و شعر زیبایی که خودشان سروده بودند، خواندن این تصنیف بر عهده بنده قرار گرفت. این تصنیف، با حال و هوای بهاری در وداعی با زمستان و سلامی به بهار است. خواندن تصنیف «بهار» پیوندی ویژه بین حنجره و پنجره‌ای به درون، طلب می‌کرد. واژگانی که هنوز خیسی باران‌ها و سرمای زمستان را به همراه خود داشتند بایستی در لابه‌لای نغمات و دلبری‌های خوانندگی، طوری با طنین سازهای خنیاگران گروه موسیقی «نغمه ساز» به پیوستگی می‌رسیدند که چونان طبیعت که شاخساران به استقبال شکوفه و جوانه آذین در می‌بندند، تداعی‌گر عصیانی و شوریدگی باشد.»

این خواننده گفت: «آنچه بی‌گمان می‌توانم گواهی دهم، تلاش هنرمندان این گروه و من بود که با تمام عشقمان تحفه‌ای را تدارک دیدیم که به ساحت مردم شریف، نجیب و هنرپرور کهن بوم وبرمان تقدیم نماییم. ضمن اینکه در آستانه سال جدید برای سلامتی استاد محمدرضا شجریان آرزوی سلامتی می کنم.»

تصنیف «بهار» (به شماره مجوز ۹۵/۱۲/ق/۰۰۴۴۵) با شعری از «محمدمهدی باطنی» توسط وی در دستگاه شور آهنگسازی و تنظیم‌شده است و ایرج دشتی زاده نوازنده تار، علی‌اکبر خادم نوازنده تمبک، پژمان صاعدی نوازنده مراژ، اشکان مرادی نوازنده کمانچه و وفا مصباحی نوازنده نی اعضای گروه موسیقی «نغمه ساز» را تشکیل می‌دهند که در تصنیف «بهار» به خوانندگی وحید تاج به هنرنمایی پرداخته‌اند.

گروه موسیقی ایرانی «نغمه ساز» در سال ۱۳۸۵ به جهت اعتلای موسیقی فاخر ایرانی به سرپرستی و آهنگسازی محمدمهدی باطنی تشکیل شد. از این گروه تاکنون آلبوم‌های «یکسیت» و «بی‌منت می» از این گروه روانه بازار موسیقی کشور شده است.

نوشته تصنیف بهار»با صدای وحید تاج منتشر شد اولین بار در پدیدار شد.

گپُ و گفت با سالار عقیلی درباره نوروز

گپُ و گفت با سالار عقیلی درباره نوروز نام موسیقی سنتی و اصیل ایرانی در حوزه آوازی دستکم از دهه ۶۰ …

نوشته گپُ و گفت با سالار عقیلی درباره نوروز اولین بار در پدیدار شد.

گپُ و گفت با سالار عقیلی درباره نوروز

نام موسیقی سنتی و اصیل ایرانی در حوزه آوازی دستکم از دهه ۶۰ به بعد با دو نام بزرگ گره خورده است، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری. با وجود فاصله گرفتن نسل جوان از موسیقی ایرانی در یک دهه اخیر صدایی از نسل نو توانسته بار دیگر توجهات را به سمت موسیقی اصیل ایرانی جلب کند. سالار عقیلی، خواننده ۴۰ ساله آواز ایرانی با اجرای آثاری ماندگار که هم رنگ و بوی موسیقی اصیل این مرز و بوم را داشت و هم نیاز مخاطب جوان را برآورده می کرد، به سرعت جای خود را میان مردم باز کرد و توانست از هر طیف و طبقه ای برای خود مخاطب جذب نماید. قطعه «ایران جوان» با صدای او به محبوبیت زیادی میان مردم دست پیدا کرد و بارها و بارها از رادیو و تلویزیون پخش شد. این خواننده آواز ایرانی که دانش آموخته تئاتر است به روند صعودی خود در اجرای تیتراژهای سریال های تلویزیونی از یک سو و ارائه آوازهای قابل اعتنا در همکاری با آهنگسازان شناخته شده از سوی دیگر ادامه داد و آثار ماندگار زیادی را خلق کرد. عقیلی اخیرا هم با انتشار آلبوم «میهن» در همراهی با استاد «محمدجلیل عندلیبی» و البته به دست آوردن عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۹۵ در نظرسنجی ماهنامه تجربه، مورد توجه قرار گرفته است. این خواننده آواز ایرانی که می گوید تنها به عشق مردمش می خواند، چند روز قبل دوست و همراه صمیمی و قدیمی اش دکتر «افشین یداللهی» را بر اثر سانحه تصادف از دست داد. سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» با او درباره این اتفاقات تلخ و شیرین سال ۹۵ گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.

* آلبوم «از تنهایی گریه مکن» که با صدای شما در سال ۹۵ منتشر شد، در نظرسنجی ماهنامه تجربه به عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال انتخاب شد. آن هم در شرایطی که «طریق عشق» استاد شجریان و استاد مشکاتیان و مست و هوشیار حمیدرضا نوربخش و داریوش پیرنیاکان رتبه های بعدی را به دست آوردند. درباره این انتخاب و اتفاق چه نظری دارید؟
خب طبیعی است که من به خاطر انتخاب این آلبوم به عنوان اثر برگزیده سال نود و پنج باید خوشحال باشم. این نکته هم حائز اهمیت است که هنرمندانی که آثارشان حائز رتبه های دوم و سوم شدند یعنی جناب استاد محمد رضا شجریان و زنده یاد پرویز مشکاتیان برای آلبوم طریق عشق، آقای حمیدرضا نوربخش و داریوش پیرنیاکان برای آلبوم مست و هوشیار، از پیشکسوتان من هستند. به ویژه استاد شجریان که نقش استادی بر گردن من و همه فعالان در عرصه موسیقی ایرانی در دوره معاصر دارند. همین وضع باعث می شود من از انتخاب آلبوم «از تنهایی گریه مکن» به آهنگسازی دوست عزیز و هنرمندم آقای ابوالفضل صادقی نژاد بیش از پیش احساس خوشحالی کنم. ناگفته نماند استاد شجریان برای بنده در جایگاه استادی هستند بنابراین برای ادای احترام و به جای آوردن رسم شاگردی این عنوان را با ارادت بسیار خدمتشان تقدیم می کنم. امید که به برکت آغاز سال جدید و دعای همه دوستداران بزرگ مرد آواز ایران، استاد بزرگ ما سلامتی کاملشان را به دست بیاورند و دوباره برایمان آواز بخوانند. راستش را بخواهید وقتی فهمیدم نتیجه نظرسنجی داوران محترم که در میانشان نام بسیاری از بزرگان موسیقی ایران به چشم می خورد، اینگونه شده در ابتدا دو دل بودم. اگر دست من بود و برگزار کنندگان محترم اجازه می دادند من به عنوان نفر اول بتوانم در این رده بندی تغییر ایجاد کنم ترجیح می دادم نام خسرو آواز ایران آنطور که زیبنده است مثل همیشه در صدر قرار داشته باشد. جایگاه آقای شجریان آنقدر بالا و دست نایافتنی است که برای من، تقدیم آلبوم «میهن» به ایشان که اخیرا در همکاری با استاد محمدجلیل عندلیبی منتشر شد درست مثل همین عنوان، افتخار است و سربلندی.

* آقای عقیلی این رسمی که در موسیقی ایرانی به چشم می خورد (مرادم همین رابطه شاگردی و استادی و احترام به پیشکسوتان است) در گونه های دیگر موسیقی اصلا متداول نیست. بارها دیده شده که فلان فرد بعد از مدت ها همکاری با استادش در ژانری مثل موسیقی پاپ فورا راه جدایی پیش گرفته و از سبقت گرفتن از استادش هم ابراز شادمانی کرده…
حکایت موسیقی ایرانی با انواع دیگر موسیقی و دیگر گونه های هنری تفاوتی بارز و موقعیتی منحصربفرد دارد. موسیقی ایرانی فقط برای سرگرمی نیست. قصه این هنر ارزنده قصه تاریخ و فرهنگ و تمدن کشوری است با سابقه ای طولانی. حکایت از زیست مردمانی دارد که از گذشته تا امروز الگو و مظهر صفات نیک و پسندیده بودند. هنر موسیقی ایران از معرفت و شناختی لبریز است که فعالان و علاقه مندانش را سیراب می کند بنابراین رویه اخلاق مداری و احترام به پیشکسوت راه و رسم جاری این هنر-فرهنگ است. همانطور که قطعه میهن حدود ۴ دهه قبل توسط استاد ارزنده و نامدار موسیقی سنتی آقای محمدجلیل عندلیبی ساخته شد و ایشان به واسطه رابطه دوستی که با استاد محمدرضا شجریان داشتند از ایشان برای خواندن این قطعه دعوت کردند. وقتی استاد عندلیبی پس از این دوره طولانی تصمیم به ایجاد تغییرات بنیادین در تنظیم قطعه میهن و همراه کردنش با قطعاتی فاخر و ارزمند در آلبومی با این نام گرفتند از من دعوت کردند تا به عنوان خواننده در خدمتشان باشم. راستش را بخواهید من هم به دو دلیل مهم با افتخار حضور در این آلبوم را پذیرفتم. اول اینکه استاد عندلیبی با آن سابقه طولانی و درخشانان در موسیقی ایرانی کارهای بی بدیل و ماندگاری را به موسیقی سنتی ایران تقدیم کرده بودند و همکاری با ایشان اتفاق فرخنده ای بود و دیگری اینکه استاد محمدرضا شجریان خواننده «میهن» بودند بنابراین برای من به عنوان یک شاگرد افتخار بزرگی بود که کاری را که پیش از این ایشان خوانده بودند اجرا کنم. بر همین اساس هم بود که به استاد عندلیبی پیشنهاد دادم آلبوم را به پیشگاه استاد شجریان تقدیم کنیم و خوشبختانه این پیشنهاد پذیرفته شد و علاقه مندان به این اثر اگر امروز به نوشته های روی آلبوم نگاه کنند خواهند دید ما با کمال احترام و با شعف دل این کار را به آقای شجریان تقدیم کردیم. امیدوارم مردم شریف کشور عزیزم از شنیدن این آلبوم لذت ببرند و این کار هم بتواند مثل دیگر آثاری که به عشق مردم ارائه داده ایم جایگاه خودش را به طور شایسته پیدا کند.

* با مرور سخنان استاد عندلیبی در چند وقت اخیر و با توجه به گفتگوهایی که در دو جلسه در برنامه چشم شب روشن پیرامون اجرای نوی کار میهن انجام شد در می یابیم این آهنگساز با صراحت اجرای شما را بهترین اجرای کار از ابتدا تا کنون نامیده اند. از سوی دیگر آقای عندلیبی این اجرا از میهن را بهترین اثر آهنگسازی شده توسط خودشان در میان همه کارهایی که تا امروز انجام داده اند معرفی کرده اند. با توجه به اینکه ایشان با چهره ها و در اصطلاح قلل موسیقی آوازی ایران در چهار دهه اخیر سابقه همکاری طولانی مدت داشته اند، شما به عنوان یک خواننده که به لحاظ سن از برخی از آن ها جوان¬تر هستید از این مقایسه چه حسی دارید؟
در ابتدا باید اعلام کنم استاد عندلیبی به من سالار عقیلی لطف داشته اند و آنچه گفته اند از سر مهربانی و محبت ایشان بوده است. اگر قرار باشد من به عنوان خواننده درباره آلبوم میهن توضیح دهم باید بگویم همیشه در طول دوران فعالیتم سعی کرده ام که به بهترین نحو وظیفه ای که استادان آهنگساز در اجرای کار به گردنم نهاده اند را اجرا کنم. در میهن هم هرآنچه استاد عندلیبی از من خواستند با کمال دقت و با همه توانم اجرا کردم. با این توضیح من تمام تلاش خودم را برای اجرای آلبوم میهن انجام داده ام و اساسا سعی نکرده ام شبیه به هیچ یک از خوانندگانی که تا امروز «میهن» را خوانده اند بخوانم. از دید خود من آلبوم «میهن» در برگرینده بهترین آوازهایی است که تا کنون اجرا کرده ام. من تا امروز آوازهای زیادی خوانده ام اما حالا از آوازی که در میهن خوانده ام واقعا راضی ام و فکر می کنم با دیگر آوازهای من تفاوت دارد.

* به نظرتان چرا در این آلبوم توانسته اید بهترین آوازهایتان را بخوانید؟
از دیدگاه خودم تمرین ها و ممارست هایی که در طول سالان از سوی یک خواننده انجام می شود به هر حال باید یک روز نتیجه دهد و تبلور این تلاش ها در یک نقطه از سیر زمان و در یک لحظه متعین شود. البته نمی توانم آن و لحظه را هم نادیده بگیرم. تار آقای امیرحسین رضا نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ارائه این آوازها داشته است. ایشان به قدری زیبا سازشان را نواختند که حس بسیار زیبایی به من دست داد. همانطور که می دانید آقای رضا بسیار کم کار هستند و شاید علاقه مندان به موسیقی ایرانی آثار چندان زیادی از ایشان نشنیده باشند.در هر صورت شاید این از خوش اقبالی من بود که در این مجموعه با ما همکاری کردند و سازشان طوری مرا به وجد آورد که این آوازها خوانده شد. لازم است اینجا برای اطلاع خوانندگان سایت تحلیلی-خبری «موسیقی ایرانیان» بگویم آقای رضا دنباله روی سبک نوازندگی استاد روانشاد فرهنگ شریف هستند. من هم عاشق ساز استاد شریف بودم و تا ابد هم البته خواهم بود. با توجه به همه این توضیحات فکر می کنم آواز خوانده شده در میهن هم به لحاظ تکنیکی، هم به لحاظ وسعت صدا و هم از منظر دیگر جنبه های تخصصی آوازی منحصربفرد در کارنامه کاری ام باشد.

* آقای عقیلی در ساعات و دقایق پایانی سال ۹۵ قرار داریم. این سال هم با تمام تلخی ها و شیرینی ها کم کم دارد به انتها می رسد. اما ظاهرا در پایان غم بزرگی در دل شما نشانده و حالا خیال تمام شدن دارد. دکتر افشین یداللهی از میان ما رفت در حالی که رابطه شما و ایشان مثل بسیاری از خوانندگان دیگر فقط محدود به کار نمی شد و آنطور که می دانم دوستی عمیقی میان تان برقرار بود. از آن دوستی و این غم برایمان می گویید؟!
سال نود و پنج سال بسیار سختی بود. بسیاری از هنرمندان عزیز و تاثیرگذار در این سال از دست رفتند. آقای حبیب محبیان و استاد فرهنگ شریف، آقای علی محمد بلوچ و در آخر آقای افشین یداللهی هنرمندانی بودند که در عرصه موسیقی آوازه فراوانی داشتند و متاسفانه امسال از میان ما رفتند. چهره های شناخته شده هنری در عرصه های دیگر هم که امسال ما را تنها گذاشتند کم نبودند. آنها هم با پرکشیدنشان بخشی از هنر سرزمینمان را به زیر خاک بردند. بارها گفته ایم و باز هم تکرار می کنم که ای کاش دیگر شاهد این اتفاقات غمبار نباشیم. اما خب این آرزو با رسم زندگانی روی زمین در تعارض است. از مرگ گریزی نیست و به قول دکتر یداللهی عزیز که هنوز هم در بهت و حیرت پرواز غیر منتظره او هستن: «یک بار از لحظه مرگم بی تفاوت گذشته ام بی آنکه بفهمم یک روز در چنین لحظه ای خواهم مرد. بعضی مرگ ها غیر منتظره است با این که مرگ غیر منتظره نیست». من هنوز نمی توانم با رفتن دکتر کنار بیایم. همه کسانی که امسال از میان ما رفتند عزیز اند اما رابطه من با دکتر فقط به کار مربوط نمی شد. از خداوند متعال عاجزانه تقا ضا میکنم قدرتی به من عطا کند بتوانم آثار ارجمند دوست عزیزم را در فراغش روی صحنه برای مردم اجرا کنم. باور کنید این کار در نبود افشین خیلی سخت است. سخت است بخواهم کلمه زنده یاد را برای افشین یداللهی به کار ببرم. اما چه کنم؟ بایبد دوباره و دوباره به خودم، جامعه هنری، اهالی عرصه ترانه، خانواده اش و همه ایران رفتنش را تسلیت بگویم. با دکتر عزیز کارهای زیادی داشتم و «معمای شاه» جزو آخرین کارهای ما با هم در تلویزیون بود. دوست عزیز از دست رفته ام افشین بزرگوار، « ایران فدای اشک و خنده ی تو»، «ایران به آتش می کشد خاموش تاریخ را» ،«وطنم ای شکوه پابرجا»و «به نام همه عاشقانت قسم که در راه تو مرگ هم زندگی است» را برای معمای شاه و تبریز در مه سرود و من هم خواندمش. همیشه برای من او یک حماسه سرای منحصربفرد بود. می توانست از دل تاریخ و جامعه حماسه را بیرون بکشد و با واژه ها آنها را مهمان دل مردم کند. روحش شاد. دیگر چه کسی می خواهد اینطور عمیق و صادقانه دست به چنین خلقی بزند.

سخن پایانی در آخرین روزهای سال ۱۳۹۵…
خودم را مدیون مردم می دانم و بنابراین می خواهم از همین مردم بگویم. آتش سوزی پلاسکو در سال ۹۵ آتش به دل همه مان انداخت. قضیه گورخواب ها دلمان را شکست و خبرهای تلخی که از گوشه و کنار ایران می رسد آزارمان می دهد. اما آنچه بیشتر همه دلخراش است حل نشدن این مشکلات می تواند باشد. بخشی از جامعه ایران با فقر زیادی دست به گریبان است. خیلی ها مشغول کار هستند ولی دخل و خرج شان با هم نمی خواند. این قدر از این مسائل زیاد است. آن چه در دور و بر خودم می بینم را سعی کرده ام حمایت کنم. هر کمکی که از دست من بربیاید، دریغ نمی کنم و هستم. اما مسئله خیلی بزرگ تر از این حرف هاست که بشود انتظار داشت فلان هنرمند یا فلان ورزشکار کاری انجام دهد و فقر ریشه کن شود. اول از همه حالا که سال نو دارد از راه می رسد می خواهم از ملت شریف ایران بخواهم به فکر دیگر هم وطنانمان هم باشند و اگر کاری از دستشان بر می آید دریغ نکنند و بعد هم می خواهم آرزو کنم شرایط به گونه ای پیش برود که هم دولت مردان و هم دیگران دست به دست هم بدهند تا این فقر کم بشود چون وجود این تلخی ها و سختی ها مایه غم دل همه مردم است. کاش که نباشد تا همه سر آرام بر زمین بگذاریم. امیدوارم در سال جدید دل مردم خوش باشد، غم نبینند و کنار آنها که دوستشان دارند زندگی آرامی داشته باشند. امیدوارم مردم سرزمینم هوای هم را داشته باشند و در مسافرت هم از فکر کردن به سلامتی دیگر هموطنان غافل نشوند. سال ۹۵ که با تلخی گذشت کاش کام های تلخ در نوروز کمی شیرین شوند.

نوشته گپُ و گفت با سالار عقیلی درباره نوروز اولین بار در پدیدار شد.

دلیل لغو کنسرت محسن یگانه مشخص شد

دلیل لغو کنسرت محسن یگانه مشخص شد رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان از مجوز نداشتن کنسرت محسن یگانه برای …

نوشته دلیل لغو کنسرت محسن یگانه مشخص شد اولین بار در پدیدار شد.

دلیل لغو کنسرت محسن یگانه مشخص شد

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان از مجوز نداشتن کنسرت محسن یگانه برای برگزاری در کاشان خبر داد.

‌مصطفی جوادی مقدم اظهار کرد: «شرکت برگزارکننده کنسرت محسن یگانه در مرحله اولیه برای دریافت مجوز بوده که اقدام به تبلیغات و بلیط‌فروشی از طریق سامانه اینترنتی کرده است.»

او افزود: «متولیان برگزارکننده کنسرت به دلیل فروش بلیط بدون مجوزهای لازم تخلف کرده‌اند و باید پول مشتریان خود را پس بدهند.»

جوادی مقدم گفت: «براساس قانون برای برگزاری کنسرت نیاز به داشتن مجوز است و تنها در صورت زمان کم و مراحل نهایی دریافت مجوز می‌توانند نسبت به تبلیغات و بلیط‌فروشی اقدام کنند.»

پیش‌تر اعلام شده بود کنسرت محسن یگانه شامگاه چهارشنبه در کاشان برگزار می‌شود و علی‌رغم فروش بلیط به مشتریان، این برنامه لغو شد.

نوشته دلیل لغو کنسرت محسن یگانه مشخص شد اولین بار در پدیدار شد.

شاعری با دغدغه‌های جدی صنفی

شاعری با دغدغه‌های جدی صنفی ی‌خواهم خبر را باور نکنم. شاید این دوستان خوب من می‌خواهند سربه‌سرم بگذارند و یا یک …

نوشته شاعری با دغدغه‌های جدی صنفی اولین بار در پدیدار شد.

شاعری با دغدغه‌های جدی صنفی

ی‌خواهم خبر را باور نکنم. شاید این دوستان خوب من می‌خواهند سربه‌سرم بگذارند و یا یک دروغ آخر سال به خوردم بدهند. لحن کلام‌شان هم به‌گونه‌ای است که چنین چیزی را از فحوای سخنان‌شان استشمام می‌کنم. پیش از این البته برخی موارد از این سرکاری‌ها داشته‌ام. اما وقتی جزئیات ماجرا را توضیح می‌دهند و می‌گویند که افشین یداللهی شب گذشته با خانواده مهمان آنها بوده، ماجرا کمی نگران‌کننده می‌شود. هنوز می‌خواهم باور نکنم که بهداد بابایی می‌گوید باور کن؛ آقای یداللهی فوت کردند. دکتر معتمدی هم همچنین. اما من نمی‌خواهم باور کنم. ابتدا با اخوی (دکتر عبدالحسین) تماس می‌گیرم و ماجرا را جویا می شوم. خبر نداشت. بعد بلافاصله به سید عباس سجادی زنگ می‌زنم. او نیز بی‌خبر است.

مجدداً به دکتر معتمدی و آقای بابایی زنگ می‌زنم و آنها می‌گویند که دارند حرکت می‌کنند به طرف سردخانه هشتگرد. هیچ خبرگزاری نیز خبری انعکاس نداده است. هنوز می‌خواهم آن را دروغ آخر سال بپندارم. چند دقیقه بعد اما زمزمه‌ها به موجی بزرگ تبدیل و خبر تأیید می‌شود.

***

میانه: افشین یداللهی را نخستین‌بار در منزل دکتر غلامحسین معتمدی دیدم. بیش از ۵ سال قبل. همان‌جا بود که فهمیدم این دو هم‌رشته‌اند و هر دو البته در زمینه ادبیات و هنر چیره‌دست. افشین، ضرب خوبی می‌نواخت و با پیانوی دکتر معتمدی آوازکی هم خواند. در آن‌جا بود که بحثی بین ما درگرفت درباره تشکل صنفی در بخش فرهنگ و نیز صحبت «خانه ترانه» به میان آمد و ایشان پیشنهاد دادند که نشستی برگزار شود با موضوع دفاع از حقوق صنفی ترانه‌سرایان.

چند هفته بعد، به عنوان یکی از سخن‌رانان که تجربه‌هایی در کارهای صنفی و کپی‌رایت اهالی موسیقی دارد، به این نشست دعوت شدم. تا قبل از آن تاریخ، من در نشست‌های خانه ترانه شرکت نکرده بودم. وقتی وارد سالن شدم و آن جمعیت مشتاق را دیدم، دریافتم که خانه ترانه و مجموعه‌ای که شکلش داده‌اند -و به‌خصوص آقای یداللهی- چه زحمتی کشیده‌اند که چنین جمعی را گرد هم آورده‌‌اند. بعدها برایم تعریف کرد که برای گرفتن مکان ماهانه و برگزاری این نشست‌ها به شکل منظم، چه مصیبت‌هایی کشیده و می‌کشد و چند بار تغییر مکان داده‌اند.

***

انجام: درباره جایگاه او در ترانه‌سرایی قطعاً دوستان‌اش -که دست به قلم هم هستند- باید بنویسند و خواهند نوشت؛ اما مختصر بگویم که قوت و استحکامی که در اشعارش هست و نیز ریتم و وزن مناسب، به همراه تأثیرگذاری این اشعار بر مخاطبان، بی‌تردید او را در زمره بهترین ترانه‌سرایان بعد از انقلاب می‌نشاند. من اما به بخشی از ویژگی او اشاره می‌کنم که دغدغه ذهنی و اجتماعی من در حداقل دو دهه اخیر بوده و هست و آن، فعالیت‌های صنفی اهالی فرهنگ و هنر است. به همین دلیل، همچنان که بر این باورم که باید سال‌ها بگذرد تا شخصی مثل علی معلم در حوزه فعالیت‌های صنفی و اجتماعی حوزه سینما و تلویزیون و نقد پیدا شود، جای افشین یداللهی را نیز در کارهای صنفی حوزه ترانه، کمتر کسی پُر خواهد کرد و ما به فاصله دو روز، دو تن از فعال‌ترین چهره‌های صنفیِ عرصه هنر را از کف داده‌ایم.

امثال «یداللهی» و «معلم»، جمع‌بستِ یک روحیه حق‌طلبیِ شخصی به همراه قدرت بسیج‌کنندگی جمعی را داشتند که تقریباً در کمتر اهل هنری پیدا می‌شود. در این حق‌طلبی شخصی، منفعت شخصی در درجه بعدی قرار می‌گیرد؛ امری که در اخلاق صنفی و مدنی ما -به‌خصوص در حیطه موسیقی- تقریباً نادر است (بنگرید به خانه موسیقی که چگونه منافع شخصی این نهاد را به وضعیتی شگفت تنزل داد) و حکم کیمیا را دارد.

نمونه‌ای از این حق‌طلبی شخصی و پی‌گیری را آقای یداللهی برایم تعریف کرد و همان را در نشست ۳۰ شهریور سال ۱۳۹۱ -که من نیز سخنانی درباره بی‌انگیزگی خانه موسیقی در پی‌گیری کپی‌رایت بیان کردم- توضیح داد. جالب این که آقای سریر (به عنوان ریاست هیأت‌مدیره وقت خانه موسیقی) در این نشست حضور داشتند و من جلوی ایشان گفتم که خانه موسیقی در این زمینه شعار می‌دهد و عملی صورت نمی‌گیرد و از مرحوم «زهرایی» جمله‌ای را آوردم به این مضمون که «حماقت هم با سماجت و استمرار، به حکمت تبدیل می‌شود و اگر خانه موسیقی این مسئله را پی‌گیری می‌کرد، قطعاً می‌توانستیم به جایی برسیم.» و اکنون که پنج سال از آن زمان می‌گذرد، بنگرید که خانه موسیقی در زمینه کپی‌رایت، حتی یک شکایت در دادگاه ثبت نکرده است. در آن زمان، از قرار، ارکستر ملی قرار بود قطعاتی از موسیقی «شب دهم» و «مدار صفردرجه» را اجرا کند که اشعار آن را آقای یداللهی سروده بود. اما شرکت مجری تبلیغات، از درج نام ترانه‌سرا خودداری کرده بود، بدون آنکه با او در این زمینه هماهنگی‌ای صورت دهد.

آقای یداللهی تعریف می‌کردند که با مسئولان مربوطه تماس گرفتم و هشدار دادم که اگر نام من در کنار این تابلو نیاید، از نظر قانونی می‌توانم جلوی شما را بگیرم. آنها به دست و پا می‌افتند و توضیحاتی می‌دهند و در نهایت، با پادرمیانی استاد حسین علیزاده، ماجرا به سمتی سوق پیدا می‌کند که قانع می‌شوند برای نوبت بعدی، این کار را انجام دهند و خوشبختانه انجام می‌دهند.

نوشته شاعری با دغدغه‌های جدی صنفی اولین بار در پدیدار شد.

برگزاری اولین کنسرت نیما علامه با اجرای سخته و از من نگذر

برگزاری اولین کنسرت نیما علامه با اجرای سخته و از من نگذر خواننده آلبوم «مبارکم باشه» شامگاه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ در …

نوشته برگزاری اولین کنسرت نیما علامه با اجرای سخته و از من نگذر اولین بار در پدیدار شد.

برگزاری اولین کنسرت نیما علامه با اجرای سخته و از من نگذر

خواننده آلبوم «مبارکم باشه» شامگاه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ در سالن اریکه ایرانیان روی صحنه رفت. این کنسرت به تهیه‌کنندگی «کورش ملفی کیان» و «امید میرزایی» و به همت موسسه «آوای ترنم یونا» به مدیریت «محسن افشار» برگزار شد.

پیش ازآغاز کنسرت، «امید میرزایی» مدیر برنامه‌های «نیما علامه» روی صحنه رفت و ضمن خوش‌آمدگویی به حضار، از تأخیر به وجود آمده عذرخواهی کرد.

کنسرت نیما علامه با هنرنمایی گروه نمایشی «بلک لایت لند» همراه با اجرای قطعه پرطرفدار «سخته» آغاز شد. این خواننده پس از اجرای قطعه اول، ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری اولین کنسرتش گفت: «بعد از ۶ سال انتظار، این لحظات برای من مثل یک خواب است. امیدوارم شب خاطره‌انگیزی با هم بگذرانیم.»

او سپس قطعه «برگرد» سرآلبومی آلبوم «مبارکم باشه» را خواند و بعد از آن سازِ گیو را در دست گرفت و قطعات «کی چشممون» و «پشیمون» زد را اجرا کرد. در ادامه علامه گفت: «می‌خواهم قطعه‌ای را بخوانم که ۸ سال پیش ساختم و مورد توجه شما قرار گرفت و فکر می‌کنم همه آن را شنیده باشید.» سپس قطعه «از من نگذر» را با همراهی حضار خواند.

«بیا کنارم باش»، «پشیمونم»، «روز جدایی»، «دلم تنگ تو میشه»، «مبارکم باشه»، «مهلت» و «بخند» از جمله دیگر قطعاتی بودند که در اولین کنسرت نیما علامه به اجرا درآمدند.

علامه در بخشی از کنسرت با گقتن این‌که «به افتخار کسی که ۳۱ سال سر و صداهای من را تحمل کرده دست بزنید»، مادرش را معرفی کرد. او همچنین از پدرش زنده‌یاد «احمد علامه دهر» به عنوان یک هنرمند واقعی با توانایی‌های هنری مختلف یاد کرد و گفت: «خیلی دوست داشتم که امشب پدرم اینجا باشد. اما مطمدنم هرچند جسمش اینجا نیست، روحش قطعاً حضور دارد و من را می‌‌بیند. آن‌هایی که با من همدرد هستند حال من را بهتر درک می‌کنند.»

یاس، آرش برهانی، نریمان، ناصر زینعلی، مهران مستی، ماهان پوریان، علی معصومی، ساناز سماواتی، ایمان صفا، حامد مهدوی و… از جمله میهمانان کنسرت نیما علامه بودند.

نیما علامه در این کنسرت با همراهی گروه «آرپژ» به سرپرستی «محسن افشار» روی صحنه رفت.

نوشته برگزاری اولین کنسرت نیما علامه با اجرای سخته و از من نگذر اولین بار در پدیدار شد.

مجید اخشابی: افشین یداللهی با کشف و شهود ترانه می‌سرود

مجید اخشابی: افشین یداللهی با کشف و شهود ترانه می‌سرود مجید اخشابی می‌گوید متاسف است که باید پیش از نام افشین …

نوشته مجید اخشابی: افشین یداللهی با کشف و شهود ترانه می‌سرود اولین بار در پدیدار شد.

مجید اخشابی: افشین یداللهی با کشف و شهود ترانه می‌سرود

مجید اخشابی می‌گوید متاسف است که باید پیش از نام افشین یداللهی از عنوان زنده‌یاد استفاده کند و سال‌ها طول می‌کشد تا جانشینی برای او پیدا شود.

مجید اخشابی در مورد نخستین دیدارش با افشین یداللهی گفت: «اولین خاطره‌ای که من از افشین یداللهی دارم به سال ۷۵ یا ۷۴ برمی‌گردد. به خاطر دارم با دکتر محمد اصفهانی در استودیو مشغول ضبط اثری با مطلع «ای خدا این وصل را هجران نکن» بودیم که دکتر اصفهانی پیشنهاد داد از یکی از دوستان هم‌کلاسی‌اش برای نواختن تنبک دعوت کند. آن دوست، افشین یداللهی بود و من تا مدت‌ها او را به عنوان نوازنده تنبک می‌شناختم.»

اخشابی ادامه داد: «افشین یداللهی جدا از نوازندگی تنبک، صدای خوشی هم داشت و آثار زیبایی به یادگار گذاشت. تاثیر او در حوزه ترانه هم که انکارناپذیر است.»

خواننده تیتراژهای سریال‌هایی هم چون «محله بنده‌نواز»، «مسافری از هند» و «خانه به دوش» افزود: «متاسفم که باید پیش از نام افشین یداللهی از عنوان زنده‌یاد، استفاده کنیم. دریغ و هزاران افسوس که کسی را از دست دادیم که سال‌ها طول می‌کشد تا جانشینی برایش پیدا شود. هنرمندی باسواد و با فهم که ترانه سرودنش همراه با کشف و شهود بود.»

خواننده آلبوم «پریزاد» در پایان گفت: «امروز شعرها و ترانه‌های ما به دو قسمت تقسیم شده است. بخشی از آن که شعرهای کلاسیک و جدی هستند که از قدیم داشته‌ایم و بخش دیگر اشعار محاوره‌ای است که در موسیقی پاپ و روز استفاده می‌شود. شعرهای قسمت اول زمانی که روی موسیقی پاپ قرار می‌گیرند ثقیل به نظر می‌آیند مگر این که بتوان با صیقل‌ دادنشان، سهل و ممتنع نشانشان داد. افشین یداللهی استاد چنین کاری بود. او زبان حال مردم را می‌دانست و ترانه‌هایش با زبان مردم امروز سازگار بود.»

افشین یداللهی متولد دی ۱۳۴۷ در اصفهان، امروز چهارشنبه ۲۵ اسفند ۹۵ بر اثر تصادف و در حالی که از هشتگرد به تهران باز می‌گشت، از دنیا رفت.

نوشته مجید اخشابی: افشین یداللهی با کشف و شهود ترانه می‌سرود اولین بار در پدیدار شد.

گپ و گفتی با محمد جلیل عندلیبی و دلایل دوری ۷ ساله اش

گپ و گفتی با محمد جلیل عندلیبی و دلایل دوری ۷ ساله اش       «محمد جلیل عندلیبی» نامی ماندگار …

نوشته گپ و گفتی با محمد جلیل عندلیبی و دلایل دوری ۷ ساله اش اولین بار در پدیدار شد.

گپ و گفتی با محمد جلیل عندلیبی و دلایل دوری ۷ ساله اش

 

 

 

«محمد جلیل عندلیبی» نامی ماندگار در عرصه موسیقی است که نمی‌توان به سادگی از کنار او عبور کرد. این آهنگساز و نویسنده اهل کردستان که آثار ماندگاری را برای هنرمندانی نامی ایران چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و علیرضا افتخاری خلق کرد، مدتی با عزلتی خودخواسته از دنیای موسیقی فاصله گرفت. حالا این نوازنده سنتور به سکوت یک دهه‌ای خود پایان داده و با آلبومی به نام «میهن» با صدای «سالار عقیلی» قصد بازگشت به جامعه هنری را دارد، اثری که نزدیک به ۴۰ سال پیش در اختیار «محمدرضا شجریان» قرار داده شد و قرار است «سالار عقیلی» به بازخوانی این کار بپردازد. عندلیبی که دلی پر درد از فضای حاکم بر موسیقی این سرزمین دارد، با زبانی صریح لب به انتقاد گشود. این پژوهشگر و مؤلف برخی از خوانندگان نسل قدیم و جدید را از دم تیغ تیز انتقادهای خود گذراند. گفت‌و‌گوی سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» با محمد جلیل عندلیبی از سکوت چند ساله او آغاز شد و به موسیقی‌های امروزی رسید که به زعم او شبیه به آلودگی صوتی هستند. ماحصل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

 

* آقای عندلیبی، قرار است به زودی آلبومی را منتشر کنید. به عنوان پرسش ابتدایی می‌خواهیم بپرسیم که چرا در هفت سال گذشته کار نکردید؟

بیشتر عزلت گزیدگی من در واقع به خاطر مسئله کپی رایت است. تصمیم گرفتم فعلا کاری بیرون ندهم. چه فایده؟ من این همه سال روی کار‌هایم زحمت می‌کشم ولی به راحتی کپی و دانلود می‌شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتم کار نکنم. کار کردم ولی اثری بیرون ندادم تا ببینم اوضاع و احوال چگونه می‌شود اما هر چه گذشت شرایط بد‌تر شد. به غیر از «میهن» الان حدود هفت، هشت آلبوم مجوز گرفته و آماده دارم که نام آن‌ها را بعدا می‌گویم. البته اسامی آن‌ها در پوستر آلبوم آقای سالار آمده است. حدود دوازده اثر جدید دارم که هشت اثر مجوز گرفته‌اند و چهار کار هم در مرحله ضبط در استودیو قرار دارند. یعنی من به شدت و انقلابی کار کردم چون عاشق موسیقی هستم.

 

* لطفا در مورد آثار در حال انتشار خود بیشتر توضیح دهید…

بعد از «میهن» آلبوم «تولد دف» با صدای زنده یاد رضوی سروستانی را کار کردم. این کار در دستگاه ماهور ضبط شده و مجوز هم گرفته است. «تولد دف» در کنسرت ۱۳۵۶ نواخته شد. بعد «صبوحی زدگان» را آقای رسول شریفی خواندند که در دستگاه دشتی اصفهان است. این آثار همه مجوز گرفته‌اند. بعد «تُنگ شکر» با صدای دکتر احمد کامیار را کار کردم که مجموعه ۹ تصنیف و قطعه اصیل ایرانی است. «با قدسیان ۴» یا «با عاشقان فرد اعظم» را هم دارم که این اثر دنباله‌‌ همان اثرات «با قدسیان» است و قطعاتی تقریبا آیینی محسوب می‌شوند. کاری هم نداریم که برخی خیلی بدشان آمد چون من در این کار، با موسیقی حرف خدا را زدم. این کار هم تقریبا کاری آیینی است.

 

* فرمودید در ادامه «با قدسیان» آلبومی ساخته‌اید اما نامش را تغییر داده‌اید؟

نه، من تاکنون سه شماره از سری آلبوم‌های «با قدسیان» را منتشر کرده‌ام. کار جدیدم «با قدسیان ۴» است که نام آن را «با عاشقان فرد اعظم» گذاشته‌ام. البته ما فقط یک فرد اعظم داریم و آن هم خدا است. «میهن»، «تولد دف» در کنسرت ۵۶ زنده یاد رضوی سروستانی، صبوحی زدگان رسول شریفی، تُنگ شکر با صدای احمد کامیار، «با قدسیان ۴ – با عاشقان فرد اعظم» به خوانندگی علی اسماعیلی، «صدای تازه ۲» سالار عندلیبی، «یار غزال» که یک اثر کردی اصیل است با صدای آقای صلواتی (کردستانی)، «شارو زنگ» شامل اشعار کردی زنده یاد عباس کمندی، «با قدسیان ۵ – معشوقه ما» این اثر با صدای محمد جلیل عندلیبی یعنی خودم و پسرم، سالار عندلیبی است. «با قدسیان ۶ – شاه مدینه» با صدای محمد شهامت، آخرین اثر هم «عشق و جوانی» با صدای پسر جوانی به نام محمد گل عنبر اهل کرمانشاه که از شاگردان کوچک من است. این آثار آماده هستند که ۸ اثر مجوز گرفته‌اند و تصمیم دارم بعد از «میهن» بیرون بدهم.

 

* البته این موضوع قابل بحث است که موسیقی آیینی هم گاهی اوقات می‌تواند برآمده از بخشی از موسیقی نواحی باشد. معمولا در کردستان و این مناطق، این گونه از موسیقی نواحی را می‌بینیم که برآمده از خانقاه‌ها و مقامات قدیمی موسیقی کردستان است…

من خودم خلیفه زاده‌ام و نوه خلیفه عبدالصمد عندلیبی هستم؛ بزرگواری که نوازنده دف بود و «باز هوای وطنم، وطنم آرزوست» را ساخت. من از سال ۱۳۶۵ به عنوان فصل تازه به خاطر اینکه در تهران پخته شده و دانشجو بودم، یک بخش از موسیقی آیینی و خانقاه کردستان را آوردم و همراه با دف و سه تار اجرا کردم. مثلا «هر کسی کسی دارد، یار نو رسی دارد» یکی از آثار من بود. من از ۱۳۶۵ و بعد از اثرهایی مانند «بی‌قرار» و «بنمای رخ» با صدای شهرام ناظری و «شکوفه‌های جاویدان» شاپور رحیمی که موسیقی سنتی یا اصیل بودند؛ کم کم آمدم موسیقی جدیدی را به نام موسیقی عرفانی کردستان کار کردم که اولین آلبوم در این زمینه «هی گل» بود. اولین آلبوم «با قدسیان» که کار کردم به اسم «هی گل» از‌‌ همان شماره سال ۱۳۶۵ بود. شما ببینید قبل از «گل صد برگ» که در سال ۱۳۶۸ توسط زنده یاد جلال ذوالفنون بیرون آمد، من ارکس‌تر نواحی جدیدی به نام سه تار نوازی را همراه با چهار دف آوردم در تالار وحدت اجرا کردم که ثمره‌اش هم «هی گل» بود.

 

* منظور این بود که وقتی به موسیقی پیش از موسیقی ردیفی دستگاهی ایرانی مراجعه می‌کنیم، یعنی دوره قاجار به این طرف و ماجرای دربار و تهران، پیش از آن بدنه وسیع‌تر و جامع تری به نام موسیقی نواحی دستگاهی داشتیم…

تمام موسیقی دستگاهی ما شامل هفت دستگاه و پنج نغمه، محموعه‌ای از تمام ملودی‌های مذهبی و سنتی و روحوضی و تمام این موارد بوده است. بخشی از آن توسط کلیمی‌ها و بخش دیگری توسط درویش خان، شیدا، محجوبی، صبا و… حفظ شد. بخش دیگرش هم که از آهنگ‌های کردی شامل مقامی‌های کوچک و آهنگ‌های زیبا تشکیل می‌شد. من موسیقی کردستان را چهار بخش می‌دانم. یک موسیقی اصیل یا سنتی کردی که نمونه بارز آن سید علی اصغر کردستانی است؛ همانی که استاد شجریان به صورت غیر مستقیم تمام نوار‌هایش را از سبک سید علی اصغر کردستانی تلمذ می‌کرد. بخش دیگری از موسیقی کردی، عرفانی، بخشی سنتی و بخش دیگر آن موسیقی فولکلوریک است یعنی موسیقی عروسی‌ها و موسیقی که بین مردم وجود دارد چون موسیقی کردستان خیلی وسیع است. بر اساس اینکه زبان اصلی جامعه ما فارسی است، شاید خیلی به موسیقی کردی پرداخته نشده است. این دوازده دستگاه مجموعه‌ای از مقام‌های موسیقی‌های تمام این ۶ ملیت ایران هستند؛ کرد، ترک، عرب، مرکزیت ایران، اصفهان و شیراز. در ‌‌نهایت این موارد را گردآوری کردند. اسماعیل خان قهرمانی اول این کار را انجام داد و بعد توسط نورعلی خان برومند در یونسکو ثبت شد. این بود که دیگر ثبت جهانی شد.

 

* می‌خواهیم به یکی از مهم‌ترین ساخته‌های شما یعنی «میهن» بپردازیم. «میهن» سال‌ها پیش توسط استاد محمدرضا شجریان اجرا شد و سپس شما این کار را در اختیار سالار عقیلی قرار دادید. چه شد که به فکر اجرای مجدد این اثر افتادید؟

من افتخار می‌کنم «میهن» را ساختم. با رویکرد «گل‌های رنگارنگ»، تکنوازی تار استاد امیرحسین رضا و آواز در آلبوم «میهن» مرکب خوانی کردم. این کار با آهنگسازی و تنظیم خودم و خوانندگی سالار عقیلی تهیه شده که واقعا اجرای خوبی داشته است. «میهن» را سال ۱۳۵۹ به استاد شجریان دادم. البته در آلبومی که سالار عقیلی اجرا کرده، کار را به استاد شجریان تقدیم کرده‌ایم. می‌دانید اولین آهنگسازی سنتی اصیل من در سن هجده سالگی بود؟ این کار را به شهرام ناظری دادم؛ تصنیف (من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی) که شعری از سعدی است.

 

* این تصنیف را هم استاد شجریان به صورت آوازی خواندند. درست است؟

بله، شعر‌ها را به معمولا به چند گونه اجرا می‌کنند. من این کار را هجده سالگی در دستگاه ماهور اجرا کردم و بیست و دو سالگی در هنرهای زیبا به شهرام ناظری دادم.

 

* هجده سالگی‌‌ همان دوره‌ای بود که قبل از آمدن به تهران، ارکستر را در دبیرستان راه انداختید؟

بله. خوب به مسائل آگاه هستید.

 

* وقتی فهرست خوانندگانی که با شما همکاری داشته‌اند را می‌بینیم، تفاوت‌های بنیادینی با یکدیگر در رنگ، شکل و فرم صدایی در موسیقی ایرانی دارند. شهرام ناظری صاحب بیان موسیقی منحصر به فرد است و کمتر کسی به فرم او می‌خواند و ماجرای کار با علیرضا افتخاری هم مشخص است. از طرفی خانم پریسا و امروز هم سالار عقیلی در فهرست همکاری با شما قرار دارند. می‌خواستیم بدانیم معیار انتخاب خواننده برای شما چه بوده است؟ آیا فضای کار را در نظر می‌گرفتید و متناسب با آن خواننده را انتخاب می‌کردید یا اینکه دوستی‌ها لحاظ می‌شد؟

بیشتر دوستی‌ها و هم نشینی‌ها بود. ما ۱۰ سال با شهرام ناظری شب و روز خانه همدیگر بودیم. شاپور رحیمی را چرا نمی‌گویید؟ «گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید» را با او کار کردم. با خود شجریان هم همین رابطه را داشتم. من با ایشان خیلی دوست بودم.

 

* به جز «میهن»، کار دیگری با استاد شجریان انجام دادید؟

نه. البته یک سری کار بیات ترک برای او ساختم. ایشان یک کاست برای من در دستگاه بیات ترک آوردند. من آن را زیر و رو کردم و یک کار بیات ترک اجرا کردیم اما درگیر قضایایی شدیم و این همکاری به هم خورد و آن اثر هم ماند. اجرایش هم در استودیو فرهنگ چهار راه جهان کودک ضبط شد. آلبومش پیش خودم است و شاید آن را به سالار عقیلی یا سالار عندلیبی بدهم تا بخواند. این آلبوم یک ساعت کار بیات ترک است. این را هم برای شجریان ساخته بودم ولی دیگر درگیر مریضی شدند و رفتند و سرنوشت‌ها عوض شد. ایشان به خارج سفر کردند و من هم درگیری خانوادگی داشتم و خلاصه قسمت نشد.

 

* دلیل عدم ادامه همکاری با شهرام ناظری چه بود؟

به آثاری که من برای شهرام ناظری ساختم، گوش دهید. فقط «بی‌قرار» من را با «لولیان» و «مطرب مهتاب رو» مقایسه کنید. ببینید من چه قدر از شهرام ناظری کار کشیده‌ام و صدای ژوست و تلفیق‌های درستی به دست آمده است. یعنی خوش گوش‌تر از این چهار اثر نیست. محمد جلیل عندلیبی این ادعا را دارد که دف را سال ۱۳۵۶ به ارکستر آنسامبل ایرانی اضافه کرده است.

 

* معیارتان فارغ از مسائل احساسی برای انتخاب سالار عقیلی برای انجام کار «میهن» چه بود؟ به این دلیل که در سال‌های اخیر به ویژه بعد از اینکه نام سالار عقیلی بر سر زبان‌ها افتاد، با هجمه‌ای از سوی بعضی از افراد روبرو و متهم به تقلید شد. هر چند امروزه سالار عقیلی خواننده شناخته شده‌ای است و به لحاظ اقتصادی حضورش در هر کاری می‌تواند تضمین کننده باشد…

صددرصد. من یک نصیحت برای او دارم. سالار عقیلی حیف است و هر کاری را نباید بخواند. سالار یکی از انسان‌های پاک، شریف، مؤدب، معقول و واقعا پاک است. جدای از صدایش، شخصیت خوبی دارد و این پسر آن قدر درست و پاک است که معیار من برای همکاری بوده است. این پسر اصلا خوش چهره و ماشاءالله خونگرم است. خدا حفظش کند. حالا بگذارید «میهن» بیرون بیاید. امیدوارم دیگر سالار مدت‌ها نخواند چون این پسر حیف است. الان یک خواننده جوان دیگر گول دو موضوع را خورد و با گیتار بیس و این چیز‌ها و اسم‌های عجیب و غریب واقعا نزول کرد. آقا اینکه شما می‌خوانید موسیقیِ جنگ است. موسیقی یعنی آرامش و غذای روح مخصوصا در این دنیای متورم و اقتصادی و جنگ جهانی سوم، موسیقی ما باید عاطفه و آرامش داشته باشد. باید موسیقی رسالت خودش را انجام دهد. آهنگساز‌ها باید موسیقی‌هایی را بسازند که آرمش بدهد و دوستی بیافریند. برای مثال یکی از خواننده های جوان موسیقی ایرانی، اثرهایی که می‌خواند همه بوی جنگ و اضطراب می‌دهد. معلوم نیست منظور از برخی از این کلام‌ها چیست؟ آقا ما مگر جنگ داریم؟ مگر دیوانه شده‌ایم؟ اینکه می‌گویم اینترنت شده بلای جان موسیقی اصیل ایرانی، همین است، آن هم توسط بعضی از آهنگسازان. اولا جوان‌ها متأسفانه فکر نمی‌کنند چون وقت ندارند فکر کنند. همین طوری یک کاری تولید می‌کنند. برخی کار‌ها واقعا پرت و بلا هستند. یکی از خوانندگان سبکی را آورد و خواننده جوان دیگری ماشاءالله تکمیلش کرد؛ یعنی شعر مولانا را له کرد! جالب اینکه چیز دیگری شنیدم که دیگر خیلی بد بود. خدا شاهد است. من با مردم بودم. یک نفر از مردم عامی وقتی این را شنید بلند شد و اصلا حالت جنگ داشت. این بیچاره را چال کردند! متاسفانه یکی دو نفر که نامشان هم خیلی مطرح است بد‌ترین ضربه‌ها را به موسیقی زدند.

 

*برای حرفتان چه استدلالی دارید؟

متأسفانه با قدغن کردن صداهای نابی مثل بنان و شهیدی این اتفاقات رقم خورده است. هفت، هشت سال است که این صدا‌ها آزاد شده‌اند. گلپایگانی، ایرج، عبدالوهاب شهیدی، خوانساری، قوامی، بنان و این صدا‌ها را قدغن کردند و هر چه ماند… البته من در آن دوره کارهای خوبی می‌ساختم مثل برخی کار‌هایم که ‌اصلا سبک دیگری را در موسیقی ایرانی آوردم. یکی از کار‌هایم را که گوش دهید، متوجه می‌شوید یک پنج ضربی لنگی را در موسیقی ایرانی آوردم که قبلا نبود و شهرام ناظری آن را خواند. آن آثار ماندگار شدند. مثل کیش مهر (همی گویم و گفته‌ام بار‌ها…) قبلا اصلا ریتم هفت ضربی در موسیقی ایرانی نبود. این موسیقی هفت ضربی برای زادگاهم کردستان است که به موسیقی ایرانی آوردم و مد شد.

 

*از این بحث بگذریم، اگر مایل هستید اسم نوازندگانی که در آلبوم اخیرتان با شما همکاری کردند را بیاورید…

زیاد هستند. سولیست را فقط بنویسید که استاد امیرحسین رضا، تکنواز تار هستند. نی را هم زنده یاد پارسا احتشامی‌پور نواخته‌اند. به این دو نفر اشاره کنید. سنتور را خودم و عود را هم دخترم، سانوا عندلیبی زده‌ایم. تک نواز تنبک هم سالار عندلیبی بوده است. به خاطر کار «میهن»، من روسفید هستم. برای چه به تقدیم کار به استاد محمدرضا شجریان اشاره کردم؟ به خاطر اینکه مردم سریعا دو کار را با همدیگر مقایسه کنند. آنی که خودم در بیست سالگی سرپرستی کردم به طور قطع با تجربه و دانش امروزی من قابل مقایسه نیست و سالار عقیلی هم که عالی می‌خواند. همه چیز این اجرای جدید از اجرای قبلی خیلی متفاوت است.

 

*آن طور که در پیش خبر آلبوم میهن آمده بود در این اثر مرکب خوانی هم هست. بله؟

بله. «بمیرید، ‌بمیرید در این عشق بمیرید/ در این عشق چو مردید همه روح پذیرید» شعر ناب مولانا تصنیف آخر است. در ضمن از گویندگی ژاله صادقیان هم در این آلبوم استفاده کردیم اما دکلمه نکرده ولی صحبت کوتاهی با مردم در ابتدا و انتهای کار در مورد کپی و دانلود کردند که این یک ساعت کار حاصل هفت، ‌ هشت سال دسترنج هنرمندان است.

 

* یک سری خواننده‌ها قطعاتشان را در سایت‌هایی گذاشته‌اند و امکان خرید این آثار برای مخاطبان به وجود آمده است. با توجه به انتقادهایی که به نبودن قانون کپی رایت در ایران دارید به نظرتان این امکانات می‌تواند دردی از هنرمندان دوا کند؟

در اینترنت همه شیطان بازی‌ها و حق کشی‌ها صورت می‌گیرد. بالاخره باید کاری کرد. شاید این امکان بتواند راه چاره‌ای هر چند کوچک برای صیانت از حقوق هنرمندان باشد. ما نباید بگذاریم حقمان خورده شود.

نوشته گپ و گفتی با محمد جلیل عندلیبی و دلایل دوری ۷ ساله اش اولین بار در پدیدار شد.

میثم محمدحسنی: موسیقی ارث پدری هیچ‌‌کس نیست

میثم محمدحسنی: موسیقی ارث پدری هیچ‌‌کس نیست موسیقی ارزشی و انقلابی در کشور در سال‌های اخیر به شکلی سازمان‌یافته‌تر پیگیری و …

نوشته میثم محمدحسنی: موسیقی ارث پدری هیچ‌‌کس نیست اولین بار در پدیدار شد.

میثم محمدحسنی: موسیقی ارث پدری هیچ‌‌کس نیست

موسیقی ارزشی و انقلابی در کشور در سال‌های اخیر به شکلی سازمان‌یافته‌تر پیگیری و تولید می‌شود فعالیت مؤسسات فعال در این حوزه ابتدا چندان جدی گرفته نشد و استقبال مردمی قابل توجهی هم به دنبال نداشت. اما ورود جوانان باانگیزه و پرانرژی به این حوزه، در کنار احساس لزوم توجه به ستاره‌ها و محبوبیت‌شان در این زمینه، موجب شد تا رفته‌رفته فعالیت‌های این سازمان‌ها جدی‌تر شود و هم‌زمان، استقبال مردمی از این آثار نیز شدت گرفت.

حالا -به قول خودشان- «بچه انقلابی‌ها» آمده‌اند تا با رویکرد «محتوامحور»، آثارشان را روانه بازار موسیقی کنند و دل مخاطبان دغدغه‌مند این حوزه را به دست بیاورند. «میثم محمدحسنی» (برادر کوچک‌تر «احسان محمدحسنی»، مدیر مؤسسه رسانه‌ای اوج)، از جمله پیشروان این نسل است که پس از انتشار آلبوم «دلصدا» با حضور ستاره‌های پاپ، این روزها فعالیت زیادی دارد که بهانه اصلی این گفت‌وگو است؛ گفت‌وگویی که نمی‌شد در آن درباره چهره‌های جنجالی سال‌های اخیر سخن به میان نیاید.

***

* لطفاً ابتدا کمی درباره پیشینه فعالیت‌های مؤسسه «دلصدا» و آغاز فعالیت مؤسسات تولید موسیقی ارزشی و انقلابی بگوئید. جرقه این فعالیت‌ها از کجا زده شد و با چه اهداف و ذهنیتی آغاز به کار کرد؟

این توضیح در پاسخ به سؤال شما مهم و حیاتی است که به جز مؤسسه «دلصدا» و اخیراً «مرکز آوای انقلاب اسلامی» (مأوا)، مؤسسات تولید موسیقی به این اسم واقعاً نداریم. این مؤسسات هم به سبب خلأ خیلی جدی که در حوزه موسیقی احساس می‌شد، شروع به کار کردند. موسیقی پاپ و ایرانی در این سال‌ها بیشتر به سمت مسائل عاشقانه و خاص می‌رفت و ما با آسیب‌شناسی این موضوع، احساس کردیم که باید به این عرصه ورود کنیم؛ چون پیش از این نیز در بدنه حزب‌اللهی جامعه، حوزه موسیقی چندان جدی گرفته نمی‌شد. به همین دلیل، به صورت سازماندهی‌تر و رسمی‌تر سعی در رصد بازار و شروع رسمی فعالیت در این حوزه کردیم و تمام سعی ما تولیداتی در بهترین کیفیت از نظر محتوایی و ساختاری بود. اگرچه بدنه تولیدکننده در این مؤسسات، بدنه‌ای مردمی است اما از سوی سازمان‌ها و ارگان‌های مختلفی که حامی موسیقی انقلابی و ارزشی هستند، حمایت‌هایی صورت می‌گیرد و این موضوع، تعامل سازنده‌ای را بین مجموعه تولیدکننده و حامیانش به وجود آورده است. اگر قرار باشد صریح‌تر جواب سوال‌تان را بدهم، باید بگویم استارت کار تولید متفاوت در حوزه فراارزشی را مؤسسه و سازمان «اوج» و سازمان «سراج» زدند و بعدها «دلصدا» و «نصر تی‌وی» ادامه‌دهنده راهش بودند. البته دوستان «دلصدا» و مجموعه «نصر تی‌وی» همان زمان با اسم سازمان «اوج» کار تولید می‌کردند.

* انتشار آلبوم «دلصدا» نخستین فعالیت جدی و رسمی‌ بود که در این زمینه سراغ ستاره‌های حوزه موسیقی پاپ رفت و نگاه‌ها را به خود جلب کرد. آن جرقه آغازی بود برای این حرکت.

ستاره‌محور بودن آلبوم «دلصدا» جزء اهداف‌مان بود و خودمان می‌خواستیم این ستاره‌ها کنار یکدیگر بیایند و در مورد یک موضوع واحد بخوانند و به نظرم اتفاقات خوبی را رقم زد. ممکن است به مذاق کسانی خوش نیاید که خوانندگان تراز اول کشور بیایند و درمورد موضوعات مقدس و مذهبی بخوانند، ولی اکثریت مردم و بدنه علاقه‌مند به موسیقی و طرفدار کشور، خیلی از آن آلبوم استقبال کردند و به نظرم یکی از برگ برنده‌های کار این بود که ستاره‌ها آمدند و از دفاع مقدس و شهدا خواندند. ما به آلبوم شماره یک بسنده نکردیم و آلبوم شماره دو را هم با موضوع امام زمان (عج) تولید کردیم که باز هم ستاره‌ها آن را خوانده بودند. از نظر من این کارها سفارشی نبود چون خواننده‌ها کسانی بودند که از قبل با آن‌ها صحبت کرده بودیم و به موضوعی که می‌خواندند، اعتقاد داشتند. اگر کار بخواهد سفارشی باشد و خواننده، اعتقادی به چیزی که می‌خواند نداشته باشد، کار ارزشی نیست و تجربه نشان داده خواننده‌هایی که اعتقادی ندارند، نمی‌توانند موضوعی را بخوانند و به نظرم آلبوم دلصدای ۱ و ۲ اتفاق خوبی بود.

* یعنی حضور ستاره‌ها در این آلبوم از پیش تعیین شده و کاملاً برنامه‌ریزی شده بود؟

استفاده از ستاره‌های پاپ در آلبوم «دلصدا۱» آگاهانه و هدف‌گذاری شده بود. ما می‌خواستیم ستاره‌ها و ژنرال‌های پاپ بیایند کنار هم و از شهدا و دفاع مقدس بخوانند. در آلبوم شماره ۲ هم این کار را کردیم و به سراغ ستاره‌ها رفتیم. هیچ کدام این کارها سفارشی نبود، چون خودتان بهتر می‌دانید که اگر خواننده اعتقادی نداشته باشد، به خاطر ریزش طرفدارهایش هم که شده، حاضر نیست هر موضوعی را بخواند. شک نکنید که حضورشان با اعتقاد قلبی و پیشینه مذهبی و عِرق ملی خواننده‌ها بود.

* این آغاز قطعاً واکنش‌هایی را هم در مواجهه با ستاره‌محوری آلبوم در آن زمان در خود داشت. این واکنش‌ها آیا باعث عقب‌نشینی شما نشد؟

سوال‌تان را با یک مثال پاسخ می‌دهم. موزیک‌ویدئوی «لبیک» در اولین سال جشنواره «ققنوس» ارائه شد که شاید خیلی سمت‌وسوی یکسانی هم با ما نداشت. به‌هرحال ما با بدنه دولت اختلاف سلیقه‌هایی داریم، ولی دیدیم که در این جشنواره، موزیک‌ویدئوی «لبیک» به مقام اول رسید و این نشان می‌دهد ما در انتخاب فرم، به نتیجه مطلوب رسیده‌ایم که هم داوران و هم کسانی که در سالن بودند و خبرنگاران رسانه‌ها، یک دقیقه ایستاده برای این موزیک‌ویدئو دست می‌زدند. کسانی که حتی شاید محتوای این موزیک‌ویدئو -که در مورد مدافعان حرم بود- را هم قبول نداشته باشند، ولی آن‌قدر این کار قوی ساخته شده بود که یک دقیقه برای آن دست زدند.

* این یعنی انتقادها باعث شد شما به لحاظ تکنیکی خودتان را قوی‌تر کنید؟

موسیقی ارث پدری هیچ‌کس نیست و متعلق به همه است. اینکه یک‌سری دوستان مخالف نظام و انقلاب به مذاق‌شان خوش نیاید که ما به این عرصه ورود کرده‌ایم، مشکل خودشان است. اگرچه ما همیشه سعی کرده‌ایم دست هر کسی که به موسیقی ارزشی (چه مذهبی و چه ملی) بپردازد را بفشاریم. ما کارمان را انجام می‌دهیم؛ حالا عده‌ای می‌خواهد خوش‌شان بیاید یا نیاید. ما معتقدیم موسیقی متعلق به همه است و تلاش می‌کنیم که موسیقی پاک را به مردم عرضه کنیم و مردم از موسیقی پاک لذت ببرند، نه موسیقی لهو و لعب.

* به مرور با سازمان یافتن مؤسساتی چون «اوج»، «دلصدا»، «مأوا»، «نصر تی‌وی» و… موسیقی ارزشی در کشور با جدیت بیشتری از همیشه تولید می‌شود. اولویت‌بندی‌های شما برای تولید یک اثر موسیقی ارزشی و انقلابی حول و حوش چه سرفصل‌هایی است؟

شکل‌گیری و شروع کار توسط بچه‌های «نصر تی‌وی» و «دلصدا» بود و تحت حمایت سازمان «اوج» و «سراج» که با همان لیبل و تگ، کارها را تولید می‌کردیم و از ابتدا هدف‌گذاری ما این بود که خودمان را از بدنه جامعه جدا ندانیم و سازمانی امنیتی نباشیم و می‌دانستیم که تولیدات موسیقی ارزشی که تاکنون تولید شده، چه خلأهایی دارد و نقاط ضعف آن چیست. نکته دیگر هم اینکه در تولید موسیقی و موزیک‌ویدئو ما دو چیز را در اولویت قرار داده‌ایم. یکی محتوا و دیگری فرم که هر دو برای ما مهم است. در گذشته، کارهایی که توسط صدا و سیما یا جاهای مختلف تولید می‌شد، فقط به محتوا می‌پرداختند و در آنها فرم جدی گرفته نمی‌شد. هنوز هم که هنوز است، از این قبیل کارها در تلویزیون و خیلی جاهای دیگر می‌بینیم. کارهای سفارشی که فقط محتوا برایشان مهم است و به نظر من در محتوا هم خیلی دقت نمی‌کنند. چون شعرهای کلیشه‌ای و ضعیفی دارند. ما سعی کردیم که خودمان را به ایده‌آل نزدیک کنیم که هم محتوای قوی داشته باشیم و به شعور و سلیقه مردم هم نزدیک باشیم و دوم اینکه فرم‌مان هم فرم روز دنیا باشد، نه فرم کلیشه‌ای سازمان‌های تولیدی پیش از این. سعی کردیم اگر محتوای خوبی تولید می‌کنیم و شعر خوبی داریم، حتماً در کنارش موزیک‌ویدئوی قوی هم باشد. اگر یک ترانه و ملودی خوب داریم، باید حتماً در کنار یک تصویر خوب باشد. این تلفیق فرم و محتوا، به ما در تولید آثار ماندگار کمک زیادی کرد.

* حضور شما در حوزه موسیقی رپ، جنجالی‌ترین اتفاقی بود که در سال‌های گذشته رخ داد و موزیک‌ویدئوی «انرژی هسته‌ای» با صدای امیرحسین مقصودلو واکنش‌های فراوانی را در رسانه‌ها باعث شد. استارت این موضوع از کجا زده شد و چرا به صورت خاص «امیر حسین مقصودلو»؟

به نظرم در گذشته نسبت به موسیقی رپ شناخت درستی نبود و هنوز هم خیلی‌ها شناخت درست و عمیقی از آن ندارند. موسیقی رپ یک موسیقی اعتراضی است و پیشینه‌اش به سیاه‌پوست‌های آمریکا برمی‌گردد که به حاکمیت و استکبار آمریکا معترض بوده‌اند. هنوز هم آنجا موضوع خیلی از تکست‌های رپ، اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا است. این یک سبک موسیقی است و چه ایرادی دارد که رپ هم کار کنیم؟ بالاخره رپ یکی از حوزه‌های پرطرفدار و یکی از ژانرهای تأثیرگذار موسیقی در دنیا است و میان بچه‌های متولد دهه ۷۰ و ۸۰ به شدت مورد استقبال. یکی از شعارهای ما و انقلاب این است که برای همه اقشار جامعه، برنامه و حرف دارد و ما هم باید برای طرفداران رپ حرف و مطلب می‌داشتیم. به همین دلیل، تحقیقات‌مان را شروع کردیم که از خواننده‌های درجه‌یک موسیقی رپ استفاده کنیم و به «امیرحسن مقصودلو» رسیدیم. امیر تتلو قبل از اینکه ما به سراغش برویم، استارت خیلی از کارهای پرمحتوا و فاخر را زده بود که کار «انرژی هسته‌ای» و «شهدا» از آن جمله بودند. این دو کار به هیچ وجه سفارش ما نبود و امیر، خودش آن‌ها را تولید کرده بود که ما گوش دادیم و از آن استقبال کردیم و قرار شد که موزیک‌ویدئوی این دو کار را برایش بسازیم.

اگر چه در این یک سال، به خاطر همان دو کلیپ که با امیر تتلو تولید کردیم، فشار زیادی به مجموعه آمد و توأمان هم استقبال‌های زیادی از آنها شد. چه حکومتی و سازمانی و چه مردمی، تشویق زیادی هم شدیم و اتفاقات خوب زیادی رخ داد. از طرف دیگر هم انتقاد زیادی -چه حکومتی و چه مردمی- شده که به نظرم کفه تشویق‌ها سنگین‌تر بود. این را هم باید اضافه کنم که حمایت از کارها و تولیدات امیر تتلو به این معنی نبوده و نیست که ما همه رفتارهای او را تأیید می‌کنیم. امیر مثل هر کس دیگری، می‌تواند اشتباه داشته باشد و یا کار خوب از خودش به جا بگذارد و ایراداتی دارد که با خودش هم خیلی بحث کرده‌ایم. اما کارهای خوبی هم انجام می‌دهد که موظف هستیم از آن حمایت کنیم و باید برای این نوع موسیقی پاک در حوزه رپ برنامه داشته باشیم.

* دست گذاشتن مجموعه‌ای مثل شما روی خواننده‌ای مثل «امیرحسین مقصودلو» که حواشی زیادی در زندگی هنری و شخصی‌اش داشته، از آن اتفاقاتی بود که کمتر کسی باور می‌کرد. این همکاری به نوعی «مصادره به مطلوب» برای شما به حساب نمی‌آمد؟

من جواب این سوال را در صحبت‌های قبلی‌ام خدمت‌تان دادم. حمایت از امیر تتلو به این معنا نبود که ما همه رفتارها و زندگی شخصی او را تأیید می‌کنیم و هیچ کجای دنیا هیچ عقل سلیمی این‌گونه رفتار نمی‌کند. حتی خواننده‌های بی‌حاشیه هم ممکن است در زندگی شخصی‌شان اتفاق‌هایی بیفتد که خیلی قابل تأیید نیست ولی شما موظف هستید که به دنبال جریان انقلابی و بدنه طرفدار انقلاب، از هر کار انقلابی حمایت کنید؛ چه امیرحسین تتلو باشد و چه خواننده‌های دیگر. ما تلاش کرده‌ایم و می‌کنیم و خواهیم کرد که مسائل حاشیه‌ای در زندگی شخصی هنرمندان عزیزمان مرتفع شود.

* ظاهراً سراغ چهره‌های دیگری از این نوع موسیقی نیز رفته‌اید. این موضوع صحت دارد؟

ما ابایی نداریم که موسیقی پاک را با خواننده‌های دیگر دنبال کنیم. هر کس که با او مخرج مشترک داشته باشیم و مردم و انقلاب به او علاقه‌مند باشند، حتماً با او کار می‌کنیم و هیچ مشکلی از این بابت نیست.

* همکاری با این چهره‌ها و انتشار آثار ارزشی با صدای این خواننده‌ها، قرار است به اخذ مجوز برای فعالیت‌های رسمی آنها ختم شود؟

اصلاً این‌گونه نیست. ما با خواننده‌هایی که کار کردیم، اکثراً از قبل مجوز تولید داشتند و به ندرت هم بودند کسانی که با ما همکاری کردند و بعد مجوز گرفتند و اصلاً به ما ربطی نداشت. ما مرجع صدور مجوز نیستیم و این کار به عهده وزارت ارشاد است و اصلاً کسی با این هدف به سراغ ما نمی‌آید. چون می‌دانند که ما برای صدور مجوز نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.

* از سوی دیگر ستاره‌های زیادی از قبیل محسن چاوشی، مهدی یراحی، رضا صادقی، فرزاد فرزین، غلام کویتی‌پور و… امسال آثار مناسبتی و محرمی را تحت امتیاز این مؤسسات ارزشی و انقلابی منتشر کردند. به نظرمی‌رسد خواننده‌های پاپ هم با دیدن میزان کیفیت کاری این مؤسسات، بیشتر راغب به همکاری با شما هستند.

بله، به لطف خدا کارهایی که ما برای حوزه موسیقی و کارهای مذهبی داشتیم، همگی با استقبال خواننده‌ها شکل گرفته و این‌گونه نبوده که ما سفارش بدهیم و خواننده با اکراه بخواند. خود خوانندگان به این حوزه علاقه‌مند بوده و ورود کردند. اینکه کسی راغب باشد و بیاید، ما دستش را می‌بوسیم و دوستان دیگر هم که تمایل دارند با مجموعه همکاری کنند، می‌توانند وارد این میدان شوند و حتماً ما در کنارشان هستیم و به آن‌ها کمک می‌کنیم که کارشان به عرصه تولید برسد. در حوزه کارهای مذهبی، در این چند سال آن‌قدر تولید شده که توسط این مجموعه‌ها که اسم بردید، حداقل برای ۱۰ سال آینده صدا و سیما و جاهای مختلف کار دارند که بتوانند استفاده کنند.

* انتشار موزیک‌ویدئوی «حریم حرم» با صدای حاج غلام کویتی‌پور هم از اتفاقات جالب امسال بود. لطفاً درباره این پروژه و بازتاب‌های آن هم صحبت کنید.

آقای کویتی‌پور از پیشکسوتان عرصه موسیقی انقلابی هستند که در سالیان جنگ و دفاع مقدس، در خدمت مردم بودند و متأسفانه نمی‌دانم به چه دلایلی در این چند سال اخیر کم‌فروغ بوده‌اند. ما احساس کردیم از ایشان استفاده کنیم و ترانه و موزیک‌ویدئوی «حریم» با موضوع مدافعان حرم ساخته شد. البته من از آقای کویتی‌پور خیلی بیشتر از این‌ها انتظار دارم و سعی می‌کنیم در کارهای بعدی قوی‌تر باشیم.

* انتشار آلبوم رسمی «حامد زمانی» هم ظاهراً تحت مدیریت هنری شما در حال انجام است. این پروژه به کجا رسیده؟

قرارداد آلبوم حامد زمانی را امضا کرده بودیم و در حال تولید است. اما قرار نیست ما به عنوان تهیه‌کننده آلبوم حامد زمانی حضور داشته باشیم. سازمان اوج و سازمان سراج در بخشی از تولید این آلبوم حمایت کرده بودند و نه در بودجه کل آلبوم. حامد زمانی مستقلاً آلبوم را تولید می‌کند و فکر می‌کنم امسال منتشر شود. ما در کنار او بودیم و هم به لحاظ فکری و هم محتوایی سعی کردیم تا جایی که می‌توانیم در کنارش باشیم؛ چون فکر می‌کنم جزء اولین آلبوم‌های تمام ارزشی اجتماعی و سیاسی است که به بازار خواهد آمد. حامد در شکل‌گیری مؤسسه «دلصدا» از همان ابتدا بود و نقش زیادی داشت و همکاری ما با او همیشه ادامه خواهد داشت و از این همکاری انرژی خوبی داریم.

* از برنامه‌های آینده‌تان هم بگویید. آیا برنامه‌ای برای برگزاری جشنواره‌های موسیقی ارزشی و انقلابی دارید؟

فعلاً در برنامه ما نیست که در جشنواره‌ها بخواهیم کار خاصی انجام بدهیم و مشغول تولیدیم و کارهای بزرگی در دست اقدام داریم که ان‌شاءالله متعاقباً از طریق سایت موسیقی ما اعلام می‌کنیم.

نوشته میثم محمدحسنی: موسیقی ارث پدری هیچ‌‌کس نیست اولین بار در پدیدار شد.

حامی: در این کنسرت قطعاتی را می خوانیم که مردم با آنها خاطره دارند

حامی: در این کنسرت قطعاتی را می خوانیم که مردم با آنها خاطره دارند «حامی» خواننده آلبوم «یک لحظه عاشق شو»، …

نوشته حامی: در این کنسرت قطعاتی را می خوانیم که مردم با آنها خاطره دارند اولین بار در پدیدار شد.

حامی: در این کنسرت قطعاتی را می خوانیم که مردم با آنها خاطره دارند

«حامی» خواننده آلبوم «یک لحظه عاشق شو»، نیمه اول اسفند ماه سال جاری در تالار وحدت شهر تهران برای دوستدارانش به اجرای برنامه می پردازد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «پرشین سانگ»، حامی که ماه گذشته کنسرت «یلدای حامی» را در همین سالن روی صحنه برده بود، درباره جدیدترین اجرای خود معتقد است: «در این کنسرت قرار بود با هفت نفر برنده مسترکلاس آوازى که پارسال برگزار شد شرکت کنیم. قرار بود در کنسرت آذر ماه این اتفاق بیفتد. برای کنسرت ٧ و ٨ اسفند ماه هم که مجوز گرفتم و قرار بود بچه ها مشترکا روی استیج بخوانند که هنوز قطعه موسیقى باکلامى که قرار بود ضبط کنیم آماده نبود. به هر ترتیب قرار شده که در این کنسرت روی استیج نباشند و در کنسرت بعدی روی این پروژه عملی شود. علاوه بر این قرار بود من با مهدی محمدی یک قطعه در کنسرت اسفند ماه بخوانم و به دلیل اینکه مجوز آن هنوز صادر نشده است ایشان هم برای این کنسرت روی استیج نمی آید. قرار است باز هم قطعاتی که مردم با آن خاطره داشته و دوستشان دارند در این کنسرت خوانده شود. همچنین قطعه جدیدی که قرار بود دو ماه پیش منتشر شود ولی با قانون جدید ارشاد منتشر نشد را در این کنسرت اجرا می کنم. حال و هوای اجرای ۷ و ۸ اسفند شبیه به کنسرت های قبلی است و شباهتی که با کنسرت های قبلی من دارد این است که تغییرى در ارکستر و سازبندى قطعات ایجاد نشده. تهیه کنندگان این کنسرت در شرکت «کامیاب بهاران» هم کارشان را خوب بلدند و در بهترین حالت همه چیز را مدیریت کرده اند. با همدگیر به تعاملاتی رسیدیم و فکر می کنم یک سال آینده را ما می توانیم کنار هم کار کنیم. با توجه به بلیت فروشی خوب و واکنش های خوبی که از اجراهای قبلی گرفتم سعی کردیم همه چیز شبیه به اجرای قبلی باشد. به دلیل نتیجه خوبی که قبلا گرفتیم سعی می کنیم که همه اتفاقات مشابه قبل باشد.»

حامی همچنین درباره اجرای قطعات قدیمی تر که مردم با آنها خاطره دارند نیز گفت: «اگر بخواهیم درصد بگیریم از هر صد نفر ممکن است یکی دو نفر یا ده نفر راضی نباشند. و اینکه ما در اجرا هم درمورد زمان و هم درمورد اجرای قطعات محدودیت داریم. تجربه من در کنسرت های قبلی می گوید مردم قطعاتی را می پسندند که با آن خاطره دارند. گاهی خواننده این کار را نمی کند و آلبوم جدید و قطعات جدیدش را روی استیج می برد که من این کار را در سال های اخیرم انجام داده ام و قطعات تازه منتشر شده را خواندم. کنسرت قبلی من هم با قطعه “زمستون” که تازه منتشر شده بود آغاز شد و من نمی دانم منظور چیست. من از هر آلبوم که منتشر شده بود چند قطعه اجرا کردم. مضاف بر اینکه از آلبوم “دو نیمه رویا” که نسبت به قطعات جدیدم درخواست بیشتری داشت ۴ قطعه اجرا کردم. چون می دیدم که در کنسرت های قبلی از این آلبوم دو قطعه اجرا کردم و به همین دلیل دو قطعه دیگر از این آلبوم اضافه کردم. این را هم اضافه می کنم که اگر ۵۱ درصد مردم از من راضی باشند یعنی من کارم را به خوبی انجام داده ام. اما من مطمئنم که در کنسرت آذر ماه تقریبن ٩٠ درصد مخاطبانم راضی هستند. قبلا بخاطر کاستی هایی که در تیم اجرایی و برگزار کنندگان کنسرت و تبلیغات وجود داشت من خیلی راضی نبودم و حتی طرفدارانم نسبت به این درصدی که گفتم بیشتر ناراضی بودند اما در کنسرت اذر بیشتر مردم راضی بودند و موزیکی که روی استیج بردم به دلیل تمرین ها و برنامه ریزی درست از همیشه تمیزتر بود و خودم هم به نسبت سال های قبل بهترین اجرا را داشتم. برای کنسرت اسفند هم کارهای جدیدم را می خوانم و می خواهم به آلبوم “دو نیمه رویا” بیشتر تکیه کنم تا به هر ترتیب مردم راضی باشند.»

این خواننده در انتهای صحبت های خود نیز درباه انتشار قطعات و آثار جدیدش در اواخر امسال و سال آینده نیز گفت: «حتما این اتفاق می افتد و تک آهنگ ها را منتشر می کنم. در سال آینده قطعات جدید من حتما بیشتر خواهد شد. من در ابتدا برای حضور در بازار انتشار تک قطعات که هیچ بازگشت مالی ای نداشت، مخالف بودم اما اکنون با شناخت طرفدارانم و انرژی زیادی که برای من می گذارند به خصوص در کنسرت قبلی که از شهرستان هم برای اجرای من آمده بودند تصمیم گرفتم که بیشتر به موسیقی و طرفدارانم فکر کنم و حتما برای آن ها با انتشار تک آهنگ و آلبومم انرژی بیشتری خواهم گذاشت.»

گفتنی ست کنسرت حامی در تاریخ ۷ و ۸ اسفند در تهران و تالار وحدت به همت موسسه «کامیاب بهاران» و تهیه کنندگی «علی حق شناس» برگزار خواهد شد و بلیت فروشی آن نیز از طریق سایت های معتبر آغاز شده است.

نوشته حامی: در این کنسرت قطعاتی را می خوانیم که مردم با آنها خاطره دارند اولین بار در پدیدار شد.